آیا ایرانیان زیاد غذا می‌خورند؟ آیا چینی‌ها یک وعده غذا می‌خورند؟

سپهر قاسمی، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به سخنان وزیر نیروی ایران درباره مصرف گرایی زیاد ایرانیان و مقایسه آن با نحوه زندگی چینی ها نوشته است که بر اساس آمارها هفت استان ایران با ناامنی شدید غذایی مواجه‌اند و چینی ها از مصرف گراترین مردم جهان اند.

حق نشر عکس MEHR
Image caption خط فقر برای یک خانواده چهار نفره در سال ۹۵، سه میلیون و ۵۰۰هزار تومان بود در حالیکه حداقل حقوق کارگران ۹۳۰ هزار بود. حالا این حقوق امسال به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسیده اما قیمت گوشت کیلوی ۴۰ هزار تومان هم به ۱۱۰هزار تومان افزایش پیدا کرده است

رضا اردکانیان، وزیر نیروی ایران گفته است مردم ایران زیاد غذا می‌خورند در حالیکه چینی‌ها با یک وعده سیر می‌شوند. رضا اردکانیان در نهایت تقصیر تحریم‌ها را هم بر گردن مردم انداخته و گفته دلیل اینکه ایران تحریم شده این است که "تحریم کنندگان فهمیده‌اند نقطه ضعف ما مصرف است. ما جامعه‌ای مصرفی هستیم."

اردکانیان در ادامه صبحت‌هایش به یکی دیگر از عادت‌های مسئولان ایرانی هم رجوع کرده و نه در جایگاه یکی از عالی‌ترین مسئولان کشور بلکه در مقام منتقد، مردم کشور را ملامت کرده که "۴۰ سال فرصت داشته‌ایم خودمان را از شیر نفت جدا کنیم و نکردیم... چون بیشتر از متوسط کشورهای صنعتی و توسعه‌یافته غذا می‌خوریم، بیشتر می‌پوشیم و سرانه مسکونی بالاتری داریم."

این صحبت‌های وزیر نیروی دولت ایران واکنش‌های زیادی داشته، برخی با او همراهی کردند و برخی دیگر به شدت زبان به انتقاد از او پرداختند. اما جدای از این موافقت‌ها و مخالفت‌ها آیا از اساس صحبت‌های اردکانیان صحت دارد؟ برای فهمیدن ماجرا باید به چند پرسش پاسخ داد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption زمانی که مائو تسه ‌دونگ در چین به قدرت رسید این کشور چندپاره دچار فقر و گرسنگی و اعتیاد بود.

آیا چینی‌ها یک وعده غذا می‌خورند؟

زمانی که مائو تسه ‌دونگ در سال ۱۹۴۹ در چین به قدرت رسید این کشور چندپاره دچار فقر و گرسنگی و اعتیاد بود. اعدام قاچاقچیان، راه حل مائو برای مشکل اعتیاد بود. راه‌کارهای او برای کاهش گرسنگی مردم در مقاطعی باعث گرسنه‌تر شدن آنها شد.

اشتباه در برنامه‌ریزی‌های دولتی برای بهره‌گیری از زمین‌های کشاورزی و سهم کم دهقانان از محصولاتی که می‌کاشتند باعث گرسنگی بزرگی در کشور شد که بر اساس برخی آمارها تا ۱۰ میلیون نفر تلفات داشت. بسیاری از مردم چین در آن دوره چیزی برای خوردن پیدا نمی‌کردند و احتمالا حتی یک وعده غذا خوردن هم بخت زیادی می‌خواست. اما این اتفاق مربوط به ابتدای دهه ۶۰ میلادی یعنی حدود ۶۰ سال پیش است.

با مرگ مائو و قدرت گرفتن دنگ شیائو پینگ در اواخر دهه هفتاد، سیاست های کلی چین تغییراتی زیادی کرد. از آن روزها تا امروز چین به سرعت به سمت صنعتی‌شدن پیش رفته است. چین در حال حاضر دومین قدرت اقتصادی جهان با تولید ناخالص بیش از ۱۲هزار میلیارد دلار در سال است. با وجود تولید این ثروت عظیم در چین هنوز بخش بزرگی از مردم این کشور فقیراند.

