سرنوشت ادلب در دستان پوتین و اردوغان؟

کم تر از ده روز دیگر ضرب الاجل روسیه و ترکیه برای ایجاد منطقه ی حائل "عاری از سلاح" بین خطوط تماس ارتش سوریه و شبه نظامیان مخالف در استان ادلب به پایان خواهد رسید. در حالی که انتظار می رود توافق اخیر میان رؤسای جمهور روسیه و ترکیه بر سر ادلب زمینه را برای جلوگیری از حمله نظامی گسترده ی ارتش سوریه و حامیانش به آخرین پایگاه عمده مخالفان اسد فراهم سازد، واقعیت های میدانی اما حاکی از آن است که سایه جنگ از سر ادلب هنوز دور نشده است.

از یک سو، تلاش های ترکیه برای راضی کردن نیروهای مسلح مستقر در ادلب به خلع سلاح و عقب نشینی از منطقه حائل در اطراف ادلب، به نتیجه مشخص و ملموسی نیانجامیده است. در شرایطی که ارتش سوریه برای بازپس گیری کنترل کامل ادلب بی تابی می کند، دولت ترکیه می کوشد از طریق رایزنی و بده و بستان با روسیه تا آنجایی که می تواند این منطقه را همچون عفرین و نیز منطقه ی موسوم به "سپر فرات" در شمال سوریه تحت کنترل خود نگه دارد.

از سوی دیگر، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه به تازگی در هشداری تلویحی به ترکیه اظهار داشته است آنکارا به خوبی می داند که وظیفه جدا کردن تروریست ها از نیروهای شبه نظامی مخالف را بر عهده دارد، کاری که حتی آمریکا در انجام آن ناموفق بود. جمهوری اسلامی ایران نیز تا کنون نسبت به درگیری مستقیم نیروهای مورد حمایتش در هرگونه عملیات نظامی گسترده در ادلب ابراز بی میلی کرده است اما این بدان معنا نیست که از هرگونه اقدام ارتش سوریه برای مقابله با مخالفان اسد و جریانات افراطی در این استان حمایت نمی کند.

این روزها سرنوشت ادلب به یک معمای بزرگ بدل شده است، معمایی که به نظر می رسد فقط زمان می تواند آن را حل کند. به راستی اما استراتژی روسیه و ترکیه برای پایان دادن به بحران ادلب چیست؟ آیا توافق سوچی میان پوتین و اردوغان در عمل کارآمد بوده است و آیا این دو کشور اساساً می توانند در چارچوب توافقات موقت و مرحله ای مانع از تهاجم گسترده نیروهای ارتش سوریه و حامیانش به ادلب شوند؟

حق نشر عکس EPA
Image caption به نظر می رسد که بازی شطرنج روسیه و ترکیه بر سر ادلب به این زودی برنده ای نخواهد داشت و تنها زمان نشان خواهد داد که کنترل این منطقه فوق العاده حیاتی و مهم به لحاظ استراتژیک دست کدام یک از بازیگران اصلی نبرد ادلب خواهد افتاد.

توافق سوچی؛ از تئوری تا واقعیت

ماه گذشته حملات غیر گسترده و محدود ارتش سوریه و جنگنده های روسی به برخی مواضع نیروهای شبه نظامی و افراطی در جنوب و جنوب غرب استان ادلب از یک سو و نیز تقویت هم زمان استحکامات نظامی ارتش ترکیه در حمایت از مخالفان از سوی دیگر، بیشتر ناظران تحولات سوریه را نسبت به رویارویی سرنوشت ساز میان جبهه حامیان اسد (ایران، روسیه) و جبهه مخالفان (ترکیه و ارتش آزاد سوریه) نگران کرده بود. همگی شواهد نشان می داد که استان ادلب با جمعیتی بین ۵/۲ تا ۳/۵ میلیون نفر که بیش از نیمی از آن را آوارگان سوری تشکیل می دهد، به زودی به سرنوشت دیگر مناطق تحت کنترل مخالفان مانند حلب، درعا و غوطه شرقی دچار خواهد شد. همان موقع آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان ملل درخصوص حمله گسترده ارتش سوریه و روسیه به ادلب هشدار داد و گفت این استان نباید به "حمام خون" تبدیل شود.

