چالش صلح طلبی ایران در خاورمیانه

سعید باقری، تحلیلگر بین الملل در یادداشتی برای صفحه ناظران، دستاوردهای دولت روحانی برای ارتباط با کشورهای دیگر را با توجه به علاقه دیرینه حکومت جمهوری اسلامی برای نفوذ در کشورهای مسلمان منطقه بررسی کرده است.

حق نشر عکس khamene.ir
Image caption جمهوری اسلامی که با مداخله مستقیم و غیرمستقیم در امور داخلی کشورهای فوق اصول برابری حاکمیت ها و عدم مداخله در امور داخلی کشورها را نقض کرده و همواره در صدد توجیه اقدامات خود تحت عنوان تأمین و حفظ صلح در منطقه بوده است، با نفوذ خود در کشورهای منطقه جایگاه خود را به یک قدرت منطقه ای ارتقاء داده است.

حسن روحانی رئیس جمهور فعلی ایران که پیروزی خود در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری را پیروزی صلح علیه تنش و خشونت خوانده بود، بر این باور بود که شرکت مردم در انتخابات و انتخاب دوباره وی به عنوان رئیس جمهور حاوی این پیام برای جهانیان بود که مردم ایران فارغ از مشکلات اقتصادی و اجتماعی موجود در داخل و به دور از هر گونه خشونت و افراطی گری مسیر تعامل و مصالحه را در پیش گرفته است.

این اظهارات روحانی در اصل انعکاسی از ادعاهای وی مبنی بر هدف ایران برای تشکیل ائتلاف جهانی به جای ائتلاف نظامی علیه افراطی گری اسلامی (هرگونه گرایش اسلامی مخالف با دموکراسی، حاکمیت قانون، آزادی های فردی، مذهبی و باورهای دینی مختلف) در خاورمیانه بود.

در جریان جلسه مجمع عمومی مجمع جهانی اهل بیت که در بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۴ در تهران برگزار شد، روحانی به این نکته تأکید کرد که ایران هرگز از قدرت خود علیه کشورهای مسلمان و همسایه در منطقه استفاده نکرده است. وی همچنین اشاره بر این داشت که جمهوری اسلامی ایران با توانایی و قدرتی که از آن برخوردار است به دنبال برقراری صلح، ثبات و امنیت در خاورمیانه است. از نظر وی شیعیان و اهل سنت یمن، عراق، لبنان، سوریه و فلسطین همگی اهمیت یکسان برای جمهوری اسلامی داشته و ایجاد صلح، امنیت، برادری و برابری و توسعه کل منطقه هدف اصلی جمهوری اسلامی است.

اکنون با توجه به وضعیت به وجود آمده در سیاست خارجی ایران بعد از برجام، نگرش فوق این پرسش را مطرح می سازد که با توجه به پیشینه چهل ساله ایران و سیاست های یکپارچه آن در قبال کشورهای مسلمان منطقه آیا به راستی جمهوری اسلامی به دنبال ایجاد یک رویکرد ویژه نسبت به قوانین بین المللی (حفظ صلح و امنیت بین المللی) در منطقه بوده یا این که در پی تحقق قدرت هژمونیک خود با نفوذ و سلطه سیاسی در کشورهای خاورمیانه است؟

برجام به عنوان دستاورد مهم دولت روحانی که همواره از آن به عنوان ضامن امنیت ایران، امنیت منطقه و امنیت بین الملل یاد می شد، این فرصت را برای ایران فراهم نمود تا روابط خود را با کشورهای همسایه، کشورهای عضو اتحادیه اروپا و کشورهای غیر اروپایی تقویت کند.

بهبود روابط بین المللی و منطقه ای ایران و در نتیجه افزایش قدرت آن در منطقه موجبات نگرانی برخی از کشورهای همسایه مانند عربستان سعودی را فراهم ساخت. به عبارت دیگر، مقامات سعودی نگران آن بودند که افزایش قدرت ایران به بسیج سیاسی تشیع در داخل کشورهای حاشیه خلیج فارس منجر خواهد شد. در مقابل، برای از میان برداشتن این شبهات بود که روحانی یک بار دیگر بر اهمیت نقش ایران در منطقه اشاره نموده و تأکید ورزید که ایران به دنبال سلطه بر منطقه خاورمیانه نبوده و بلکه به دنبال یک منطقه قدرتمند و روابط بهتر با همسایگان خود است.

در واقع روحانی با این اعتقاد که یک سیاست مدار موفق بایستی مانع بروز جنگ شود نه باعث بروز آن، به دنبال ترسیم یک تصویر مثبت برای ایران در مبارزه با خشونت، تروریسم، افراطی گری و ایجاد صلح و امنیت در منطقه بوده است. می توان گفت قطعنامه "جهان عاری از خشونت و افراطی گری" که به پیشنهاد حسن روحانی در نوزدهم آذر ۱۳۹۴ به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل رسید، ادعاهای وی در خصوص اهداف صلح جویانه دولتش را تحکیم بخشید.

