چهار دهه جنبش زنان از اسفند ۵۷ تا اسفند ۹۷

نزدیک به چهل سال از روزی می گذرد که زنان در مراسم هشت مارس در ساختمان دادگستری در اعتراض به حجاب اجباری تجمع کردند، تجمعی که با سرکوب شدید نیروهای مذهبی مواجه شد. انقلاب ایران پس از پیروزی از همان روزهای آغازین تبعیض علیه زنان را آغاز کرد.

اولین حرکت رهبر انقلابی ایران در آن زمان اجباری کردن حجاب و به عقب راندن آنها از صحنه های اجتماعی و سیاسی در داخل ایران بود. سختگیری های پوششی در خصوص زنان یک روز پیش از بزرگداشت مراسم روز جهانی زن در سال ۱۳۵۷ آغاز شد، زمانی که روح الله خمینی اعلام کرد: "وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند. زن‌ها بروند اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند کارکنند، لیکن با حجاب شرعی باشند."

روز بعد زنان کارمند بدون حجاب، اجازه ورود به محل کارشان را نیافتند. درهمان روز بود که روز زن؛ به گفته علما "غربی"؛ حذف شد و بعدتر به جای آن روز زن اسلامی جایگزین شد. پوشش اجباری سرآغاز اجرای دیگر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان چه در خانواده و چه در اجتماع شد و نه تنها وضعیت زنان را دچار تنش کرد ، بلکه بر روند فعالیت های جنبش زنان تاثیرات منفی گذاشت.

حق نشر عکس ucg
Image caption تغییر در شرایط زنان و تلاش زنان با وجود فشارها و موانعی که برسرراه آنان است، می تواند درسالهای آینده به بهبود نگرش عمومی جامعه نسبت به وضعیت زنان شود، گرچه این تغییر لزوما تغییر شگرفی نیست، اما می تواند مقاومت در برابر قوانین تبعیض آمیز و جلوگیری از بیشتر شدن آنها در آینده است

چهار دهه پرفراز و فرود جنبش زنان

پس از چهاردهه حکومت ایران، جنبش زنان ایران همانند دیگر جنبش های مدنی ایران دستخوش تغییر فراوانی شده است. با وجود اینکه انقلاب ایران فضای بهتری را برای برخی از زنان مذهبی و سنتی فراهم کرد و بخشی از این زنان توانستند نسبت به قبل از انقلاب حضور بیشتری در جامعه داشته باشند؛ اما به طورکلی زنان چه در حوزه خانواده و چه در حوزه اجتماعی با محدودیت های فراوانی مواجه شدند.

سالهای اولیه انقلاب که بیشتر زنان مذهبی جلودار بودند و نهایتا با تلاش برای تغییر در خوانش دین در تلاش بودند تا وضعیت زنان را بهبود بخشند، با این حال عرصه بر بسیاری از زنان غیر مذهبی سکولار تنگ تر شد. تاثیرات مخرب جنگ بر وضعیت کل کشور نیز بر وضعیت زنان هم تاثیر گذاشت و جنبش زنان هم نتوانست دستاوردهای خاصی در این دوران داشته باشد.

اما بعدتر، یعنی در سالهای ریاست جمهوری محمد خاتمی، فضای بیشتری برای فعالیتهای زنان سکولار همانند زنان مذهبی فراهم شد . این زنان توانستند در زمینه آگاهی بخشی، رشد ان جی او های مربوط به زنان و همینطور توسعه نشریات مختص به زنان نقش عمده ای ایفا کنند. درعین حال باز شدن فضا برای رشد فعالیت های زنان توانست تاثیر مثبتی را بیشتر در زمینه فعالیت های اجتماعی- سیاسی زنان بگذارد. تاثیراتی که در سالهای بعد به رشد آگاهی نه تنها در میان زنان، بلکه به طور کلی به درک بهتر وضعیت زنان در میان نسل جوان کمک شایانی کرد.

دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هرچند با رکود برخی از فعالیت های زنان همراه بود، اما پتانسیل های عظیمی که در تغییر برای وضعیت زنان ایجاد شده بود، موجب حضور گسترده آنها در تجمعات مربوط به انتخابات ۸۸ شد.

سرکوب فعالان زنان بعد از انتخابات ۸۸ دوباره فراز و فرودهای جنبش زنان ایران را پر رنگ تر کرد.

دستگیری های گسترده بعد از انتخابات ۸۸ در جنبش زنان، تغییر شگرفی در بدنه این جنبش ایجاد کرد که اصلی ترین آن کوچ بسیاری از فعالان زنان با سابقه و شکل گیری فعالیت های زنان در خارج از ایران شد. این رویه با رشد و توسعه فضای مجازی همراه بود که به مرور توانست ارتباط میان فعالان خارج از ایران و داخل ایران را شکل دهد و نوع دیگری از جنبش زنان ایران شکل گرفت.

