بهائیان و تشدید سرکوب‌ها پس از انقلاب

مهرک کمالی، استاد ایرانشناسی دانشگاه ایالتی اوهایو در مقالاتی برای صفحه ناظران به مناسبت چهلمین سالگرد انقلاب درباره موقعیت بهائیان در سال های برقراری حکومت جمهوری اسلامی نوشته است.

Image caption در نامه ای با عنوان "جان و دل، نه آب و گل" به تاریخ ۹ مهرماه ۵۸ ، محفل ملی با صراحت بیشتری از انقلاب و وقایع و پیامدهای آن برای بهاییان سخن گفت. این نامه به دنبال تخریب خانه سید علی محمد باب در شیراز و در ۱۷ شهریور منتشر شد

با شدت گرفتن دشمنی ها و سرکوبی رسمی حکومتی، نگارش رشته بیانیه هایی از طرف محفل ملی بهاییان ایران آغاز شد. این نامه ها هم به تاریخ اشاره می کردند، هم به احکام آیین بهایی، هم به وظایف بهاییان، و هم به ضرورت مقاومت تا پای جان تاکید داشتند. گاه نثری اقناعی داشتند، گاه احساسی، و گاه حماسی و در همه حال می کوشیدند بهاییان را برای دشواری های پیش رو آماده کنند. مهم ترین وجه این نامه ها، تاکید آنها بر استقلال (دگرسازی) جامعه بهایی از غیربهاییان در عین همبستگی آن با جامعه بیرون بودند و می کوشیدند بهاییان را به استدلال هایی برای غلبه بر بهایی ستیزی تجهیز کنند.

در نامه ای با عنوان "جان و دل، نه آب و گل" به تاریخ ۹ مهرماه ۵۸ ، محفل ملی با صراحت بیشتری از انقلاب و وقایع و پیامدهای آن برای بهاییان سخن گفت. این نامه به دنبال تخریب خانه سید علی محمد باب در شیراز و در ۱۷ شهریور منتشر شد.

عنوان نامه اشاره به این داشت که اعتقاد بهاییان با جانشان تنیده است و نه با خشت و گل یک خانه. محفل ملی نامه را با توصیفی از موقعیت بهاییان آغاز کرد: مشکل بتوان جمعی را در وضعی به یاد آورد که مانند جمع بهاییان در وضع کنونی خود در ایران باشند. جمعی که پیوسته به راه خدمت و محبت و صداقت رفتند. جمعی که در هیچ حال رشتۀ ارتباط خویش را با ایران و ایرانیان نگسستند. جمعی که هرگز از ملت و مملکت خود برنتافتند و به عوامل مخالف نپیوستند... جمعی که به هیچ وجه عقد الفت با اهل خیانت نبستند.

مشکل آن بود که دو طرف مجادله، بهاییان و انقلابیون مسلمان پیرو خمینی، به یک زبان سخن نمیگفتند. آن چه از طرف محفل ملی به وفاداری بهاییان به "ملت و مملکت" و همبستگی آنها با "ایران و ایرانیان" تعبیر می شد، از طرف انقلابیون به معنای وفاداری به حکومت سابق و جرمی نابخشودنی بود. این میان، زبان مشترک مفقود بود و ذهن توطئه اندیش انقلابیون مسلمان از کلمات "ملت و مملکت" در این نامه، حکومت شاه را مراد می کرد و بهاییان خیانتکار قلمداد می شدند.

بخش دوم پاراگراف آغازین نامه به تلاش های بهایی ستیزان می پردازد که تصویری "نمودار خیانت و کذب و تزویر و نفاق یا ارتباط سیاسی و اشتغال به جاسوسی" از بهاییان پرداختند و همزمان "هر گونه وسیلۀ دفاع شرعی و عرفی و قانونی و وجدانی" را از آنان سلب کردند. بهایی ستیزان یا "مخالفین" آیین بهایی در این نامه جمعی هستند که از "اواخر دورۀ رژیم سابق" تا توانستند عرصه را بر بهاییان تنگ کردند. همانها -اشاره به طرفداران انجمن حجتیه بدون نام بردن صریح از آن - که "پیوسته از جانب حکومت زمان ]شاه[ ... حمایت می شدند ... خود را برخوردار از حمایت دولت جدید جلوه گر ساختند ... تا آنجا که می توانستند تحریک و تفتین و عدوان و بهتان را بر ضد بهاییان ادامه دادند." با جدا کردن بهایی ستیزان از مقامات حکومت جدید، محفل ملی از مسئولین حکومتی می خواهد که مقابل این گونه اعمال بایستند و از حقوق بهاییان دفاع کنند. نامه با تصریح محفل ملی به هواداری بهاییان از مملکت و ملت و فرمانبرداری آنها از حکومت تمام می شود.

در سال ۱۳۵۸، سه نامه دیگر با عنوان های "شمع ها را فروزنده نگاه داریم" و "رمز بلا و سرّ فدا" هر دو به تاریخ دی ماه ، و "انصاف باید داد" در بهمن ماه منتشر شدند. این سه نامه و نامه پیشگفته، "جان و دل نه آب و گل"، را آن محفل ملی منتشر کرده بود که اعضایش در سال ۱۳۵۹ ربوده شدند و هیچگاه اثری از آنان پیدا نشد؛ واقعه ای که دامنه تاثیر نامه ها را بین بهاییان بسیار بالا برد. این نامه ها نقش بزرگی در حفظ هویت جامعه بهایی و ساختن گفتمانی موید مقاومت بهاییان در سال های بعد ایفا کردند.

