ناظران می‌گویند...

تهدید مهاجران؛ مقاومت در برابر تغییر

به روز شده:  18:02 گرينويچ - سه شنبه 23 ژوئيه 2013 - 01 مرداد 1392

محسنی اژه‌ای در جدیدترین سخنانش درمقام سخنگوی قوه قضاییه، کوشیده امید ایجاد شده برای گشایش سیاسی و مدارا و تسامح حکومت در قبال مخالفان و منتقدان را منتفی کند: «اگر فردی در داخل ایران مرتکب جرم شد یا ایرانی که خارج از ایران مرتکب جرم شود، در دستگاه قضایی قابل تعقیب هستند.

ما در دستگاه قضایی هیچ ایرانی که مرتکب جرم شده است را ممنوع‌الورود نمی‌کنیم اما به محض اینکه وارد کشور شد، به اتهامات او رسیدگی می‌شود. افرادی که در فتنه ۸۸ دخیل بودند، ظلم عظیمی را به کشور وارد کردند.

همچنین در مورد کسانی که عضو حزبی بودند، اگر این حزب توسط دادگاه یا مراجع ذی‌ربط منحل شده باشد، حق فعالیت حزبی ندارند و اگر تحت عنوان حزبی که منحل شده، فعالیت کنند، حتما تحت تعقیب قرار می‌گیرند؛ چرا که کار آن‌ها خلاف قانون است.»

نتیجه‌ انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، موجی از امید نسبت به تغییر فضای سیاسی ـ اجتماعی ایجاد کرده؛ امیدی که خود ریشه در توفیق تغییرخواهان در انتخابات دارد. پیروزی حسن روحانی چنان‌که قریب به اتفاق ناظران و شهروندان آگاه ارزیابی کردند، البته بدون همراهی هسته مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی ممکن نبود.

و این نیز خود بر امید به باز شدن تدریجی فضای سیاسی و تعمیق «مصالحه‌ نانوشته اما متحقق شده»، افزود.

"پیروزی حسن روحانی چنان‌که قریب به اتفاق ناظران و شهروندان آگاه ارزیابی کردند، البته بدون همراهی هسته مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی ممکن نبود."

تدبیر و واقع‌بینی رأس نظام سیاسی، برای انتخابات ۹۲ فرجامی یک‌سر متفاوت نسبت به انتخابات ۸۸ رقم زد.

انگیزه‌ها و علل این تصمیم و مواجهه‌ واقع‌بینانه و عقلانی هرچه بود (از تهدیدها و تحریم‌های بین‌المللی تا بن‌بست سیاسی در داخل و افزایش مطالبات اقتصادی و سیاسی لایه‌های اجتماعی معترض به وضع موجود، و نیز تداوم مقاومت سبزها، به‌خصوص رهبران و زندانیان جنبش سبز)، خود بر امید به «تغییر» تدریجی وضع نامطلوب افزود.

از جمع مخالفان و منتقدان سیاسی البته کمتر کسی منتظر دگرگونی یک‌شبه در نگاه و رفتار سیاسی حاکمان است. به‌ویژه که روحانی، نامزدی نبود که مطالبات حداکثری تغییرخواهان را نمایندگی کند.

موسوی و کروبی همچنان در حبس غیرقانونی خانگی‌اند؛ خاتمی امکان نامزدی نیافت؛ و هاشمی ردصلاحیت شد. روحانی اگرچه وعده‌ گشایش و تغییر در فضای سیاسی و فرهنگی داده، اما در سخنان تبلیغاتی او نیز بهبود شرایط اسف‌بار اقتصادی و ترمیم مناسبات تهران _ غرب، به‌گونه‌ای محسوس، برجسته بود.

نماینده رهبر جمهوری اسلامی در شورای عالی امنیت ملی و منتصب وی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، حلقه‌ای است میان حکومت و جامعه.

