زنان و درهای نیمه باز 'آزادی'

باز شدن درهای استادیوم آزادی بر روی زنان پس از چهار دهه برای تماشای بازی ایران/ اسپانیا در جام جهانی با واکنش های فراوانی روبرو شد. تعدادی از روزنامه نگاران و تحلیل گران برای صفحه ناظران در این باره نوشته اند.

حق نشر عکس EPA
Image caption ورود زنان به ورزشگاه آزادی درست ساعتی قبل از شروع بازی اسپانیا با ایران که به زعم یکی از زنان پلاکارد در دست در استادیوم، نشانگر "ورزشگاه آزادی آزاد شد" یا به قول راموس بازیکن تیم ملی اسپانیا "زنان ایران برنده اصلی این مسابقه" شدند، بیش از هرچیز نشانگر بحران در ادامه سیاست آپارتاید جنسیتی در ایران است

حضور خانواده ها در استادیوم ها: تبلیغ سیاسی/ ساقی لقایی، روزنامه نگار

حضور "خانواده‌ها" در ورزشگاه آزادی برای تماشای مسابقه ایران اسپانیا از نظر من یک حرکت تبلیغاتی و سیاسی موفق برای جمهوری اسلامی است و تغییر اساسی در محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های موجود علیه زنان نخواهد داشت.

ورود زنان به ورزشگاه‌ها برای تماشای مسابقات ورزشی پیش از انقلاب ۵۷ آزاد و عادی بود، اما اندکی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی مانند بسیاری تحدیدهای دیگر، برای زنان ممنوع شد. در تمام این سال‌ها زنان و دختران بسیاری با گریم مردانه از فیلتر دروازه‌های ورودی استادیوم آزادی گذشتند و در داخل استادیوم از سوی مردانی که حکومت آنها را لاابالی و فحاش توصیف می‌کند، حمایت شدند. حدود ۱۳ سال است که فعالان حقوق زنان در قالب کمپینی مداوم برای بازپس‌گرفتن حق ورود به استادیوم به عنوان نمادی از فضای عمومی شهری تلاش می‌کنند و توجه افکار عمومی داخلی و خارجی را به این موضوع جلب کرده‌اند. در داخل کشور این به یک خواسته‌ عمومی تبدیل شده و در خارج از مرزها به عنوان نمادی از بدویت و تحجر نظام سیاسی حاکم بر ایران مطرح است.

حالا همزمان با برگزاری مسابقات جام جهانی، دولت ایران اجازه ورود "خانواده‌ها" (در مجمو‌ع هفت هزار نفر) را به ورزشگاه آزادی می‌دهد تا مسابقه‌ای را از تلویزیون تماشا کنند و با یک تیر چند نشان را می‌زند:

از فضای خبری جام جهانی استفاده می‌کند تا در نگاه جهان وانمود ‌کند که زنان در ایران حق ورود به استادیوم را دارند؛ و سال‌ها طول می‌کشد که جهان باور کند ممنوعیت همچنان به قوت خود باقی است. در عرصه‌ داخلی نیز بدون به رسمیت شناختن زنان به عنوان انسان‌هایی مستقل، آنها را تنها در چارچوب "خانواده" تعریف می‌کند. موقتا آب سردی بر آتش اعتراضات گسترده‌ مردمی در داخل کشور می‌پاشد و گروهی از شهروندان را باز هم موقتا به تغییر امیدوار می‌کند. و در نهایت ممنوعیت ورود زنان به استادیوم همچنان ادامه می‌یابد و سیاست‌های سرکوبگر رژیم علیه زنان پابرجا می‌ماند.

پیش‌بینی من این است که زنان مانند همیشه، حتی در قالب "خانواده"، برای استقبال از تیم ملی هم اجازه نخواهند یافت به استادیوم آزادی بروند، چه برسد به تماشای مسابقات ورزشی از نزدیک.

