آیا افغانستان می‌تواند شاهراه ترانزیت آسیایی شود؟

ناظران
Image caption صفحه ناظران

راه لاجورد که افغانستان را از طریق آسیای میانه و قفقاز به اروپا وصل می‌کند، هفته گذشته افتتاح شد. افغانستان به عنوان یک کشور محصور به خشکی نیاز شدید به به گذرگاه‌ و بنادر مواصلاتی چون کراچی و گوادر در پاکستان، چابهار در ایران و راه لاجورد دارد، ولی مشکلات و موانع عملی که ریشه در عوامل ژئوپلیتیکی دارد تاکنون به افغانستان اجازه نداده تا از این مسیرها (به طور مطلوب) بهره‌برداری کند.

از طرف دیگر، همگرایی اقتصادی یکی از موضوعات مهم برای افغانستان و سه منطقه بزرگ آسیایی یعنی آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و آسیای میانه است، که با شدت گرفتن تلاش‌ها برای گسترش همکاری‎های اقتصادی میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی، نقش افغانستان به عنوان کوتاه‌ترین و کم هزینه‌ترین مسیر اتصال این دو منطقه نیز پررنگ‌تر از قبل شده است. بنابراین از دید افغانستان، تمرکز روی نقش سنتی این کشور به عنوان پل ارتباطی این دو منطقه، از جمله اساسی‌ترین مسایل در گسترش همگرایی اقتصادی منطقه‌ای به حساب می‌آید.

با توجه به تفاوت در منابع و عملکرد کشورهای این دو منطقه، نیاز به یک راهبرد هم‌تکمیلی تجارتی را می‌توان ادعا کرد. با وجودی که کشورهای آسیای جنوبی از جمله هند در زمینه فناوری پیشرفته‌تر از کشورهای آسیای مرکزی می‌باشند، اما از کمبود انرژی رنج می‌برند. این مشکل می‌تواند به طور مشخص با مازاد انرژی در آسیای مرکزی برطرف گردد. پروژه تاپی نیز مثال روشنی از هم‌تکمیلی تجارتی می‌باشد، که اگرموفقانه تکمیل شود، گاز را از ترکمنستان و از طریق افغانستان به پاکستان و هند انتقال می‌دهد.

گسترش همکاری‌های اقتصادی میان آسیای مرکزی و آسیای جنوبی بیشتر از هر عاملی، وابسته به ارتباط زمینی این دو منطقه می‌باشد، افغانستان به عنوان کوتاه‌ترین مسیر ارتباط این دو منطقه از جمله عوامل اصلی شکل‌گیری همگرایی در منطقه قلمداد می‌گردد. با تکیه بر این موضوع، تمام فعالیت‌های منطقه‌ای افغانستان محور از جمله هفت اجلاس برگزار شده ریکا، راه جدید ابریشم و نیز پروسه استانبول، با تمرکز بر نقش کلیدی افغانستان به‌عنوان نقطه مرکزی حمل و نقل منطقه‌ای سعی بر گسترش عملکرد افغانستان در منطقه داشته‌اند.

حق نشر عکس Arg

بیشتر بخوانید:

کریدورهای جاده‌ای بین آسیای مرکزی و آسیای جنوبی از طریق افغانستان می‌تواند بطور قابل توجهی باعث کاهش زمان و هزینه ترانسپوت و افزایش حجم تجارت بین این دو منطقه گردد. طبق مطالعات صورت گرفته توسط بانک انکشاف آسیایی راجع به تأثیرات اقتصادی کریدورهای جاده‌ای بین آسیای مرکزی و آسیای جنوبی از طریق افغانستان، در صورتیکه ۱۳۵۸۶ کیلومتر کریدورهای جاده‌ای مورد نیاز برای تجارت منطقه‌ای بین آسیای مرکزی و آسیای جنوبی و از جمله ۳۶۵۷ کیلومتر آن در داخل خاک افغانستان تکمیل گردد، تجارت منطقه‌ای به میزان ۱۶۰ فیصد و تجارت ترانزیتی در کل منطقه به میزان ۱۱۱ فیصد افزایش خواهد یافت.

