'تجاوز گروهی' در ایرانشهر، روند رو به رشد خشونت علیه زنان

آزاده دواچی، فعال حقوق زنان در یادداشتی برای صفحه ناظران به چرایی تکرار پدیده تجاوز در شهرهای مختلف ایران پرداخته و همچنین پیامدهای آن برای قربانیان.

حق نشر عکس ugc
Image caption فرهنگ غیرت و ناموس در جامعه راه را برای هر نوع رونمایی از این چنین فجایعی باز می دارد

در چند روز گذشته خبری مبتنی بر تجاوز به زنان در ایرانشهر، موجی از انتقادات و اعتراض های متفاوت را ایجاد کرد تا آنجا که منجر به تجمع عده ای از شهروندان این شهر در مقابل فرمانداری شد. با این خبر بار دیگر بحث تجاوز و خشونت رو به رشد علیه زنان در جامعه امروز ایران مطرح شد. این در حالی بود که پیش تر هم اخبار دیگری مبنی بر تجاوز به دختر ۵ ساله در خمینی شهر و تجاوزهای مشابه آن هم منتشر شده بود.

سؤالی که مطرح می شود این است که چرا با وجود حکم سنگینی که برای تجاوز به عنف در قانون جزایی ایران تعبیه شده است، این پدیده شوم اجتماعی همچنان قربانی می گیرد؟ چرا دولت ایران همچنان با انکار و سرباز زدن از پرداختن به این مسأله در فکر راهکاری اساسی برای برخورد با آن و آگاهی رسانی در این خصوص نیست؟

قطعا معضل اجتماعی تجاوز، ویژگی های پیچیده خودش را دارد و نیاز به آسیب شناسی مفصلی دارد، اما مهمترین ویژگی آن که در همه موارد موجود است و به خصوص در میان قربانیان در جوامعی مثل ایران مشترک است، آشکار نکردن آن از ترس آبرو به دلیل حفظ عزت و شرافت خانوادگی است.

در جامعه مردسالاری مثل ایران که بافتهای پیچیده سنت و مذهب آن چنان به هم گره خورده است که به سختی می توان راهکاری از میان آن جست، اکثر قربانیان تجاوز مایل به افشای آن نیستند. متجاوز که از قضا در همین جامعه رشد کرده است، با علم به همین مسأله و تکیه بر آن، قربانی خود را از همین جامعه انتخاب می کند، چرا که می داند درصد کتمان جرم او از سوی قربانی بسیار زیاد است و به دلایل سنتی، شانس برملا شدن این فاجعه کم است. این مسأله حتی در افزایش تعداد قربانیان هم بی تاثیر نیست. هرچه قدر قربانیان کمتر راز این جنایت را برملا کنند، متجاوزان طعمه های بیشتری را به دام می اندازند. فرهنگ غیرت و ناموس در جامعه راه را برای هر نوع رونمایی از این چنین فجایعی باز می دارد.

مسأله دیگر،به خصوص در جوامع کوچکتر و با بافت سنتی تر، مسأله شکاف جنسیتی میان زن و مرد است. فرهنگی که جنسیت مرد، جنسیت غالب است و زن کاملا در مقام پایین تری نسبت به او قرار دارد. این شکاف جنسیتی اجازه هر نوع مداخله خشونت آمیزی را به مرد در رابطه میان زن و مرد می دهد، این مسأله از محیط خصوصی افراد شروع می شود و حتی در محیط عمومی هم اتفاق می افتد، چرا که تن زن باید سرکوب شده و پنهان نگاه داشته شود. در نتیجه میل به نهادینه کردن مردسالاری و رفتارهای مردانه در جامعه و سرکوب بدن زن اتفاق می افتد. به این معنی که در این ساختار، تن زنان عامل انحطاط اخلاقی بسیاری از رفتارها است.

ساختار غالب جامعه به جای محکوم کردن متجاوز، میل به محکوم کردن نوع پوشش زنان و سرکوب آن برای جلوگیری از اتفاق های مشابه را دارد. ایدئولوژی "زنان مقصرند" در واقع محور این نگاه است، زنان حافظ اخلاقیات جامعه هستند و اگر مورد تجاوز قرار می گیرند، این آنها هستند که متجاوز را تحریک کرده اند و به آنها این مجوز را می دهد. این ایدئولوژی آن چنان قوی است که حتی به صورت تلویحی در سخنان برخی از مسئولان هم می توان آن را دید.

