کنفرانس ورشو؛ چرا لهستان؟ چرا این همه جنجال؟

این روزها صحبت درباره کنفرانس ورشو (فارغ از اهمیت واقعی آن) به نقل محافل سیاسی مخصوصاً میان مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

از ۱۱ ژانویه ۲۰۱۹ که آمریکا و لهستان رسماً خبر برگزاری کنفرانس ورشو را رسانه ای کردند، صدها گمانه زنی و تحلیل درباره این نشست بین المللی منتشر شده است. با آن که در بیانیه مشترک آمریکا و لهستان از ایران نامی برده نشده بود و «تروریسم و افراط گرائی، تولید موشک و گسترش آن، امنیت راه های تجاری دریائی و بررسی خطرهای ناشی از گروه هایی که توسط برخی کشورها حمایت می شوند» به عنوان موضوعات نشست اعلام شده بود، اما اکثریت ناظران معتقدند این کنفرانس با هدف افزایش فشار بر تهران برنامه ریزی شده است.

واکنش بسیار تند مقامات ایرانی نشان می دهد که جمهوری اسلامی نیز برگزاری این کنفرانس در ۲۴ و ۲۵بهمن ماه همزمان با چهل سالگی جمهوری اسلامی را اقدامی علیه خود ارزیابی می کند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption هردو کشور آمریکا و لهستان روابط شان با اتحادیه اروپا کمی متشنج است. بنابر این انتخاب لهستان به عنوان محل برگزاری این کنفرانس را باید به عنوان تلاش دولت ترامپ برای تضعیف اتحادیه اروپا ارزیابی کرد، گذشته از این که، این پرسش هم مطرح است، که آیا دیگر کشورهای اروپائی اجازه برگزاری چنین کنفرانسی در خاک خود می دادند یا نه

از طرف مقامات آمریکایی درباره این کنفرانس یا در آستانه آن، پیام های ضد و نقیضی ارسال شده. جاناتان کوهن، سفیر آمریکا در سازمان ملل گفته که هدف کنفرانس لهستان «پلید جلوه دادن ایران و حمله به آن» نیست. حال آن که مایک پمپئو وزیر خارجه تصریح کرده «ثبات، صلح، آزادی و امنیت درخاورمیانه» در کانون این کنفرانس قرار دارد که هدفش مهار «نفوذ مخرب» ایران در منطقه است. برخی مقامات نظامی ارشد آمریکا مثل ژنرال جوزف ووتل تصریح کرده اند واشینگتن به دنبال درگیری و جنگ با ایران نیست. حال آن که روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» دوروز پس از اعلام خبر برگزاری کنفرانس ورشو افشا کرد که همین چند وقت پیش، جان بولتون از پنتاگون خواسته بوده گزینه هایی برای استفاده از قدرت نظامی علیه ایران طراحی و ارایه کند.

واضح است مقامات آمریکایی در حال بازی تبلیغاتی و رسانه ای هستند و هدف اصلی کنفرانس چیزی جز ایران نیست. دولت آقای ترامپ در پی پایه ریزی یک ائتلاف بزرگ جهانی علیه جمهوری اسلامی است و تاکنون با حمایت بی چون و چرای خود از عربستان دستکم این ائتلاف را در حوزه جنوبی خلیج فارس و بخشی از خاورمیانه تثبیت کرده است. با این وجود و به رغم حمایت سرسختانه اسرائیل، این ائتلاف آنچنان که مطلوب کاخ سفید است پیش نرفته و با سد اتحادیه اروپا مواجه شده است. پافشاری تروئیکای انگلستان - فرانسه - آلمان بر برجام که تا حد ایجاد یک کانال مالی بی سابقه و مستقل از دلار با ایران پیش رفته، مقامات آمریکایی را به فکر چاره انداخته است و «ایجاد دودستگی در اروپا» یکی از این راهکارهاست.

