ناظران می‌گویند...

مهاجران افغانستانی و آخرین مهلت خروج از ایران

به روز شده:  14:59 گرينويچ - دوشنبه 09 سپتامبر 2013 - 18 شهریور 1392

هر از چند گاهی مقامات ایران مهلتی را برای خروج مهاجرین افغانستانی "غیر قانونی" از ایران و مجازاتهایی را برای عدم رعایت آن اعلام می کنند.

هر بار نیز با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی، واکنش های مختلفی از سوی دولت افغانستان، مهاجرین، روزنامه ها و سایر رسانه ها صورت گرفته و پس از چندی موضوع به خاموشی گرویده و مشخص نمی شود نتایج اعلام "آخرین مهلت" چه شد.

امسال نیز پانزده شهریور ۱۳۹۲ آخرین مهلت برای خروج مهاجرین غیر قانونی اهل افغانستان از ایران اعلام و جریمه عدم رعایت آن، به ازای هر روز، برای هر نفر مبلغ سی هزار تومان تعیین شد.

منابع خبری به نقل از مقامات ایران، تعداد این افراد را حدود هشتصد هزار نفر برآورد کرده اند. هر چند به طور مشخص اعلام نگردیده که عنوان "مهاجر غیر قانونی" به چه کسانی اطلاق می گردد، اما از حواشی اخبار برمی آید که منظور از این افراد مهاجرینی هستند که در حال حاضر دارای پاسپورت افغانستانی بوده و مجوز اقامت قانونی تا پانزده شهریور داشته اند.

گویا مقامات دولت ایران قصد تمدید این مجوز اقامت را ندارند و به همین علت ضرب الاجل مزبور را تعیین کرده اند.

۱

"مهاجرین افغانستانی در ایران به دو دسته تقسیم می گردند: گروه اول آنانی هستند که دارای مدارک اقامتی بوده و حضورشان در ایران در ارگانهای مربوطه ایرانی به نحوی ثبت شده است. گروه دوم کسانی هستند که هیچ نوع مدرک اقامتی در ایران ندارند و حضورشان نیز به طبع در هیچ جایی ثبت نشده و تنها گمانه زنی هایی درباره تعدادشان وجود دارد."

مهاجرین افغانستانی در ایران به دو دسته تقسیم می گردند: گروه اول آنانی هستند که دارای مدارک اقامتی بوده و حضورشان در ایران در ارگانهای مربوطه ایرانی به نحوی ثبت شده است. گروه دوم کسانی هستند که هیچ نوع مدرک اقامتی در ایران ندارند و حضورشان نیز به طبع در هیچ جایی ثبت نشده و تنها گمانه زنی هایی درباره تعدادشان وجود دارد.

اکثریت قریب به اتفاق گروه اول (دارای نوعی مدرک اقامتی) در حال حاضر دارای یکی از دو نوع مدارک اقامتی زیر می باشند:

الف – برگه آمایش مدت دار برای هر یک از اعضای خانواده، به همراه برگه "کارت کارگری" برای افراد ذکور بالای هجده سال خانواده که شاغل به تحصیل نمی باشند. از سال ۱۳۸۱ تاکنون، معمولا هر ساله وزارت کشور ایران این دسته از مهاجرین را برای تمدید برگه های آمایش و کارت کارگری فراخوانده و در ازای دریافت مبالغی این مدارک را با مدارک جدیدتر دارای مهلت معمولا یک ساله تعویض می کند. مبالغ دریافتی تحت عنوان عوارض شهرداری، هزینه سرشماری و آمایش، صدور کارت کارگری و... از مهاجرین دریافت می شود.

ب – پاسپورت و اقامت: از حدود پنج سال قبل بدین سو، در هماهنگی میان وزارت کشور، نیروی انتظامی و سفارت افغانستان در تهران، دولت ایران حاضر شده است تا به مهاجرینی که مایل باشند برگه آمایش مدت دار خویش را باطل نموده و پاسپورت افغانستانی دریافت کنند، در ابتدا اقامت سه ماهه، و سپس نه ماهه و یک ساله اعطا نماید.