"شمع ها را فروزنده نگاه داریم"، بهاییان را به خدمت به آیین بهایی و آمادگی برای مرگ در صورت ضرورت فرامیخواند. نامه با توصیفی مثبت از بهاییان شروع می شود و به ایران می رسد که "مهد امرالله" (زادگاه دین خدا یعنی آیین بهایی) است و بهاییانش "در طوفان مصائب و مشاکل ایستاده اند" و تا آخرین نفس به آیین بهایی خدمت می کنند و "در این سبیل زنده برگشتن از کوی دوست را شرط عشق نمی دانند." چند سطر آغازین، دو عنصر مهم گفتمان مقاومت بهاییان را صورتبندی میذ کند: خدمت و مرگ یا به عبارت بهتر خدمت تا مرگ. سومین عنصر استقامت است که با افزایش مشکلات نباید کاستی پذیرد بلکه باید بیشتر شود. چهارمین عنصر توجه به خانواده به عنوان واحد روحانی - معنوی است به طوری که هر خانه بهایی به "معبدی از عشق و ایمان" تبدیل شود.

توجه به خانواده یکی از مهم ترین عوامل استمرار اندیشه آیین بهایی است، فکری که نسل به نسل منتقل می شود و قوام می پذیرد. پنجمین عنصر رسالتی است که برای ساختن انسان و جهان نو بر عهده بهاییان است. ششمین عنصر تاثیر مقاومت بهاییان ایران بر تسریع سیر جوامع بشری به سوی "اهداف عالیۀ الهیه" است. نامه نتیجه توجه به عناصر مقاومت را آن می داند که بهاییان "شعله های عشق و ایمان را در خان های دل فروزنده نگاه" دارند. این نامه، بر خلاف "جان و دل، نه آب و گل" که به مسائل مبتلابه روز پرداخته بود، به توانیابی معنوی و روحانی توجه می کند. استمرار این توجه در سال های بعد، به بهاییان در دوره انزوا و گسست از جهان خارج کمک می کند روحیه خود را حفظ کنند.

"رمز بلا و سرّ فدا" به ضرورت آمادگی برای شهادت و فداکاری با ارجاعاتی به تاریخ آیین بهایی اختصاص دارد. نامه از رابطه متقابل میان مردم و خدا به مثابه عامل اصلی زندگی معنوی بهاییان که مهم ترین بخش زندگی آنان است یاد می کند: "... جاذبه عشق از جانب حق ]خدا[ و عرضه فدا ]شهادت[ از سوی خلق فعل و انفعالی بوده است که وجود روحانی ما را موجود ساخته است ..." تقدیس شهادت همراه است با دعوت به خدمت و "نصرت امر الهی" و نهراسیدن از مشکلات و مصائب پیش رو. نامه از بهاییان می خواهد که با افزایش مشکلات و مصائب، بیشتربه آیین بهایی خدمت کنند و از انقلاب ایران و وقایع پیش آمده به مثابه فرصتی یاد می کند که بهاییان ایران "راحت و آسایش و آمال و آرزوهای فردی خود را مشتاقانه فدا کنند ..." این نامه یکسره انگیزش های ماورائی مقاومت را تقویت می کند و مشکلات را امتحانی الهی می داند که بهاییان باید از آن استقبال کنند.

بیشتر بخوانید:

در "انصاف باید داد ..." محفل ملی به پرسش هایی که از بهاییان در مورد مرام آنها می شود می پردازد. اولین آن "مداخله نکردن در سیاست" است که نامه آن را اصلی تخلف ناپذیر می داند؛ اصلی که همراه با حکم واگذاشتن "سیاست مملکت به حکومت" پایه های اندیشه جدایی دین از دولت در آیین بهایی را می سازند. نامه تصریح می کند که این به معنای فراخواندن بهاییان به "ترک فعالیت سیاسی" هم هست. یک بهایی نمی تواند عضویت در احزاب سیاسی و مشاغل وزارتی و امنیتی و سفارتی را بپذیرد و همچنان بهایی باشد. به عبارت دیگر او باید بین بهایی بودن و پذیرش مشاغل سیاسی یکی را انتخاب کند. "انصاف باید داد ..." بیشتر خطاب به جامعه غیربهایی و دفاعیه محفل ملی است در برابر اتهامات به بهاییان به وابستگی به حکومت شاه و همراهی عملی با آن در سطح وزیر و مقامات امنیتی.

از نامه های محفل ملی خطاب به بهاییان که بگذریم، به بیانیه های آن ها درباره وقایع روز می رسیم. بیانیه راجع به اعدام دو بهایی در تبریز به تاریخ مرداد ۵۹ ، اعلام ربوده شدن اعضای محفل ملی اول به تاریخ شهریور ۵۹ ، اعلامیه درباره اعدام هفت بهایی در یزد مورخ شهریور ۵۹، و بیانیه مربوط به اعدام اعضای محفل ملی دوم به تاریخ دی ۶۰ .

این بیانیه ها به تبعیت بهاییان از جمهوری اسلامی، دخالت نکردن در سیاست، تسلیم و رضا در برابر مشکلات، وعده آبادی ایران، ضرورت توسل و مناجات به درگاه خدا، عدم تقیه و کتمان عقیده، و نقش مصائب در نزدیک شدن پیروزی اشاره دارند.