آغاز یا پایان بحران تبعیض جنسیتی در ایران؟/ مهرداد درویش پور، جامعه شناس

ورود زنان به ورزشگاه آزادی بیش از هرچیز نشانگر بحران در ادامه سیاست آپارتاید جنسیتی در ایران است.

پس از این حادثه، منع ورود زنان به استادیوم ورزشی برای تماشای فوتبال که در پی لغو آن در عربستان، تنها در ایران وجود دارد دیگر حتی برای مسئولان نیز قابل توجیه و تداوم نخواهد بود. به ویژه آن که این رخداد در آرامش کامل صورت گرفت، امری که افسانه نبود "زیر ساخت های لازم" و "حفظ کرامت" زنان را همچون توجیه بی مسمایی برای ممانعت از حضور زنان بی اعتبار ساخت. هرچند روشن است نگرانی از "عدم رعایت حجاب اسلامی" و خدشه دار شدن سیاست جدایی جنسیتی که برخی از روحانیون آشکارا به آن اشاره کرده اند، عامل پافشاری در این منع بوده است. با این همه در فهم چرایی بروز این رخداد و پیامدهای بعدی آن می توان رد پای سه کشمکش و فشار را در جهان سیاست، ورزش و جامعه مدنی جستجو کرد.

یک/ گسترش اعتراضات و فشار جامعه مدنی و به ویژه زنان ایرانی طی چند دهه برای لغو این قانون و دیگر جلوه های سرکوب زنان و تبعیض جنسیتی و از جمله حجاب اجباری که در این اواخر شدت یافته است. حتی بر طبق آخرین نظر سنجی های رسمی در ایران اکثریت مردان و زنان با چنین منعی مخالفند. افزایش اعتراضات اجتماعی و ضد حکومتی که از دیماه گذشته به این سو شتابی بی مانند به خود گرفت نیز به رغم سیاست های سرکوب گرایانه برای مهار آن، خواه ناخواه عقب نشینی هایی را برای نظام در بر خواهد داشت. پذیرش خواست ورود زنان به ورزشگاه برای تماشای فوتبال که هم مطالبه ای پر طرفدار است و هم تن دادن به آن کم هزینه است، را شاید بتوان نشانه ای از این امر دانست.

دو/ اولتیماتوم کنفدراسیونهای ورزشی که تداوم چنین سیاستی را برای جمهوری اسلامی ایران در عرصه بین المللی و حتی ورزشی به شدت پر هزینه کرده است. به ویژه آن که در سالیان اخیر فشار بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران در اعتراض به نقض حقوق بشر و از جمله نقض حقوق زنان شدت گرفته است. مسابقات جام جهانی فوتبال با صدها ملیون بیننده از راه دور نه تنها موجب به حاشیه رفتن مسئله منع حضور زنان در استادیوم های ورزشی در ایران نشد، بلکه با تمرکز دوربین ها بر روی زنان ایرانی در هر مسابقه ای که یک طرف بازی تیم ایران است، هزینه بین المللی تداوم این سیاست را بیشتر و عقب نشینی را ناگزیر کرده است.

سه/ جنگ قدرت بین دولت روحانی و محافظه کاران در نظام اسلامی نیز یی شک نقش مهمی در گشوده شدن دروازه های استادیوم آزادی بر روی زنان داشته است که به گفته معصومه ابتکار به دستور روحانی صورت گرفته است. روحانی که به دلیل بی اعتنایی یا ناتوانی از تحقق وعده های انتخاباتی خود موقعیت خود را در جامعه از دست رفته می یابد با این اقدام تلاش می کند دولت "امیدش" بر سرخوردگی مردم و به ویژه زنان چیره گردد.