مجوز دادن به هر نوع هتاکی به حریم زن در ملا عام، رفتارهایی از جمله متلک گفتن، آزار و اذیت های جنسی، برخوردهای فیزیکی در خیابان و ترمز زدن در خیابان پای هر زنی، نمونه ای از این رفتار است. زمانی که زنان به دلیل این رفتار تنبیه می شوند که "این شما بودید که اگر درست لباس می پوشیدید، در خیابان مورد آزار قرار نمی گرفتید"، نهایتا موجب می شود که هر مردی در همان جامعه به خود مجوز هر رفتاری را نسبت به زنان حتی در محیط عمومی بدهد.

رفتارهایی از این جنس نه تنها با برخورد قانونی مواجه نمی شوند، بلکه عموما زنان سرزنش می شود و به بهانه حفظ اخلاقیات جامعه حتی به دلیل حجاب و پوشش دستگیر هم می شوند. همین عامل اصلی به وجود آورنده متجاوز در ساختار جامعه و نهادینه کردن آن است. با نگاهی به تاریخچه اتفاقات افتاده، آنچه که قابل توجه است، این است که این پدیده در خانواده های سنتی تر بیشتر اتفاق می افتد. جایی که شکاف سنتی میان زن و مرد نهادینه شده و از سوی اکثریت آن جامعه کوچک پذیرفته شده است.

بیشتر بخوانید:

اما از دیگرعوامل عدم وجود آموزش های لازم برای شناساندن معضلات جامعه و سرپوش گذاشت برآنها به جای حل آنها است. رسانه های مردمی عموما به این مسأله به صورت مشخص و آموزشی نمی پردازند. برنامه های خاصی برای تحلیل و آسیب شناسی این پدیده در رسانه ها جایی ندارند. آموزش و آسیب شناسی این مسأله برای بالا بردن آگاهی عمومی می توانند بسیار اثر گذار باشد. جنبه آموزشی در خصوص تجاوز چند وجه دارد، اول آموزش به فرزندان از سنین کودکی با زبان ساده که چه طور رفتار آزارگر را بشناسند و مهتر از آن کتمان نکنند. مسأله دوم در خصوص خانواده هاست، آموزش به خانواده ها برای پذیرفتن قرد قربانی و حمایت از او و دوم کتمان نکردن آن به دلیل حفظ ارزش و اعتبار و آبرو.

Image caption به نظر می رسد که تا زمانی که راهکارهای مشخص و عملی به کار گرفته نشود، تجاوز در ایران همچنان قربانی خواهد گرفت و تنها راه آن نیاز به راه اندازی سازمان های مربوط برای حمایت از قربانیان و آموزشهای لازم به خصوص در شهرهای با بافت سنتی تر است

متاسفانه قوانین ایران تنها با ارائه اعدام برای متجاوز و عدم راهکارهای علمی و عملی در این خصوص نتوانسته است از شدت این پدیده اجتماعی در سالهای گذشته کم کند. بلکه به دلیل دو قطبی شدن جامعه ایران یعنی سنت-مدرنیته ، بحران های موجود جوانان و نبودن آموزشهای لازم این پدیده شوم اجتماعی ممکن است افزایش یابد.

شاید بهترین راهکار عملی در حال حاضر آموزش از طریق رسانه های اجتماعی، مدارس و سازمان ها است. فرد قربانی تجاوز نیازبه دلیل تجربه ای که داشته است نیاز به حمایت شدید جامعه و اطرافیان دارد. قربانی تا مدتها نمی تواند به زندگی عادی خود بازگردد و این تنها با راهکارهای روانشناختی و حمایتهای عاطفی برای جلوگیری از سرخوردگی و بازگشت او به اجتماع به دست می آید.

به نظر می رسد که تا زمانی که راهکارهای مشخص و عملی به کار گرفته نشود، تجاوز در ایران همچنان قربانی خواهد گرفت و تنها راه آن نیاز به راه اندازی سازمان های مربوط برای حمایت از قربانیان و آموزشهای لازم به خصوص در شهرهای با بافت سنتی تر است.