ناظران می‌گویند...

کرکره‌ احزاب و دولت روحانی

به روز شده:  19:52 گرينويچ - سه شنبه 20 اوت 2013 - 29 مرداد 1392

حسن روحانی، رییس جمهور در جدیدترین اظهارنظر خود در وزارت کشور، در سخنانی قابل تأمل گفته است: «اصلا حزبی در کشور ما وجود ندارد، و جناحی هم وجود ندارد؛ همه‌اش الفاظ است.

بحث‌های قبیله‌ای است. هر جمعی گوشه‌ای جمع شده‌اند. کرکره‌ها هم پایین است. موقع انتخابات کرکره‌ها بالا می‌رود، چراغ روشن می‌شود، دم مغازه آب و جارو می‌شود، سر و صدا شروع می‌شود، انتخابات هم که تمام می‌شود کرکره‌ دوباره پایین کشیده می‌شود.»

ارزیابی رییس قوه مجریه جمهوری اسلامی از وضع تحزب در ایران، مهم است. ایشان افزون بر این ملاحظات ـ چنان که "ایسنا" گزارش داده ـ در بخش دیگری از سخنانش می‌گوید: «ما تحزب به معنای واقعی در کشور نداریم؛ البته در ابتدای انقلاب، حزب جمهوری اسلامی حرکتی را آغاز کرد ولی به دلایلی پایدار نماند.»

شاید بتوان از منظری علمی با رییس جمهور همدل بود و فقدان «حزب» به‌معنایی که در علوم سیاسی مطرح است را در ایران امروز پذیرفت؛ اما تقلیل فعالیت حزبی و گروهی به آنچه آقای روحانی توصیف کرده، قابل فهم نیست.

البته اغلب جمعیت‌هایی که در درون ساختار سیاسی قدرت فعالند، ویژگی‌هایی را دارند که آقای روحانی در سخنان خود تبیین می‌کند. اما آیا تمام جمعیت‌های سیاسی ایران امروز چنین وضعی دارند؟ و اگر تنها در هنگام انتخابات فعال می‌شوند و «کرکره» آنها در دیگر ایام پایین کشیده شده، آیا مشکل فقط از احزاب و گروه‌های سیاسی است؟ این پرسش مهمی است که پاسخ رییس جمهور به آن، و نحوه‌ی تعامل رییس جدید قوه مجریه جمهوری اسلامی و وزارت کشور با این موضوع (تحزب و احزاب) تعیین کننده است.

آقای روحانی در مقام بررسی تاریخی وضع احزاب سیاسی در جمهوری اسلامی نیز، داوری تأمل‌برانگیزی دارد. تقلیل دادن تحزب به حرکت حزب جمهوری اسلامی که آن‌هم «به دلایلی پایدار نماند»، و بی‌اعتنایی به وضع احزابی که سرکوب شدند یا زمینه‌های سیاسی ـ امنیتی که مانع پا گرفتن و فعالیت امن و آزاد احزاب شد، منصفانه به نظر نمی‌رسد.

نیازی به راه دور رفتن و کاوش در دهه‌ی ۶۰ نیست؛ جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، دو جمعیت سیاسی برآمده از متن نظام، بیش از چهار سال است که با وجود رویکرد اصلاح‌طلبانه، زیر فشار و تهدید مستمر قرار دارند.

کمیسیون ماده ۱۰ احزاب وزارت کشور و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، مانع فعالیت این دو جمعیت محوری اصلاحات شده‌اند. در شاهد مشهوری دیگر، نهضت آزادی ایران، جمعیت سیاسی با بیش از نیم قرن سابقه فعالیت، سرکوب مستمر را تجربه می‌کند و از هرگونه فعالیت گروهی منع شده است؛ وضعی که دامن شورای فعالان ملی ـ مذهبی، دیگر جمعیت سیاسی منتقد وضع موجود و ملتزم به قانون اساسی را گرفته است. فعالان آنها به‌خاطر «عدم استعفا» و کناره نگرفتن از کار سیاسی تشکیلاتی، مجازات می‌شوند و تهدید و روانه‌ زندان.