با توجه به رویکردی که حسن روحانی جهت بهبود و گسترش روابط ایران با کشورهای دیگر پس از برجام در پیش گرفت، جایگاه ایران در روابط بین الملل بیش از پیش اهمیت یافت چرا که روابط موفق بین کشورها که منافع ملی و بین المللی آنها را شکل می دهند، از عمده مبانی حقوق بین الملل و تضمین کننده تعهد آنها به مقررات و ساز و کارهای بین المللی است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ایران به عنوان یک کشوری که در آن حقوق بنیادین بشر مانند حق حیات، حق آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات، حق ابراز عقاید، حقوق اقلیت ها، خدمات بهداشتی و محیطی پاک و غیره همواره مورد نقض شدید بوده است، ادعای سازگاری نظام جمهوری اسلامی با قوانین بین المللی تقریباً غیر ممکن است

در عین حال، روابط بین کشورها به تعادل قدرت میان آنها وابسته بوده و به نوعی مانع از نقض گسترده قوانین بین المللی توسط آنها می شود. بنابراین، در جامعه جهانی عاری از تعادل قدرت بین دولتها، نمی توان از وجود حقوق بین الملل سخن گفت. در همین ارتباط و در نگاه اول می توان اقدامات روحانی در راستای برقراری صلح در خاورمیانه را صلح طلبی ایران و حرکت همسوی آن با قوانین بین المللی تلقی کرد، چرا که مبارزه علیه عوامل ناقض صلح و امنیت بین المللی بنیادی ترین هدف حقوق بین الملل است. اما مطابق قواعد دیگر حقوق بین الملل رهبری اقدامات علیه عوامل ناقض صلح بین المللی نامحدود نبوده و هیچ کشوری نمی تواند حفاظت از صلح و امنیت بین المللی را توجیهی برای نقض قوانین اساسی بین المللی قرار دهد.

برای مثال، پیشنهاد تصویب قطعنامه ضد افراطی گری توسط روحانی به عنوان یک سیاست ضد جنگ برای تشکیل ائتلاف جهانی علیه خشونت به هیچ عنوان نمی تواند رفتار سیاسی ایران در منطقه با مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر را قانونی و مشروع سازد. در این صورت، نمی توان تمایل ایران به برقراری صلح و امنیت در خاورمیانه را انعکاسی از انطباق آن با نظم حقوقی بین المللی دانست. قبل از هر چیز شاخص اصلی همگرایی یک کشور با هنجارهای اساسی حقوق بین الملل و ضمانت های اجرایی آن را بایستی در سطح ملی جستجو کرد.

بر این اساس، به عنوان یک کشوری که در آن حقوق بنیادین بشر مانند حق حیات، حق آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات، حق ابراز عقاید، حقوق اقلیت ها، خدمات بهداشتی و محیطی پاک و غیره همواره مورد نقض شدید بوده است، ادعای سازگاری نظام جمهوری اسلامی با قوانین بین المللی تقریباً غیر ممکن است. در چارچوب یک نظام سیاسی که همواره به دنبال تبدیل شدن به قدرت منطقه ("دفاع از حقوق همه مسلمانان": موضوع ماده ۱۵۲ قانون اساسی‏) بوده و هست، سیاست های منطقه ای ایران و نقش غیر قابل انکار سپاه پاسداران در خاورمیانه، به ویژه دخالت در کشورهایی مانند لبنان، فلسطین، عراق و سوریه و یمن دلیل بر بی تأثیر بودن اقدامات هر چند محدود دولت روحانی در محقق ساختن حقوق بشر در سطح ملی و تقویت روابط بین المللی ایران در منطقه و جهان بوده است.

بیشتر بخوانید:

با این همه، جمهوری اسلامی که با مداخله مستقیم و غیرمستقیم در امور داخلی کشورهای فوق اصول برابری حاکمیت ها و عدم مداخله در امور داخلی کشورها را نقض کرده و همواره در صدد توجیه اقدامات خود تحت عنوان تأمین و حفظ صلح در منطقه بوده است، با نفوذ خود در کشورهای منطقه جایگاه خود را به یک قدرت منطقه ای ارتقاء داده است.

در مجموع، صرف نظر از اهمیت هر چند محدود برجام به عنوان مهم ترین دستاورد اخیر ایران در سیاست بین الملل، تأمین و حفظ صلح و امنیت منطقه بر مبنای سیاست مداخله انعکاسی از عرف سیاسی حاکم در جمهوری اسلامی بر پایه رویکرد هژمونیک ایران برای رسیدن به جایگاه قدرت برتر در منطقه بوده است.