اجلاس تهران و فرجام مبهم جنگ در سوریه

حسین آقائی، پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به اجلاس سران سه کشور ایران و روسیه و ترکیه در تهران به تاثیر این نشست و پیامدهای آن بر تحولات سوریه اشاره کرده است.

حق نشر عکس EPA
Image caption هرچند که فرجام جنگ ۸ ساله در سوریه در نشست حسن روحانی، ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان مشخص نخواهد شد اما رهبران کشورهای "ضامن صلح" به رغم داشتن منافع و اهداف استراتژیک متضاد به این نشست امید بسته اند

رؤسای جمهور ایران، روسیه و ترکیه روز جمعه در سومین دیدار مشترک خود طی ۹ ماه گذشته این بار در تهران گردهم خواهند آمد تا با تعیین فرجام نبرد در ادلب (آخرین پایگاه مخالفان و گروه های افراطی)، فاز نظامی جنگ در سوریه را هرچه سریع تر به اتمام برسانند.

هرچند که فرجام جنگ ۸ ساله در سوریه در نشست حسن روحانی، ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان مشخص نخواهد شد اما رهبران کشورهای "ضامن صلح" به رغم داشتن منافع و اهداف استراتژیک متضاد به این نشست امید بسته اند.

رهبران تروئیکای سوریه امیدوارند همچنانکه در نشست سوچی (نوامبر ۲۰۱۷) از پایان داعش و در نشست آنکارا (۴ آوریل ۲۰۱۸) از عزم جدی کشورهایشان برای پیشبرد "توافقات صلح آستانه" خبر دادند، این بار نیز در اجلاس تهران اعلام کنند توافقات آستانه در راستای کاهش خشونت ها در سوریه موفقیت آمیز بوده است. باور کلی رهبران روسیه، ترکیه و ایران این است که با تعیین تکلیف ادلب در این نشست، سوریه قادر خواهد بود به لطف مکانیسم آستانه به تدریج از فاز نظامی جنگ خارج شده و به سوی فاز سیاسی گام بردارد.

نتایج و دستاورد های اجلاس تهران هرچه باشد، سوال کلیدی اما این است که امیدها و اهداف تروئیکای سوریه و در رأس آن روسیه برای خروج از فاز نظامی جنگ (از طریق بازپس گیری کنترل ادلب) و دستیابی به صلح (از طریق آغار روند تدوین قانون اساسی، بازگشت آوارگان و بازسازی کشور) تا چه اندازه با واقعیت های موجود در این کشور جنگ زده همخوانی دارد؟ آیا با بازپس گیری کنترل ادلب، جنگ در سوریه پایان خواهد پذیرفت؟ چالش های فراروی روسیه، ایران و ترکیه برای برقراری صلح در سوریه چیست و دورنمای آینده سیاسی سوریه را در سایه این چالش ها چگونه می توان ارزیابی کرد؟

از آستانه تا ادلب

وضعیتی که سوریه پس از شکست فیزیکی داعش تا کنون تجربه کرده است محصول مکانیسمی است تحت عنوان توافقات صلح آستانه که در ژانویه ۲۰۱۷ میان ایران، روسیه و ترکیه مورد توافق قرار گرفت. در چارچوب همین مکانیسم، تروئیکای سوریه بعد ها در ماه مه و سپتامبر ۲۰۱۷ بر سر تعیین مناطق چهارگانه به توافق رسیدند، توافقی که قرار شد با اجرای آن از تنش ها میان نیروهای حامی دولت اسد با نیروهای شورشی و مخالف در مناطق شمال حمص، غوطه شرقی، ادلب و جنوب سوریه (درعا و قنیطره در نزدیکی بلندیهای جولان) جلوگیری به عمل آید.

تروئیکای سوریه با ابتکار عمل روسیه با تعیین حدود مناطق "کاهش تنش" در نظر داشت به سه هدف اصلی در بعد نظامی دست پیدا کند.۱) تکمیل پروژه شکست داعش در سوریه، ۲) جلوگیری از تشدید رقابت ژئوپلیتیک و نظامی میان ایران، روسیه و ترکیه در نتیجه ایجاد خلأهای امنیتی، ۳) تبدیل تدریجی فضای نظامی به فضای سیاسی-دیپلماتیک برای آغاز روند مذاکرات صلح.

با گذشت نزدیک به ۳۲ ماه از دور نخست مذاکرات آستانه، سوریه بیشتر به صفحه شطرنجی بدل شده است که قدرت های بزرگ روی آن بی وقفه به رقابت ژئوپلیتیکی مشغول بوده اند. هرچند در این میان روسیه توانسته است با ایجاد توازن قوای نسبی میان ایران و ترکیه این دو رقیب منطقه ای را به سمت همگرایی تاکتیکی برای حفظ بشار اسد و تحقق اهدافی که در بالا بدان اشاره شد ترغیب سازد.

