ناظران می‌گویند...

رازگشایی از انگشت‌های جوهری زنان در انتخابات/ محبوبه عباسقلی‌زاده

به روز شده:  15:49 گرينويچ - 30 ژوئن 2013 - 09 تیر 1392

در حالی که زنان اصلاح طلب و اعتدال گرا مشغول رایزنی برای مشارکت هر چه بیشتر در اداره دولت جدید هستند، جنبش زنانی هایی که مطالبات خود را همیشه خارج از فضای حاکمیت و در عرصه اجتماعی دنبال کرده اند با خواسته ها و انتظارات خود چه می کنند؟

آیا باید مانند سایر طیف های درون حاکمیت رفتار کنند یا شبیه اصناف و گروه های مدنی یا اپوزیسیون؟ چگونه باید این مطالبات در سطح عمومی دیده شود و با چه لحنی؟ مذاکره مستقیم و رفتن به زمین حاکمیت یا شاخ و شانه کشیدن از پشت بام خانه خود؟ به تعبیر روشن‌تر رفتار جنبش زنانی ها با دولت جدید چگونه باید باشد؟

وقتی بخش عمده ای از چهره های شناخته شده جنبش زنان به طور فعالانه در شبکه های اجتماعی مردم را ترغیب به مشارکت برای رای دادن کرده اند و به معنی دیگر رفتار انتخاباتی فعالانه ای به نفع انتخاب حسن روحانی داشته اند آیا پس از انتخاب او نیز باید همان رفتار را ادامه دهند؟

"معنای آن انگشت های جوهری هر چه باشد به مفهوم گذار از عرصه جنبش اجتماعی به درون چارچوب حاکمیت نیست بلکه برعکس نزدیکتر شدن به مردم و لمس کردن صمیمانه هراس ها و نیازهای واقعی آنان است."

اگر نیرویی اجتماعی تحت نام جنبش زنان از اساس نخواهد هیچگونه عرض اندامی در مشورت دهی برای تعیین اعضای کابینه، گفتگو در مورد وزارت زنان داشتن یا نداشتن و لااقل ملاقاتی حضوری برای ارایه لیست مطالبات زنان از خود نشان دهد یعنی وجود ندارد؟ یعنی زنده نیست؟ یعنی محلی از اعراب به عنوان یک جنبش اجتماعی پویا ندارد؟

اگر جنبش زنانی ها خرج خود را از حامیان دولت روحانی جدا می دانند پس در آن صورت معنی آن انگشت های جوهری چیست؟

معنای آن انگشت های جوهری هر چه باشد به مفهوم گذار از عرصه جنبش اجتماعی به درون چارچوب حاکمیت نیست بلکه برعکس نزدیکتر شدن به مردم و لمس کردن صمیمانه هراس ها و نیازهای واقعی آنان است.

کنشگری اجتماعی با روشنفکری و تئوری پردازی، سیاست ورزی، یا حمایتگری حرفه ای برای پروژه های مدنی و حقوق بشری فرق دارد.

اگر ویژگی های دیگری چون دفاع از حق زنان، توجه به حاشیه ها و بویژه توجه به نیازهای فوری زنان روستایی و محروم و به اصطلاح فعالیت در سطح (گراس روت) را نیز به ویژگی های این طیف از کنشگران اجتماعی بیافزاییم معادل آن را در فعالان بی نام و نشان جنبش زنان خواهیم یافت.

سرکوب سیستماتیک حاکمیت بویژه در چهار سال گذشته موجب شد که چهره های نام آشنای جنبش زنان کارکرد مدیریت و رهبری خود را از دست داده و به تدریج طیف بی و نام نشانی از فعالان جایگزین آنان شوند.

"زمینه محوری و حرکت در بطن جامعه آنچنان فعالان را با مردم همراه کرد که مساله "حل عاجل بحران" و هراس از جنگ، انقباض روزافزون شریان های حیاتی جامعه و جلوگیری از سیستماتیک تر شدن تبعیض جنسیتی در صدر اولویت های آنان قرار گرفت."

نسلی جدید که بی هیچ ادعایی شبانه روز، خود را برای ایجاد ظرفیت های تازه در سطح جوامع محلی سپری کرده و می کنند و با روش هایی عمل گرایانه و زمینه محور "حاملان واقعی" دوران حرکت چراغ خاموش بوده اند.

