رضا شاه در خیابان چه می‌کند؟

محمد رهبر، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به شعارهایی که در تظاهرات معترضان در ایران درباره رضا شاه پهلوی داده می شود به چگونگی برآمدن آن و تاثیرش بر گفتمان سیاسی فعلی ایران پرداخته است.

Image caption دوران ۱۶ ساله پادشاهی رضا شاه را می توان یکی از کوتاهترین و تاثیر گذارترین دوره های تاریخی ایران دانست که پس از آن سعی شد تا خفیف جلوه کند. حتی محمد رضا پهلوی آنگونه که عباس میلانی در کتاب شاه نوشته است، چندان علاقه ای نداشت تا دوران رضا شاه به چشم آید، به هر حال پسر سعی می کرد که از زیر سایه پدر به در آید.

اول بار در دیماه سال ۹۶ کنار مسجد گوهرشاد، عده ای از معترضان فریاد روحت شاد رضا شاه سر دادند. شعاری که به سرعت در شهرهای دیگر هم پخش شد و چند باری هم در قم شهری که پایتخت روحانیت شیعه محسوب می شود، شنیده شد.

"روحت شاد رضا شاه" در اردیبهشت سال ۹۷ جسمانیت نیز پیدا کرد. درست مثل رمانهای مارکز، گویا ذهن تاریخ در سیالیتی پیش می رفت و بیل های مکانیکی که در کار گسترش صحن و سرای حرم شاه عبدالعظیم بودند به تابوت بتونی برخوردند و مومیایی پیدا کردند که گمان می رفت، کالبد رضا شاه است که چهل سال پیش وقتی خلخالی و انقلابیان مقبره اش را ویران می کردند، جابه جا شده و از خاکستر شدن گریخته است.

یک چندی جسد مومیایی رضا شاه نقل مجالس بود و متولیان حرم شاه عبدالعظیم البته به کلی همه چیز را تکذیب کردند اما با عکسهای سلفی که کارگران و مومیایی انداخته بودند جای انکاری نبود. گفته می شود آن مومیایی مظنون به رضا شاه، جایی گمنام دفن شده است اما باز هم در دور دوم اعتراضات که از میانه مرداد شکل گرفته است معترضان دوباره به روح رضا شاه درود می فرستند.

شاید که استعاره شاید که افسانه

دوران ۱۶ ساله پادشاهی رضا شاه را می توان یکی از کوتاهترین و تاثیر گذارترین دوره های تاریخی ایران دانست که پس از آن سعی شد تا خفیف جلوه کند. حتی محمد رضا پهلوی آنگونه که عباس میلانی در کتاب شاه نوشته است، چندان علاقه ای نداشت تا دوران رضا شاه به چشم آید، به هر حال پسر سعی می کرد که از زیر سایه پدر به در آید.

با این حال مدافعان رضا شاه او را پدر ایران نوین می دانستند. کسی که توانست نهادهای مدرن را در ایران تاسیس کند از دانشگاه تا ارتش و از دادگاه تا راه آهن. از سویی دیگر مخالفان رضا شاه او را مسئول بر باد رفتن مشروطیت در ایران می دانند و معتقدند اگر چه پهلوی اول توانست نظام حکمرانی به ظاهر مدرنی تاسیس کند اما دموکراسی و مجلس و انتخابات و آزادی را در ایران نابود کرد.

شاید هر دو گروه درست می گویند اما آنچه رضا شاه را به دوران سردار سپهی و در چند سال اولیه پادشاهی محبوب کرد، انضباط نظامی و بازگرداندن آرامش به کشور بود و البته نه دموکراسی.

می توان گفت ظهور رضا شاه معلول هرج و مرج دولت ها و مجالس دوران مشروطه بود که پس از انقلاب مشروطیت یا در نبرد با استبداد بودند و یا در جنگ جهانی اول در هراس و تشویشِ اشغال تهران. مشروطیت همه توانش را صرف پایداری در قبال استبداد و جنگ کرد و آنچه ماند کشوری پریشان بود که به قحطی دچار بود و در هر گوشه اش حکومتی خودمختار سر بر آورده بود.

اگر چه رضا خان با پشتیبانی انگلستان و با کودتا در عرصه سیاست ایران رخ نمود اما رضا شاهی را مدیون پشتکار و اراده ای بود که در نظم دادن به امور در سمت سردار سپه ای و نخست وزیری داشت.

بیشتر بخوانید:

Image caption در اوایل روشنفکران نیز امیدها به رضا شاه داشتند، محمدعلی فروغی نخست وزیر و محمود افشار رضا شاه را به عنوان یک منجی می ستودند. اما در ادامه چنین نیز نماند و در کورانِ عمرانِ ایران و اقتباس از مدرنیته غربی، استبداد شرقی نیز دوباره بازسازی شد و همراهانش در مدرن سازی ایران مانند تیمور تاش و محمدعلی داور و فروغی زندانی و تبعید و خانه نشین شدند.

