ناظران می‌گویند...

سرکوب مکتوب؛ داستان کتاب در دوران احمدی نژاد/ پیام یزدانجو

به روز شده:  16:51 گرينويچ - 30 ژوئن 2013 - 09 تیر 1392

در جریان رقابت‌های انتخاباتی اخیر، احمدی‌نژاد آن اندازه که از بابت برنامه‌های اقتصادی‌اش از سوی اصول‌گرایان توبیخ شد، از بابت برنامه‌های فرهنگی‌اش مورد تقدیر و تشویق حامیان سابق خود قرار نگرفت؛ اهمیت اقتصاد و نقش اساسی آن در جلب آرای رای‌دهندگان به حدی بود که حتی هماوردان اصلاح‌طلب (یا متکی به حمایت اصلاح‌طلبان) هم بحث مبسوطی در نقد برنامه‌های فرهنگی دولت ارائه نکردند.

با این حال، با تمام توجیهات ممکن برای سفیدسازی برخی از سیاهی‌ها در برنامه‌های اقتصادی احمدی‌نژاد، برنامه‌ها‌ی فرهنگی دولتش در هشت سال گذشته، به ویژه در عرصه‌ نشر و کتاب، از تیره‌ترین بخش‌های کارنامه‌ او است.

"اهمیت اقتصاد و نقش اساسی آن در جلب آرای رای‌دهندگان به حدی بود که حتی هماوردان اصلاح‌طلب (یا متکی به حمایت اصلاح‌طلبان) هم بحث مبسوطی در نقد برنامه‌های فرهنگی دولت ارائه نکردند."

این تیرگی‌ها در عمل به دست دو دولت‌مرد محافظه‌کار در مقام وزیران فرهنگ و ارشاد اسلامی (و طبعاً به دستیاری مجموعه معاونانشان) نقش بست: صفار هرندی، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و معاون مدیر مسئول و سردبیر روزنامه‌ «کیهان»، و محمد حسینی، اصول‌گرایی که علاوه بر منصب‌های سیاسی و عضویت در سپاه پاسداران در رشته‌ معارف اسلامی و تبلیغی و همچنین فقه و حقوق اسلامی تحصیل کرده بود – دو وزیری که، برخلاف بسیاری دیگر، از روند تغییر و تحولات دائم در کابینه معاف شدند و دوره‌ خود را با کمترین انتقاد رسمی به آخر بردند.

آن‌چنان که از دولت احمدی‌نژاد انتظار می‌رفت، اولین و اصلی‌ترین وظایف صفار هرندی تدوین سیاست‌های جدید فرهنگی، توقیف روال رایج در دولت‌های قبلی، و پاک‌سازی صحنه از بقایای روال سابق بود.

این سه وظیفه در حیطه‌ نشر آثار اساساً حول محور مستحکمی به اسم «سانسور» می‌گشت؛ پیش‌گیری از انتشار آثار آزاداندیشانه یا مغایر با ایدئولوژی مسلط باید در ابعادی «انقلابی» به اجرا در می‌آمد.

بر این اساس، معاونت فرهنگی و اداره‌ کل کتاب وزارت ارشاد، با ابقای محدودیت‌های معمول در سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی، از یک سو به وضع محدودیت‌های بیشتر در مورد محتوای آثار اقدام کرد، و از سوی دیگر به اِعمال قوانین تازه مصوب در مورد آثارِ قبلاً انتشار یافته پرداخت.

حاصل این رویه هم سخت‌گیری بی‌سابقه در صدور مجوز برای کتاب‌های آماده‌ انتشار، با توجه ویژه به مطالب و موضوعات «مسئله‌دار» (مغایر با شریعت، شئونات، و اخلاقیات «اسلامی» یا «جمهوری اسلامی»)، و هم ملزم کردن ناشران به دریافت مجوز برای تجدید چاپ کتاب‌های موجود بود.

"راه‌های دیگر برخورد با ناشران متمرد تعلل در صدور مجوز برای کتاب‌های ارسالی یا جلوگیری از حضور این ناشران در نمایشگاه کتاب تهران بود – جشن کتابی که البته، با انتقالش از محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی به مصلای تهران، پیشاپیش از شور و شادی کارناوالی‌اش تهی شده بود (مذهبی‌تر کردن ظاهر این جشنواره گام دیگر صفار هرندی برای اسلامی‌تر کردن باطن فرهنگ مکتوب بود)."

