بحران سیل؛ بحران‌های کودکان و سالمندان در بلایای طبیعی

زنان و مردان در طول زندگی ممکن است بلایای مختلفی را تجربه کنند. بررسی شواهد نشان می‎دهد که تأثیر این بلایا بر زنان و کودکان و سالمندان بیشتر است. داده‎های موجود بیانگر این است که، پس از یک فاجعه بزرگ طبیعی، احتمال مرگ زنان بیش از مردان است. این مسأله می‎تواند علاوه بر تفاوت‏های بیولوژیکی زن و مرد، به دلایل اجتماعی، فرهنگی و هنجارهای جنسیتی موجود در جوامع مختلف نیز باشد.

وقوع سیل در ایران در دو هفته گذشته و گستردگی میزان خرابی و آسیب‌های آن به زندگی مردم، بار دیگر لزوم توجه به وضعیت زنان و کودکان و بزرگسالان پس از وقوع حوادث طبیعی را برجسته کرد. بحث‌های درگرفته در شبکه‎های اجتماعی بر سر احتیاجات ابتدایی زنان در شهرها و روستاهای سیل‎زده، نشان می‌دهد میزان آموزش‌ها و به تبع آن اقدامات لازم برای رسیدگی ویژه به شرایط زنان و کودکان و بزرگسالان در اینگونه حوادث در ایران تا چه میزان کم است.

زنان به همراه کودکان و سالمندان، از آسیب‌پذیرترین قشرها پس از سوانح طبیعی هستند. آنها به دلیل نیازها و ویژگی‌های خاص و عدم درک کافی در جوامعی مانند ایران، با مشکلات و مسائل متفاوتی روبرو هستند که وقوع سوانحی مانند سیل و یا زلزله بر میزان این مشکلات اضافه می‌کند.

بنابر تحقیقی که در سال ۲۰۱۰ توسط شرکت بریتانیایی «میپل کرافت» انجام شد. ایران پس از اندونزی و بنگلادش در زمره آسیب‎پذیرترین کشورها در مقابل بلایای طبیعی است. تحقیق دیگری که توسط یک مرکز پژوهشی وابسته به سازمان ملل در سال ۱۹۹۰ انجام شد، نشان می‎دهد در میان ۴۰ نوع سوانح طبیعی شناخته‌شده در جهان، ۳۱ مورد آن در ایران قابل شناسایی است.

حق نشر عکس Mehr
Image caption مساله چگونگی برخورد با کودکان پس از وقوع حوادث طبیعی مانند، زلزله و یا سیل چند سالی است که مورد توجه فعالان حقوق کودکان در ایران قرار گرفته است.

چرا زنان بیشتر از مردان آسیب می‎بینند؟

تحقیقات نشان می‎دهد که در هنگام حوادث طبیعی، زنان به دلایل مختلفی، بیش از مردان آسیب می‎بینند. آمارها حاکی از این است که در سونامی سریلانکا بیش از ۵۰ درصد از قربانیان حادثه زنان بوده‎اند. بنابراین عامل جنسیت، در چنین مواقعی به طور مستقیم در میزان آسیب‌پذیری افراد دخالت دارد. در جوامعی مانند ایران که زنان در شرایط عادی نیز با محدودیت‎ها و نابرابری‎های زیادی مواجه هستند، قرار گرفتن در موقعیت‎های بحرانی مانند سیل و یا زلزله منجر به مشکلات بیشتری برای زنان در قیاس با مردان می‏شود.

احساس عدم امنیت زنان به سبب ویرانی خانه و زندگی و حضور افراد غریبه در شهر، نوع پوشش زنان، نیازهای بهداشتی، نیازهای تغذیه‎ای به خصوص برای مادران شیرده و باردار، مسئولیت زنان در برابر نجات کودکانشان، خشونت‎های احتمالی ایجاد شده در خانواده پس از بحران، از جمله مواردی هستند که می‎توانند منجر به آسیب‎های جسمی و روحی برای زنان شوند.