در اوایل روشنفکران نیز امیدها به رضا شاه داشتند، محمدعلی فروغی نخست وزیر و امثال محمود افشار مدیر روزنامه آینده، رضا شاه را به عنوان یک منجی می ستودند. اما در ادامه چنین نیز نماند و در کورانِ عمرانِ ایران و اقتباس از مدرنیته غربی، استبداد شرقی نیز دوباره بازسازی شد و اولین جای، مجلس شورای ملی بود که دچار تقلب شد و تا پایان دوره رضا شاهی دیگر صدای مخالفی از آن برنخاست و همراهانش در مدرن سازی ایران مانند تیمور تاش و محمدعلی داور و فروغی زندانی و تبعید و خانه نشین شدند.

اصلاحات اجتماعی با مشت آهنین نیز مردمان سنتی ایران را از رضا شاه می ترساند و بیزار می کرد. کشف حجاب و اجبار مردان به تغییر لباس، اعتراضات بسیاری میان متدینین بر انگیخت و در اعتراض به شاه و در همان مسجد گوهر شاد که روحت شاد رضا شاه به گوش رسید، ده ها تن کشته شدند.

اما آنچه جمهوری اسلامی و زمامداران روحانی اش را از رضا شاه متنفر می ساخت، چنان که از اولین کارهای انقلابیان تخریب آرامگاه او بود، ضدیت رضا شاه با روحانیت بود که در تاریخ ایران بی سابقه می نمود.

رضا شاه به دوران سلطنتش، با تبعید آیت الله حسین قمی به عراق عملا مرجعیت شیعه را از ایران فراری داد. از سویی دیگر دادگستری به سبک اروپایی برپاگشت و قوانین عرفی جایگزین احکام شرعی شدند و وکلا و قاضیان مکلا، روحانیان را از منصب قضا راندند.

به نظر می رسد ضدیت رضا شاه با روحانیت و نیز اراده آهنینش در انتظام کشور درست همان چیزی است که معترضان در شعار روحت شاه رضا شاه بیان می کنند و البته چندان انتظار و خواسته ای از آن روح در پاسداشت آزادی و دموکراسی ندارند.

افسانه رضا شاه مقتدری که نانوای گران فروش را به تنور می انداخت و با لباس مبدل به میان راهزنان می رفت و حقشان را کف دستشان می گذاشت و رضا شاهی که آخوند معترض به بی حجابی ملکه در حرم معصومه را به زیر مشت و لگد می گرفت، شاید بیش از هر اتفاقِ مستند تاریخی در ذهن معترضانی که درود به رضا شاه می فرستند، جای دارد.

از قضا صحنه کتک خوردنِ یک روحانی در حرم معصومه در سریال عمارت فرنگی با بازی احمد نجفی در نقش رضا شاه به تصویر کشده شده است و همین پلان بارها در شبکه های مجازی دست به دست گشت و بسیاری به رضا شاه دست مریزاد گفتند. این رضا شاه استعاره ای است از قدرت در رتق و فتق امور و خشونت علیه روحانیان.

شاهی که جمهوری اسلامی ساخته است

رضا شاهی که امروز در خیابان است را می توان محصولِ تبلیغات و سیره عملی جمهوری اسلامی دانست. روایت یکسویه تاریخ معاصر و قهرمان جلوه دادن روحانیان و سپس ناکامی جمهوری اسلامی در عمل به وعده ها و میثاق های انقلاب ۵۷ ، اینک ضد قهرمان تاریخی که راویان نظام اسلامی ساخته اند را به میدان آورده است،آن هم در نقش ابر قهرمانی که روحش با روح آیت الله خمینی هماوردی می کند.

رضاه شاه استعاره ای از دورانی است که دین از سیاست جدا گشت و با زور و رعب رضا شاهی، ایران در مسیر توسعه قرار گرفت. در این استعاره البته قدرت آن روز رضا شاه که دستگاه دیکتاتوری می ساخت و نظمی به سرنیزه برپا می کرد در گذر زمان از یاد رفته است.

این بار رضا شاه در نقش یک اپوزیسیون بازگشته است و قدرتش را از حنجره معترضانی می گیرد که اینک با دگردیسی زمانه، جدایی دین از سیاست و آزادی اجتماعی و انتظام امور را می خواهند و دستاورد رضا شاه را بی اینکه برایشان چگونگی اش مهم باشد، آمال و آرزوی خود می دانند.

از آنجا که در چهل سال اخیر تمامی گروهها و احزاب و افرادی که خواهان سکولار دموکراسی بوده اند، سرکوب شده اند و یا صدایشان انعکاسی پیدا نکرده است حالا در زمین بایر سیاست ایران، رضا شاه نماینده و سمبل حکومت مدرن و سکولار شده است. نمی دانیم اعتراضاتی که از دیماه سال گذشته آغاز شد به کجا خواهد رسید اما می توان گفت این رضا شاه خیابانی اگر همه چیز را هم درست کند بنابر آن پیشینه تاریخی دموکراسی نخواهد آورد.