زمینه محوری و جامعه گرایی دو ویژگی مهم جنبش زنان در دو دهه اخیر است. کنشگری به شیوه ای که ما فعالان جنبش زنان تجربه کرده ایم از آنجا که مبنای عملش بر اساس فضای عینی است الزاما زمینه گراست و به همین دلیل توجه به زمینه های اجتماعی، همراهی با نبض جامعه و تغییر وضعیت بر اساس میزان آمادگی جامعه از ویژگی های اصلی آن است.

زمینه گرایی باعث می شود که حوزه کنش در فضای مدنی و اجتماعی تعریف شود نه در عرصه سیاست ورزی. واقع گرایی فمنیستی نیز موجب می شود تا کنشگری وجهی عمل گرایانه به خود بگیرد.

جنبش زنانی کنشگر با سیاستمدار فرق دارد، دیپلماسی به منظور توازن قدرت و مصلحت سنجی کار جناح های سیاسی است حتی اگر مرتبطین این جناح ها خود را فعال زن بنامند.

بیانیه ها و مواضع جنبش زنانی ها اعم از هر طیفی همواره تاکید قاطعی بر درگیر نشدن با فضای درون حاکمیت و مرزبندی بین حرکت مطالبه محور و عملکرد حزبی داشته است.

در هفته های پیش از انتخابات هیچ گروه یا طیفی از جنبش زنانی ها به طور جمعی تصمیمی برای شرکت یا تحریم انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری نگرفتند و تمرکز خود را بر طرح مطالبات گذاشتند.

اما زمینه محوری و حرکت در بطن جامعه آنچنان فعالان را با مردم همراه کرد که مساله "حل عاجل بحران" و هراس از جنگ، انقباض روزافزون شریان های حیاتی جامعه و جلوگیری از سیستماتیک تر شدن تبعیض جنسیتی در صدر اولویت های آنان قرار گرفت.

"اما این بار آنهایی که چهار سال پیش خیابانها را سبز کرده بودند می دانستند چه دارند و چه ندارند: می دانستند که این بار خسته تر و ترس خورده تر اما نه عاصی تر، گرسنه تر اما نه خشگمین تر، پراکنده تر و بی سازو برگ تر و بی رهبرترند."

اعتماد به غریزه جمعی مردم برای فراهم آوردن خاکریزی از سنگ ریزه های خرد و ناچیز "رای" که در آن زمان معلوم نبود تا چه حد در برابر تهاجم افراطی‌گری نظامی و سیاسی مقابله کند، باعث شد تا فعالانی که به رسانه ها دسترسی داشتند سخره ناظران "مبل نشین" را که هیچ تحرکی را محتمل نمی دانستند به جان خریده و بوی تغییری را که در زیر پوست جامعه استشمام می کردند به افکارعمومی اعلام کنند.

غریزه جمعی مردم به هر دلیل کارگر افتاد. غریزه ای که به یک تعبیر می تواند بازتکرار خاطره جمعی دوران سبز و واکنشی شرطی شده به زنده شدن اتفاقاتی هم نظیر باشد: مناظره سوم، کنارکشیدن محمدرضا عارف، بازتکرار نقش محمود احمدی نژاد در سعید جلیلی، گرمای خرداد همیشه ملتهب، و حتی بوی فضای انتخاباتی؛ همه و همه چیزی همچون "سندرم سبز" را در حافظه هیجانی جامعه بیدار کرد، بیداری که اوج آن در دو روز پایانی رخ داد و همه جا را فراگرفت.

فقط اینها نبود، مردم این بار مهم شده بودند حتی آنهایی که اعتقادی به نظام نداشتند. مرتب در رسانه ها و مناظره ها این سنگ مردم بود که به سینه زده می شد هر چقدر محروم تر محترم تر، همه اینها حس "عاملیت" فرونهفته در مردم را بیدار می کند.

اما این بار آنهایی که چهار سال پیش خیابانها را سبز کرده بودند می دانستند چه دارند و چه ندارند: می دانستند که این بار خسته تر و ترس خورده تر اما نه عاصی تر، گرسنه تر اما نه خشگمین تر، پراکنده تر و بی سازو برگ تر و بی رهبرترند.

