بولسونارو در برزیل و رقابت ایران و اسرائیل در آمریکای لاتین

انتخاب ژائیر بولسونارو، سیاست‌مدار راست‌گرای برزیلی، به عنوان رئیس‌جمهور جدید قدرتمندترین کشور آمریکای لاتین توجه زیادی را در میان ناظران و روزنامه‌نگاران برانگیخته است. بخشی از این توجه ناشی از نزدیکی او به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و مواضع افراطی‌اش درباره آزادی دسترسی عمومی به سلاح گرم، مسلمانان، زنان و همجنسگراهاست. همچنین، ظهور یک رهبر جدید با مواضع راست افراطی در منطقه‌ای از جهان که به طور تاریخی و سنتی پایگاه سیاست‌های چپ‌گرایانه به شمار می‌رود پدیده نسبتا نادری‌ست.

چنین تحولی با توجه به حمایت سرسختانه بولسونارو از اسرائیل، پیامدهای استراتژیک قابل‌توجهی برای ایران و رقابت کم‌سروصدای این دو دشمن دیرینه در آمریکای جنوبی دارد. به بیان واضح‌تر، قدرت گرفتن بولسونارو در برزیل تلاش‌های ایران و حزب‌الله لبنان برای گسترش نفوذشان در آمریکای لاتین را سخت‌تر کرده و توازن قوا را به نفع اسرائیل بر هم خواهد زد.

حق نشر عکس EPA
Image caption بولسونارو حتی پیش از اینکه به طور رسمی ریاست‌جمهوری‌اش را آغاز کند، وعده داد سفارت برزیل را از تل‌‌آویو به اورشلیم یا بیت‌المقدس انتقال خواهد داد. او در اواخر دسامبر ۲۰۱۸ همزمان با سفر رسمی بنیامین نتانیاهو به برزیل - که نخستین دیدار رسمی یک رهبر اسرائیل از این کشور بود - وعده مذکور را تکرار کرد

رقابت ایران و اسرائیل در آمریکای جنوبی

دشمنی تقابل‌آمیز جمهوری اسلامی و اسرائیل به منطقه خاورمیانه اعم از سوریه و لبنان و اراضی اشغالی فلسطینیان محدود نمی‌شود. در جولای ۲۰۱۲، انفجاری در نزدیک یک اتوبوس حامل گردشگران اسرائیلی در شهر توریستی بورگاس در بلغارستان به مرگ دست‌کم ۷ نفر - از جمله ۶ شهروند اسرائیل - و زخمی شدن دهها نفر انجامید. مقامات اسرائیل و وزارت دفاع آمریکا حمله را به یک بمبگذار انتحاری مرتبط با حزب‌الله نسبت داده و برخی از ناظران نیز آن را اقدامی تلافی‌جویانه از سوی ایران دانستند.

خونین‌ترین و پردامنه‌ترین تقابل ایران و اسرائیل که فراتر از مرزهای خاورمیانه رخ داد اما انفجار مرکز یهودیان آرژانتین موسوم به "آمیا" در جولای ۱۹۹۴ بود، انفجاری که طی آن ۸۵ نفر کشته و بیش از ۳۰۰ تن زخمی شدند. در اکتبر سال ۲۰۰۶، چند قاضی آرژانتینی از جمله آلبرتو نیسمان به طور رسمی حکومت ایران را متهم به آمریت و رهبری عملیات کرد و عاملان حزب‌الله را عاملان اجرایی آن دانست. حدود یک دهه بعد در ژانویه ۲۰۱۵، قاضی نیسمان، دادستان وقت آرژانتین، اندکی پس از تکمیل گزارشی ۳۰۰ صفحه‌ای درباره انفجار آمیا - که در آن رئیس‌جمهور وقت کریستینا فرناندز دو کرشنر را به لاپوشانی جنایت و تلاش برای مصون نگه داشتن آمران و عاملان آن متهم کرده بود - به طرز مرموزی به قتل رسید. انفجار مرگبار آمیا بزرگترین حمله تروریستی در تاریخ آمریکای لاتین محسوب می‌شود.