اکنون روسیه به بخش اعظم اهداف اصلی خود در بُعد نظامی دست یافته و بشار اسد نیزکه تا همین چند سال پیش تا پرتگاه سقوط پیش رفت، این امید را پیدا کرد است که با بازپس گیری ادلب به عنوان آخرین دژ مخالفان و گروه های جهادی مانند تحریر الشام، سوریه را از فضای نظامی خارج کند.

سوریه روی انبار باروت

با نگاهی دقیق تر اما به نظر می رسد که اردوغان، پوتین و روحانی حتی اگر در نشست تهران از پایان فاز نظامی و پیشرفت فاز سیاسی در سوریه سخن بگویند، واقعیت های موجود در هر دو بُعد چیز دیگری است. به طور مثال در بُعد نظامی، سوریه در سه منطقه مهم استراتژیک در معرض بروز تنش و درگیری مجدد است.

در شمال سوریه جدال میان ترکیه و آمریکا بر سر آینده ی حضور نیروهای کُرد یگان های مدافع خلق (ی‌پ‌گ) در شرق رود فرات (محل تلاقی حوزه نفوذ آمریکا و ترکیه) همچنان ادامه دارد. اگرچه آنکارا و واشنگتن ژوئن گذشته بر سر "نقشه راه منبج" توافق کردند اما این توافق هنوز در عمل به ثمر ننشسته است. در شرایطی که اختلافات میان آمریکا و ترکیه بر سر مساله بازداشت اندرو برانسون (کشیش آمریکایی) به تشدید تنش ها میان دو کشور انجامیده است، این تنش ها می تواند خود را در سوریه به شکل تهدیدات نظامی نشان دهد. علاوه بر این وضعیت منطقه کُردنشین عفرین که تحت کنترل نیروهای ترکیه و ارتش آزاد سوریه قرار دارد، هنوز مبهم است.

در شرق سوریه که حوزه نفوذ نیروهای دموکراتیک سوریه (اس‌دی‌اف) تحت رهبری آمریکا قلمداد می شود، اوضاع میان نیروهای حامی اسد و نیروهای مورد حمایت آمریکا متشنج است. در حالی که این روزها همه نگاه ها به ادلب دوخته شده است، نیروهای مورد حمایت ایران و نیز نیروهای روس در جبهه غربی رود فرات (شرق استان دیرالزور) حضور نظامی خود را افزایش داده اند و تلاش می کنند تا از طریق تهدید به انجام حمله نظامی، کُردها را به دادن امتیاز به دولت اسد (واگذاری کنترل این مناطق به دمشق) وادار کنند.

بیشتر بخوانید:

در جنوب سوریه در منطقه التنف نیز آمریکا حوزه نفوذی به وسعت ۵۵ کیلومتر مربع ایجاد کرده است و گمان می رود هدف از حضور نظامیان آمریکایی در این منطقه مقابله با نفوذ نظامی ایران و حزب الله باشد. بنابراین سرنوشت این منطقه نیز در هاله ای از ابهام قرار دارد و معلوم نیست روسیه و آمریکا در باره آینده حضور نظامیان آمریکایی در این ناحیه به توافق برسند.

از این رو تا زمانی که وضعیت این سه منطقه مشخص نشده است نمی توان با اطمینان درباره اتمام فاز نظامی در سوریه صحبت کرد و بازپس گیری کنترل ادلب (که دیر یا زود انجام خواهد شد) صرفاً به معنای شکست نظامی مخالفان اسد در سوریه است و نه به معنای پایان کامل منازعات نظامی در کل خاک این کشور.

مضاف بر این، موضوع آینده حضور نظامی ایران در سوریه نیز به یک کلاف سردرگم تبدیل شده است به گونه ای که اگر بازی بالانس قدرت روسی نبود، تنش نظامی مستقیم بین ایران و اسرائیل-آمریکا در این کشور تا اکنون شاید بارها رخ داده بود.

با وجود آن که توافق اخیر میان روسیه و اسرائیل بر سر تحدید شعاع نفوذ نظامی ایران در جنوب سوریه تا حدی باعث کاهش نگرانی ها نسبت به باز شدن جبهه جدید جنگ بین ایران و اسرائیل شده است اما به نظر نمی رسد جمهوری اسلامی ایران بخواهد پس از صرف هزینه های مالی و جانی، سوریه را به این راحتی رها کند.

