طالبان؛ اهرم فشار ایران در بازی بزرگ

وزیر امورخارجه ایران، محمد جواد ظریف در گفتگو با یک شبکه تلویزیونی در هند درباره طالبان گفت که آینده افغانستان بدون طالبان غیرممکن است. حتی تاکید کرد که در مسکو با هیات طالبان دیدار داشته و آنها را برای انجام گفتگوهایی به تهران دعوت کرده است. این موضوع واکنش مقامات افغان را برانگیخت تا جایی که سفیر این کشور در پاسخ به ظریف از پیشنهاد مذاکره ایران با مجاهدین خلق و دعوتشان به قدرت نوشت.

دولت افغانستان همواره به دولت ایران معترض بوده که از نفوذش بر طالبان به عنوان اهرم فشار در مذاکرات سیاسی-اقتصادی استفاده کرده است. ادعای مقامات افغان شاید چندان بیراه نباشد چون ایران در توافقی که با هندیها برای سرمایه گذاری و ارائه تسهیلات ترانزیتی در چابهار به امضا رسانده، به طور ضمنی این اطمینان را به هند داده که از نفوذش استفاده خواهد کرد تا مسیر امن تجاری را برای صادرات به افغانستان برای تجار هندی فراهم کند.

حمایت از طالبان و ادعای نفوذ بر این گروه درحالی مطرح میشود که وزارت نیرو از یکسو و عراقچی و تیمش در وزارت خارجه از سوی دیگر مجدانه پیگیر مذاکرات آبی با افغانستان، تامین حقابه هیرمند و جلب نظر افغان ها برای اجرای متعهدانه قرارداد ۱۳۵۱ هیرمند هستند. اعتمادسازی زیربنای این همکاری آبی ست اما به نظر میرسد اجماعی برای آن در حکومت ایران وجود ندارد. ادعاهای اخیر مقامات ایرانی درباره نفوذ بر طالبان یا مذاکره با آنها، دولت افغانستان را حساس و نسبت به ایران بدبین میکند و حتی میتواند بر مذاکرات آبی تاثیر منفی بگذارد. در این میان تلاش عباس عراقچی برای پرکردن شکاف نیازهای امنیتی و محیط زیستی در سیاست خارجی شاید ثمربخش باشد. دیدار از کابل پس از حضور هیات طالبان در تهران و ارائه گزارش مذاکرات به آقای غنی به همین منظور صورت گرفته است.

در حال حاضر سیستان و بلوچستان در یک بحران فزاینده زیست محیطی است که حیاتش به هیرمند وابسته است. اگر مذاکرات آبی با افغانستان بی نتیجه بماند بحران آبی کنونی میتواند به یک فاجعه انسانی ختم شود. با این حساب چگونه میتوان اظهارنظر وزیرخارجه کشور را از نظر منافع ملی تحلیل کرد؟ در یک جمله؛ "رویکرد امنیتی بر رویکرد زیست محیطی در تمام تصمیم گیری های جمهوری اسلامی رجحان دارد.»"

حق نشر عکس MEHR
Image caption چیدمان درجات منافع جمهوری اسلامی برخلاف بسیاری از نظام های سیاسی، به جای ملت مبتنی بر ایدئولوژی است

سیاستگذاری در جمهوری اسلامی را چگونه میتوان تحلیل کرد؟

برای تحلیل و شناخت تصمیم سازی و سیاستگذاری در جمهوری اسلامی، ابتدا باید اولویت بندی منافع ملی در این نظام را ترسیم کرد، تا بعد هر موضوعی اعم از سیاست خارجی یا داخلی را در نسبت تاثیرگذاریش بر هریک از این اولویت ها سنجید.

برای توصیف از یک آرایش ماتریسی ساده استفاده میکنم. ماتریس در ریاضیات آرایش منظمی از اعداد است که در سطر و ستون ها مرتب میشوند. به نظر میرسد اولویت های جمهوری اسلامی را در سیاست‌گذاری میتوان به ترتیب از اولویت یک که بقای نظام جمهوری اسلامی است تا اولویت هشت که میتواند مسائل زیست محیطی باشد، خلاصه کرد. اگر به اولویت نخست عدد ده بدهیم، مسائل زیست محیطی در انتهای جدول تنها ۳ امتیاز خواهد گرفت.

اولویت های جمهوری اسلامی را در جدول زیر می بینید:

اول دوم سوم چهارم پنجم ششم هفتم هشتم
بقای نظام جمهوری اسلامی و حفظ شریعت شیعه حفظ رهبری و ولایت فقیه تمامیت ارضی ایران اولویت های امنیتی ازکشورهای همجوار تا گروه های سیاسی در کشورهای دورتر عدم خدشه به حیثیت عمومی سپاه پاسداران به عنوان تنها نهاد موثر از ارکان نظام، رهبری و انقلاب حفظ ارکان نظام ارتقا سطح زندگی مردم و رفاه عمومی مسائل زیست محیطی

درجه بندی اولویت ها در تصمیم سازی در علم سیاست به سیاست اعلا و سیاست سفلی هم تقسیم بندی میشود. ولی چیدمان منافع جمهوری اسلامی برخلاف بسیاری نظام های سیاسی، به جای ملت مبتنی بر ایدئولوژی است.