اگر تأثیرات اقتصادی کریدروهای خطوط آهن پلان شده بین آسیای مرکزی و آسیای جنوبی از مسیر افغانستان را بر تجارت منطقه‌ای اضافه نماییم، فواید حاصله از ارتباط زمینی بین دو منطقه به مراتب بیشتر خواهد بود. اگرچه ممکن است چنین پیش‌بینی‌هایی به دلیل عدم تکمیل برخی از کریدورهای متذکره و نیز به دلیل چالش‌های امنیتی تحقق نیافته باشند، اما به هرحال این نوع پیش‌بینی‌ها از نقطه نظر زیربناهای ترانسپورتی فرا سرحدی، بر هزینه‌های ترانسپورتی و میزان رشد تجارت تاثیر خواهد گذاشت.

افغانستان عضو اکثر چارچوب‌های همکاری های منطقه‌ای در دو منطقه آسیای میانه و آسیای جنوبی می‌باشد، و هدف آن مانند دیگر اعضا، تلاش برای گسترش دامنه همکاری در منطقه است. از جمله تلاش‌هایی که در این زمینه صورت گرفته است، به طور خلاصه می‌توان به آغاز طرح پروژه‌های تاپی و کاسا-۱۰۰۰ در زمینه انرژی، انعقاد قراردادهای CBAT و TIR در زمینه گسترش تجارت و ترانزیت میان دو منطقه و گشایش راه لاجورد به عنوان پروژه در زمینه شبکه‌ای حمل و نقل که اجناس صادراتی افغانستان را به آسیای میانه و سپس به اروپا انتقال می‌هد، نام برد.

اما بازهم با وجود تلاش‌های فراوانی که در این زمینه صورت گرفته است، آسیای میانه و آسیای جنوبی آمار کمترین میزان همگرایی میان منطقه‌ای را دارند. از مهم‌ترین دلایل این امر، عدم اعتماد کشورهای همسایه به افغانستان به‌عنوان محور موفقیت در برنامه‌های منطقه‌ای است. زیرا جنگ و ناامنی همواره تصویری منفی را از افغانستان در اذهان عمومی می‌پروراند.

حق نشر عکس بلیغ
Image caption ریل‌گذاری خط آهن افغانستان- ترکمنستان آغاز شد

با توجه به اینکه افغانستان به صرفه‌ترین مسیرهای جاده‌ای، خطوط آهن و خطوط انتقال گاز و برق بین آسیای مرکزی و جنوبی را بطور بالقوه می‌تواند فراهم کند، می‌تواند کلیدی‌ترین عامل در باز کردن پتانسیل هم تکمیلی تجاری در منطقه باشد. اما وجود رقبا و راه‌های جایگزین در تشکیل شاهراه اتصال منطقه‌ای موضوعی مهم و غیر قابل انکار می‌باشد. ایران یکی از اصلی‌ترین رقبای افغانستان در منطقه می‌باشد و همواره ادعا می‌کند که خاکش بستر مناسب‌تری برای انجام موفق پروژه‌های منطقه‌ای فراهم خواهد کرد، که جنگ و ناامنی در افغانستان می‌تواند رقابت را برای ایران آسان‌تر کرده و از اهمیت افغانستان به‌عنوان شاهراه اتصال منطقه‌ای بکاهد.

از سوی دیگر، اجرای پروژه‌هایی نظیر احیای راه لاجورد اگربا مانعی برنخورد اعتبار از دست رفته افغانستان را برایش بازمی‌گرداند و می‌تواند موفقیتی باشد در راستای پیشرفت و توسعه تجارت افغانستان با جهان، و باری دیگر اهمیت افغانستان را در شکل گیری کم هزینه‌ترین و کوتاه‌ترین مسیرهای ترانزیتی آسیایی یادآور خواهد شد. راه لاجورد از بنادر آقینه ولایت فاریاب و تورغندی ولایت هرات شروع می‌شود و از طریق بندر ترکمن باشی ترکمنستان و سپس دریای خزر وارد خاک آذربایجان شده و در ادامه با گذشتن از شهر تفلیس پایتخت گرجستان به دریای سیاه رسیده و نیز از طریق شهر قارص به بنادر استانبول و در نهایت به اروپا می‌رسد.

