ناظران می‌گویند...

اعتدال در مقابل اعتدال

به روز شده:  16:25 گرينويچ - دوشنبه 26 اوت 2013 - 04 شهریور 1392

قرار است در روزهای پنجم و ششم شهریور ٩٢ (٢٧ و ٢٨ اگوست) در همایشی با عنوان "تبیین مفهوم اعتدال" در سالن همایش های مرکز تحقیقات استراتژیک در مجمع تشخیص مصلحت نظام، جمعی از سخنوران در خصوص "اعتدال" سخن بگویند.

این واژه که در ماه های اخیر مورد توجه واقع شده و تا حدودی موجب شکل گیری دولت یازدهم به ریاست حسن روحانی گردیده است با تفسیرهای گوناگونی مواجه است که اگر در تبیین آن دقت علمی صورت نپذیرد چه بسا به سرنوشت مفاهیم دیگری مانند مردم سالاری دینی و اصلاح طلبی که گاه از محتوا تهی شده اند مبتلا شود.

به نظر می رسد مفاهیمی مانند "اعتدال" همانند شمشیر دو لبی هستند که هم می توانند رو به خود حرکت کرده و آسیب رسان شوند و هم می توانند مسیر مقابل را شکافته و راه گشا باشند. البته زمانی هم ممکن است بدون حرکت، جنبه نمایشی یابند. همه این حالت ها بستگی به نوع نگاه و تبیینی دارد که از این گونه مفاهیم صورت می پذیرد.

"آنها طی دو دهه اخیر به صورت های گوناگون به ترسیم مسیر سیاسی و اجتماعی ایران مشغول بوده و گویا همیشه به عنوان سخنران در بسیاری لیست ها حضور داشته اند (مانند جلائی پور، آیینه وند، خانیکی، مؤمنی و ...)."

نظر به اهمیت واکاوی مفهوم "اعتدال" در دو جهت عام (اصالت فراگیر این مفهموم) و خاص (استفاده ابزاری از این مفهوم در ایران حاضر) برگزاری نشست هایی برای تبیین مفهوم اعتدال، ضروری و شایسته است اما در خصوص همایش مذکور، ذکر دو نکته ضروری است تا پس از آن، مقدمه ای برای فلسفه اعتدال بیان شود.

۱. این همایش که در پوستر مربوطه با ذکر "همایش ملی" از آن یاد شده است مجموعه سخنرانی افرادی است که اغلب آنها طی دو دهه اخیر به صورت های گوناگون به ترسیم مسیر سیاسی و اجتماعی ایران مشغول بوده و گویا همیشه به عنوان سخنران در بسیاری لیست ها حضور داشته اند (مانند جلائی پور، آیینه وند، خانیکی، مؤمنی و ...).

می توان گفت گام نخست در اعتدال گریزی این است که گروهی (البته خودی) با عنوان "همایش ملی" به ارائه دیدگاه خود بپردازند و ضمن مبتلا شدن به یک "تقلیل گرایی" (Reductionism) به قول منطقیون "از جزء، اراده کل کنند".

یعنی "خود" که جزیی از جریان اعتدالی یا اصلاح طلب اند را به عنوان کل جریان با عنوان "همایش ملی" از طریق میکروفون مجمع تشخیص مصلحت نظام با همکاری انجمن علوم سیاسی ایران، انجمن جامعه شناسی ایران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات معرفی کنند.

۲. یک همایش ملی با اعلان سراسری قبلی و اطلاع رسانی به مجامع علمی و دانشگاهی و پس از اعطای فرصت کافی به صاحب نظران برای ارایه مقاله و سپس گزینش آنها در یک گروه علمی، شکل میگیرد نه آنکه افراد مشخصی که طی سالهای قبل همیشه از فرصت ارایه دیدگاه خود کم و بیش برخوردار بوده اند اینک با عنوان پژوهش گران برجسته در همایش ملی باز هم عرصه را بر دیگران تنگ کنند و در یک کنش غیر اعتدالی به تبیین مفهوم "اعتدال" بپردازند.

نقطه آغاز اعتدال، نقد "خود" است. زیرا ریشه لغوی "اعتدال" یعنی "عدل" دارای سه حرف است که حرف وسط آن یعنی "دال" پایان بخش سه حرف "خود" است. بنابراین با به انتها رساندن "خود" امکان اتصال معنادار حروف سه گانه "عدل" فراهم می آید و همه این اهمیت در "دال" دو واژه "خود" و "عدل" است.