بنابراین برگزاری کنفرانس ورشو چیزی فراتر از یک کنفرانس و شاید یک نقطه عطف در مسیر ائتلاف سازی علیه جمهوری اسلامی است. آمریکا با این کنفرانس اهداف چند جانبه ای را دنبال می کند: تقویت دولت راستگرای لهستان در برابر جبهه لیبرال اروپا و دادن این پیام که آمریکا می تواند با به خدمت گرفتن برخی اعضای اتحادیه اروپا رهبری اتحادیه را دور بزند، تضعیف محور حامی برجام در اروپا، دلگرم کردن اعراب مخالف جمهوری اسلامی، گسترش دامنه ائتلاف علیه ایران، دامن زدن به فضای تبلیغاتی و روانی علیه حکومت، تنگ تر کردن حلقه محاصره اقتصادی و نهایتاً افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی بر جمهوری اسلامی.

چرا لهستان؟ دشمن دشمن من - دوست من است

اولین پرسشی که پس از اعلام این خبر مطرح شد، این بود که چرا کشور لهستان برای میزبانی این کنفرانس انتخاب شده است. برخی گمانه زنی ها این گونه استدلال می کنند که انتخاب ورشو به عنوان محل برگزاری کنفرانس به دلیل نبود زمینه های اعتراض به این کنفرانس است. اگرچه این موضوع می تواند درانتخاب محل نقشی داشته باشد، اما دلیل اصلی را باید درروابط کنونی رئیس جمهوری آمریکا و دولت لهستان با اتحادیه اروپا جستجو کرد.

هردو کشور آمریکا و لهستان روابط شان با اتحادیه اروپا کمی متشنج است. بنابر این انتخاب لهستان به عنوان محل برگزاری این کنفرانس را باید به عنوان تلاش دولت ترامپ برای تضعیف اتحادیه اروپا ارزیابی کرد، گذشته از این که، این پرسش هم مطرح است، که آیا دیگر کشورهای اروپائی اجازه برگزاری چنین کنفرانسی در خاک خود می دادند یا نه.

بیشتر بخوانید:

از سوی دیگر رهبران لهستان توسط اتحادیه اروپا زیرفشار قراردارند تا معیارهای اصولی اتحادیه اروپا مبنی بر استقلال قوه قضائیه و آزادی رسانه ها را رعایت کنند. گرایش های سیاسی دولت این کشور در برخی زمینه ها مثل مهاجرت و بیگانه هراسی به شدت به گرایش های راست گرایانه و شوونیستی دونالد ترامپ نزدیک است.

ضمن این که لهستان خود را تا اندازه ای وامدار آمریکا هم می داند. پیشنهاد دو میلیارد دلاری آمریکا برای ساخت یک پایگاه نظامی در لهستان و خرید نزدیک به ۵ میلیارد دلارسامانه دفاع موشکی پاتریوت از آمریکا و رویای جایگزینی واردات گاز طبیعی مایع از آمریکا به جای خرید گاز از روسیه در سال ۲۰۲۲، به همراه نزدیکی فکری رهبران لهستان با دونالد ترامپ، این کشور را به یک نقطه پرش خوب برای راهبرد آمریکا تبدیل کرده است.

حق نشر عکس EPA
Image caption امتناع ایران از مذاکره با اروپا یا انعطاف ناپذیری جمهوری اسلامی در مقابل درخواست های اتحادیه به سادگی ممکن است معادلات داخل اروپا را به نفع مخالفان برجام و به ضرر ایران تغییر دهد

برزخ اتحادیه اروپا

رهبران آلمان و فرانسه عمدتا در واکنش به سیاست های دونالد ترامپ بارها اعلام کرده اند سیاست تکیه همه جانبه بر متحدین سنتی (منظور آمریکاست) دچار مانع شده و می کوشند وابستگی های اروپا به آمریکا در زمینه دفاعی و سیاست خارجی را کمتر کنند. اتحادیه در موضوعاتی مثل جنگ تجاری آمریکا، برقراری عوارض گمرکی بر روی خودروهای ساخت اروپا و ... هم تصمیم گرفته با اتخاذ سیاست های مستقل عملاً به مصاف واشینگتن برود. در ماجرای کنفرانس ورشو نیز حداقل تا این لحظه، اروپا حاضر به همراهی کامل با ایالات متحده نشده است.