جمهوری اسلامی علاوه بر روابط تجاری و اقتصادی گسترده با برخی از کشورهای آمریکای جنوبی، از قرابت ایدئولوژیکی با آنها که در حمایت نسبی از افکار و مواضع چپ‌گرایانه نمود می‌یابد بهره گرفته و کوشیده است نفوذ سیاسی و اطلاعاتی خود را در حیات خلوت ایالات متحده آمریکا گسترش دهد. بر کسی پوشیده نیست که یکی از فصول مشترک حکومت ایران با این کشورها مخالفت با سیاست‌های واشینگتن و هم‌رایی در مقاومت در برابر فشارهای آمریکاست.

در تاریخ ۴۰ ساله جمهوری اسلامی شاید هیچ دولتی به اندازه دولت محمود احمدی‌نژاد سعی نکرد از این "پتانسیل" بهره‌برداری کرده و به کشورهای آمریکای لاتین مانند برزیل (به ریاست جمهوری لولا دو سیلوا از سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۱۰)، ونزوئلا (به رهبری هوگو چاوز و سپس نیکلاس مادورو)، بولیوی (به ریاست‌جمهوری اوو مورالس از سال ۲۰۰۶ تاکنون) و نیکاراگوئه (به رهبری دانیل اورتگا از سال ۲۰۰۷ تاکنون) نزدیک شود.

ماهیت این نزدیکی‌ها و تلاش برای ایجاد روابط استراتژیک با دولت‌های چپ‌گرای آمریکای لاتین عمدتا بدین شکل بود که ایران سود اقتصادی و تجاری به آنها می‌رساند و در مقابل نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک می‌خرید.

نزدیک‌ترین این مناسبات در دوره احمدی‌نژاد با دولت چاوز در ونزوئلا شکل گرفت. چاوز احمدی‌نژاد را که اشتیاق دون‌کیشوت‌واری به مطرح شدن در افکار عمومی جهان و جلب توجه بین‌المللی داشت "گلادیاتور نبردهای ضدامپریالیستی" خوانده بود و در مقابل، احمدی‌نژاد نیز چاوز را به عنوان قهرمانی بلامنازع در مقابل "زورگویان عالم" تقدیس می‌کرد. ایران حتی یک روز عزای ملی به مناسبت مرگ چاوز در مارچ ۲۰۱۳ اعلام کرد و پیام تسلیت احمدی‌نژاد به نیکلاس مادورو که در آن گفته بود "شهید" چاوز به همراه "حضرت مسیح" و "انسان کامل" بازخواهد گشت جنجال‌آفرین شد.

در سال ۲۰۰۶ یک خط هوایی ممتد میان کاراکاس و تهران برقرار گردید و بهبود روابط تجاری دوطرفه، حجم صادرات ایران به ونزوئلا را به ۹۰ میلیون دلار در سال ۲۰۰۹ رساند. در سال ۲۰۱۰، دو کشور همزمان با تاسیس یک بانک توسعه مشترک با سرمایه ابتدایی ۲۰۰ میلیون دلار، توافقی برای سرمایه‌گذاری ۷۶۰ میلیون دلاری در بخش‌ انرژی یکدیگر امضا کردند. ونزوئلا همچنین تعهد کرد روزانه ۲۰ هزار بشگه بنزین تا سقف ۸۰۰ میلیون دلار به ایران که آن زمان تحت تحریم‌های شدید آمریکا و سازمان ملل قرار داشت صادر کند.

بیشتر بخوانید:

البته دوستی ویژه تهران و کاراکاس در دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد به اخوت دو رئیس‌جمهور، اتحاد و مقاومت مشترک در برابر فشارهای آمریکا و گسترش روابط اقتصادی و تجاری محدود نماند. در ژانویه ۲۰۰۹ و در پی حمله حمله گسترده اسرائیل به باریکه غزه تحت "عملیات سرب گداخته"- که به کشته شدن ۱۴۰۰ فلسطینی از جمله ۴۰۰ کودک و زخمی شدن هزاران نفر انجامید - دولت چاوز سفیر اسرائیل را اخراج و سپس روابط دیپلماتیکش را با تل‌‌آویو قطع کرد. چند ماه بعد، ونزوئلا روابط دیپلماتیک رسمی با تشکیلات خودگردان فلسطین برقرار ساخت و تاسیس سفارت فلسطین در کاراکاس را اعلام کرد. به راحتی قابل تصور نیست که چنین اقداماتی بدون لابی‌گری جمهوری اسلامی و تضمین دولت احمدی‌نژاد برای جبران مافات ناشی از آنها صورت گرفته باشد.

