گوشی‌های هوشمند؛ در ستایش اسمارت‌فون

ایران
Image caption ناظران

ناصر کرمی، اقلیم‌شناس درباره تاثیر اسمارت‌فون‌ها بر زندگی بشر در عصر حاضر و نسبت آن با زندگی روزانه و محیط‌زیست برای صفحه ناظران یادداشتی نوشته است.

ایران حق نشر عکس Getty Images
Image caption ترسناکی اسمارت‌فون در این است که طلایه‌دار عصر مدرن است

تصویر مردمی که بی‌اعتنا به یکدیگر و غافل از محیط پیرامون جملگی سر در گوشی‌های موبایل‌شان فرو برده‌اند به نمادی هراسناک از تباهی دوران معاصر تبدیل شده است. اسمارت‌فون‌ها یا همان گوشی‌های هوشمند روز به روز بیشتر وقت و تمرکز مردم را به خود جلب کرده‌اند.

آیا باید از این پدیده ترسید؟ آیا اسمارت‌فون‌ها همچون روبات‌هایی رها شده از کنترل دارند زندگی ما را تهدید می‌کنند؟ آیا اعتیاد به ابزارهای دیجیتال (Gadget Addiction) همچون اعتیاد به مواد مخدر به تهدید بزرگی برای نسل آینده تبدیل شده است؟

این یادداشت می‌کوشد به این پرسش‌ها پاسخ دهد. بیشتر از منظر محیط‌زیست. اگر اسمارت‌فون را مهمترین نمایه فناوری مدرن در زندگی روزمره بدانیم، قاعدتا محیط زیستی‌ها، که بیشتر به عنوان مشوقان فناوری گریزی و طبیعت گرایی شناخته می‌شوند باید در صف مخالفان آن قرار گیرند. اما ضرورتا شاید این چنین نباشد.

ابتدا: در هراس از اسمارتفون

به نظر می‌رسد ترسناکی اسمارت‌فون درابتدا از آنجا ناشی می‌شود که انگار این ابزار کوچک الکترونیک طلایه‌دار عصر مدرن است در جنگ با روزگاری که سپری می شود. به واقع اسمارت فون یک تنه دارد ما را به پیش می‌راند به سمت وضعیتی که آن را نمی‌شناسیم. پس طبیعی است که بترسیم. اما آنچه که ابراز می‌شود غالبا خود این ترس نیست. پاره‌هایی است از وضعیت حال که شتابناک‌تر می‌رود از دست. مثلا گفته می‌شود اسمارت‌فون ما را تنهاتر می‌کند. اسمارت فون ما را از تبادل عاطفه با اطرافیانمان باز می دارد. اسمارت فون باعث شده است کمتر مطالعه کنیم، کمتر با دیگران حرف بزنیم، کمتر به محیط پیرامون دقت کنیم و شاید حتی کمتر وقت داشته باشیم برای آموختن یا کنشگری در اجتماع. آیا این تصورات از جنس نوستالژیاست، چسبیدن به گذشته از ترس آینده، یا واقعیت دارد و باید اسمارت‌فون را کنترل کرد پیش از آنکه نابودمان کند؟

نمی‌توان با قطعیت پاسخ مثبت یا منفی داد. اگر چه به هرحال شماری از زیان‌های وابستگی به اسمارت‌فون غیرقابل انکار است. برای مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد:

نوموفوبیا: نامی برساخته از عبارت انگلیسی NO Mobile Phobia که اطلاق می‌شود به هراس ناشی از در دسترس نبودن موبایل. این اضطراب خاص عصر مدرن وقتی رخ می‌دهد که موبایل خود را جایی جا گذاشته باشیم، یا احساس کنیم افراد خاصی الان به محتویات موبایل ما دسترسی پیدا کرده‌اند. و یا حتی در همین حد که شارژ باتری موبایل تمام شده باشد و یا جایی باشیم که موبایل آنتن ندهد. اضطراب ناشی از این موارد کمابیش به بخشی از زندگی روزمره برای بسیاری از مردم جهان تبدیل شده است.