به دنبال ناکامی ترکیه در جلب نظر مساعد ایران و روسیه به برقراری فوری آتش بس در ادلب در جریان اجلاس تهران (۱۰ شهریور)، پوتین و اردوغان ۱۰ روز بعد این بار در سوچی با یکدیگر ملاقات کردند تا درباره اختلافتشان بر سر آینده این استان به بحث و رایزنی بپردازند. اگرچه مفاد توافق رهبران ترکیه و روسیه در سوچی هیچ گاه به طور دقیق علنی نشد اما بر اساس اعلام خبرگزاری ها، طرفین در این دیدار توافق کردند که یک منطقه حائل "عاری از سلاح" به عمق ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر در بین خطوط تماس ارتش سوریه و نیروهای شورشی مخالف در اطراف استان ادلب ایجاد کنند تا با این روش از یک سو طرفین بهانه برای حمله به مواضع یکدیگر نداشته باشند و از سوی دیگر از خطر حمله همه جانبه نیروهای ارتش سوریه به ادلب کاسته شود. چرا که اقدام نظامی علیه گروه های تروریستی که کنترل ۶۵ درصد این استان را در دست دارند بدون تردید موج عظیمی از آوارگان را به سمت مرزهای مشترک سوریه با ترکیه روانه خواهد کرد.

به موجب توافق سوچی، ترکیه و روسیه همچنین اعلام کردند کلیه گروه های مسلح در ادلب باید تا پیش از دهم اکتبر تمامی تجهیزات سنگین نظامی شان را از منطقه حائل جمع آوری کرده و تا پیش از پانزدهم اکتبر نیز خودشان از این منطقه به طور کامل عقب نشینی کنند.

اما درحالی که مهلت روسیه و ترکیه به شبه نظامیان مخالف و گروه های تندور مانند تحریرالشام (جبهه النصره سابق) برای تمکین به مندرجات توافق سوچی رو به اتمام است، هیچ یک از گروه های شورشی مورد حمایت ترکیه و نیز نیروهای تندرو به خلع سلاح و عقب نشینی مبادرت نورزیده اند. نهادهای نظامی و اطلاعاتی ترکیه برای مجاب کردن تحریرالشام به خلع سلاح و یا پیوستن به "جبهه آزادی‌بخش ملی" در ادلب (متشکل از ۱۱ گروه زیر مجموعه ارتش آزاد سوریه) اقدامات جدی صورت داده اند اما به رغم این تلاش ها به نظر می رسد ترکیه زمان کافی و استراتژی مشخصی برای قانع کردن و یا مقابله با این گروه های تندرو ندارد.

بیشتر بخوانید:

واقعیت این است که ترکیه نمی خواهد حوزه نفوذ خود را در ادلب، آخرین دژ بازمانده ی مخالفان اسد، از دست بدهد. درست همان گونه که ترکیه از تهدید به مقابله نظامی با نیروهای کُرد های یگان های مدافع خلق (ی‌پ‌گ) مستقر در منبج و نیز افزایش نفوذ نظامی خود در مناطق شرقی رود فرات به عنوان اهرم فشار علیه واشنگتن استفاده می کند، از ادلب نیز به عنوان اهرم فشاری برای چانه‌زنی و امتیازخواهی در برابر روسیه و دولت اسد بهره می برد.

ترکیه از یک طرف بر آن است تا با متحد کردن تمامی گروه ها و جریانات مخالف در حوزه های نفوذ اش در شمال غربی سوریه (از محدوده عملیاتی سپر فرات گرفته تا عفرین و ادلب) موفق به ایجاد "ارتش ملی سوریه" و یک اپوزیسیون قدرتمند شود، اپوزیسیونی که بتواند در مذاکرات صلح سوریه و به طور کلی در آینده این کشور نقشی مؤثر ایفا کند. ترکیه اما از طرف دیگر به این امر واقف است که تحریرالشام و گروه هایی افراطی و تروریستی از این قبیل به به وبال گردن آنکارا در اجرای سیاست های حزب حاکم عدالت و توسعه در سوریه بدل شده اند.

به عبارات دیگر ترکیه می داند برای امتیاز گرفتن از روسیه در بعد ژئوپلیتیک و سیاسی و نیز به منظور آنکه به اسد و حامیانش این بهانه را ندهد که به ادلب حمله کرده و کنترل آن را در دست گیرند باید به نفوذ تحریرالشام در ادلب پایان دهد، در غیر این صورت حمله نهایی نیروهای حامی اسد می تواند به پایان نفوذ ژئوپلیتیک ترکیه در سوریه بیانجامد.