او با ویژگی‌هایی که دارد و کارنامه‌ی سیاسی‌اش، باید «تدبیر و اعتدال» فراوان پیشه کند، تا گام به گام، بتواند از شکاف ملت و دولت در ایران بکاهد و به قهر و بن‌بست موجود میان جامعه مدنی و حاکمیت، پایان دهد. بماند که این، نیازمند صبوری فراوان شهروندان تغییرخواه است.

"از جمع مخالفان و منتقدان سیاسی البته کمتر کسی منتظر دگرگونی یک‌شبه در نگاه و رفتار سیاسی حاکمان است. به‌ویژه که روحانی، نامزدی نبود که مطالبات حداکثری تغییرخواهان را نمایندگی کند."

در این وضع و بستر، تداوم تدبیر و عقلانیت و واقع‌بینی در حاکمان، به‌خصوص در بخش میانه‌ راست و محافظه‌کاران، می‌تواند به بسط و تعمیق دموکراتیزاسیون یاری رساند. تداوم مقاومت راست افراطی در برابر تغییر، و چنگ و دندان نشان دادن لایه‌های تمامیت‌خواه حاکمیت به دموکراسی‌خواهان، قابل پیش‌بینی است.

اقتدارگرایان دموکراسی ستیز، هیچ دلیل و ضرورتی برای گشایش فضای سیاسی، و تعمیق مصالحه در ایران نمی‌بینند. چنین است که از کیهان گرفته تا دادستان کل، تهدید سبزها و تحول‌خواهان و اصلاح‌طلبان پیگیر تغییر، پیوسته فریاد می‌شود و تعقیب.

در «ضدملی» بودن این نگاه و رویکرد، هر سخنی به پرگویی می‌ماند. مقاومت در برابر افزایش تفاهم و آشتی ملی، یعنی تلاش برای تشدید شکاف‌ها و تضادهای موجود در داخل کشور، و نیز تداوم حکم‌رانی غیردموکراتیک. تغییر نگاه و رفتار اقتدارگرایان، بس زمان‌بر است؛ چنان‌که حتی رهبر جمهوری اسلامی نیز در سخنان جدیدش به‌صراحت، بی‌توجهی خود به توسعه سیاسی را ابراز می‌کند.

تغییر تدریجی وضع مستقر، نیازمند کنش دوسویه‌ای است: نخست، سماجت و عزم دولت روحانی برای تحقق لوازم و پیش شرط‌های توسعه سیاسی با استفاده از امکان‌ها و ابزارهای دراختیار، و نیز تلاش وی برای همراه ساختن توام با اعتماد رهبر جمهوری اسلامی با تغییرات بطئی.

"تغییر تدریجی وضع مستقر، نیازمند کنش دوسویه‌ای است: نخست، سماجت و عزم دولت روحانی برای تحقق لوازم و پیش شرط‌های توسعه سیاسی با استفاده از امکان‌ها و ابزارهای دراختیار، و نیز تلاش وی برای همراه ساختن توام با اعتماد رهبر جمهوری اسلامی با تغییرات بطئی."

و دیگر، کوشش مجدانه، امیدوارانه و توام با صبوری تغییرخواهان در متن جامعه مدنی، و پیگیری گام به گام مطالبات با وجود محدودیت‌ها و تهدیدها.

هسته مرکزی قدرت می‌تواند همچنان بر طبل ارعاب و خشونت و تهدید بکوبد و مانع از گشایش سیاسی شود؛ چنان‌که می‌تواند حبس رهبران و زندانیان جنبش سبز را تداوم بخشد و با استفاده از تریبون‌ها و سخنگویانش، مخالفان و دگراندیشان و مهاجران را با احضار و زندان زنهار دهند.

در نقطه‌ای یک‌سر متفاوت، مرکز ثقل قدرت می‌تواند با آزادسازی زندانیان سیاسی ـ و در گام نخست، رهبران جنبش سبز ـ موج غریبی از شادی و امید و آشتی ملی بیآفریند.

وضعی که در گام‌های بعد، منتهی به بازگشت بخش مهمی از مهاجران شود؛ نه تنها مهاجران پس از ۲۲خرداد ۸۸، بلکه ایرانیان خارج‌نشینی که دل در وطن دارند و سرمایه و پتانسیل ارزشمندی برای توسعه محسوب می‌شوند.