رییس جمهور برآمده از انتخابات ۱۳۹۲ هرچند خود را وامدار هیچ حزب و جمعیت سیاسی نداند، اما بعید است که از نقش برخی گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب در پیروزی خود غافل باشد. روحانی اگر بخواهد با همین نگاه (نگاهی که در سخنان جدیدش توضیح داد) به فراهم‌سازی بسترهای لازم برای تحزب، همت گمارد، نه تنها دموکراسی‌خواهان را از خود خواهد رنجاند، بلکه دولت خویش را هم از حمایت‌های مهم و موثری محروم خواهد ساخت.

انتخاب رحمانی فضلی (نزدیک به علی لاریجانی) به‌عنوان وزیر کشور، شاید بازتاب‌دهنده‌ همین نگاه یا تصمیم روحانی باشد. او البته در اظهارات جدید خود، تاکید می‌کند که نخواسته وزیری با «سوابق غلیظ امنیتی و نظامی» برای وزارت کشور برگزیند و سوابق اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی وزیر کشور برایش واجد اهمیت و پیام‌دار بوده است.

باید به انتظار نشست و دید که روحانی و وزیر کشورش، چه بستری برای فعالیت گروهی دگراندیشان و منتقدان فراهم می‌آورند. آیا در گام نخست، آن گروه از جمعیت‌های سیاسی که در چند سال اخیر زیر تهدید و تحت خشونت مستمر بوده، و از فعالیت دسته‌جمعی منع شده‌اند، امکان تحرک اجتماعی می‌یابند؟ نیز باید صبوری کرد و دید که اگر روحانی نسبت به «انتخاباتی شدن گروه‌های سیاسی» و تحرک موسمی جمعیت‌های سیاسی انتقاد دارد، چه امکان‌هایی برای فعالیت امن و آزاد آنان مهیا می‌سازد.

بیش از سه دهه است که «احزاب غیرخودی» در جمهوری اسلامی نتوانسته‌اند از لوازم فعالیت حزبی ـ آن‌چنان که احزاب در جوامع دموکراتیک از آن برخوردارند ـ کام گیرند و بهره‌مند شوند. خروج از چرخه‌ی معیوب «استبداد و سرکوب و خشونت و تهدید دگراندیشان و مخالفان» و «تداوم حضور احزاب ضعیف و جمیعت‌های سیاسی لاغر و نحیف» در ایران کار آسان و سریعی نیست.

تا رسیدن به‌جایی که حاکمان فهم کنند و دریابند که یکی از ویژگی‌ها و خروجی‌های «حزب»، تصمیم و عزم آن برای تصاحب قدرت سیاسی است، و این نباید به‌معنای «براندازی نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» تفسیر شود، و تا زمانی که شهروندان ایران نه تنها فعالیت سیاسی ـ تشکیلاتی را پرهزینه ندانند، بلکه مفید و موثر برای جامعه ارزیابی کنند، راه درازی در پیش است.

این وضع، نیازمند مدارا و روحیه‌ی دموکراتیکی در حاکمیت است که به مخالف، امکان و آزادی و امنیت فعالیت تشکیلاتی و تبلیغ دیدگاه‌ها دهد. بالا و پایین رفتن «کرکره»ی احزاب در جمهوری اسلامی، تنها در اختیار فعالان سیاسی نیست. دولت (دولت رانتی ـ ایدئولوژیک مستقر در ایران، آن هم با غلبه‌ی نگاه‌های اقتدارگرایانه در آن) نقشی غریب و ویژه در فعالیت گروه‌های سیاسی و تأمین لوازم دموکراسی دارد.

اگر روحانی فعالیت احزاب را مفید و موثر می‌داند، باید قدم‌های اثباتی و موثر برای تحقق آن فراهم کند. طعن زدن به جمعیت‌های سیاسی زیر تهدید و سرکوب، گرهی از مشکل تحزب نمی‌گشاید.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • اظهارنظر شماره 13.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 12.