آنطور که در خبرها آمده است، مهلت اخیر ذکر شده برای خروج از ایران، مربوط به این دسته از افراد می شود. در حالیکه این افراد مهاجرین غیر قانونی نمی باشند، بلکه صرفا دسته ای از مهاجرین افغانستانی هستند که مهلت اقامت شان هر چند در سالهای قبل، تمدید می شده، اما این بار دولت ایران قصد تمدید آن را ندارد و به همین علت برای خروج شان از ایران مهلت تعیین کرده است.

بدین صورت واضح است که عبارت "مهاجر غیر قانونی" بیشتر متناسب توصیف وضعیت آن دسته از اتباع افغانستانی می باشد که بدون داشتن هر گونه مدرک اقامتی در ایران به سر می برند. درباره تعداد این گونه مهاجرین نیز صرفا گمانه زنی هایی صورت می گیرد و هیچ آمار قابل اتکایی در این باره وجود ندارد.

این دسته از مهاجرین همیشه در صورت دستگیری توسط نیروی انتظامی، معمولا بدون تعقیب قضایی و یا اخذ جریمه ای، با طی مراحل اداری نسبتا ساده ای،از ایران اخراج می شده اند و مهلت اعلام شده اخیر، ارتباطی به آنان ندارد.

۲

"علیرغم سکونت بیش از دو دهه این دسته از مهاجرین افغانستانی در ایران، بسیاری از حقوق اجتماعی اولیه همانند مالکیت اموال غیر منقول، وسایط نقلیه، گواهینامه رانندگی، داشتن کسب و کار، اشتغال به کار در بسیاری از حرفه ها، تحصیل در بسیاری از دانشگاه ها، تحصیل در هنرستان های فنی و حرفه ای، تردد و مسافرت آزادانه، مسافرت به خارج از کشور و بازگشت به ایران و... صرفا به دلیل تابعیت و وضعیت اقامتی شان از آنان دریغ می شود.""

تفاوت برگه آمایش و پاسپورت دارای اقامت چیست؟ مهاجرین دارای برگه آمایش دارای محدودیت های بسیاری می باشند. هزینه های ذکر شده در هنگام دریافت نسخه تمدید شده برگه آمایش، که با توجه به شرایط اقتصادی مهاجرین افغانستانی بسیار سنگین می باشد، تنها هزینه های مترتب بر این برگه های آمایش نیست. بلکه در سالهای اخیر و مخصوصن بعد از شروع طرح هدفمندی یارانه ها، ارائه هر گونه خدماتی به مهاجرین منوط به پرداخت هزینه های اضافی دیگری نیز شده است.

به عنوان مثال ثبت نام در مدارس، مسافرت به شهرهای خارج از استان محل سکونت، استفاده از درمانگاه ها و بیمارستانهای دولتی، علاوه بر داشتن برگه آمایش تمدید شده و کارت کارگری مربوط به آن، منوط به پرداخت هزینه های اضافی می شود که با توجه به وضعیت معیشتی و اقتصادی مهاجرین افغانستانی، برای بسیاری از آنان سنگین است.

علیرغم سکونت بیش از دو دهه این دسته از مهاجرین افغانستانی در ایران، بسیاری از حقوق اجتماعی اولیه همانند مالکیت اموال غیر منقول، وسایط نقلیه، گواهینامه رانندگی، داشتن کسب و کار، اشتغال به کار در بسیاری از حرفه ها، تحصیل در بسیاری از دانشگاه ها، تحصیل در هنرستان های فنی و حرفه ای، تردد و مسافرت آزادانه، مسافرت به خارج از کشور و بازگشت به ایران و... صرفا به دلیل تابعیت و وضعیت اقامتی شان از آنان دریغ می شود.

در کنار این ویژگی ها، تنها نکته ای که وجه تمایز این برگه های آمایش از پاسپورت های دارای مهلت اقامت به شمار می رود، اطلاق عنوان مهاجر به دارندگان آنها و در نتیجه شمول کنوانسیون های بین المللی درباره حقوق پناهندگان و آوارگان است.

