زنان؛ حلقه مفقوده در توسعه پایدار

اگر بخواهیم پلی محکم و قابل استناد میان دو حوزه محیط زیست و مفهوم برابری جنسیتی بیابیم سند ۲۰۳۰ میتواند معنادارترین اتصال را برقرار کند. این سند در سال ۲۰۱۵ به توافق و امضای ۱۹۳ کشور جهان رسید تا در بازه زمانی ۱۵ سال یعنی تا سال ۲۰۳۰، کشورها را متعهد به ترویج و حرکت به سمت اهداف ۱۷ گانه توسعه پایدار(از جمله ریشه کنی فقر و گرسنگی، دسترسی به تحصیل رایگان، حفض منابع دریایی و جنگلی، ترویج رفاه عموم شهروندان و غیره) نماید. اهدافی که زندگی و اقتصاد و آموزش و سیاست را در سایه تعامل با طبیعت و منابع طبیعی عملی کند.

بررسی نتایج حاصل از هدفگذاریهای این توافق ,در شاخصی به نام "شاخص جنسیت واهداف توسعه پایدار" قاب بندی شده است. مجموعه اطلاعاتی که میتواند راه مناسبی برای سنجش عملکرد دولتها در پاسخگوییشان به تعهد در قبال نابرابریهای جنسیتی باشد.

کاتیا ایورسن زنی که بیش از بیست سال در حوزه توسعه و مدیریت با سازمانهای جهانی همکاری داشته میگوید: "امروز زنان بیش از حمل کودکان و نوزادان، ظرفهای آب حمل میکنند، آنها متحمل سختی بسیار در راه اندازی یک کسب و کار تازه اند، آنها بار بخش زیادی از جوامع محلی را به دوش میکشند، پتانسیلها و راه حل ها اغلب در دستان آنهاست. زمانی که ما آنها را به شمار آوریم و برای سلامتی و آگاهی و حقوق و رفاهشان سرمایه گذاری کنیم تا روی پای خود بایستند، کشورشان را نیز روی شانه هایشان بلند خواهند کرد."

شاخص برابری جنسیتی ( بنا به دستور کارسند ۲۰۳۰)بر اساس اهداف اصلی توسعه پایدار به امضای ۱۲۹ کشور جهان رسیده است. مجموعه امتیازات فاکتورهای مختلف این شاخص, عملکرد دولتها در موضوعاتی چون سلامت، خشونت مبتنی بر جنسیت، تغییرات اقلیمی, توانمندی اقتصادی را محک میزند. در این میان اما فاکتورهای اهمیت به حضور زنان در تصمیمات کلان، تلاش برای توقف و مدیریت تاثیرات تغییراقلیم و گسترش فقر و گرسنگی را میتوان به عنوان مهمترین فاکتورها مورد توجه قرار داد.

در سال جاری دانمارک، فنلاند و سوئد سه کشور نخست این شاخص شناخته شدند. با این وجود مجموع نمرات هر سه این کشورها هم نتیجه ای ایده آل و کامل برای حصول این برابری نشان نمیدهد. به این ترتیب، بر اساس مطالعات و داده های اعلام شده توسط این شاخص هیچ کشوری هنوز به اهداف توسعه پایدار در پیوند با برابری جنسیتی دست نیافته است. ایران اما از معدود کشورهایی است که به علت نپذیرفتن این توافقنامه، در این شاخص گنجانده نشده است. در آخرین اظهار نظر در مورد این سند علی خامنه ای آن را اینطور توصیف کرد: "اصل کلام این سند این است که میخواهد سبک زندگی و فلسفه حیات را بر اساس مبانی غربی به کودکان ما بیاموزد" این در حالی است که آموزش مفاهیم برابری جنسیتی تنها یک فاکتور از اهداف ۱۷ گانه این سند است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption به نقل از اسناد سازمان ملل، ساخت زیر سازهای قانونی و سرمایه گذاری هدفمند برای تسهیل حضور موثر زنان میتواند به نوعی تمام مجموعه اهداف این سند را تضمین کند. داده های مربوط به این فاکتور، وضعیتی نه چندان امیدوارکننده را حتی در میان کشورهای صدر این شاخص نشان میدهد. ایتالیا با امتیازی معادل خوب، در حالی بهترین کشور در این مورد است که با وضعیت عالی و مطلوب فاصله معناداری دارد

مشارکت زنان

به نقل از اسناد سازمان ملل، ساخت زیر سازهای قانونی و سرمایه گذاری هدفمند برای تسهیل حضور موثر زنان میتواند به نوعی تمام مجموعه اهداف این سند را تضمین کند. داده های مربوط به این فاکتور، وضعیتی نه چندان امیدوارکننده را حتی در میان کشورهای صدر این شاخص نشان میدهد. ایتالیا با امتیازی معادل خوب، در حالی بهترین کشور در این مورد است که با وضعیت عالی و مطلوب فاصله معناداری دارد.