در نتیجه، نه فقط بسیاری از آثاری که در دوره‌های گذشته انتشارشان بدون مانع بوده دیگر موفق به کسب مجوز نشدند، که انبوهی از کتاب‌های پیشتر منتشرشده هم یا با لغو مجوز مواجه شده یا بازچاپ‌شان منوط به اِعمال حذفیات بیشتر شد.

در عین حال، دامنه‌ خودسانسوری هم از گذشته گسترده‌تر شد. در همین راستا، صفار هرندی علناً به ناشران و نویسندگان توصیه کرد که، پیش از ارسال کتاب‌ها برای کسب مجوز، «مطالب مشکل‌دار» را از آثارشان حذف کنند.

ترغیب و تشویق نویسندگان به خودسانسوری اقدام تازه‌ای نبود، اما افزودن ناشران به فهرست خودسانسوری، آن طور که به زودی روشن شد، تبعات مستقیمی برای آنان داشت.

بنا به روالی که بعدتر اعلام شد، ارسال هر کتابی که، به دلیل وفور «مطالب مشکل‌دار»، عملاً قادر به کسب مجوز نباشد امتیازی منفی برای ناشر ارسال‌کننده محسوب می‌شد، و افزایش امتیازات منفی به ممانعت از ادامه‌ی فعالیت ناشر و در نهایت به لغو پروانه‌ نشر می‌انجامید.

راه‌های دیگر برخورد با ناشران متمرد تعلل در صدور مجوز برای کتاب‌های ارسالی یا جلوگیری از حضور این ناشران در نمایشگاه کتاب تهران بود – جشن کتابی که البته، با انتقالش از محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی به مصلای تهران، پیشاپیش از شور و شادی کارناوالی‌اش تهی شده بود (مذهبی‌تر کردن ظاهر این جشنواره گام دیگر صفار هرندی برای اسلامی‌تر کردن باطن فرهنگ مکتوب بود).

طرفه آن که، این رویه با شدت و حدت بیشتر در دوره‌ مسئولیت محمد حسینی ادامه یافت. جنگ قدرت در سطح بالای نظام، و چرخش راهبردی یا «انحراف» احمدی‌نژاد و اطرافیانش (فاصله‌گیری از دیدگاه آخرزمانی و ادعای مدیریت جهانی و در عوض رفتن به سوی برداشت ایرانی از اسلام، مکتب ایرانی، ملی‌گرایی، و ایران‌گرایی) اندک نمودی در عرصه‌ نشر نداشت و عملاً به مراودات مشایی، یار احمدی‌نژاد و سردمدار جریان «انحرافی»، با برخی از اهالی سینمای عامه‌پسند، یا اعاده‌ حیثیت از برخی یادگارهای ایران باستان، محدود ماند.

"جنگ قدرت در سطح بالای نظام، و چرخش راهبردی یا «انحراف» احمدی‌نژاد و اطرافیانش (فاصله‌گیری از دیدگاه آخرزمانی و ادعای مدیریت جهانی و در عوض رفتن به سوی برداشت ایرانی از اسلام، مکتب ایرانی، ملی‌گرایی، و ایران‌گرایی) اندک نمودی در عرصه‌ نشر نداشت و عملاً به مراودات مشایی، یار احمدی‌نژاد و سردمدار جریان «انحرافی»، با برخی از اهالی سینمای عامه‌پسند، یا اعاده‌ حیثیت از برخی یادگارهای ایران باستان، محدود ماند. "

تا آن‌جا که به فرهنگ مکتوب مربوط می‌شد، اسلام‌گرایی، همسو با گرایش رسمی به اسلامی‌سازی فرهنگ و علوم انسانی، با شدت هرچه تمام‌تر به رشد بی‌اندازه و تنگ‌تر کردن عرصه بر گفتمان‌های منتقد یا موازی ادامه داد؛ نه فقط کتب مذهبی به شمارگان شگفت خود افزودند که بسیاری از آثار راجع به ادیان و آیین‌های دیگر به بهانه‌ ایجاد شبهه در مسلمات اسلامی یا تبلیغ «عرفان‌های کاذب» از کسب مجوز باز ماندند.