حق نشر عکس EPA
Image caption برای برگزاری یا عدم برگزاری یک مراسم تماشای فوتبال با حضور زنان و مردان، طیف وسعی از نهادها و افراد دخالت و ایفای نقش می‌کنند. از شورای عالی امنیت ملی و ریاست جمهوری گرفته تا دادستانی و پلیس و بسیج و سپاه و مدیریت ورزشگاه آزادی و امام جمعه محله، و جالب اینکه همه اینها با هم نه می‌توانند این برنامه را درست برگزار کنند و نه می‌توانند برگزار نکنند

جایی که هیجان ملی و هیجان زنان به هم گره می‌خورد/ نیلوفر رستمی، روزنامه نگار

چهارشنبه ۳۰ خرداد ماه برای هزاران تن از زنانی که سال‌ها است برای ورود به استادیوم تلاش می‌کنند و میلیون‌ها نفری که از چنین حرکتی حمایت می‌کنند یک دستاورد بزرگ بود. چهارشنبه ۳۰ خرداد ۹۷ تنها روز هیجان ملی برای فوتبال نبود بلکه یک جور روز ملی برای زنان هم بود، ساعت ۹:۳۰ شب به وقت تهران هزاران زن وارد ورزشگاه آزادی بدون نیاز به تغییر شکل ظاهری و پوشیدن لباس مردانه و شنیدن توهین یا حتی ضرب و شتم و بازداشت شدند. آن‌ها در این روز برای ۹۰ دقیقه در کنار مردان توانستند به تماشای پخش مسابقه فوتبال بنشینند، از خودشان به راحتی سلفی بگیرند و نظرات‌شان را بدون ترس از پیگیری امنیتی در صفحات اجتماعی بنویسند.

نمایندگان زن مجلس تا دختران نوجوان با انتشار سلفی‌های از خود و خانواده‌های‌شان در ورزشگاه آزادی اعلام کردند با تلاش‌های جمعی هر غیرممکنی ممکن می‌شود. آن‌ها در توییت‌های خود نوشتند نه تنها مردان به دلیل حضور زنان در ورزشگاه اختیار خود را از کف نداده‌اند و همگی خیلی دوستانه در کنار هم به تماشای فوتبال نشسته‌اند و برخی نوشتند فضای داخل ورزشگاه برای زنان از برخی از خیابان‌های شهر امن‌تر بوده است.

برخی از رسانه‌های ایران بازگشایی درهای ورزشگاه آزادی چند دقیقه مانده به شروع مسابقه را مدیون دستور مستقیم حسن روحانی دانستند اما غیر از چندین اظهارنظر جسته و گریخته و عبارت "براساس شنیده‌ها" هنوز مشخص نیست چه کسی نهایتا دستور ورود مردان و زنان به صورت مختلط به ورزشگاه را داد.

حالا چند روز پس از این اتفاق تاریخی سوال این است که آیا این بازگشایی فقط به حالت یک "اتفاق" برای دولت و نظام ایران باقی می‌ماند و یا در بازی تیم ایران و پرتغال نیز مجددا همه‌ مردم فارغ از جنسیت اجازه ورود به ورزشگاه آزادی را خواهند یافت. و آیا برداشتن این محدودیت فقط منوط به پخش مسابقه فوتبال می‌شود و یا بازی‌های واقعی دو تیم در داخل استادیوم آزادی را هم شامل خواهد شد.

بلاتکلیفی مطلق حاکمیت/ علیرضا رنجی پور، روزنامه نگار

امکان وقوع بحران به شکل عجیبی در ایران بالا است، هر موضوع ساده و بدیهی می‌تواند تبدیل به مساله‌ای غیرقابل حل شود و هر راه ساده و سرراستی به هزارتویی پرپیچ خم کشیده شود.