ملال ستیزی: بله، ملال ستیزی. دیگر اتهام بزرگ اسمارت فون ممانعت آن از ملال است. منوش زمردی، روزنامه‌نگار، در یک سخنرانی تد توضیح می‌دهد که چرا به ملال احتیاج داریم و چگونه اسمارت‌فون مانع آن می‌شود. خلاصه اینکه ملال همان اوقاتی است که برای گذراندن ساعات و دقایق راهی جز اندیشیدن نداریم.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption منتقدان اسمارت‌فون می‌گویند جوان‌ها مدام سرشان توی گوشی است و توجهی به آدمها و فضای پیرامون ندارند

معمولا بی‌حوصله و ملالتبار می‌خواهیم آن لحظات زودتر تمام شوند. معمولا. اما نه همیشه. گاهی نیز برای رهایی از ملال ناچار به اندیشیدن هستیم. برخی بیشتر، برخی کمتر. اما هر کسی بالاخره، ولو اندک، نیاز به اندیشیدن دارد. اگر نه برای خلاقیت و ابداع، دست کم برای حل مشکلات روزمره زندگی. و یکی از عوارض جانبی اسمارت فون این است که به بهای کاهش لحظات ملالتبار در زندگی روزمره، فرصت اندیشیدن و تمرکز را برای ما کمتر و محدودتر می‌کند.

دانانمایی: البته این بیشتر عارضه شبکه‌های اجتماعی است. اما به هر حال ابزار اکثریت مردم برای حضور در این شبکه‌ها اسمارت‌فون است. شبکه‌های اجتماعی روزانه دریایی از اطلاعات و اخبار را مابین مردم جاری می‌کنند. پس چرا باید زیانبار تلقی شوند؟

منتقدان این شبکه‌ها می‌گویند این خوب است که به مدد شبکه‌های اجتماعی شمار نادانان مطلق کمتر شده، اما این شبکه‌ها از سوی دیگر بهره‌مندان از لایه‌های عمیق‌تری از دانش، دانشمندان و روشنفکران را از دسترس مردم دور کرده و برعکس سلبریتی‌ها را به قشر مرجع جامعه تبدیل کرده‌اند. یعنی بر خلاف تصور شبکه‌های اجتماعی شکاف بین توده مردم و روشنفکران را بیشتر کرده‌اند.

حکیمان و دانایان راهگشا منزوی شده و جای آنان را سلبریتی‌هایی گرفته‌اند که خود دانانمایانی هستند در میان خیل مشتاقان بی‌نیاز از دانستن و آموختن. تعداد جملات قصاری که متعاقب همه گیری شبکه‌های اجتماعی مردم از بر شده‌اند هزاران بار بیشتر از گذشته است. اما برآمدن شکلی تازه از دانایی یا پرورش نسلی تازه از دانایان؟ منتقدان می‌گویند نه، اینگونه نشده است.

بعد: تاریخ محاصره ذهن

برای مدافعان اسمارت فون بهترین دفاع حمله است. آنها می‌گویند هر آنچه که دارد از دست می‌رود رفتنی است و رفتنی چاره‌ای ندارد جز رفتن. الخیر فی ماوقع. به آنچه که آمدنی است و می‌آید خوشامد بگوییم. آنچه که در مخالفت با اسمارت فون گفته می‌شود عمدتا گونه‌ای رمانتیسیسم سطحی است بی‌اعتنا به جریان پیش رونده زندگی.

افزون بر آنکه غالب نگرانی‌ها و تصورات منفی در باره اسمارت فون صرفا تصور و فرض است و چندان پشتوانه علمی و آماری ندارند. مثلا این ادعا که اسمارت فون باعث کاهش سرانه مطالعه شده است. واقعا؟ مطالعه یعنی فقط حواندن آنچه که بر روی کاغذ چاپ شده است؟ مرور اخبار یا خواندن کتاب و مقاله در اسمارت فون مشمول مطالعه نمی شود؟

انتشار کتاب در قالب الکترونیک رو به گسترش است و مردم به "ایی بوک‌ها" (عجالتا معادل فارسی مناسبی ندارد) روز به روز بیشتر رو می‌آورند. خواندن کتاب در قالب پی دی اف (این هم هنوز معادل فارسی ندارد) در اسمارت فون‌ها راحتتر شده است. و این یعنی اینکه هر کس می‌تواند هزاران کتاب را همیشه توی جیب خود به همراه داشته باشد و در هر فرصت کوتاهی مطالعه کند.