و اما مقدمه کوتاهی برای فلسفه اعتدال. اعتدال، مصدر باب افتعال در عربی به معنای عدل ورزیدن است. در فارسی به معنای میانه روی و در انگلیسی "Moderation" است. اینک پرسش های مطرح برای تبیین مفهوم اعتدال و میانه روی عبارتند از:

۱- آیا "اعتدال" دارای معنای مشخص و شاخص های معین است؟
۲- "اعتدال" روش است با موضوع؟
۳- عناصر اصلی "اعتدال" کدامند؟
۴- "اعتدال" با دیگر بخش های جامعه و با خرده نظام های اجتماعی چه رابطه ای دارد؟

پرسش نخست: اعتدال به معنای "میانه حالی" اگر به معنای برابری باشد دارای شاخص معین و معنای مشخصی است مانند "اعتدال خریفی" در اول پاییز که طول روز و شب، متساوی می شود ونیز "اعتدال ربیعی" در اول بهار با همان ویژگی مذکور. در این دو حالت، برابری زمان در قالب دقیقه ها و ثانیه ها شاخص اعتدال است.

اما اگر معنای عدل با برابری، یکسان و همگون نباشد اعتدال دارای یک شاخص معین نیست مانند هوای معتدل که چه بسا در هر نقطه جهان بنابر حداکثر گرما و سرما در همان مکان، دارای یک درجه متغیر باشد.

در یک نقطه از کره زمین در یک زمان مشخص، هوای معتدل به ۱۰ درجه (میانه صفر و۲۰ +) و در نقطه دیگر در همان زمان به ۲۰ درجه سانتیگراد (میانه ۱۰ – و ۵۰ +) اطلاق میشود.

به نظر می رسد مفهوم "اعتدال" دارای معنای یکسان با مفهوم "تساوی" نباشد و بنابراین به خودی خود برخوردار از شاخص های قطعی نیست و به قول منطقیون دارای جنبه "سلبی" است نه "ایجابی".

"ما ایرانیان مسلمان در شرایط کنونی و در محدوده جغرافیایی اکنون ایران دارای کدامیک از انواع سه گانه فرهنگ هستیم؟ آیا از نوع فرهنگ اسلامی شبیه به مالزی (فرهنگ پویا) یا فرهنگ اسلامی سومالیایی (فرهنگ معارض با نوگرایی)؟ کدام یک؟"

یعنی "اعتدال" به معنای نفی و سلب افراط و تفریط است و به اعتبار سلب دو قطب حداکثری و حداقلی، حد میانه پدیدار می شود. به بیان دیگر اگر جنبه های دوگانه متضاد حداکثری و حداقلی (افراط و تفریط) برای یک موضوع قابل تصور نباشد اعتدال هم معنایی نخواهد داشت.

اما نکته مهم در اینجا این است که چون اعتدال دارای معنای سلبی است و به خودی خود معنای ثابتی ندارد و وابسته به دو سوی طیف از حداکثر تا حداقل است پس تابع چارچوب های فرهنگی و ایدیولوژیکی است که منجر به رفتارهای تند و کند شده اند.

مانند سیاست خارجی آلمان نازی به عنوان افراط در سیاست ورزی ناشی از ایدئولوژی فاشیسم یا استعمار پذیری هندی ها قبل از گاندی به عنوان تفریط در سیاست ورزی ناشی از فرهنگ آرام و منعطف اهالی هند.

پرسش دوم: پاسخ این سؤال که آیا اعتدال، روش است یا موضوع، از این جهت دارای اهمیت است که جایگاه این مفهوم در برنامه ریزی را معین می کند و از سردرگمی می کاهد.

اگر اعتدال از جنس "موضوع" باشد می تواند در دنیای ذهن شخص به عنوان سوژه هم وجود داشته باشد مانند "زیبایی" یا "ایثار" که در نهایت به دنیای طبیعی هم گام می نهد و از جنبه ذهنی به عینیت (اوبژه) می رسد مانند یک تابلوی نقاشی یا مدد رساندن.

اما اعتدال و میانه روی از جنس "موضوع" نیست که بتواند قبل از عینیتش در دنیای ذهن وجود داشته باشد. بلکه اعتدال به محض اجرا، هستی و وجود می یابد، پس یک "روش" است برای رسیدن به اهدافی که قبلأ سوژه بوده اند و اینک می خواهند عینیت یابند. اعتدال مانند عقلانیت است که به عنوان یک روش برای رسیدن به هدف به دنبال دلیل و علت می باشد.

اینک باید دید روش بودن اعتدال از چه نوعی است؟ روش ها چهار گونه اند:

۱. روش علمی: راهی که ترسیم کننده مراحل (Steps) رسیدن به دانش و معرفت است.
۲. روش قراردادی: مسیری که بیان کننده قواعد مکتوب در یک متن (Text Book) برای رسیدن به یک هدف مانند آموزش دادن (اعم از موسیقی، تاریخ یا آیین نامه های اداری) است.
۳. روش دسته بندی: مسیری که نشانگر چگونگی دسته بندی کدها (Codes) برای برنامه ریزی (مثلأ در کامپیوتر) است.
۴. روش عمل کردن نمایشی: طریقی که فرد یا جامعه بر می گزیند تا با استفاده از سبک (Style) خاصی با بازسازی شرایط به هدف ویژه ای دست یابد (Acting Method).

به نظر میرسد اعتدال (Moderation) روشی از نوع چهارم باشد. در این حالت، اعتدال روشی است برای بازسازی شرایط توسط سبک خاصی که هدف معینی را دنبال می کند. با توجه به این تعریف از نوع روش بودن اعتدال به پاسخ پرسش سوم نزدیک شده ایم.