در باقی عرصه‌ها، به ویژه ادبیات داستانی، محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای برقرار شد، کلمات، عبارات، و حتی اشارات ممنوع به حد حیرت‌انگیزی رسید، و برخورد بی‌ملاحظه با ناشران ناراضی در دستور کار قرار گرفت.

دوره‌ دوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، از آغاز، به بحرانی‌تر شدن اوضاع نشر و کتاب انجامید. خروج اجباری یا خودخواسته‌ بسیاری از کتاب‌خوانان در پی انتخابات بحث‌انگیز ۸۸، و خفقان متعاقب آن، بازار کتاب را از بخش بزرگی از مشتریان خود محروم کرد، توقیف و تعطیلی مطبوعات مستقل فضای لازم برای معرفی و نقد و بررسی کتاب را از خوانندگان و علاقه‌مندان به کتاب گرفت، و دایره‌ فعالیت‌‌های جانبی آن‌چنان تنگ شد که حتی برگزارکنندگان جوایز ادبی جایی برای ادامه‌ فعالیت، یا حتی اهدای جوایز، نیافتند.

در عین حال، مشکلات ناشی از نابه‌سامانی‌ اقتصادی، افزایش بهای کاغذ و همچنین هزینه‌های جاری چاپ کتاب، افسردگی هرچه بیشتر اقتصاد نشر را به دنبال آورد.

افت شمارگان کتاب‌ها (تنزل تیراژ تا هفتصد نسخه و کمتر از آن) ناشران فراوانی را از گردونه‌ فعالیت بیرون کرد؛ متقابلاً، کاهش تیراژ و در نتیجه افزایش بهای کتاب‌، به موازات کاهش قدرت خرید خوانندگان، دست‌رسی اهل کتاب به کتاب را به شکل فزاینده‌ای کاهش داد.

"ایران از معدود ممالک دنیا است که نویسنده و ناشرش باید برای انتشار اثر از دولت کسب اجازه کند. سانسور حکومتی، دخالت دولت در اندیشه‌ آفرینندگان آثار، سرکوب آزادی اندیشه، و سلب حق ابراز و انتشار اندیشه، جلوگیری از انتشار «مطالب مشکل‌دار»، با آمدن احمدی‌نژاد آغاز نشد، و با رفتن او هم از میان نخواهد رفت."

و در این تنگنا، تنها خوانندگان و خریداران از بابت محدودیت‌ها متضرر نشدند؛ وضعیت معیشت ‌آفرینندگان آثار، نویسندگان، مولفان، مترجمان، ویراستاران، نسخه‌خوانان، و ... هم هرچه بیشتر به مخاطره افتاد – آن هم در شرایطی که شیوه‌های بدیل انتشار اثر (نشر الکترونیک، انتشار اینترنتی، ...)، در عین روحیه‌بخشی، اساساً قادر به جبران بهره‌های اندک اما حیاتی انتشار کتاب نبود.

ایران از معدود ممالک دنیا است که نویسنده و ناشرش باید برای انتشار اثر از دولت کسب اجازه کند. سانسور حکومتی، دخالت دولت در اندیشه‌ آفرینندگان آثار، سرکوب آزادی اندیشه، و سلب حق ابراز و انتشار اندیشه، جلوگیری از انتشار «مطالب مشکل‌دار»، با آمدن احمدی‌نژاد آغاز نشد، و با رفتن او هم از میان نخواهد رفت؛ همتای اصلاح‌طلبش، محمد خاتمی، هم سال‌ها به اِعمال همین روال اشتغال داشت.

با این همه، آن‌چه احمدی‌نژاد را از سلفش متمایز می‌کند سعی بی‌ مزد و منت او برای تشدید سانسور در ابعادی بی‌سابقه بود: خلف خاتمی نه فقط سانسور تساهل‌آمیزتر دوران او را ادامه نداد که، به‌عکس، با تمام قوا در مسیر سانسور هرچه تعصب‌آمیزتر قدم برداشت – در آخرین حضورش برای افتتاح نمایشگاه کتاب گفته بود: «در دنیای خالی از تعصب، انسان‌ها همه با دانش و اندیشه با هم تعامل می‌کنند؛ چنین جهانی چه‌قدر زیبا و دوست‌داشتنی است.»

آن‌چه گفت با آن‌چه کرد فرسنگ‌ها فاصله داشت.

Sorry, there has been a problem displaying comments, we are working to fix this.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.