به همین خاطر دولت ایران برای تصمیم گیری کلی راجع به آنان نیازمند رایزنی با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و دولت افغانستان می باشد. هر چند که معمولا ایران با توجه به داشتن امکان چانه زنی از موضع قدرت، در این گونه مذاکرات، موضع برتر را دارد.

دولت ایران برای اینکه همین مقدار وابستگی در امر تصمیم گیری درباره مهاجرین را نیز نداشته باشد، از حدود پنج سال قبل، طرحی را اعلان و اجرا کرد که طی آن به مهاجرینی که تمایل داشته باشند، برگه آمایش خود را (که گواه مهاجر بودن آنان و متضمن نظارت کمیساریای عالی پناهندگان می باشد) باطل و پاسپورت افغانستانی دریافت کنند، مجوز اقامت قانونی در ایران را به صورت مدت دار می دهد.

برای تشویق مهاجرین به این کار نیز امتیازاتی را برای کسانی که وضعیت اقامتی شان را بدین صورت تبدیل کنند، به صورت غیر رسمی در نظر گرفت از جمله هزینه های کمتر تمدید مهلت اقامت، داشتن امکان تردد و مسافرت آزادانه در داخل ایران و همچنین خروج از ایران (به شرط برگشت ظرف کمتر از سه ماه به ایران)، امکان اخذ گواهینامه رانندگی، عدم نیاز به اخذ کارت کارگری و هزینه های مرتبط به آن و...

البته این امتیازات صرفا در سالهای ابتدایی طرح به منظور تشویق مهاجرین به تغییر وضعیت اقامتی شان در نظر گرفته شد و به طور تدریجی نه تنها تمامی این امتیازات نیز حذف شد، بلکه اکنون دولت ایران به دلیل اینکه این مهاجرین خود وضعیت اقامتی شان را از مهاجر به مقیم تغییر داده اند، می تواند به صورت یکجانبه در مورد اخراج و یا تمدید اقامت این دسته از مهاجرین، اقدام نماید.

اعلام اخیر راجع به مهلت خروج این دسته از افراد از ایران و اطلاق عنوان غیر قانونی به آنان، از نشانه های جدی اعمال یکجانبه تصمیمات دولت ایران در رابطه با این دسته از مهاجرین است.

۳

"از این تعداد مهاجر افغانی، ۵۴ درصد مرد و ۴۶ درصد زن هستند. این نکته نشانگر آن است که برخلاف ادعای مقامات ایران مبنی بر اینکه بسیاری از مهاجرین افغانستانی کارگران مجرد اقتصادی هستند که صرفا برای کسب درآمد به ایران آمده اند، اکثریت قریب به اتفاق مهاجران افغانستانی، به صورت خانواده در ایران زندگی می نمایند. ""

بحث حضور تعداد زیادی از اتباع افغانستان در ایران (چه به عنوان مهاجر قانونی و چه به عنوان غیر قانونی) هر از چند گاهی در رسانه ها، فضای عمومی و اخبار به مناسبت های گوناگون داغ می گردد. تا زمانی که مهاجرین افغانستانی در ایران به صورتی که ذکر شد، بلاتکلیف بمانند، باز هم این بحث با درجاتی از افول و نزول مطرح خواهد بود.

به نظر می رسد که هر گونه تعیین تکلیف و تصمیم گیری قطعی نیازمند حضور حداقل پنج ذینفع عمده در رابطه با مهاجرین افغانستانی در ایران می باشد.

این پنج ذینفع عبارتند از دولت ایران، دولت افغانستان، کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به نمایندگی از مجامع بین المللی، جامعه مدنی و افکار عمومی ایران، و در نهایت خود مهاجران افغانستانی.

ممکن است گفته شود که دولت ایران نماینده جامعه مدنی ایران نیز می باشد. در حالی که اولا با توجه به شکاف دولت و ملت در ایران و ثانیا تمایزی که در تمامی دنیا بین افکار عمومی و نهادهای مدنی مستقل یک کشور با دولت و سیاستمداران آن کشور و اهداف این دو گروه قایل می گردند، منطقی آن است که این دو را از هم جدا در نظر بگیریم.