شرکت‌های بزرگ چندملیتی از ارزانی کار نیروهای چینی استفاده می‌کنند و با بهره وری از آنها که با حقوق ناچیزی کار می‌کنند قیمت محصولات و سود خودشان را افزایش می‌دهند. سرانه تولید ناخالص در چین حدود ۱۱هزار دلار است که در مقایسه با دیگر کشورهای صنعتی بسیار پایین است.

اما چین برخلاف ادعای وزیر نیروی ایران نه تنها سال‌هاست که از وضعیت گرسنگی و یک‌ وعده غذاخوردن در روز بیرون آمده‌ بلکه در حال تبدیل‌ شدن به یکی از مصرف‌گراترین کشورهای دنیا است. انتظار می‌رود چین تا سال ۲۰۲۲ به بزرگترین واردکننده جهان تبدیل شود.

تغذیه ۵۰۰ میلیون نفر در چین فقیر و قحطی‌زده نیم قرن پیش کار بسیار دشواری بود. مائو مالکیت اشتراکی، کار همگانی، عدالت اقتصادی و تقسیم عادلانه منافع حاصل از کار را راه چاره می‌دانست. در این شرایط بود که چینی‌ها برای گذر دادن کشورشان از این دوران دشوار حتی مجبور بودند روزی یک وعده غذا بخورند.

چین امروز از آن شرایط فاصله زیادی گرفته و دولت این کشور در ۴۰ سال گذشته سیاستگذاری‌های مدون و دقیقی برای رسیدن به جایگاه امروزی کرده است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption بر اساس آمار انستیتو تحقیقات تغذیه ایران، هفت استان کشور با ناامنی غذایی مواجه‌اند. حداقل ۲۰۰ هزار کودک با مشکل سوء‌تغذیه در ایران دست به گریبانند. سوء‌تغذیه اختلالات زیادی ایجاد می‌کند مانند اینکه حداقل ۶ میلیون نفر از جمعیت كشور دچار پوكی استخوان هستند. ۱۱ درصد كودكان زیر پنج سال كشور دچار كم وزنی متوسط و شدید و ۱۵ درصد آنان دچار كوتاه قدی تغذیه‌ای متوسط و شدیدند.

آیا ایرانی‌ها زیاد مصرف می‌کنند؟

بخشی از ایرانی‌ها بله. میزان مصرف بخش مرفه جامعه ایران سر باز ایستادن ندارد. سیاست‌های دولت‌های ایران حداقل در دو دهه گذشته به نحوی بوده که ثروتمندان ثروتمندتر و فرودستان جامعه فقیرتر شده‌اند. برای چند دهک بالای جامعه ایران مثل اغلب کشورهای جهان، مصرف‌کردن یک افتخار محسوب می‌شود. آنها همانطور که وزیر نیرو گفته زیاد می‌خورند، زیاد می‌پوشند، زیاد سفر می‌روند و خیلی زیاد هم پول درمی‌آورند.

اما وضعیت برای بقیه جامعه چگونه است؟ آیا ایرانی‌ها اصلا توانایی زیاد خوردن و زیاد پوشیدن را دارند؟ بر اساس آمار رسمی جمهوری اسلامی ایران، این کشور ۱۲ میلیون نفر حاشیه‌نشین دارد. یعنی حدود یک هفتم جمعیت ایران در مناطق حاشیه‌ای شهرها که از کمترین امکانات برخوردارند زندگی می‌کنند. البته آنها خود این شیوه زندگی را انتخاب نکرده‌اند، نابودی کشاورزی و مرگ روستاها، ورشکسته شدن کارخانه‌های تولیدی (عمدتا بعد از واگذاری به بخش خصوصی)، نبود امکانات رفاهی در شهرهای کوچک‌تر و در نهایت بیکاری باعث کوچ مردم به حاشیه شهرهای بزرگ شده است.