پرسش سوم: عناصر اصلی اعتدال کدامند؟ اگر اعتدال از نوع روش چهارم یعنی عمل کردن نمایشی باشد در این حالت عناصر زیر در تبیین میانه روی حائز اهمیت اند:

الف- سبک
ب- بازسازی شرایط
پ- هدف

در این میان الویت نخست به تعیین "هدف" تعلق دارد زیرا مقصد، تعیین کننده مسیر است. عناصر سه گانه تبیین کننده اعتدال و میانه روی، هر یک متناظر با یک زمان خاص اند.

"سبک" متناظر با زمان گذشته و برآمده از فرهنگ است. "بازسازی شرایط" متناظر با زمان حال و متکی بر مهارت های اجتماعی است. "هدف" متناظر با زمان آینده و تعیین کننده روش اعتدال است. این اهداف با توجه به نوع فرهنگ ، برخوردار از سه نوع محتوا معطوف به انواع فرهنگ های زیر است:

۱. فرهنگ ایستا با سنت های معارض با نوگرایی
۲. فرهنگ خمود
۳. فرهنگ پویا

اینک با به میان آمدن خرده نظام فرهنگی به صحنه تبیین مفهوم "اعتدال" به پاسخ پرسش چهارم نزدیک شده ایم.

پرسش چهارم: چه رابطه ای بین مفهوم اعتدال و دیگر بخش های جامعه وجود دارد؟ بدون شک مفهوم اعتدال در خلاء شکل نمی گیرد و همان طور که متذکر شدیم از سه عنصر سبک، شرایط و هدف تشکیل شده است.

در این میان دو عنصر سبک و هدف، به الگوها و باورهای فرهنگی (اعم از دینی و قومی) مرتبط اند و بازسازی شرایط هم به خرده نظام های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مربوط اند.

"به نظر می رسد فرهنگ ما متمایل به سنت گرایی است و بنابراین، "هدف" در اعتدال گرایی آمیخته با این فرهنگ است. در این میان اگر اهدافی برای اعتدال تعیین شود به گونه ای که با فرهنگ موجود در تعارض باشد به زودی با مقاومت گروه های ذینغع گروه های ذینغع در مقابل هرگونه نوآوری مواجه خواهد شد."

اما اگر پارسونزی نگاه کنیم در رأس خرده نظام ها خرده نظام فرهنگی واقع است.

بنابراین دو عنصر از میان سه عنصر دخیل در تبیین مفهوم "اعتدال" ، به طور مستقیم با خرده نظام فرهنگی مرتبط اند که اگر سه نوع فرهنگ مذکور را مد نظر قرار دهیم سه تعریف متفاوت از "اعتدال" به دست می آید.

این همان چیزی است که در ابتدای این نوشتار به آن اشاره شد و آن اینکه "اعتدال" همانند یک شمشیر دو لب است که سه حالت دارد:

۱. اگر دارای فرهنگ پویا باشیم شمشیر اعتدال، فضای مقابل را برای پیشروی می شکافد و تکامل و توسعه رخ می دهد.
۲. اگر دارای فرهنگ خمود و خاموش باشیم شمشیر اعتدال، بدون مصرف و در جای خود بی حرکت و آرام می ماند.
۳. اگر دارای فرهنگ معطوف به سنت های معارض با نوگرایی باشیم شمشیر اعتدال به سمت خودمان حرکت کرده و آسیب رسان می شود.

ما ایرانیان مسلمان در شرایط کنونی و در محدوده جغرافیایی اکنون ایران دارای کدامیک از انواع سه گانه فرهنگ هستیم؟ آیا از نوع فرهنگ اسلامی شبیه به مالزی (فرهنگ پویا) یا فرهنگ اسلامی سومالیایی (فرهنگ معارض با نوگرایی)؟ کدام یک؟

در عرصه فرهنگی، الگوهای پوشش در ایران به کدام سو متمایل است؟ و در عرصه اجتماعی، سیاست های اطلاع رسانی به کدام ؟ در عرصه اقتصادی، برنامه های تنگ نظرانه و غیر علمی، یا در عرصه سیاسی، سردرگمی های استراتژیک (چرخش های ۱۸۰ درجه ای پس از رفتن و آمدن دولت ها) به کدام فرهنگ متمایل اند؟ و نیز وجود اقتدار کاریزماتیک به کدام؟

به نظر می رسد فرهنگ ما متمایل به سنت گرایی است و بنابراین، "هدف" در اعتدال گرایی آمیخته با این فرهنگ است.

در این میان اگر اهدافی برای اعتدال تعیین شود به گونه ای که با فرهنگ موجود در تعارض باشد به زودی با مقاومت گروه های ذینغع گروه های ذینغع در مقابل هرگونه نوآوری مواجه خواهد شد.

بنابراین از بیان "اعتدال" تا عمل به "اعتدال"، فاصله بسیار است.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.