پایبندی اتحادیه اروپا به برجام به رغم فشار کمرشکنی که از طرف آمریکا متحمل شد، به وضوح ثابت می کند بروکسل حفظ آرامش در خاورمیانه و دغدغه های امنیتی خود را به رضایت کاخ سفید ترجیح داده است. تلاش برای ایجاد ساز و کار ویژه مالی هم به رغم تمام فراز و فرودها، نشانه ای از اراده اتحادیه اروپا در حمایت از برجام است. منتها کار برای اروپا به این آسانی هم نیست. صرفنظر از فشارهای سنگین آمریکا، اسرائیل و اعراب بر کشورهای حامی برجام، رفتارهای عجیب جمهوری اسلامی نیز مشکلات بزرگی ایجاد کرده است.

رویدادهای چند ماه گذشته در چندین کشور اروپائی (آلمان، هلند، فرانسه، بلژیک، سوئد و دانمارک) و متهم شدن دیپلمات های ایرانی به برنامه ریزی برای ترور مخالفان یا بمب گذاری در مراسم های آنها، اتحادیه را در برزخ قرار داده است. تا هنگامی که معلوم نشود کدام نهاد در جمهوری اسلامی و با چه هدف و انگیزه ای چنین اقداماتی را طراحی کرده اظهارنظر قطعی ممکن نیست. با این حال در این مساله شکی نیست که مساله ترورها در کنار برخی موضع گیری های فرماندهان سپاه پاسداران اوضاع را برای ایران بسیار دشوار کرده است. این دست از تندروی ها عملا، خواسته یا ناخواسته، به کمک آقای ترامپ آمده است.

در کنار مساله ترورها، بازی ایران در خاورمیانه (مخصوصاً سوریه و یمن) و اصرار تهران بر آزمایش های موشکی و توسعه موشک های بالستیک نیز بر دامنه تردیدها و سرخوردگی های اروپا افزوده است. هشدارهای اخیر وزیر خارجه فرانسه درباره برنامه موشکی ایران، تحریم های اتحادیه اروپا علیه وزارت اطلاعات یا تحریم شرکت هواپیمائی ماهان از طرف دولت آلمان نشان می دهد سیگنال هایی متضاد جمهوری اسلامی کار را واقعاً پیچیده کرده است.

واضح است ایران در قبال خدمات و حمایت های اتحادیه اروپا بایستی چیزی بدهد. مشکل اما از جایی شروع می شود که ظاهرا برخی مقامات ایرانی توهم دارند می توانند بدون معامله یا پرداخت هرگونه هزینه، از اختلاف های آمریکا و اروپا به نفع خود بهره برداری کنند. امتناع ایران از مذاکره با اروپا یا انعطاف ناپذیری جمهوری اسلامی در مقابل درخواست های اتحادیه به سادگی ممکن است معادلات داخل اروپا را به نفع مخالفان برجام و به ضرر ایران تغییر دهد.

کنفرانس ورشو یک نقطه عطف مهم برای همین معادلات داخلی در اروپاست. منطقاً و به عنوان یک موضع رسمی، اتحادیه اروپا در موضوعاتی مثل فعالیت های موشکی، تهدیدها برای نابودی اسرائیل و دخالت ایران در یمن و سوریه «مخالف جمهوری اسلامی» و در موضوعاتی مثل برجام «موافق جمهوری اسلامی» است. اما کنفرانس ورشو می تواند با تغییر مرکز ثقل فشارها از برنامه اتمی ایران به نقش ایران در خاورمیانه یا فعالیت های موشکی جمهوری اسلامی، صفحه بازی را تغییر دهد. اگر آمریکا بتواند مرکز ثقل فشارها را تغییر دهد، آن وقت ائتلاف آقای ترامپ علیه جمهوری اسلامی شامل اروپا هم خواهد شد و ایران به معنای واقعی کلمه با یک ائتلاف جهانی علیه خود مواجه خواهد بود.

وقت کشی ایران در مذاکره با اروپا، انعطاف ناپذیری یا تکرار اقداماتی مثل ترور نیز می تواند همین اندازه خطرناک باشد و اروپای سرخورده از جمهوری اسلامی را پس از کنفرانس ورشو به سمت آمریکا هل بدهد.