بر اساس آمار انستیتو تحقیقات تغذیه ایران، هفت استان کشور (سیستان و بلوچستان، هرمزگان، کهگیلویه و بویراحمد، خوزستان، کرمان، ایلام و بوشهر) با ناامنی غذایی مواجه‌اند. حداقل ۲۰۰ هزار کودک با مشکل سوء‌تغذیه در ایران دست به گریبانند. سوء‌تغذیه اختلالات زیادی ایجاد می‌کند مانند اینکه حداقل ۶ میلیون نفر از جمعیت کشور دچار پوکی استخوان هستند. ۱۱ درصد کودکان زیر پنج سال کشور دچار کم وزنی متوسط و شدید و ۱۵ درصد آنان دچار کوتاه قدی تغذیه‌ای متوسط و شدیدند.

حسین راغفر، اقتصاددان سال گذشته با توجه به شرایط اقتصادی کشور گفته بود حداقل ۳۳درصد مردم ایران زیرخط فقر مطلق زندگی می‌کنند و دستمزد ۶درصد جمعیت کشور کفاف هزینه غذایشان را هم نمی‌دهد.

خط فقر برای یک خانواده چهار نفره در سال ۹۵، سه میلیون ۵۰۰هزار تومان بود در حالیکه حداقل حقوق کارگران ۹۳۰ هزار بود. حالا این حقوق امسال به یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان رسیده اما قیمت گوشت کیلوی ۴۰ هزار تومان هم به ۱۱۰هزار تومان افزایش پیدا کرده است. بر اساس آمار سازمان تامین اجتماعی در ایران ۱۴ میلیون کارگر و ۲۲میلیون نفر اعضای خانواده آنها تحت پوشش بیمه‌اند. یعنی حداقل ۳۶ میلیون نفر در ایران با این وضعیت روبرو هستند در حالیکه تعداد کارگرانی که هرگز بیمه نمی‌شوند هم تعداد قابل توجهی که در آمارها گم می‌شوند.

رشد افسارگسیخته تورم در دو سال گذشته را اگر به رشد حداقل حقوق مزدبگیران و کاهش توانایی خرید مردم اضافه کنیم این آمارها روند سقوطی بیشتری هم به خود می‌گیرند. این اعداد و ارقام البته برای زمانی است که مزدبگیران حقوق می‌گیرند در حالیکه سال‌هاست بسیاری از مزدبگیران با مشکل دریافت‌نکردن حقوق و مزایایشان دست به گریبانند و برای تهیه سه وعده غذایی خانواده هایشان با مشکل روبروهستند.

دسترسی به غذای کافی، آب سالم، پوشاک و مسکن مناسب و آموزش و بهداشت رایگان از حقوق اولیه انسان‌هاست. مسئولان ایرانی در یکی از سخت‌ترین شرایط اقتصادی و معیشتی کشور نه تنها توان مهیاکردن حداقل‌های زندگی برای مردم را ندارند بلکه از آنها ایراد می‌گیرند که چرا مثل چینی ها "یک وعده غذا نمی خورند"، مثل یمنی ها "با لنگ و یک تکه نان به جنگ نمی روند" و برخی دیگر هم مانند حسن روحانی می گویند وضع کشور بسیار خوب است و "آهنگ شرایط اقتصادی کشور به سمت مطلوب پیش می‌رود".

آیا دولت بی‌تقصیر است؟

اما سیاست‌های اقتصادی دولت ایران چیست؟ خصوصی‌سازی بی‌محابا و لجام‌گسیخته و رانت‌محور، کاهش حمایت‌های آموزشی و بهداشتی عمومی، سوداگری در بازار ارز و مسکن برای جبران کسری بودجه و نمایش رونق اقتصادی و در نهایت فروش هرچه بیشتر نفت و منابع حیاتی کشور.

برای مثال چوب حراج‌زدن به دارایی‌های عمومی به اسم خصوصی‌سازی در یک دهه گذشته چنان فسادی ایجاد کرده که انواع و اقسام دادگاه‌های مفاسد اقتصادی در کشور در حال برگزاری است.

دولت ایران زمانی که موضوع به مردم ختم می‌شود از روش‌های ریاضتی برای کار و تلاش بیشتر در کنار انتظار کمتر از دولت حمایت می‌کنند اما زمانیکه به سیاستگذاری اقتصادی می‌رسد هیچ‌چیز جز منطق بازار و سود بیشتر برای گروه‌های محدود جامعه و منافع آن ها در برنامه ها و چشم‌اندازش دیده نمی‌شود.