ناظران می‌گویند...

دموکراسی خانگی

به روز شده:  16:22 گرينويچ - چهارشنبه 17 ژوئيه 2013 - 26 تیر 1392

ایران هم مانند بسیاری از کشورها زندگی انجمنی را به رسمیت شناخته اما تجربۀ زیستی و فعالیت اجتماعی مردم نشان می دهد که بسیاری از ارگانهای دولتی به نهادهای خودجوش دموکراتیکِ خارج از کنترل خود تمایل زیادی نشان نمی دهند و شرایطی برای رشد و تکامل آنها فراهم نمی کنند.

این در حالی است که ریشه و سرنوشت بسیاری از تحولات اجتماعی در کشورهای دیگر در مناسبات زندگی انجمنی مردم آنها رقم خورده است.

علیرغم تمام محدودیتهای تدوین شده و نشده و در عین کمبودهای محسوس و آشکار، گرایش به همکاری با نهادهای متنوع مردمی، بسیاری را در کشورمان به سوی خود جلب کرده است.

اگرچه دغدغۀ بسیاری از علاقه مندان تمرین دموکراسی در نهادهای کوچک اجتماعی نیست اما بهرحال فرصتی است تا همزیستی مسالمت آمیز را تجربه کنند.

تجربۀ شخصی و نزدیک به شش سال زندگی در ایران (۲۰۰۶-۲۰۱۲) و مشاهدۀ فعالیت گروه های مختلف مردم انگیزۀ نگارش این نوشته است.

بسیاری معتقدند نهادهای خودجوش دموکراتیک نه تنها بستری طبیعی برای تمرین مستمر آزاد اندیشی و عملکرد متعهدانه است بلکه فرصتی ایجاد می کند تا افراد آزادانه و به انتخاب خود به مسائل گوناگون اجتماعی، فرهنگی و هنری بپردازند و برای آنها راه حل بیابند و خواسته های دموکراتیک خود را به گوش نهادهای قدرت برسانند.

"اگرچه دغدغۀ بسیاری از علاقه مندان تمرین دموکراسی در نهادهای کوچک اجتماعی نیست اما بهرحال فرصتی است تا همزیستی مسالمت آمیز را تجربه کنند."

اینگونه نهادهای دموکراتیک با ایجاد فضاهای بحث و تبادل نظر و از طریق همکاری با دیگران فرصت شرکت در فعالیتهای اجتماعی در سطح گسترده تر و موضعگیری در قبال سرنوشت خود و جامعه را فراهم می کنند.

پرسه زدن در خیابانهای تهران و شهرهای کوچک و برزگ کشورمان تا حدود زیادی درک اجتماعی از جامعه ای که در حال تکاپوست را آسان می کند.

وجود انباشتۀ مراکز آموزشی غیر دولتی به صورت کلاسهای خصوصی و عمومی اگر چه در نگاه اول تعجب برانگیز است اما در عین حال حاکی از استقبال و نیاز مردمی یست که آموزش و تمرین را از نهادهای انحصاری رسمی به کوچه و خیابان کشانده اند.

مجموعۀ دیگری نیز در خفا و آشکار بدون کسب اجازۀ رسمی از نهادی به فعالیت هفتگی و ماهانۀ خود می پردازد:

نهادهای دموکراتیک سنتی: دموکراتیک به این اعتبار که همکاری و همزیستی با چنین نهادهایی انتخابی یست و افراد بنا به نیاز و درک خود از زندگی مسالمت آمیز انجمنی و همگرایی با دیگران، به آن رو آورده اند.

سنتی بودن آن نه تنها ریشه در تاریخ گرایش مذهبی پاره ای از مردم دارد بلکه تبلیغات شبانه روزی مذهبی ارگانهای دولتی برایشان ارضاء کننده نیست و مشتاقان به دنبال درک بی طرفانه تری از نمادهای مذهبی خود می گردند.

اعضاء اینگونه نهادها عموماً مذهبی هستند و بیشتر مواقع فعالیتهای خیریه ای اساس و شالودۀ ارتباط این جمع ها با یکدیگر است. بسیاری از افراد خیّرِ مذهبی اینگونه نهادها راجای مناسبی برای فعالیت خیرخواهانۀ خود مناسب می بینند.

افراد این انجمنها به ایدئولوژی از پیش تعیین شدۀ مذهبی اتکا محض دارند و به سمبلهای مذهبی خود هم وفادارند هم زندگی و تفکر آنها را مهمترین منبع آموزشی و تاًثیرپذیری خود می دانند. به همین دلیل تسلیم در برابر قدرت معنویِ سمبلها و مبانی مذهبی پیش شرطی برای تمام امور تلقی می شود.