درهای استادیوم آزادی شامگاه ۳۰ خرداد ۱۳۹۷ به روی زنان باز شد، اما حتی این اقدام ساده و پیش‌پاافتاده هم که هنوز به معنی به رسمیت شناختن حق ورود زنان به ورزشگاه نیست، به طور کامل انجام نشد. ظاهرا از پیش برنامه‌ریزی و هماهنگ کرده بودند، باز هم با زنان مشتاق با اما و اگر و بیم و امید پای‌شان به جایگاه تماشاچیان آزادی باز شد، چرا؟

تامل در این سوال می‌تواند ما را به سوال‌های دیگر بکشاند. واقعا چرا و بر اساس چه توجیه اجتماعی، مذهبی و حتی سیاسی حق ورد زنان به ورزشگاه در ایران سلب می‌شود؟ از این فراتر مبنای سلب آزادی پوشش زنان در ایران چیست؟ حاکمیت جمهوری اسلامی ایران از وضع قوانین تبعیض‌آمیز، ایجاد محدودیت برای زنان و سرک کشیدن در حریم خصوصی افراد چه منفعتی می‌برد؟ آیا حاکمیت دغدغه مذهبی دارد؟ نگران لرزان شدن پایه‌های اخلاقی جامعه -اخلاق به روایت رسمی- است؟ توجیه سیاسی چطور؟ آیا واقعا حاکمیت نگران آزردگی خاطر هوادارن خود است و ملاحظه پشتوانه سیاسی-مذهبی خود را می‌کند؟ آیا درکی واقع‌گرایانه از وضعیت سیاسی و اجتماعی ایران دارد یا در شناسایی ارزش‌های اجتماعی دچار توهم است؟

بیشتر بخوانید:

جامعه معاصر ایران، تکلیفش را با این مسایل تا حدود زیادی روشن کرده است. چه نظرسنجی‌های رسمی، چه مطالعات اجتماعی و چه رفتارشناسی شهرنشینی معاصر در ایران نشان می‌دهد، نگاه غالب جامعه ایران، به مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی مذهبی، نگاه عرفی است.

اما حاکمیت به عکس، در بلاتکلیفی مطلق دست و پا می‌زند؛ چنانکه حتی از پس برگزاری مراسمی از پیش برنامه‌ریزی شده به درستی برنمی‌آید. حاکمیت در ایران به طرز محسوسی، به هم ریخته و آشفته است که حتی پیش بردن امور ساده و پیش‌پاافتاده‌ای که از قبل در مورد آنها به قطعیت رسیده عاجز و ناتوان است. نهاد قدرت در ایران، بر خلاف تصور عمومی نه متمرکز، بلکه در مقیاسی وسیع متکثر است. و این طبیعت قدرت‌های مطلق در آستانه فروپاشی است.

برای برگزاری یا عدم برگزاری یک مراسم تماشای فوتبال با حضور زنان و مردان، طیف وسعی از نهادها و افراد دخالت و ایفای نقش می‌کنند. از شورای عالی امنیت ملی و ریاست جمهوری گرفته تا دادستانی و پلیس و بسیج و سپاه و مدیریت ورزشگاه آزادی و امام جمعه محله، و جالب اینکه همه اینها با هم نه می‌توانند این برنامه را درست برگزار کنند و نه می‌توانند برگزار نکنند.

حق نشر عکس Ilna
Image caption ایران، تنها کشوری در جهان است که زنان اجازه تماشای مسابقات ورزشی در آن را ندارند و حالا باید منتظر ماند تا بعد از اتمام جام جهانی و پایین آمدن تبِ مسابقات، خواسته ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی تا چه اندازه مورد توجه بیشترِ مسئولان و حمایت مردم قرار خواهد گرفت و به همان سان، زنان نیز تا کجا برای به دست آوردن آن، مسیر خیابان‌ تا آزادی را تا باز شدن درهای بسته طی می کنند.

می خواهم دیده شوم/ فرزانه بذرپور، روزنامه نگار

آیا حضور زنان در استادیوم آنگونه که راموس گفت پیروزی زنان ایرانی بود؟

زنان ایرانی بعد از چهل سال استادیوم رفتند ولی بازی را نه بر زمین سبز بلکه از پرده سفید به تماشا نشستند. ذوق زده و پرهیجان و شاد بودند و حضورشان را موفقیتی بزرگ می دانستند اما چرا این زنان از بودن در استادیوم فوتبال چنین هیجان زده اند.