حق نشر عکس Reuters
Image caption در بعد سیاسی نیز بعید است نشست تهران بتواند به پیشبرد روند صلح در سوریه کمک عینی و عملی بکند

موانع سیاسی

در بعد سیاسی نیز بعید است نشست تهران بتواند به پیشبرد روند صلح در سوریه کمک عینی و عملی بکند. در باب لزوم تسریع روند تدوین قانون اساسی، بازگشت آوارگان و بازسازی سوریه، قدرت های درگیر در سوریه همگی بر اصول کلی با یکدیگر اتفاق نظر دارند اما وقتی بحث به جزئیات می رسد، اختلافات بیش از پیش نمایان می شود. در این میان روسیه، ایران و ترکیه در چارچوب مذاکرات صلح سوچی گام بر می دارند و سازمان ملل و دیگر قدرت های اروپایی مذاکرات ژنو را پیش می برند.

مذاکرات صلح ژنو تا کنون هشت بار انجام شده ولی تا به حال به نتیجه مشخصی نیانجامیده است. برخی گروه های اپوزیسیون روی کوچکترین عبارات نظیر "تشکیل دولت دوران گذار و تدوین قانون اساسی" مندرج در قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل با گروه های حامی اسد اختلاف نظر دارند و معتقدند منظور از دولت دوران گذار باید دولتی باشد که اسد در آن قدرتی نداشته باشد، در غیر اینصورت حاضر به گفت و گو نخواهند بود. اکنون باید منتظر ماند و دید مذاکرات ژنو برای تدوین قانون اساسی سوریه که قرار است در ۱۴ سپتامبر برگزار شود، چه نتیجه ای در برخواهد داشت.

درباره بازسازی سوریه نیز باید اذعان داشت ایران و ترکیه و روسیه که تحت تحریم های اقتصادی آمریکا قرار دارند به هیچ وجه قادر نخواهند بود هزینه های بازسازی این کشور ویران شده را تأمین کنند. بر اساس اعلام بانک جهانی بازسازی سوریه بین۴۰۰ میلیارد دلار تا ۱ تریلیون دلار هزینه در برخواهد داشت، هزینه ای که تأمین آن نیازمند مشارکت کشورهای اروپایی است آن هم در شرایطی که آمریکا اعلام کرده است در روند بازسازی شرکت نخواهد کرد.

دورنمای آینده سوریه

نظر به آنچه بیان شد، روحانی، اردوغان و پوتین از اجلاس تهران برای نمایش موفقیت تروئیکای سوریه در خاتمه دادن به فاز نظامی جنگ استفاده خواهند کرد. رؤسای جمهور ایران، ترکیه و روسیه همچنین سعی خواهند کرد از فضا برای به چالش کشیدن یکجانبه گرایی دولت ترامپ در مواجهه با بحران های منطقه ای و بین المللی بهره برده و عنوان کنند این سه کشور توانسته اند در مسیر ایجاد یک نظم جدید منطقه ای در راستای ایده آل مدنظرشان یعنی "نظم جهانی پسا-آمریکایی" قدم بگذارند، نظمی که به زعم آنها از مدل همگرایی تاکتیکی میان تهران-آنکارا-مسکو رشد خواهد کرد.

سردردهای پوتین اما برای شکل دادن به این نظم (در سوریه) از فردای اجلاس تهران آغاز خواهد شد. در مقطع فعلی بزرگترین چالشی که روسیه پیش رو دارد این است که بین دو سناریوی متضاد برای آینده سوریه باید تنها یکی را انتخاب کند: کمک به ایجاد نظام فدرالی دموکراتیک یا قبضه قدرت توسط دولت آینده سوریه.

روسیه اگر به سمت گزینه تشکیل نظام فدرالی در سایه ی اعطای خودمختاری به کُردهای سوریه گرایش پیدا کند شاید بتواند آمریکا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را در بُعد معادلات قدرت منطقه ای از خود راضی نگه دارد اما با این کار ترکیه و ایران را از خود دور خواهد کرد.

روسیه اما اگر بخواهد باب میل اسد و نیز در راستای حفظ نفوذ نظامی هژمونیک خود در سوریه عمل کند باید وجب به وجب خاک سوریه را به دمشق واگذار کند. مسکو در این صورت ایران و ترکیه را به خود نزدیکتر می سازد اما روابط خود با آمریکا، کُردها و کشورهای عربی منطقه را فدای اتحادش با تهران، دمشق و آنکارا خواهد کرد.

اجلاس تهران جوابی برای این سوالات و ابهامات نخواهد داشت و تنها زمان نشان خواهد داد که قدرت های بزرگ چه تصمیمی برای آینده سوریه خواهند گرفت.