مضاف بر آنکه نمی‌توان خیلی مطمئن گفت اگر اسمارت فون را از دست نسل نو بگیرند همه دست بر کتاب خواهند برد یا اینکه دوباره از چهار گوشه عالم نوه و نبیره و نتیجه جمع می‌شوند دور مادربزرگ قصه امیرارسلان و فلکناز گوش بدهند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption نمی‌توان اسمارت‌فون را از دست نسل نو گرفت

منتقدان می‌گویند اسمارت فون موجب افزایش بطالت شده است. بطالت را باید تعریف کرد. آیا منظور وقتی است که به سرگرمی و بازی و مصاحبت می‌گذرد؟ عاقلانه این است که تصور کنیم وقتی که از گذراندن آن لذت برده ایم از دست نرفته است. اساسا اوقات فراغت یعنی ساعات و روزهایی از عمر ما که در آنها مجبور به انجام کار خاصی نیستیم. همین. اگر این وقت را در اسمارت فون می‌گذرانیم و خوش می‌گذرد، بیش باد. باشد که همیشه خوش بگذرد.

دیگر اینکه گفته می‌شود اسمارت فون مردم را منزوی‌تر و ارتباطات عاطفی را کمتر کرده است. می‌گویند توی مهمانی‌ها هم غالبا، به خصوص جوان‌ها مدام سرشان توی گوشی است و توجهی به آدمها و فضای پیرامون ندارند. نکته پر بیراهی نیست. در عین حال به گروههای فامیلی در شبکه‌هایی مثل تلگرام و واتساپ فکر کنید. حتی دورترین فامیل‌ها، همه با هم، از پیر تا جوان مصاحبت دارند، احوالپرسی می‌کنند، شوخی می‌کنند و البته در خیلی از موارد زمینه همیاری‌های فامیلی و دوستانه را ایجاد می‌کنند.

به واسطه همین گروهها بعضا با خاله زاده‌ها و عموزاده‌هایی در گپ و گفت هستیم که پیش از این شاید سالی یک بار هم سراغی از آنها نمی‌گرفتیم.

بیشتر بخوانید:

یک جای کار کسی که توی مهمانی به جای توجه به دیگران سرش مدام توی گوشی است می‌لنگد. اما این لنگیدن لزوما ناشی از بروز پدیده اسمارت فون نیست. دست کم در این یک مورد می‌توان با اطمینان بیشتری نظر داد: اسمارت فون ما را مستقیما به شبکه‌ای از ارتباطات دلخواه و برگزیده وصل می‌کند. اتفاقا اسمارت فون است که باعث می‌شود آنها را که قرار است از تنهایی برهانندمان همیشه در دسترس داشته باشیم.

مردم در اسمارت فون بیشتر معاشقه می‌کنند تا در کوچه‌های مهتابی یا سواحل نقره‌ای. اسمارت‌فون جای کوچه مهتابی یا ساحل نقره‌ای را نگرفته، اسمارت فون یک تنه می‌کوشد فرصت بخت باشد برای جبران این شوربختی که انگار در طالع بسیاری کوچه مهتابی یا ساحل نقره‌ای را ننوشته‌اند یا کم و دور از دسترس نوشته‌اند.

سرانجام: محیط زیستی‌ها و اسمارت فون

تصویر غالبی که جریان مسلط رسانه‌های جهان از محیط زیستی‌ها ساخته‌اند مردمان آمیش است در آمریکا: بدوی‌هایی که تعمدا به هر نوع تکنولوژی پشت پا زده‌اند و فلاح و رستگاری را در چسبیدن به گذشته و پرهیز از آینده می‌بینند.

اما این تصور از سبزها واقعا نادرست است. به این دلیل ساده که اتفاقا چسبیدن به گذشته سریعتر می‌تواند زمین و منابع حیاتی آن را نابود کند. روش‌های قدیمی معیشت و کسب و کار برای جمعیتی خیلی کمتر از حالا مناسب بودند و زمین برای تغذیه هفت میلیارد جمعیت چاره‌ای ندارد جز استمداد از علم و فناوری.