همانطور که پیشتر اشاره شد، ترکیه اما در فاصله کمتر از ۱۰ روز به پایان مهلت تعیین شده برای خلع سلاح و عقب نشینی گروه های مسلح، در دستیابی به این هدف ناکام بوده است.گروه های تروریستی مانند حُراس الدین (منشعب از تحریرالشام) توافق سوچی را رد کرده اند. تحریرالشام نیز تا کنون موضع مشخصی اتخاذ نکرده است اما شواهد و قرائن تا به امروز از عدم تمایل این گروه به خلع سلاح حکایت دارد. پیشتر گمان می رفت که دست کم گروه های زیرمجموعه "جبهه آزادی‌بخش ملی" و ارتش آزاد سوریه که مورد حمایت ترکیه هستند به این توافق وفادار بمانند اما برخی از مهم ترین این گروه ها مانند فیلق الشام و جیش العزة با عقب نشینی از منطقه "عاری از سلاح" مخالفند. این گروه ها معتقدند که روسیه با توافق سوچی مثل سایر تاکتیک های نظامی اش در قبال مناطق "عاری از تنش" دست اسد را برای کنترل نهایی ادلب باز گذاشته است.

حق نشر عکس AFP
Image caption نیروهای مخالف دولت سوریه در حال آماده شدن برای عملیات ارتش در ادلب

استراتژی به تعویق انداختن جنگ؟

به نظر می رسد که بازی شطرنج روسیه و ترکیه بر سر ادلب به این زودی برنده ای نخواهد داشت و تنها زمان نشان خواهد داد که کنترل این منطقه فوق العاده حیاتی و مهم به لحاظ استراتژیک دست کدام یک از بازیگران اصلی نبرد ادلب خواهد افتاد. اما می توان گفت روسیه که دست بالا را در معادلات قدرت در سوریه داراست از طریق دادن زمان به ترکیه و نیز با انداختن توپ به زمین بازی این کشور در سوریه می تواند فارغ از نتایج توافق سوچی، به دستیابی به سه هدف استراتژیک خود در ادلب امیدوار باشد:

۱) ترکیه اگر موفق به مهار افراطی ها در ادلب شود عملاً تهدید جدی از سوی نیروهای نظامی افراطی قدرتمند را در این منطقه خنثی کرده است. ترکیه اگر موفق به انجام این مهم نشود، بهانه کافی را مجدداً به ارتش سوریه و روسیه برای حمله نهایی به ادلب داده است. در هر دو حالت، سوریه می تواند بیشتر از ترکیه به آینده ادلب امیدوار باشد. ۲) شایان ذکر است، توافق سوچی این امکان را به روسیه و سوریه داده است تا خیالشان تا حدی از بابت بازگشایی و کنترل شاهراه حیاتی "اِم-۵"، بزرگراهی که دمشق را به استان حلب متصل می‌سازد، و نیز بزرگراه "اِم-۴" حدفاصل حلب-لاذقیه راحت باشد. کنترل این دو بزرگراه در بعد نظامی در نوع خود موفقیت بزرگی برای اسد و حامیانش تلقی می شود. ۳) نظر به اینکه روسیه، ایران و اسد در تلاش اند فاز سیاسی برای پیشبرد گفت و گوها درباره بازگشت آوارگان، تدوین قانون اساسی و بازسازی سوریه را جایگزین فاز فرسایشی و پرهزینه نظامی در این کشور کنند، این اراده نزد پوتین و اسد وجود دارد که اردوغان را در رابطه با مساله ادلب به لحاظ زمانی و در بعد نظامی تحت فشار قرار دهند تا آنکارا از بیم درگیر شدن با هم پیمانش در سوریه (روسیه) یا امتیازات بیشتری به روس ها بدهد و یا به نفوذ حداقلی در ادلب (امتداد نوار شمالی-غربی) راضی شود.

سوای این گمانه زنی ها اما آنچه واضح بنظر می رسد این است که استراتژی روسیه و ترکیه برای پایان دادن به بحران ادلب در چارچوب توافق سوچی تاکنون نتیجه نداده است و طرفین به احتمال زیاد به یکدیگر زمان بیشتری خواهند داد تا جنگ بزرگ اسد و حامیانش در ادلب را صرفاً به آینده موکول کنند.