در حالی که ونزوئلای چاوز به پایگاه اصلی تهران برای قدرت‌گستری در آمریکای لاتین تبدیل شده بود، برزیل به رهبری لولا دو سیلوا نیز به کمک ایران شتافت تا به همراهی ترکیه، فشارهای آمریکا و اسرائیل برای تصویب تحریم‌های هسته‌ای بیشتر علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل را خنثی کند. طبق توافق سه‌جانبه ایران، ترکیه و برزیل در ماه می ۲۰۱۰، دولت احمدی‌نژاد قرار شد ۱۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غلظت پایین را به ترکیه ارسال کند و در مقابل، میله‌های سوخت هسته‌ای برای استفاده در راکتور تحقیقاتی تهران دریافت نماید. هرچند مخالفت دولت اوباما و ابراز تردید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره قابلیت راستی‌آزمایی توافق منجر به تصویب قعط‌نامه تحریمی ۱۹۲۹ در شورای امنیت در اوایل ژوئن شد، برزیل به این قطع‌نامه رای منفی داد.

دولت چپ‌گرای دو سیلوا همچنین در اواخر سال ۲۰۱۰، کشور مستقل فلسطین را بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ به رسمیت شناخت و دولت دیلما روسف پس از او سفیر برزیل در تل‌‌آویو را در اعتراض به حمله اسرائیل به نوار غزه در سال ۲۰۱۴ فراخواند، اقدامی که سخنگوی وقت وزارت خارجه اسرائیل در انتقاد از آن برزیل را "کوتوله دیپلماتیک" خواند.

حق نشر عکس AFP
Image caption نزدیک‌ترین این مناسبات در دوره احمدی‌نژاد با دولت چاوز در ونزوئلا شکل گرفت. چاوز احمدی‌نژاد را که اشتیاق دون‌کیشوت‌واری به مطرح شدن در افکار عمومی جهان و جلب توجه بین‌المللی داشت "گلادیاتور نبردهای ضدامپریالیستی" خوانده بود و در مقابل، احمدی‌نژاد نیز چاوز را به عنوان قهرمانی بلامنازع در مقابل "زورگویان عالم" تقدیس می‌کرد

بولسونارو و تغییر توازن قدرت میان ایران و اسرائیل

اکنون روی کار آمدن ژائیر بولسونارو تمامی معادلات منطقه‌ای در رابطه با زورآزمایی تهران و تل‌آویو در آمریکای لاتین را برهم خواهد زد. اهمیت استراتژیک چرخش برزیل از چپ به راست برای رقابت ایران و اسرائیل صرفا در این نیست که دولت بولسونارو مستقیما حامی دولت راستگرای بنیامین نتانیاهو است یا روابط گرمی با دولت ترامپ دارد، بلکه وزن سیاسی و اقتصادی خود برزیل به عنوان پرجمعیت‌ترین و قدرتمندترین کشور آمریکای جنوبی و تاثیر آن بر دیگر کشورهای منطقه که به طور تاریخی با ایران روابط خوبی داشته و مماشات کرده‌اند نیز به اندازه دو عامل پیشین حائز اهمیت است.

بولسونارو حتی پیش از اینکه به طور رسمی ریاست‌جمهوری‌اش را آغاز کند، وعده داد سفارت برزیل را از تل‌‌آویو به اورشلیم یا بیت‌المقدس انتقال خواهد داد. او در اواخر دسامبر ۲۰۱۸ همزمان با سفر رسمی بنیامین نتانیاهو به برزیل - که نخستین دیدار رسمی یک رهبر اسرائیل از این کشور بود - وعده مذکور را تکرار کرد. بولسونارو در پاسخ به تاکید نتانیاهو بر اهمیت "همکاری دوطرفه" برای ایجاد رسیدن به "منافع عظیم" گفت که اسرائیل و برزیل "فراتر از دو شریک، بلکه مانند دو برادر" خواهند بود.

این همکاری پرسود احتمالا شامل تلاش‌هایی مشترک برای تحدید نفوذ ایران در آمریکای لاتین و به ویژه مقابله با فعالیت‌های مالی و اقتصادی حزب‌الله لبنان در این منطقه خواهد شد، فعالیت‌هایی که به شدت مورد توجه دولت ترامپ قرار گرفته و به یکی از اهداف اصلی کارزار ایالات متحده علیه تجارت مواد مخدر و "تروریسم" بدل شده است.