نظام سرکوبگر چهارسال وقت داشت که همه چیز را ریشه کن کند.

آنها که چهارسال پیش شهرها را سبز کرده بودند دیگر ایمان داشتند که هیچ معجزه ای بنا نیست اتفاق بیفتد، هیچ نجات بخشی از هلیکوپترهای نظامی میدان آزادی را گلباران نخواهند کرد و هیچ بضاعتی جز برگه رای در دستان بی رمق شهروندشان نیست؛ برگه ای برای "نه" گفتن به ادامه وضع موجود و گرفتن وقت اضافی برای برخاستن از زمین.

"استفاده از حق شهروندی و حتی موقعیت جنبشی برای مقابله با جنگ، گرسنگی و تبعیض سیستماتیک و فرقه گرایی است. استفاده از فضای آشتی ملی بین هزار فامیل درون حاکمیت برای کشیدن لختی نفس و تازه کردن قوای تحلیل رفته است."

کنشگران جنبش زنان نیز مانند همه مردم این سفر چند روزه را تجربه می کردند.

بنابراین مساله کسانی که رای دادند یا دیگران را به استفاده از حق رای ترغیب کردند این نیست که بخواهند الزاما به اعتدال گرایان و برگزیدگان آقای هاشمی یا خاتمی آری بگویند.

استفاده از حق شهروندی و حتی موقعیت جنبشی برای مقابله با جنگ، گرسنگی و تبعیض سیستماتیک و فرقه گرایی است. استفاده از فضای آشتی ملی بین هزار فامیل درون حاکمیت، برای کشیدن لختی نفس و تازه کردن قوای تحلیل رفته است.

وقت اضافی گرفتن برای تقویت رهبران بی نام نشان جنبش زنان، جبران اشتباهات گذشته و عمق بخشیدن و ایجاد پیوند بین گروه های خاموش و پویا و جمع کردن قطره قطره هایی است که آرام و پیوسته می بارند و به دلیل فقدان سازمان یابی در بین راه بخار می شوند.

داستان انگشت های جوهری چیزی بیش از این نیست. فشاری ساده است به نیروی حرکت آنی (Momentum) جامعه و هیچ رازمگویی برای باز شدن با کلید تدبیر ندارد.

نظرات

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 1.

    پیگیری مطالبات زنان در ایران یکی از فوری ترین و مهمترین مسایل حوزه داخلی است اما من مشکل را عمیق تر از شما می بینم. به این توجه کرده اید که در نظر سنجی ها نسبت زنان در طرفداران آقایان حداد و جلیلی بیشتر بودند؟

  • اظهارنظر شماره 2.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 3.

    مسئله اصلی همانا اعتدال است و بس تنها بیام این دوره از انتخابات همین بوده وخواهد بود و مقاله نو یسانی چون شما وخانم صدر قادر به بیراه کشاندن این بیام اصیل ملت صبور وزخم خورده ازرادیکالیسم نخواهید بود

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 4.

    مقصود از چاپ این مقاله احساسی جیست؟ مشکلات زنان و اسارت آنان توسط مردان در ایران قانونی است. خانمها انگشتشان را آبی کردند در حالیکه حق رییس جمهور شدن نداشتند. در واقع مهر تایید بر کنیزی خود زدند. طبق قانون حتی زنان توسط مردان بدون دادگاه ممنوع الخروج ، ممنوع الکارو..... می شوند. در موارد بسیاری از این حربه استفاده می شود که تقاضای طلاق از طرف زن صورت گیرد که هیچ حق و حقوقی شامل زن نشود یا زنان مجبور شوند زنهای صیغه ای و عقدی همسرانشان را بپذ یرند. آقای روحانی در شعارهایشان در مورد حقوق قانونی برابر زنان و مردان قولی نداده اند، چه زنان انگشتشان را آبی کنند چه در گوشه صندوقخانه های قلبشان فریاد بزنند، حکومت مطلقه آقایان هرگز به احقاق حقوق برابر زن و مرد نمی انجامد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 5.

    منظور از واژه " جنبش زنانی ها " چیست ؟! "زنان " جمع زن است اما نمیفهمم دو جمع را در یک کلمه!! لطفا اینرا روشن بکنید

 

نظرات 5 از 8

 

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.