آنچه بهتر دلیل عدم برنامه ریزی قانونی و سیاسی و اقتصادی در سطح ملی و بین المللی برای حضور زنان در عرصه های تصمیمات کلان و عدم وجود ساز و کارمناسب برای جلب مشارکتشان درحوزه های مختلف توسعه پایدار را روشن میکند این است که حدود دو سوم کشورهای جهان در این شاخص وضعیتی ضعیف و بسیار ضعیف دارند. یک همداستانی در نگهداشتن زنان، در سایه ای از نابرابری قانونی و سرمایه گذاری.

یکی از مهمترین بحرانهای پیش روی جهان تغییر اقلیم و تلاش برای کاهش اثرات سوء آن است و فاکتور نشاندهنده این فعالیتها نشان میدهد که کشور چک و تایلند به ترتیب سبزترین تلاشگران جهان اند. اما نکته مهم آن است که چرا بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا و کشورهای صنعتی جهان امتیازی چنین پایین در این فاکتور دارند. با کسب کمتر از نصف امتیاز مطلوب، در اعلام وضعیت ضعیف ویا بسیار ضعیف شمرده میشوند.

بیشتر بخوانید:

کشورهایی چون اندونزی، برزیل، روسیه، کانادا با وجود مجموعه ذخایر طبیعی و قابل اهمیتشان، از جنگلهای استوایی گرفته تا مهمترین رودهای جهان و یخهای مناطق منجمد شمالی، جزء کشورهایی هستند که وضعیت مطلوبی در تلاش در حوزه تغییر اقلیم دارا نیستند. توانمند سازی زنان در برابر آسیبهای اقلیمی، میتواند قدم بسیار مهمی در سازگاری اقلیمی، توسعه عدالت محور، آموزش و تعلیم نسل آینده و پیشبرد مذاکرات صلح داشته باشد. در پدیده هایی چون مهاجرت و حوادث طبیعی؛بیابانزدایی وبیکاری و مشکلات اقتصادی ناشی از این پدیده های آب و هوایی و اقلیمی زنان نخستین قربانیان هستند. از اینرو میزان مشارکتشان تاثیرمعنا داری دارد.

تقویت شبکه های اجتماعی در این حوزه میتواند حضور زنان را پر رنگ تر کند. به این ترتیب حلقه دیگری از این زنجیره شکل میگیرد. کافی نبودن این شبکه ها و حضور کم شمار زنان در لایه های مدیریت و تصمیم گیریهای کلان سیاسی منتهی میشود به فراهم نشدن بستر مناسب حضور زنان در حوزه توسعه پایدار.

تنها در یک نمونه در پارلمان اتحادیه اروپا تعداد زنان حاضر در آن، از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۸, تنها با۶% رشد به عدد ۳۶.۱ % رسیده است.

در ایران در بهترین حالت تنها ۵% نمایندگان زن بودند، با وجود آنکه حضور زنان در سمنهای محیط زیستی قابل توجه است اما تصمیمات کلان و سیاستهای اقلیمی و تخصیص بودجه در حوزه های کلیدی چون آب و انرژی، همواره در دستان مردان سیاست بوده است.

Image caption اولین هدف از اهداف توسعه پایدار، از بین بردن فقر در همه فرمها و برای همه افراد است. به این ترتیب یکی از مهمترین فاکتورهای توانمندی، توانمندی و استقلال اقتصادی افراد است. بنا به آمارسازمان ملل، در سال ۲۰۱۸, نسبت جمعیتی زنان و مردان به ترتیب, ۳.۶۴ میلیارد زن و ۳.۷ میلیارد مرد بود. در این میان کمتر از نیمی از جمعیت زنان جهان امکان داشتن حساب بانکی در یک موسسه مالی رسمی را دارند.

از بین بردن فقر

اولین هدف از اهداف توسعه پایدار، از بین بردن فقر در همه فرمها و برای همه افراد است. به این ترتیب یکی از مهمترین فاکتورهای توانمندی، توانمندی و استقلال اقتصادی افراد است. بنا به آمارسازمان ملل، در سال ۲۰۱۸, نسبت جمعیتی زنان و مردان به ترتیب, ۳.۶۴ میلیارد زن و ۳.۷ میلیارد مرد بود. در این میان کمتر از نیمی از جمعیت زنان جهان امکان داشتن حساب بانکی در یک موسسه مالی رسمی را دارند. به این ترتیب حتی در قالب مشتریهای اقتصادی بانکها نیز زنان بعنوان سرمایه گذار و یا کار آفرین شرایط برابری در خدمات بانکی، در مقایسه با مردها ندارند.