به این ترتیب آن دسته از فعالانی که پیشتر در ایران نبودند، توانستند با مدد فضای مجازی نقش موثری در سازمان دهی اعتراضات خارج از کشور و همکاری با فعالان داخل ایران داشته باشند.

حق نشر عکس ugc

تبعیض و تناقض در چهار دهه گذشته

با مرور وضعیت جنبش زنان ایران در چهل سال گذشته این سؤال مطرح می شود که دستاورد جنبش زنان درطول چهاردهه گذشته چه بوده است؟

شاید یکی از مشخصات اصلی وضعیت زنان را در ایران بتوان تبعیض و تناقض موجود در سیاست ها و در عین حال رشد زنان در جامعه ی امروز دانست. همین تناقض و تبعیض، پاسخ به این سوال را دشوارتر میکند.

پرواضح است که تجربه فراز و فرودهای جنبش زنان به دلیل تجربه همین تناقض ها بوده است. این تناقض و تبعیض نتیجه رفتار دولت از یک سو و از سوی دیگر مدرن شدن تدریجی جامعه ایران است. برای مثال با وجود آنکه تعداد زنان در دانشگاه در سال های پس از انقلاب افزایش داشته است و بیشتر از مردان شده است، اما به همان میزان نیز تعداد زنان بیکار تحصیلکرده افزایش یافته است.

دلیل اصلی این دو مسأله را به طور کلی می توان به چند صورت درنظر گرفت. اولین مورد همان ادغام شریعت با قانون اساسی ایران است که به وضوح در حوزه خانواده و خشونت های خانگی قابل مشاهده است. شریعت اسلامی که با قانون آمیخته شده است، نهایتا از همان سالهای ابتدایی تاثیرات منفی خود را بر وضعیت زنان در ایران گذاشت و نهایتا پیشرفت فعالیت های زنان را دشوارتر ساخته است.

با اینکه در سالهای گذشته فعالان زنان تلاش های زیادی برای رفع قوانین تبعیض آمیزکرده اند، از کمپین یک میلیون امضا گرفته تا کارزار منع خشونت علیه زنان، اما قوانین تبعیض آمیز حتی اگر به مجلس شورای اسلامی ایران برسند، از سد شورای نگهبان نمی توانند رد شوند.

علاوه بر تناقضات موجود در جامعه ایرانی و قوانین تبعیض آمیزی که در طول چهل سال گذشته تاثیر منفی بر فعالیت های زنان گذاشته است، موضع گیری متناقض سیاستمداران ایرانی بر تناقض موجود در وضعیت زنان افزوده است. این مساله در هنگام انتخابات شدت بیشتری می یابد به این ترتیب که از زنان به عنوان اهرمی برای تبلیغ و جمع آوری رای استفاده می شود، اما در نهایت، بعد از تمام شدن انتخابات، وضعیت زنان به همان روند خود باقی می ماند.

بیشتر بخوانید:

برای مثال می توان به وعده های حسن روحانی برای تغییر وضعیت زنان و وعده هایی نظیر استفاده بیشتر از زنان در پست های سیاسی، اشاره کرد اما بعد از انتخابات، وضعیت زنان در ایران و به خصوص فعالان زنان به همان رویه سابق و باقی ماند. برای مثال لایحه منع خشونت علیه زنان و لایحه فرزند همسری سالها است در انتظار تصویب شورای نگهبان هستند.

جدا از رفتار متناقض سیاستمداران، مساله برخوردها با فعالان زنان و دستگیری فعالان مدنی بر وضعیت جنبش زنان تاثیر زیادی گذاشته است و نهایتا موجب کندی حرکت این جنبش همانند سایر جنبش های مدنی در ایران شده است. گرچه سرکوب فعالان زنان به دلیل رشد آگاهی زنان در جامعه نتوانسته است از خواست بسیاری از زنان برای رفع تبعیض بکاهد. نمونه آن را می توان در تلاش زنان برای ورود به استادیوم ها و همینطور مبارزه هر روزه با حجاب اجباری و گشت های ارشاد مشاهده کرد.

با توجه به موارد مطرح شده دور از ذهن نیست که اگر بگوییم مهمترین دستاورد این جنبش، رشد آگاهی رسانی زنان در حوزه های اجتماعی و تلاش هرچه بیشتر برای رفع تبعیض با مردان است.

تغییر در شرایط زنان و تلاش آنان با وجود فشارها و موانعی که برسر راه آنان است، می تواند درسالهای آینده به بهبود نگرش عمومی جامعه نسبت به وضعیت زنان شود، گرچه این تغییر لزوما تغییر شگرفی نیست، اما می تواند مقاومت در برابر قوانین تبعیض آمیز و جلوگیری از بیشتر شدن آنها در آینده است.

در پایان شاید در پاسخ به سوال مطرح شده بتوان این پاسخ را داد که مهمترین دستاورد جنبش زنان ایران در چهل سال گذشته، حضور نسلی از زنانی دانست که در تلاش اند تا حقوق خود را به هر طریقی و در هر شرایطی طلب کنند.