ناظران می‌گویند...

گزینۀ صفر و اهداف ناتمام در افغانستان

به روز شده:  16:18 گرينويچ - سه شنبه 16 ژوئيه 2013 - 25 تیر 1392

گزینۀ صفر، که جدیداً توسط ایالت متحده امریکا در مورد افغانستان مطرح گردیده، نگرانی های زیادی را در محافل سیاسی و در افکار عمومی مردم افغانستان به وجود آورده است.

بر اساس این گزینه، تمامی نیروهای امریکایی حاضر در افغانستان، بدون هیچ پیش شرطی در اسرع وقت این کشور را ترک کرده و امنیت این کشور را به دولت افغانستان واگذار می کنند.

این گزینه درست در شرایطی مورد رایزنی قرار می گیرد که افغانستان روزهای دشواری از بی ثباتی و ناامنی را پشت سر میگذارد و نیروهای امنیتی آن هنوز با امکانات لازم برای مقابله با دهشت افکنی مجهز نگردیده است.

به نظر می رسد که اعلان این گزینه توسط دولت امریکا ارتباط نزدیکی با قرارداد امنیتی افغانستان با امریکا دارد که در هفته های اخیر سبب تنش های جدی میان دو کشور شده است.

در آخرین گفتگویی که بین حامد کرزی و باراک اوباما صورت گرفت سخنان آقای اوباما صریح و تند تعبیر شده است که به تفسیر غالب اظهار نارضایتی ایالت متحده امریکا از کارکرد دولت آقای کرزی و همچنین پیش شرط های او برای امضای پیمان امنیتی میان امریکا و افغانستان است.

پیمان امنیتی

"موضوع گشایش دفتر طالبان در قطر و ابهامات پیرامون آن نیز از جمله مسایلی است که بر روابط کابل و واشنگتن سایه انداخته است."

امضای پیمان امنیتی یا قرارداد استراتژیک بین افغانستان و ایالات متحده امریکا، از یک سال پیش محتوای مذاکرات واشنگتن و کابل بوده است.

این گفتگوها با عبور از فراز و فرودهای بسیار، اکنون به نظر می رسد که به بن بست رسیده است. کارشناسان سیاسی و امنیتی عقد این قرارداد را نیاز مبرم مردم افغانستان دانسته و دولت افغانستان نیز سعی کرده که مراحل قانونی آن را از مجراهای لویه جرگه و شورای ملی دنبال کرده و موانع حقوقی و قانونی را از سر راه بردارد.

بر اساس این پیمان دولت امریکا ملزم می شود که از امنیت و تمامیت ارضی افغانستان در برابر تهدیدات بیرون مرزی دفاع کرده و دولت افغانستان را در زمینه های متفاوت توسعه ملی یاری کند.

اینکه موانع اصلی بر سر راه عقد این پیمان کدام اند، هنوز برای افکار عمومی روشن و مشخص نشده است. اما شنیده شده اشت که امتیازات درخواستی آقای کرزی از چارچوب امتیازات این قرارداد فراتر رفته و آمریکا تمایلی به رسمیت شناختن این امتیازات ندارد.

علاوه بر این، موضوع گشایش دفتر طالبان در قطر و ابهامات پیرامون آن نیز از جمله مسایلی است که بر روابط کابل و واشنگتن سایه انداخته است. آقای کرزی بصورت ضمنی ایالات متحده آمریکا و شرکای بین المللی آن را متهم کرده است که مذاکرات صلح با طالبان را بدون حضور دولت افغانستان ادامه می دهند.

در یک تعبیر دیگر از این اتهام به عنوان توطئه نیز یاد شده است که قرار است افغانستان را به جغرافیای ملوک الطوایفی تبدیل کند. هدف از این تعبیر رییس جمهور کرزی اشاره به طرح نماینده محافظه کار مجلس اعیان بریتانیا است که افغانستان را به هشت بخش تقسیم کرده که بخش های شرقی و جنوبی در اختیار طالبان قرار میگیرند.

این طرح بصورت بسته دیپلماتیک توسط مشاور نخست وزیر پاکستان به سفیر افغانستان مقیم پاکستان ارائه شدد که واکنش منفی دولت افغانستان را به دنبال داشت. علاوه بر واکنش شدید دولت افغانستان، این طرح در محافل و جریانات سیاسی نیز مورد استقبال و توجه جدی قرار نگرفت.

عقد پیمان استراتژیک نیز در سایه همین فراز و فرودها قابل تامل است که ظاهرا عدم عقب نشینی آقای کرزی از امتیازات مورد نظر، دولت آمریکا را به این نتیجه رسانده است تا گزینه صفر یا خروج کامل نیروهای آن کشور از افغانستان را مورد توجه جدی قرار دهد.

نگرانی مردم افغانستان

"ظاهرا عدم عقب نشینی آقای کرزی از امتیازات مورد نظر، دولت آمریکا را به این نتیجه رسانده است تا گزینه صفر یا خروج کامل نیروهای آن کشور از افغانستان را مورد توجه جدی قرار دهد."