برای نمونه، در سپتامبر ۲۰۱۸ پلیس برزیل یک تبعه لبنانی به نام "اسد احمد برکات" را بازداشت کرد. طبق برخی گزارش‌های محلی، برکات یکی از رابط‌های اقتصادی پرنفوذ حزب الله در آمریکای لاتین بود و از سوی آرژانتین و آمریکا به پولشویی برای این گروه مورد حمایت ایران متهم شده بود. وزارت خزانه‌داری آمریکا او در سال ۲۰۰۶ در فهرست سیاه "تروریست‌های جهانی" قرار داد و به تامین مالی حزب‌الله از طریق تجارت مواد مخدر در منطقه مرزی سه‌گانه (Triple Frontier) که سه کشور پاراگوئه، آرژانتین و برزیل را به هم وصل می‌کند و جمعیت عرب‌تبار قابل‌توجهی دارد متهم کرد.

وزیر خارجه جدید برزیل، ارنستو آراخو، از طرفداران ضدچپ دونالد ترامپ و حامی سیاست خارجی ناسیونالیستی او مبتنی بر شعار "اولویت با آمریکا"ست. او پیشاپیش جمهوری اسلامی را بخشی از "بنیادگرایی اسلامی وحشتناک که خاورمیانه را آلوده کرده" دانسته و به شدت از دولت ونزوئلا به رهبری نیکلاس مادورو - هم‌پیمان مهم ایران در آمریکای جنوبی - انتقاد کرده است. آراخو پا از این نیز فراتر گذاشته و از جامع بین‌المللی خواسته ونزوئلا را از شر "استبداد" دولت چپ‌گرای مادورو "آزاد کند".

در همین راستا ادواردو بولسونارو، فرزند رئیس‌جمهور برزیل و عضو کنگره ملی یا پارلمان این کشور، نیز از رویکرد سیاست خارجی مشابهی در قبال ایران و ونزوئلا دفاع کرده است. او در مصاحبه‌ای با شبکه خبری بلومبرگ در اکتبر ۲۰۱۸ گفت که موضع حمایتی برزیل در رابطه با ایران "تغییر" خواهد کرد. به گفته او، سیاست خارجی برزیل معطوف به مخالفت با "حماس، حزب‌الله و داعش" خواهد بود.

البته تصمیم دولت راست‌گرای بولسونارو به انتقال سفارت برزیل از تل‌‌آویو به اورشلیم خشم بسیاری از کشورهای اتحادیه عرب را - که از واردکنندگان عمده محصولات دامی برزیل هستند - برانگیخته، اما بعید به نظر می‌رسد تاثیری بر حمایت آن از اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی بگذارد، به خصوص با توجه به اینکه برخی از قدرتمندترین اعضای اتحادیه عرب مانند عربستان، مصر و امارات پس از روی کار آمدن ترامپ کوشیده‌اند برای مهار ایران به اسرائیل نزدیک شوند.

شاید تنها عامل توازن‌بخش که بتواند مانع از سردی کامل روابط تهران و برازیلیا شود تجارت دوطرفه است. در سال ۲۰۱۷، برزیل بیش از ۲ میلیارد دلار کالا به ایران صادر کرد که آن را پس از چین، هند و روسیه در رده یکی از بزرگترین صادرکنندگان به بازار ایران در جهان قرار می‌دهد.

ظهور بولسونارو در برزیل در حالی بر آمریکای لاتین سایه افکنده که پایه‌های قدرت دولت چپگرای مادورو روز به روز متزلزل‌تر می‌شود. روز چهارشنبه ۲۳ ژانویه، خوان گوایدو رهبر مخالفان ونزوئلا، نیکلاس مادورو را طبق قانون اساسی فاقد مشروعیت دانست و خود را رئیس‌جمهور موقت این کشور عضو اوپک و هم‌پیمان ایران اعلام کرد، اقدامی که با استقبال گرم آمریکا و بسیاری از کشورهای آمریکای جنوبی از جمله برزیل و آرژانتین روبرو شد.

این تحولات کلان بی‌شک محیط سیاسی و ژئوپولتیکی آمریکای لاتین را تغییر داده و قدرت مانور ایران را در حیاط خلوت ایالات متحده محدود خواهد کرد. طبیعتا، یکی از پیامدهای اصلی چنین تغییری برهم خوردن توازن قوا در منطقه به نفع اسرائیل و به ضرر جمهوری اسلامی خواهد بود.