تنها ۲۰ % مالکان زمینهای کشاورزی زنان هستند. فائو تایید میکند که زنان اغلب به شکل مستقیم به بازارهای فروش محلی دسترسی ندارند. دختران نخستین قربانیان فقر و مهاجرت در خانواده هستند و افزایش نرخ ازدواج دختربچه ها در نواحی فقیر نشین حتی تا دو برابر افزایش می یابد. جدولهای آماری وزارت تعاون و کار و رفاه در ایران نیز نشان میدهد که در سال گذشته دستمزد زنان کشاورز یک دوم دستمزد مردان بوده است. حتی بالاترین دستمزد یک کارگرزن حرفه ای در حوزه کشاورزی روزانه کمتر از نیمی از بالاترین دستمزد یک کارگر مرد حرفه ای دراین حوزه است.

قوانینی مانند ارث نابرابر و تخصیص تیعیض آمیز امکان تحصیل برای دختران و پسران نیز شرایط امیدوارکننده به آینده را از بین میبرد. بر اساس این شاخص، فقیرترین ۲۰ کشورجهان همه کشورهای آفریقایی هستند. و ۹ کشور نخست جهان کشورهای اروپایی. کشورهایی مانند چاد وکنگو وسنگال که جزء فقیرترین کشورهای جهان هستند، دقیقا بر اساس آمار رسمی سازمان جهانی حمایت از کودکان (یونیسف) در سال ۲۰۱۷، بیشترازهر جای دیگری برای کودکان خطرناک بودند.

۱۵ میلیون دختر در جهان سالانه زیر سن ۱۸سال ازدواج میکنند و بیش ازنیمی ازآنان، درهمین کشورهای آفریقایی زندگی میکنند. به این ترتیب این آمار همپوشانی دارند. کودکانی که از تحصیل باز میمانند، زنانی که امکان نگهداری از کودکانشان را بعلت عدم استقلال اقتصادی ندارند، چرخه ای که باعث میشود,امروز در جهان ۱۵۶ میلیون کودک زیر ۵ سال مبتلا به انواع بیماری های سوء تغذیه شدید باشند، موضوعی که به طور جدی بر رشد آنها تأثیر می گذارد.

پایان گرسنگی

این هدف با تلاش در توسعه کشاورزی پایدار و امنیت و کیفیت غدا در پیوند مستقیم است. زنان تا ۹۰ % وعده های غذایی خانواده ها را آماده میکنند. حضور حیاتی آنان در امنیت غذایی با نقششان در قالب کارگران و کارآفرینان حوزه زراعت، زنان روستایی و نگهبانان جوامع بومی و محلی و نقش مهم فرآوری و نیاز سنجی دراین حوزه، انکار ناپذیر است. بنا به آمار سازمان جهانی غذا، به طور متوسط ۴۳% نیروی کار کشاورزی جهان را زنان تشکیل میدهند ولی در فقرغذایی و یا کیفیت و دریافت مواد غذایی ضروری، به علت گذراندن مراحل بارداری و شیردهی و ویژگیهای جسمانی، بسیار بیش از مردان آسیب میبینند. کشورهای یمن، کنگو، زیمبابوه و چاد کشورهایی هستند که تامین تغذیه مناسب و کافی در آنها به مراتب از دیگر کشورهای جهان دشوارتر است. ژاپن و کره جنوبی اما امتیازی بسیار مطلوب در حل بحران گرسنگی شهروندانشان را کسب میکنند. رژیم غذایی متنوع دریایی و فرهنگ غذایی استفاده از سبزیجات در بشقاب روزانه یکی از مهمترین دلایل کسب رتبه نخست برای این دو کشور است.

آمار بهره مندی اقتصادی زنان از حوزه کشاورزی نیز بسیار اندک است. تنها ۱۰% از نقدینگی تولید شده از راه کشاورزی و باغداری و صید ماهی, در جهان, نصیب زنان میشود و ۱۵ % تصمیم گیران و تاثیرگذاران سیاستهای توسعه جهانی در حوزه کشاورزی و غذا، زنان هستند.

به این ترتیب شرایط زنان در این نابرابری حضور و تاثیر در کشورهای مختلف جهان بهبود چندانی نیافته است. در حالیکه تمام داده ها و پروژه های تجربی از نقش زنان در حوزه امنیت آب و غذا و بهبود الگوی مصرف و نقش موثرشان در روند صلح و توسعه پایدار خبر میدهد، در ارتباط توسعه پایدار و عدالت جنسیتی آنها همچنان حلقه مفقوده اند.