    مهمترين شرط تحزب به نظر بنده قابليت افراد و توانائي آنها به اداي روشن مواضعشان و دفاع از آنها و در صورت لزوم ائتلاف با كساني است كه نزديكترين مواضع ر ابه آنها دارند.
    از نظر فرهنگي مهمترين ابزار ارتباطي بين ما ايراني ها همين زبان فارسي است كه واژه ها در آن اغلب چند معنائي هستند. يعني فارسي بيشتر از آنكه وسيله اي براي ابراز نظرات و اعلام مواضع باشد ابزاري است براي پنهانكاري و دسيسه و افزايش ابهامات و افزايش سوءتفاهمات.
    مصداق فعاليت احزاب ايران در دوران معاصر از سال 1320 تا 1332 بوده است. به عنوان پژوهشگري كه به مطالعه مرامنامه و برنامه كاري احزاب مهم آن روز پرداختم به اين نتيجه گيري رسيدم كه اغلب آنها از همه ابزار يك حزب تنها روزنامه و دفتري براي حضور دبيركل و اعضاي هيئت سياسي داشتند و بس. گاهي خود روزنامه ارگان چنان از رهبري جدا مي شد كه نويسندگان روزنامه مواضعي متفاوت و برخي اوقات متضاد با رهبري حزب را منتشر مي ساختند. مرحوم ذبيح الله منصوري در دوره اي از زندگيش كه بازار فعاليت احزاب در ايران گرم بود ، براي احزاب مختلف متناسب با پولي كه ميدادند اساسنامه و برنامه انتخاباتي مي نوشت. وقتي از ايشان پرسيده بودند چگونه دست به چنين كار خطيري مي زند ، گفته بود چون اين مدارك نه خوانده مي شوندو نه كسي به مفاد آنها عمل ميكند هيچ مشكلي در سالهاي گذشته براي من پيش نيامده است !!

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 11.

    اين داستن خودى و غير خودى چنانكه معلوم است هيچگاه دست از سر جريان مذهبى بر نميدارد ولو پسوند يا پيشوند ملى هم داشته باشد آقاى كاظميان در اين نوشته خود " نيازى به راه دور رفتن و كاوش در دهه ٦٠ " نمى يابند در حاليكه كمى پائين تر فراموش نمى كننداز حزبيت ٦٠ ساله نهضت آزادى ياد كنند و گروه ملى- مذهبى كه خودشان بدان تعلق دارند (كه البته من هيچ ايرادى هم بدان ندارم) . آيا اين مفهومى چون فرار از نام بردن جريانات سكولار و ماركسيست كه هم حزبيتى پايدار تر و عمرى طولانى تر جريانات نام برده دارند.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 10.

    تحلیل به موقعی بود. حمایت ما از آقای روحانی دلیل بر این نمی شود که ایشان رو نقد نکنیم. آقای روحانی باید بداند که ناظران در جامعه مدنی ایران ناظر و منتقد صحبت ها و رفتار ایشون هستند. صحبت های آقای روحانی در مورد احزاب، خوب نبود. از نقد شما استفاده کردم و ممنون. برخلاف نظر "هلیا" هم خورده گرفتنی ندیدم. انتقاد واردی بود که شاید آقای روحانی را هشیار کند. دموکراسی احتیاج به حمایت دارد. و احزاب مستقل بخش مهمی از این حمایت را می توانند ایجاد کنند.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 9.

    تحلیل شما از وضعیت احزاب در ایران قابل قبول بود اما خرده گرقتن شما به رییس جمهور کاملا بی پایه بود. حرف ایشان را دوباره بخوانید. ایشان گفتند فعالیت حزبی نداریم اما نگفتند دلیل این مساله چیست. نگفتند تقصیر گردن احزاب است اصلا اشاره ای به دلیل ها نکردند. که خوب معلوم است که خیلی حرفها را نمی توانند بزنند. هیمن قدر هم که رییس جمهور جمهوری اسلامی تایید می کند که فعالیت (بخوانید آزادی) احزاب سیاسی نداریم خودش گام مهمی رو به جلو است.

 

نظرات 5 از 13

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.