اعتقادات شکل گرفتۀ مذهبی روند فعالیت و ارتباط آنها را با یکدیگر تعیین می کند. آنها با الهام از سمبلهای خود از بدیها پرهیز می کنند و اشاعۀ مجموعه ای از ارزشهای سمبلهای خود را واجب می دانند.

این شیوۀ تفکر در جای خود امنیتی فکری، حسی و گروهی برای همراهان و هم مسلکان فراهم می کند که وفاداری به این مجموعه بزرگترین تضمین کنندۀ ماندگاری آنهاست.

باید گفت جذب اقشار- زن و مرد- کهنسال و کم درآمدِ جامعه های نزدیک به این نهادها و چرخش یکنواخت، مشخص و تکراری آن مهمترین عامل بقا و ماندگاری آنهاست.

"وجود انباشتۀ مراکز آموزشی غیر دولتی به صورت کلاسهای خصوصی و عمومی اگر چه در نگاه اول تعجب برانگیز است اما در عین حال حاکی از استقبال و نیاز مردمی یست که آموزش و تمرین را از نهادهای انحصاری رسمی به کوچه و خیابان کشانده اند."

نهادهای دموکراتیک نیمه سنتی: شکل دیگری از گردهمآیی پاره ای از مردم کشور ماست. فرم ادارۀ این نهادها عموماً برگرفته از شیوه های سنتی و با چاشنی مدرنیته همراه است.

از ویژگیهای آنها می توان به ضوابط و معیارهای قانونی، پرهیز از پرداختن به هر گونه گرایش سیاسی، پرداخت هزینه، استفاده از شیوه های مدرن آموزشی و استفاده از زبان سمبلیک برای ترویج ارزشهای به روز شده نام برد.

دیدارهای مرتبی برای یادگیری مبانی تفکر فروید و یونگ، مولوی و حافظ، شاهنامه خوانی، شناخت مشاهیر ایرانی، کاوش و تاًثیر فلسفۀ غرب در شرق یا برعکس، مدرنیته، بازآموزی موسیقی فراموش شده و هنر و فرهنگ و صدها موضوع دیگرصورت می گیرد.

مخالفان و ناراضیها از سیاستهای جاری کشور، روشنفکران و فعالان حقوق بشر، آنارشیستهای پیر و جوان و در یک کلام قلع و قمع شدگان از طریق همراهی با چنین نهادهایی راهی برای تنفس جستجو می کنند.

اگر چه دراین محافل همیشه تمایلی جدی برای انتقاد و ابرازنظرهای اجتماعی وجود دارد اما موازین قانونی و امکان محدود تاًثیرگذاری دربیرون و نیاز به حفظ ارتباطات گروهی، در عمل عامل کنترل کننده ای است که ازهمپاشی و بهم ریختگی و سر به نیست شدن این جمعها جلوگیری می کند.

ویژگی نیمه سنتی آن برگرفته از ویژگیهای کلاس درس و مشق و حضور و غیاب آن است که در مدرن ترین شکل آن باز هم خودنمایی می کند. همیشه استادی هست که بسیار بیش از دیگران می داند و حکم احترام و پذیرش او بر همگان واجب.

این نهادها زمینه های آشنایی و گفتگوها را به روی شرکت کنندگان باز می کنند. فضای بحث و انتقاد و عدم پذیرش همۀ ابعاد فکری و عملی سمبلهای مذهبی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی را محترم می شمارند و اصراری به همرنگ کردن همه با هم ندارند و حتی بقای خود را در ایجاد فضای دگراندیشی می بیند.

دموکراسی در نمادهای ساده و عملی به تمرین گذاشته می شود و درک تنوع فکر و اندیشه دیگر " تحمل نظر مخالف" نیست بلکه اصل و معیاری شناخته شده است که همگان به آن پایبندند.

"ردپای تمرینهای دموکراسی خانگی را در انتخابات اخیر در عمل و عکس العمل مردم می توان جستجو کرد."

در این محافل زنان و مردان از حقوق واحدی برخودارند و در عین حال " درد مشترک" خاموشی اعضاء این نهادها را بهم نزدیک و نسبت به هم وفادارمی کند. همراهان این نهادها نوعی ایده آل خواهی یا حداقل بهتر خواهی در روابط اجتماعی را هدف و منظور می گیرند.

نهادهای خانگی: فضای ارتباط و همزیستی فکری و عملی کسانی است که به طور مداوم درحرکتها و فعالیتهای خودجوش تجلی پیدا می کند. هستۀ بنیادی آن دگر اندیشی، پایندی به اصول انسانی و درک ضروت ارتباطات و همکاری بر مبنای معیارهای دموکراسی است.