به همین خاطر فی‌المثل کشاورزی پایدارعمدتا کشاورزی مکانیزه است. شهرسازی عمودی (استقرار جمعیت در آسمانخراش‌ها) برای طبیعت مناسبتر است چون سطح کمتری از گستره زمین را در معرض دگرگونی و تخریب قرار می‌دهد یا اینکه حتی با وجود هشدارهای بسیار در باره خطر انرژی هسته‌ای امروزه با توجه به روند کند توسعه انرژی‌های پاک و برعکس اثر شتابنده سوخت‌های فسیلی بر تشدید گرمایش زمین، محیط زیستی‌ها خواستار ایجاد فناوری مطمئن برای توسعه انرژی هسته‌ای هستند. اساسا انگاره حفاظت محیط زیست از ساحت علم و دانشگاه می‌آید و نه از آموزه های دینی و اخلاقی قدیمی. دین و اخلاق خیلی کمتر از علم به حفظ محیط زیست کمک کرده‌اند.

اما در تبیین رابطه محیط زیستی‌ها با اسمارت‌فون می‌توان به شکل ملموس‌تر سبک زندگی سبز یعنی "به‌گزینی" (مینیمالیسم) اشاره کرد.

مینیمالیسم یعنی از میان همه آنچه که پیرامون ما را فرا گرفته بهترین را برگزینیم و الباقی را دور بریزیم. فقط بهترین‌ها و ضروری‌ترین‌ها. به همین خاطر مینیمالیسم کمینه گرایی نیست. بهینه گرایی است. مینیمالیسم بیان فنی و در عین حال دراماتیک مهمترین اصل پایداری محیط زیست است: تغییر الگوی مصرف در جهت کاهش ردپای اکولوژیک. درنسبت به‌گزینی و سبزگرایی این یادداشت را بخوانید. سوال: اسمارت‌فون، دستگاهی که چندین کار متفاوت از آن بر می‌آید، از مکالمه تا سرگرمی و بازی و تماشای فیلم و عکاسی و فیلمبرداری و نقاشی و کتابخوانی و خبررسانی و ... ابزاری مینیمالیستی به شمار می‌آید یا ماکسیمالیستی؟ قطعا ابزاری که می تواند به تنهایی جای ابزارهای متعدد دیگر را بگیرد مینیمالیستی است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption جهان پرآشوب دیجیتال

اگر ازهمه قابلیت‌های یک اسمارت‌فون استفاده کنیم، نه تنها خیلی ابزارهای دیگر را می‌توانیم کنار بگذاریم، از کاغذ و قلم و دفترچه و کتاب تا دوربین عکاسی و فیلمبرداری و شماری ابزارهای مهندسی و حتی از بسیاری رفت و آمدهای معمول زندگی روزمره هم بی‌نیاز می‌شویم.

پس اسمارت‌فون از آن جهت که مشوقی است برای به‌گزینی در مصرف ابزار، پدیده‌ای است سبز و محبوب سبزگرایان. البته جهان دیجیتال خود یکی از پر آشوب‌ترین عرصه‌های ماکسیمالیسم است و جان به در بردن به‌گزینانه از این ازدحام طاقت‌فرسا نیازمند آموزش و مهارت است.

آموزه‌های بسیاری در این باره وجود دارد. از جمله کتاب "مینیمالیسم دیجیتال" نوشته کال نیوپورت راهنمای جامعی است در همین باره. آموزه‌های دشواری ندارد. مثلا ساعت‌های استفاده از اسمارت‌فون را باید محدود کرد، روزی در هفته را باید بی‌اینترنت و منقطع (Unplug) از ابزارهای ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی گذراند، از برنامه اپ‌های به‌گزین استفاده کرد و به ویژه آنکه در شبکه‌هایی مثل توییتر و فیسبوک و اینستاگرام باید مراقب بود که وقت و ذهن ما مورد هجوم مطالب هرز و ناخواسته قرار نگیرد. رعایت بهداشت در شبکه‌های اجتماعی خود موضوع مفصلی است و شاید هم مستقیما به بحث ضرر و زیان اسمارت فون مربوط نباشد.

به هر رو، در بدویت هیچ فضیلتی نیست. بازندگان به گذشته می‌چسبند، برندگان رو به آینده دارند. اسمارت فون آینده است. از آینده نترسیم.