شاید بسیاری از دختران و زنانی که به ورزشگاه آزادی برای تماشای بازی ایران و اسپانیا رفتند به سختی نام بازیکنان تیم ملی را تا پیش از شروع جام جهانی میدانستند. برخی هر چهار سال یکبار به تماشای مسابقه تیم ملی می نشینند و شاید خیلی از زنها در زمان پخش فینال جام باشگاه های اروپا، برای تماشای سریالی تلویزیونی با مردان خانه دررقابت اند. پس اکنون این همه هیجان و شور برای تماشای فوتبال در استادیوم آزادی دلیلش چیست؟

می توان به جرئت گفت دغدغه زنان دیده شدن و تجربه شادی و هیجان جمعی بود. آنها هم می خواستند چون مردان شورمندانه فریاد شادی بکشند بی آنکه کسی به آنها بگوید هیس. پرچمی را در هوا تکان دهند و از پس سالها حقی را مطالبه کنند که از آنها به جرم زن بودن دریغ شده است. زنان می خواهند دیده شوند همین!

زور آزمایی محافظه کاران و زنان /محسن فرشیدی، روزنامه نگار ایران اینترنشنال

بازی دوم تیم ملی ایران در جام جهانی فوتبال روسیه، از جنبه های مختلف اهمیت و واکنش های زیادی را با خود به همراه داشت. بعد از پیروزی در دقیقه‌ پایانی مقابل مراکش، شکست نزدیک و تنها با اختلاف یک گل مقابل اسپانیا و در مجموع بازی خوب ملی پوشان ایرانی، تحسین بسیاری را به دنبال داشت. اما سه هزار کیلومتر دورتر از کازان، در تهران حضور زنان ایرانی روی سکوهای ورزشگاه آزادی، بعد از نزدیک به چهار دهه مورد توجه بسیاری از مردم و رسانه‌های داخلی و بین المللی قرار گرفت.

زنان ایرانی توانستند در کنار مردان یک بازی فوتبال را در استادیوم آزادی تماشا کنند؛ هر چند این بازی بوسیله نمایشگرهای بزرگ پخش شد. موضوعی که امید زنان را برای تماشای از نزدیکِ مسابقات در آینده را پررنگ تر کرده که این رفع محدودیت، تنها محدود به این بازی و جام جهانی نباشد و تغییراتی دائمی بوجود بیاید. حساب رسمی توییتر فدراسیون فوتبال نیز بعد از آن، عکسی از زنان ایرانی در ورزشگاه را منتشر کرد. تغییراتی که باید دید تا همین چند روز آینده و دوشنبه، که ایران در بازی سوم خود مقابل پرتغال به میدان می‌رود ادامه پیدا می‌کند یا با مخالفت شورای امنیت و دیگر نهادها روبرو خواهد شد.

ایران، تنها کشوری در جهان است که زنان اجازه تماشای مسابقات ورزشی در آن را ندارند و حالا باید منتظر ماند تا بعد از اتمام جام جهانی و پایین آمدن تبِ مسابقات، خواسته ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی تا چه اندازه مورد توجه بیشترِ مسئولان و حمایت مردم قرار خواهد گرفت و به همان سان، زنان نیز تا کجا برای به دست آوردن آن، مسیر خیابان‌ تا آزادی را تا باز شدن درهای بسته طی می کنند.

موضوعی که در سال های گذشته به نظر می رسد نه دیگر یک بحث ورزشی و یا حتی اخلاقی، که به یک مجادله و شاید زورآزمایی، میان بخشی از محافظه کاران در بدنه‌ قدرت، مقابل زنان تبدیل شده باشد.

آیا ۳۰ خرداد ماه را باید روزی تاریخی بدانیم که ممنوعیت زنان برای ورود به ورزشگاه‌ها از این پس در ایران برداشته شده است؟