بن بست درجهان واقعی: پرخاشگری در فضای مجازی

اینترنت برای همه ما فرصت یک زندگی دوگانه را فراهم آورده است. زندگی اول در دنیایی می گذرد که واقعی است. دنیایی که در آن اشیاء را لمس می کنیم، از سرما به خود می لرزیم، سر کار می رویم، می خوابیم، می خندیم و حتی بحث و جدل می کنیم. در این دنیا هر یک از ما از الگوهای معین و مشخصی پیروی می کنیم و رفتار و شخصیت مخصوص به خود را داریم.

برخی درون گرا و برخی برون گرا، برخی مضطرب و برخی مسئولیت پذیر و برخی در تعامل با محیط اجتماعی خود پرهیاهو یا زودرنج یا صمیمی یا غیرقابل اعتمادیم. الگوهای شخصیتی پیچیده ای که گاهی تفکیک و تشخیص آن ها از یکدیگر برای روان شناسان نیز چندان ساده نیست. اما از اینها گذشته ، زندگی ما در دنیای دوم، یعنی دنیای فضای مجازی ممکن است قدری با دنیای اول متفاوت باشد. در فضای مجازی ممکن است فردی خجول و مودب و آرام، بی پرواتر از دنیای واقعی ظاهر شود و سخنانی بگوید که در دنیای واقعی به ندرت ممکن است بر زبان آورد. این که رفتار فرد در فضای مجازی (برای نمونه بر اساس الگوی لایک زدن های فیس بوکی او) پرده از پنهان ترین زوایای ذهنی و روانی شخص بر می دارد موضوعی است که در سال های اخیر به شدت مورد بحث بوده و مطالعات فراوانی نیز در این باره انجام شده است.

حق نشر عکس Reuters
Image caption دنیای اینترنت هرچند که دنیای واژگان است و تصاویر و صداها و اعداد، اما از جهاتی به اندازه دنیای زندگی روزمره ما واقعی است. اغلب ما ساعات بسیاری از هفته را در شبکه های اجتماعی می گذرانیم و به عبارت دیگر، فعالیت ما در دنیای مجازی، در عمل از زندگی دنیای واقعی جدا نیست.

آسیب شناسی رفتاری در فضای مجازی

دنیای اینترنت هرچند که دنیای واژگان است و تصاویر و صداها و اعداد، اما از جهاتی به اندازه دنیای زندگی روزمره ما واقعی است. اغلب ما ساعات بسیاری از هفته را در شبکه های اجتماعی می گذرانیم و به عبارت دیگر، فعالیت ما در دنیای مجازی، در عمل از زندگی دنیای واقعی جدا نیست.

بر اساس یک مطالعه آفکام در سال ۲۰۱۵، زمان آنلاین بودن افراد در انگلستان به بیش از بیست ساعت در هفته رسیده و در مقایسه با ده سال پیش، دو برابر شده است. در چنین دنیایی، هر نوع تیپ شخصیتی می توان یافت. از ترول های اینترنتی گرفته که با بیان مطالب محرک و توهین آمیز و مطالب جنجال برانگیز یا ناراحت کننده در پی ایجاد تشنج در فضای گفتگوها هستند، تا کاربرانی که با توهین و تهدید دیگر کاربران، جایی برای گفتگوی سالم و تبادل نظر باقی نمی گذارند. تحلیل چنین رفتارهایی اساسا کار روان شناسان اجتماعی است و اینکه چه چیزی پشت چنین رفتارهایی نهفته، مساله ای است که سالها ذهن روانشناسان و پژوهشگران علوم اجتماعی را با خود درگیر کرده است.

اینکه کدام طیف سیاسی و کدام طبقات اجتماعی و با چه اهدافی دست به رفتارهای ضداجتماعی می زنند چندان روشن نیست. برای اظهار نظر در چنین مسائلی باید پژوهشی میدانی کرد. در غیر این صورت اظهارنظرهای شخصی و سلیقه ای مبنی بر اینکه طرفداران یک طیف سیاسی فحاش اند، مبنایی ندارد و قابل استناد نیست. اما آنچه که از ظاهر امر بر می آید این است که رفتار ترول ها پدیده ای است که در همه گروه های اجتماعی و سیاسی و در همه کشورهای جهان وجود دارد.

این رفتارها الزاما هم رنگ و بوی سیاسی ندارد. در سالهای گذشته حملات اینترنتی به فیس بوک و اینستاگرام بازیکنان فوتبال و والیبال بارها و بارها به موضوع بحث روز تبدیل شد و نشان داد که بحث مزاحمت های اینترنتی، توهین و تهمت و نظایر آن، به مراتب گسترده تر و فراتر از این و آن طیف و گروه سیاسی است.

خشم و پرخاش

در فضای نابسامان اقتصادی و اجتماعی و در شرایط بی ثباتی سیاسی حکومت در ایران، امید به آینده روز به روز کمرنگ تر می شود. نسلی سرخورده که نه بختی برای کسب و کار دارد و نه امیدی به بهره مندی از یک زندگی سعادتمند، خشم فروخفته ای در خود احساس می کند که ممکن است چون آتشی زیر خاکستر از هر فرصتی برای شعله ورشدن استفاده کند. این جملات صرفا بر پایه حدس و گمان شخصی نیست. بر مبنای گزارش سال ۲۰۱۷ موسسه گالوپ، ایرانی ها، عراقی ها و مردم سودان جنوبی، عصبانی ترین مردمان جهان هستند. عده ای از متخصصان، مساله پرخاش و عصبانیت و به بیان دیگر مساله سلامت روانی جامعه را با فاکتورهایی مانند تولید ناخالص داخلی و نرخ بیکاری مرتبط می دانند.

بیشتر بخوانید:

در چنین شرایطی دور از انتظار نیست که مردمان خشمگین از اختلاف طبقاتی، رانت و فساد حاکم بر جمهوری اسلامی در برابر کمترین همدلی با نظام حاکم، واکنشی خشمگینانه از خود نشان دهند.

حق نشر عکس THINKSTOCK
Image caption تضاد بین گفتمان ها تنها در یک جامعه مدنی، به بیان دیگر تنها در یک جامعه باز است که به شکلی عقلانی نمود پیدا می کند

سه ضلع برای یک بن بست

تضاد بین گفتمان ها تنها در یک جامعه مدنی، به بیان دیگر تنها در یک جامعه باز است که به شکلی عقلانی نمود پیدا می کند اما در شرایطی بحرانی که در آن ارزش پول ملی ساعت به ساعت در حال کاهش است و کشور در سایه تحریم و اقتصاد در لبه پرتگاه سقوط قرار گرفته است، به سختی می توان انتظار بحث هایی منطقی و در فضایی غیر هیجانی داشت. در چنین فضای ملتهب و پرتنشی، پرخاشگری تقریبا در بین همه گروه های سیاسی و مردم عادی دیده می شود و به عبارت دیگر به یک پدیده عمومی تبدیل شده است.

ضمن اینکه توهین و پرخاش، تنها عاملی نیست که فضای بحث را مسدود می کند و جو غالب گفتمان سازنده را مسموم. به هم ریختن فضای گفتمان دو ضلع دیگر نیز دارد. بیان نظریات تحریک آمیز و انکار واقعیات و دردها و مشکلات جامعه و انکار وجود مخالفان و هویت آنها از سویی و مساله تهدید مخالفان به سرکوب و نفی نیز به عنوان اضلاع دیگر در به هم ریختن فضای گفتمان در جامعه ایرانی را نباید نادیده گرفت.