گزارش‎های منتشر شده در مورد وضعیت زنان بعد از وقوع سوانح طبیعی نشان می‎دهد، تا چه میزان نیازهای خاص بهداشتی زنان مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. توالت و حمام، یکی از مواردی است که به دلیل تفاوت‏های فیزیکی زنان با مردان، تبدیل به یک مشکل اساسی برای آنان خواهد شد. این موارد را اگر در شهرهای کوچک و روستاهای ایران که زنان به طور سنتی به دلیل مفاهیم رایجی چون «حیا» و «آبرو» از بیان نیازهایشان خودداری می‎کنند، قرار دهیم شرایط سخت آنان بیشتر به چشم خواهد آمد. عدم دسترسی به حمام یا سرویس‎های بهداشتی، نبود آب پاکیزه برای شستشو، امکان شیوع بیماری‎های عفونی را در میان زنان افزایش می‎دهد. از سوی دیگر تنش‌های وارد شده بر آنان در اثر حادثه، می‎تواند منجر به خونریزی قاعدگی و یا اختلال در قاعدگی شود که هر دوی آنها در شرایطی که امکان کافی مواجهه با اثرات روحی و روانی آن وجود ندارد، بسیار آسیب‎زا خواهد بود.

حمایت‌های اجتماعی مناسب از زنان و آگاهی از شیوه‌های مناسب مدیریت بحران به کاهش آسیب‌های وارده به زنان در هنگام بروز حوادث طبیعی کمک می‎کند. طبق تحقیقی که پژوهشکده سوانح طبیعی در ایران پس از زلزله بم روی زنان و دختران انجام داد، مهم‎ترین مشکلاتی که آنان پس از وقوع زلزله با آن مواجه شدند به غیر از مشکلات بهداشتی و سلامتی، عدم امنیت روانی آنان، امکانات آموزشی پایین برای دختران و اجبار آنان برای ترک تحصیل، اجبار به ازدواج در سنین پایین و نادیده گرفتن آنان در امور اجتماعی بوده است. به غیر از این موارد، تمام مسئولیت بچه‌ها از قبیل حمام، شستشوی لباس، سرویس بهداشتی، غذا و درس‌ومشق مدرسه و صدالبته مواظبت و مراقبت از فرزندان نیز بر عهده زنان است و همین مساله میزان خستگی و آشفتگی آنان را که در طولانی‌مدت منجر به افسردگی‎های عمیق می‎شود، تشدید می‎کند.

حق نشر عکس Mehr

کودکان و بلایای طبیعی

مساله چگونگی برخورد با کودکان پس از وقوع حوادث طبیعی مانند، زلزله و یا سیل چند سالی است که مورد توجه فعالان حقوق کودکان در ایران قرار گرفته است. کودکان در کنار زنان، سالمندان و معلولان از جمله اقشاری هستند که بلایای طبیعی می‎تواند برای همیشه زندگی آنان را دستخوش تغییر کند. آنان به دلیل عدم توانایی در برآوردن نیازهای خود در هنگام بروز بحران‎ها، در رأس گروه‎های آسیب‎پذیر قرار دارند و در صورت نبودن اشخاص و یا گروه‏های حمایت‏کننده جانشان در معرض خطر قرار می‎گیرد.

بر اساس گزارش یونیسف در سال ۲۰۱۸، از هر چهار کودک در سراسر جهان یکی در مناطق آسیب‌دیده از بلایای طبیعی زندگی می‌کند. همین حالا حدود ۷۰ هزار دانش‎آموز در مناطق درگیر سیل از امکان ادامه تحصیل بازمانده‎اند و در حالی که مدیرکل آموزش و پرورش استان خوزستان اعلام کرده است، این احتمال وجود دارد که سال تحصیلی در خوزستان به پایان برسد، بسیاری از دانش‌آموزان شاید هیچ‎وقت دیگر نتوانند به مدرسه برگردند.

در اینگونه حوادث کودکان به دلیل ضعیف‎تر بودن از لحاظ جسمی، بیشتر در معرض خطر مرگ و یا بیماری قرار دارند. آنها در صورت سالم ماندن پس از حادثه، با احتمال از دست دادن والدین، از بین رفتن خانه و زندگی و تمامی شادی‌ها و امکاناتی که پیش از آن داشته‎اند مواجهند. آنان کمتر امکان کمک خواستن دارند و کمتر از بزرگسالان می‎توانند حقشان را طلب کنند.