در چنین ساختاری هر موضوعی که روی میز تصمیم سازی رهبر و مدیران جمهوری اسلامی قرار میگیرد این سوال پیشینی را در مقابل دارد که این موضوع به ترتیب چقدر در جهت تقویت یا تضعیف اولویت های نخست تا ششم نظام هست؛ چنانچه عدد کمتری به لحاظ تاثیرگذاری بگیرد یعنی از دایره موضوعات اهم امنیتی نظام یا سیاست اعلا خارج شده و میتواند در ردیف سیاست های اقتصادی-اجتماعی یا سیاست های زیست محیطی مورد ملاحظه قرار گیرد.

در این میان اگر یک موضوع زیست محیطی مثل بحران کم آبی سیستان و بلوچستان با یک موضوع ایدئولوژیک- امنیتی مثل رقابت با نفوذ آمریکا در افغانستان مقابل هم قرار گیرند؛ تنش زدایی با افغان ها و پیشبرد دیپلماسی آب در درجات پایین اهمیت قرار دارد و حتی میتواند قربانی شود.

حق نشر عکس Reuters
Image caption به نظر می رسد آنچه باعث نزدیکی طالبان به ایران شده "نیاز متقابل" است. طالبان نیاز به تسلیحات و پول دارد درحالیکه ایران برای بقای نظام نیاز به نشان دادن چنگ و دندان به آمریکا در منطقه دارد. جمهوری اسلامی بقای خود را در دشمنی و رقابت با آمریکا تعریف کرده است

طالبان اهرم فشار بر دولت همسایه یا برگ برنده ی در بازی بزرگ

مقامات ایران مدعی هستند که بر طالبان نفوذ دارند. چقدر این ادعا واقعی است؟

تجربه تاریخی به ما می گوید ایران در دوره طالبان بیشترین صدمه را از همجواری با افغانستان متحمل شد. به غیر از کشته شدن دیپلمات های ایرانی که روابط دو کشور را تا سرحد جنگ تیره کرد؛ بستن آب رود هیرمند بر ایران، بازگذاشتن مسیر قاچاق تریاک و کالا و موج گسترده مهاجران افغان به داخل مرزها نشان میدهد دولتی تحت حاکمیت طالبان به نفع ایران نبوده و نیست. پس اکنون دلیل نزدیکی طالبان به جمهوری اسلامی چیست؟

آمریکا برای بیش از ده سال، سیاست سرکوب و کنترل طالبان در افغانستان را دنبال و در سالهای اخیر با فشار مضاعف بر پاکستان و مونیتورینگ گسترده، دسترسی طالبان به تسلیحات و منابع مالی از طریق پاکستان را مسدود کرده یا به طور جدی کاهش داده است. با بسته شدن دست پاکستان، کدام دولت انگیزه کمک به طالبان را دارد؟

چین و هند به عنوان دو بازیگر مهم منطقه ای برای پیشبرد سیاستهای اقتصادی و بسط نفوذ تجاری شان در آسیای مرکزی نه تنها سودی از حمایت و تجهیز طالبان نمیبرند بلکه حضور این گروه با ناامن کردن مسیرهای ترانزیتی، ریسک سرمایه گذاری و تجارت در منطقه را بالا می برد. دولت تاجیکستان نیز سیاست مقابله با اسلام گرایان افراطی را در دستور دارد و حتی مساجد مسلمانان را در طول شب به گرمخانه بی خانمان ها تغییر کاربری داده است. بنابراین دولت های همسایه کمترین انگیزه ای برای همکاری با طالبان دارند.

بیشتر بخوانید:

به نظر می رسد آنچه باعث نزدیکی طالبان به ایران شده "نیاز متقابل" است. طالبان نیاز به تسلیحات و پول دارد درحالیکه ایران برای بقای نظام نیاز به نشان دادن چنگ و دندان به آمریکا در منطقه دارد. جمهوری اسلامی بقای خود را در دشمنی و رقابت با آمریکا تعریف کرده است. پس هر موضوعی که به تقویت نیرو و نفوذ ایران در منطقه کمک و برای آمریکا مشکل تراشی کند، در راستای منافع نظام و اولویت های سیاستگذاری در جمهوری اسلامی است. ایران به طالبان سلاح میفروشد اما بر رهبری یا تشکیلات داخلی طالبان نفوذی ندارد. برخلاف پاکستان که پیوندهای استراتژیک با آن دارد.

اینکه مقامات افغانستان مدعی هستند ایران از طالبان به عنوان اهرم فشار در روابط دوجانبه استفاده میکند گرچه میتواند درست باشد اما شاید همه انگیزه ایران نیست. اگر به اولویت چهارم در جدول نگاهی بیاندازید، موضوع طالبان علاوه بر بقای نظام، بر مسائل امنیتی هم تاثیرگذار است. اولویت امنیتی اصلی ایران شامل کشورهای همسایه و اولویت های دیگر شامل حمایت از گروه هایی مانند حزب الله و حماس است.

طالبان در افغانستان موضوع تاثیرگذار بر اولویت های امنیتی ایران است و از این رو تلاش برای کنترل، مذاکره یا نفوذ بر آن جزو اولویت های سیاست خارجی است. هر گروهی که در منطقه نفوذ ایران علیه منافع آمریکا اقدام کند، می تواند از حمایت ایران بهره مند شود.

این سیاست به ویژه در شرایط کنونی که روابط خصمانه بین دو کشور پررنگ تر از همیشه است، ایران را در جدال با آمریکا صاحب قدرت نشان میدهد. بهره برداری از کارت نفوذ بر طالبان یا اقدام برای مذاکره با آنها گرچه دولت همسایه را عصبانی میکند اما روی میز پوکر با آمریکا خط و نشان میکشد که جمهوری اسلامی هنوز کارتی برای بازی دارد.