گزینه صفر به شدت سبب نگرانی مردم افغانستان شده است که بار اصلی مصیبت ناشی از جنگ را بر دوش می کشند. هرچند که نزدیک شدن به زمان خروج نیروهای بین المللی از افغانستان مردم را نگران ساخته اما اعلان جدید دولت آمریکا مبنی بر خروج سریع و کامل نیروهای این کشور، این نگرانی را به شدت افزایش بخشیده است.

علیرغم اینکه در ماه های اخیر کارکرد نیروهای امنیتی افغانستان در مقابله با وحشت آفرینی های طالبان قابل تمجید بوده اما به باور مردم نیروهای امنیتی دولت افغانستان هنوز در مرحله آزمایش قرار دارند و تامین امنیت و دفاع از سرحدات افغانستان در برابر تروریسم بین المللی و طالبان به تنهایی، کار دشواری به نظر می رسد.

از همین رو خروج نیروهای بین المللی این نگرانی را دامن زده است که پس از خروج آنها، روحیه نیروهای مخالف تقویت شده و نیروهای امنیتی افغانستان نتوانند در برابر آن ها مقاومت کنند.

علاوه بر ناتوانی نیروهای امنیتی، موضع پاکستان نیز به این نگرانی دامن می زند. به نظر می رسد دولت آمریکا می خواهد که پس از خروج کامل نیروهای این کشور از افغانستان، پرونده افغانستان را در اختیار دولت پاکستان قرار داده و این کشور مانند سال های دهه‌ نود در امور داخلی افغانستان اعمال قدرت کرده و رخدادهای سیاسی افغانستان را از چشم انداز منافع آن کشور مدیریت کند.

با توجه به این نگرانی، اغلب کارشناسان سیاسی دولت آقای کرزی را مقصر می دانند که در این سالها نتوانسته است رخدادهای سیاسی این کشور را مطابق با خواسته های مردم و منافع ملی کشور مدیریت کرده و در تعامل با واقعیت های داخلی و خارجی سنجیده عمل کند.

اهداف ناتمام

"ورود و استمرار حضور نیروهای بین المللی در افغانستان سه هدف مشخص و تعریف شده را در پیشانی این نیروها حک کرده بود که به ترتیب نابودی تروریسم بین المللی، محو کشت خشخاش و استقرار امنیت و دموکراسی در افغانستان خوانده می شدند. اکنون که این نیروها کم کم در آستانه خروج از افغانستان نزدیک می شوند، به جز قتل اسامه بن لادن، هیچ کدام از این اهداف تحقق نیافته است."

ورود و استمرار حضور نیروهای بین المللی در افغانستان سه هدف مشخص و تعریف شده را در پیشانی این نیروها حک کرده بود که به ترتیب نابودی تروریسم بین المللی، محو کشت خشخاش و استقرار امنیت و دموکراسی در افغانستان خوانده می شدند.

اکنون که این نیروها کم کم در آستانه خروج از افغانستان نزدیک می شوند، به جز قتل اسامه بن لادن، هیچ کدام از این اهداف تحقق نیافته است.

تولید خشخاش به شدت افزایش یافته، تروریسم بین المللی همچنان مصیبت می آفریند و استقرار امنیت و دمواکرسی در افغانستان از آرزوهای دست نیافتنی مردم است.

با توجه به این واقعیت، نه تنها دولت افغانستان بلکله نیروهای ائتلاف بین المللی نیز در استمرار ناامنی و پدید آوردن وضعیت موجود در افغانستان مقصر شناخته می‌شوند.

در سالهای گذشته دولت آمریکا و شرکای بین المللی آن مبالغ هنگفتی را هزینه کرده و ضایعات سنگینی داشته اند اما از ایحاد یک سیستم مدیریتی متعهد و محاسب که بتواند کمک های بین المللی را مدیریت کرده و آن را در جهت توسعه اقتصادی و فقر زدایی به مصرف برسانند عاجز مانده اند.

اما اکنون که دولت آمریکا از گزینه صفر سخن می گوید، به نظر می رسد که هنجارهای حاکم بر مناسبات بین المللی و قواعد حاکم بر بازیهای سیاسی در افغانستان به شدت در حال تغییر اند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 1.

    فساد دستگاه اداري و سياسي افغانستان بزرگترين مانع پيروزي دولت اين كشور بر ضد طالبان است كه با هوشمندي هر روز بيش از قبل از اين نقطه ضعف دولت كابل سود مي جويد.
    در بهار سال 1975 دولت ويتنام جنوبي دقيقاً به همين دليل در مقابل تهاجم ارتش ويتنام شمالي نتوانست مقاومت كندو سقوط كرد. در اوايل دهه 1950 كره جنوبي توانست با برپائي دولتي سالم و تا حدودي فساد ناپذير در مقابل كره شمالي ساختار مقاومي را ايجاد نمايد.
    اصرار حامد كرزي بر باقي ماندن در مسند رياست جمهوري فساد سياسي را تشديد كرده و طالبان را به پيروزي آسان در تمام خاك افغانستان بعد از خروج نيروهاي آمريكائي اميدوار تر مي سازد.

 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.