حکومتی که خود را مستظهر به حمایت لایه‌های اجتماعی بداند، و توسعه سیاسی را ضامن حفظ منافع ملی ارزیابی نماید، نه تنها مانع فعالیت منتقدان و دگراندیشان نمی‌شود، که بسترها و لوازم و ضرورت‌های دموکراسی (ازجمله مطبوعات آزاد، و احزاب و سندیکاها) را تقویت می‌کند.

بدون آزادی و ثبات و امنیت سیاسی، غلبه بر بحران‌ اقتصادی در ایران، با خیل شهروندان تغییرخواه، به خیالی دور می‌ماند. مگر آن‌که اقتدارگرایان بخواهند تا چین روند و راه پکن را بجویند. مسیری که به دلایل متعدد، در ایران منتهی به مقصود نیست.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 7.

    طی چند روز گذشته صدها ایرانی بخاطر مشکلات اقتصادی و سیاسی خطر را به جان خریده و از
    کشور فرار کرده اند که باید مایه شرمساری این حکومت باشد اما در عوض نمایندگان با فهم و شعور
    مجلس بیانیه میدهند که وزیران باید تابع ولایت باشند و از فتنه گران نباشند تا ما رای اعتماد بدهیم. از
    نظر این حکومت هر کسی انتقاد یا مخالفتی داشت باید صدایش در نطفه خفه شود یا به زندان بیفتد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 6.

    در پاسخ به آقای شباویز باید گفت که تا امروز نیز تغییر انجام گرفته و همین که امثال آقایان جلیلی و قالیباف رئیس جمهور شده اند دستاورد کمی نیست، بهتر است به جای ناامید کردن مردم ایران با درس گرفتن از تحلیل غلطی که قبل از انتخابات داشتید زمینه لازم برای صبر و استقامتی که نیاز امروز ایرانیان است را در خود فراهم کنید.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 5.

    هیچ تغییری بدون فشار آوردن محقق نمی شود. معلوم است که اقتدارگرایان به این راحتی تغییر موضع نمی دهند. وظیفه ماست که آنها را مجبور کنیم. تاکید می کنم مجبور کنیم. این یک شطرنج است . در نظامی که دموکراتیک نیست نمی شود با یک انتخابات تغییر اساسی مشاهده کرد. باید حضور داشت و قدم به قدم آنها را عقب زد. از مسیر قانونی و مسالمت آمیز قانون را اصلاح کرد. سخت است ولی چاره دیگری نیست.....

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 4.

    آنچه که مهم است تاکیدبر مطالبات جنبش آزادی خواهی ودموکراتیک مردم است.
    آنهایی که به تهدید وارعاب مبادرت میورزند درهر حال چاره ای به جز پذیرش
    اراده شهروندان ندارند.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 3.

    رای به روحانی، بیش از آنکه رای به تغییر باشد، مخالفت با محافظه کاران، نه به دخالت خارجی و نه به احزاب بی برنامه و سردرگم اپوزوسیون بود. به علاوه مشخصا بدنه حاکمیت هیچ تمایلی به تغییر ندارد، و نه تنها تغییر را بر نمی تابد، که حتی انتقاد به وضع موجود را هم سیاه نمایی می نامد. اما شخص بنده رای دادم، چون معتقدم که تغییر از درون تنها راه نجات این کشور بوده و به علاوه شرایط سیاسی مطلوب یک شبه حاصل نمی شود. من بین سالهای 78 تا 83 دانشجوی دانشگاه تهران بودم، و در طول همه سالهای جوانیم تا الان پیگیر فعال مسائل سیاسی ایران بوده ام. برای من کاملا مشخص است که فضای سیاسی ایران بسیار پیچیده تر از این تحلیل هاست. تغییر شرایط در جمهوری اسلامی تابعی از هزاران متغیر است، و استناد به حرف یک نفر، حتی خامنه ای، برای نفی امکان تغییر، در بهترین حالت ساده لوحانه است.

 

نظرات 5 از 7

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.