افتتاح راه لاجورد مسیر را برای افغانستان به منظور افزایش فعالیت‌های تجارتی و همکاری های منطقه‌‍ای و فرا منطقه‌ای آسان‌تر می‌کند، زیرا در گذشته تجارت خارجی افغانستان به دلیل دست‌اندازی‌های کشورهای منطقه و نیز چالش‌ها و موانع موجود داخلی خسارات هنگفتی را متحمل می‌شد. راه لاجورد نه تنها در ایجاد تجارت ترانزیت در منطقه نقشی مثبت دارد بلکه در ایجاد موافقت‌نامه تجارت آزاد نیز دولت های مربوطه را تشویق خواهد کرد، زیرا بنا بر تصمیمات اخذ شده، بارگیری و تخلیه اموال بدون موانع گمرکی از خاک تمام این کشورها خواهد گذشت.

حق نشر عکس Getty Images

موقعیت جغرافیایی افغانستان در ایجاد فرصت‌ها و چالش‌ها برای این کشور و دیگر کشورهای منطقه نقش بالقوه بسزایی می‌تواند داشته باشد. فروپاشی نظام طالبان و شکل‌گیری نظام نوین سیاسی، تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی، افغانستان را کانون توجه کشورهای منطقه و جهان قرار داده است، ولی متاسفانه آنطوری که آرزوی مردم و خیلی از ناظرین و دولتمردان بود ازین فرصت تاکنون استفاده بهینه صورت نگرفته است. با وصف این، تحولات ده سال اخیر در افغانستان به سمت و سوی همکاری‌های منطقه‌ای پیش رفته است و سعی بر این بوده است که این کشور با اتخاذ راهکارهای ملی، منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای، به رفع چالش‌ها و ایجاد فرصت‌ها بپردازد، که با در نظر داشت رقابت قدرت‌های منطقه‌ای با یکدیگر و جوان بودن دولت افغانستان، نتایج همکاری‌های منطقه‌ای می‌تواند امیدوار کننده می‌باشد. هرچند وجود موانع غیرقابل انکار می‌باشد.

از جمله مهمترین موانع در این مسیر، عدم حکومت‌داری خوب، وجود فساد گسترده، استفاده از تروریسم به‌عنوان ابزار سیاست خارجی توسط کشورهای دیگر در مسایل داخلی افغانستان و عدم خودکفایی سیاسی کشور می‌باشد. که عامل چنین وابستگی بیشتر به سبب ضعف اقتصادی است. زیرا کشمکش‌های داخلی و ناامنی‌های متواتر، افغانستان را از رسیدن به ثبات اقتصادی بازداشته است، به طوریکه سهم قابل توجهی از بودجه سالانه آن با کمک‌های جهانی تکمیل می‌گردد. نداشتن ثبات سیاسی سبب بازماندن افغانستان از قرار گیری در جایگاه اصلی‌اش در منطقه گشته است. با این وجود رسیدن به همگرایی اقتصادی در منطقه، بدون در نظر گرفتن وضع موجود افغانستان ناممکن خواهد بود.

واقعیت این است که افغانستان برای استفاده هرچه بهتر از فرصت‌ها، نیاز به مطالعه دقیق توانمندی‌ها و ضرورت‌های کشورهای منطقه و نیز برنامه‌ها و قابلیت‎های سازمان‌های همجوار دارد. افغانستان نیازمند است تا متناسب با خواست‌ها، ضرورت‌ها و امکانات و توانمندی‌های خود طرحی اقتصادی را در راستای استفاده بهینه از فرصت‌های منطقه‌ای، و بهبود و تقویت راهکارهای همکاری‌های منطقه‌ای تدوین نماید. طرحی که به صورت عملی در سه مقطع زمانی، اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت، روابط این کشور را با همسایگانش در منطقه و سازمان‌های منطقه‌ای مشخص سازد.