دامنۀ تحرکات آنان به شکلی ساده و قابل دسترس از فضاهای خانگی شروع می شود و با ارتباطات متنوع، علاقمندیها و پاسخ به احساس " درد مشترک" گسترش پیدا می کند.

فضای امن و پنهان از دسترس مُفتش های عقیدتی این فرصت را به آنان می دهد که بدون نگرانی از عدم دینداری و وفاداری به قدرت حاکم در یک تراپی جمعی شرکت کنند. می توان گفت آنچه که در طول سالها توانست روحیۀ ایرانیها را در برابر ناملایمات و نابرابریهای اجتماعی زنده نگه دارد، حفظ حداقل ارتباط هایی بود که مردم کوچه و خیابان برای خود فراهم کردند.

از ویژگیهای ارتباطی خودجوش مردمی می توان به چند نمونه اشاره کرد. هر چند نمی توان ادا کرد که در همۀ ارتباطات خصوصی مردم با یکدیگر معیارهای یاد شده در نظر گرفته می شود و هر چند ابعاد، گستردگی و تنوع فعالیتهای اجتماعیِ خودجوش مردمی را نتوانیم به درستی ترسیم کنیم اما هر کدام از ما می توانیم نمونه ها و شواهدی ارائه دهیم دال بر صحت این نظریه که در ایران نوعی تمرین دموکراسی خانگی در جریان است.

آنچه که باعث تداوم، پیشرفت و اثرگذاری و بقای تجمع های خودجوش مردمی می شود نیازمند تحقیق گسترده ای است که در اینجا فقط به چند اصل کلی آن اشاره می شود:

* دگر اندیش و دگراندیشی طرد نمی شود. کنجکاوی برای شنیدن و درک نظرهای دیگر پرورش پیدا می کند و تشویق می شود

* گرایش مذهبی؛ سن، تجربه و دانش امر شخصی است و امتیاز تلقی نمی شود.

* جنسیت – زن یا مرد- ارزشگذاری نمی شود.

* هر اندیشه ای به جرم فردی یا ناپخته بودن و عدم تطبیق با واقعیت موجود سرکوب نمی شود.

* جلوگیری از مرگ ذهنهای خلاق و رویکرد آنها.

* پرهیز از آنچه که حقیقت را متعلق به یک نفر بداند.

"آیا می توانیم امید داشته باشیم تجمع نهادهای کوچک دموکراتیک خودجوش مردمی بتواند زمینه ساز پیدایش جنبشهای اجتماعی بزرگتر و با خواسته های مشخص تری برای زندگی بهتر مردم شود؟"

* حمایت افراد از یکدیگر در برابر فشارهای بیرونی.

* فراهم کردن فضای تمرین همزیستی فکری و اجتماعی برای زنان و همدردی با آنان در مقابل تبعیض های اجتماعی.

* پیوند با جهان بیرون از چاردیواری و پرورش نگاهی کنجکاو و نقادانه به کمک وسایل ارتباط جمعی داخلی و خارجی.

* تمرین نقد و بررسی آنچه که سیاست فعال و جاری کشور را رقم می زند.

* تمرین واقعیت نگری در اظهار نظرها و تصمیم گیریها و احتساب عواقب اینگونه رفتارها.

ردپای تمرینهای دموکراسی خانگی را در انتخابات اخیر در عمل و عکس العمل مردم می توان جستجو کرد.

موضوعی که برای خود ما ایرانیها و بسیاری در دنیا پرسشهای جدیدی را مطرح می کند. بنابراین باید بپرسیم آیا تمرین دموکراسی در خانه ها می تواند در تحولهای اجتماعی موثر باشد؟

آیا می توانیم امید داشته باشیم تجمع نهادهای کوچک دموکراتیک خودجوش مردمی بتواند زمینه ساز پیدایش جنبشهای اجتماعی بزرگتر و با خواسته های مشخص تری برای زندگی بهتر مردم شود؟

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 1.

    انشاء جالبی هست اگرمیخواستم بعنوان معلم انشابه آن نمره بدهم 18میدادم اما؛
    باعالم واقعیت وآنچه درایران میگذردتفاوت داردچون ج ا تاچندنفردورهم جمع شوندحتااگربخواهندآگاهی درباره ایدزبه مردم بدهند( مثل برادران علائی) آنهاراتابزندان نیاندازدآرام نمینشیند!
    بله مسجدها؛ مداحان ؛ پایگاههای بسیج ؛ مروجان اعمال تروریستی و.. بسیارفعال هستندتاجوانان راشستشوی مغزی داده وایدئولوژی رژیم رابیشتردرذهنشان فروکنند!!

 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.