از طرف دیگر به دلیل از بین رفتن خانه و کاشانه و درگیر بودن والدین در شرایط بحرانی، نظارت کمتری روی آنان وجود دارد، این مساله باتوجه به ورود افراد غریبه به شهر، می‎تواند امکان سوءاستفاده از کودکان را افزایش می‎دهد. از این رو لازم است تا نیروهای امدادی در کنار دیگر خدمات خود، خانواده‎ها را نسبت به خطراتی که ممکن است کودکانشان را تهدید کند، آگاه کنند. در اغلب این موارد، مشکل اصلی این است که بیشتر کمک‎های انجام شده با تمرکز به غذا و پوشاک و سرپناه صورت می‏گیرد و معمولا امکانات پیش‎بینی شده‎ای برای نیازهای روحی و روانی کودکان در مواقع بحران وجود ندارد.

لزوم آموزش و آگاه‌سازی نهادها و مردم

آسیب‌پذیری بیشتر زنان و کودکان در حوادث غیرمترقبه، نه فقط به دلیل تفاوت‌های بیولوژیکی آنها بلکه معلول ساختارهای اجتماعی و نقش‌های جنسیتی از پیش تعریف شده نیز هستند که منجر به تولید تبعیض و نابرابری می‌شود. بنابراین می‌توان با تمرکز بر کاهش نابرابری جنسیتی پیش از وقوع رویداد به راه حلی دائمی و پایدار برای کاهش خطر و کنترل عوارض فاجعه دست یافت.

بیشتر بخوانید:

در ایران سال‎هاست که فعالان مدنی و نهادهای مستقل، لزوم توجه به آموزش مردم، به ویژه زنان و کودکان را در مناطق پرخطر گوشزد می‎کنند. به نظر می‎رسد در جریان سیل اخیر این امر بیشتر از گذشته مورد توجه امدادرسانان قرار گرفته است، با اینحال نبود نهادها و کارشناسان متخصص در این زمینه و همچنین ممانعت‎هایی که برای کار کردن نیروهای متخصص مستقل ایجاد می‎شود، باعث شده است تا همچنان نگرانی‎هایی در این خصوص وجود داشته باشد.

مروری بر تحقیقاتی که پس از حوادثی مانند زلزله بم و یا زلزله کرمانشاه بر وضعیت زنان و کودکان بازمانده انجام شده، نشان می‎دهد که پس از پشت سر گذاشتن سیل اخیر و تأمین نیازهای اولیه مردم برای زندگی، لازم است تا گروه‎های متخصص به طور مستمر با حضور در محیط، به ارائه خدمات بهداشتی و روانی به سیل‎زدگان مشغول شوند تا این گروه‏های اجتماعی آسیب‌پذیر بتوانند روند سریع‎تری را برای بازگشت به جامعه طی کنند. این خدمات می‎تواند شامل استقرار پزشکان و روانشناسان، ایجاد امکاناتی برای بازی و سرگرمی و مهیا کردن هرچه سریع‎تر شرایط بازگشت به تحصیل برای کودکان باشد.

یکی از موارد تبعیضی که در هنگام بحران بیش از پیش نمود پیدا می‌کند عدم استفاده از ظرفیت‌های رهبری زنان در مواقع بحرانی است. باید توجه داشت که زنان اگرچه در گروه‎های آسیب‎پذیر قرار دارند، اما در عین‎حال از توانایی‏های منحصر به فردی مانند مسئولیت‎پذیری، خلاقیت و قابلیت تأثیرگذاری بالا بر خانواده و جامعه محلی، برخوردارند که در صورت توجه به آن، می‏تواند نقشی کلیدی در مدیریت بحران ایفا کند. سازماندهی چنین ظرفیت‌هایی، کمک قابل توجهی به کاهش عوارض جانبی فاجعه می‎کند و همچنین می‎تواند نقطه‌ی اتکایی برای حواث احتمالی آتی باشد.