بنا به دلایل مختلف تاکنون در هر گونه مذاکره و تصمیم گیری پیرامون مهاجرین افغانستانی در ایران تنها سه بازیگر دولت ایران، دولت افغانستان و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد حاضر بوده و نقش داشته اند و با توجه به اهداف خویش، تصمیماتی گرفته اند. این در حالی است که مهمترین ذینفعان این موضوع که عبارتند از جامعه مدنی ایران و جامعه مهاجرین افغانستانی، متاسفانه هیچ گاه صدایی و نقشی در تصمیم گیری در این باره نداشته اند.

دولت ایران از مهاجران همیشه برای امتیازگیری در مذاکرات منطقه ای، فرافکنی درباره کم کاری ها و مشکلات اقتصادی و اجتماعی ایران از جمله بیکاری، و در نهایت بهانه ای برای ایجاد و توجیه بروکراسی اداری خویش تحت عنوان اداره کل اتباع خارجی در وزارت کشور و نیروی انتظامی و سایر ارگانها، و دریافت هزینه های سرسام آور از مهاجرین استفاده می کند، بدون اینکه حداقلی از حقوق آنان را به عنوان بشر به رسمیت بشناسد.

ناگفته پیداست که دولت افغانستان با توجه به فساد گسترده در آن و سمت و سوی سیاسی و قبیله ای تصمیم گیری ها و سیاستهایش، از کمترین میزان دلسوزی و توجه به وضعیت مهاجرین افغانستانی به طور عام و مهاجرین افغانستانی در ایران به طور خاص برخوردار است.

این عدم صلاحیت تا بدانجا مشهود است که سفارت افغانستان در ایران خود به عنوان یکی از مشکلات عمده مهاجران افغانستانی مطرح است. عدم کارایی و مسئولیت پذیری این سفارت منجر به بروز نارضایتی های فراوان در میان مهاجرن افغانستانی شده است.

مسئولیت سفارت افغانستان در ایران به مهاجرین افغانستانی بیش از آنکه به دید اتباع افغانستان بنگرند که وظیفه دارند مسایل و مشکلات شان را حل نمایند، به آنان به دید منبع درآمد و مشتریانی می نگرند که برای انجام اموراتشان، جایگزین دیگری به غیر از سفارت افغانستان ندارند و به همین دلیل سفارت می تواند هر گونه اجحافی در حق آنان روا دارد.

کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد به عنوان بازوی سیاست گذاری و اجرایی سازمان ملل متحد و سایر نهادهای بین المللی، نیز از کمترین شفافیت در رابطه با وظایف خود در قبال مهاجرین افغانستانی برخوردار است و افکار عمومی جامعه ایران و مهاجرین افغانستانی هیچ گونه اطلاعی از وظایف آن و نحوه انجام آنها ندارند.

"نسل دوم مهاجران، پدر و مادر، تابعیت و محل تولدشان را انتخاب نکرده اند، اما حق طبیعی آن ها است تا در تصمیم گیری راجع به آینده خود نقش داشته باشند.""

در حالیکه حدود سه دهه از حضور مهاجران افغانستانی در ایران می گذرد و سه نهاد دولت ایران، دولت افغانستان و کمیساریای عالی پناهندگان به کار خود مشغول بوده اند، جامعه ایران و جامعه مهاجرین افغانستانی در ایران متاثر از سیاست گذاری های این سه نهاد، در کنار یکدیگر زندگی کرده و به همزیستی متقابلی رسیده اند.

مسلم است که این همزیستی در بهترین حالت ممکن نمی باشد، چرا که هیچ گاه خواسته های واقعی جامعه ایران و مهاجرین افغانستانی پرسیده نشده و در بازی تصمیم گیری بر سر موضوع مهاجرین افغانستانی در ایران شرکت داده نشده اند.

متاسفانه علیرغم آمایشهای هر ساله دولت ایران، آمار و ارقام میزان مهاجرین افغانستانی در ایران به درستی و شفافیت اعلام نمی شود. تنها هر از گاهی ارقامی کلی در حدود دو تا سه میلیون نفر بدون ارائه هر گونه مستنداتی از سوی برخی مقامات اعلام می شود.

با این حال تنها آمار قابل اتکایی که وجود دارد، سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ است که تعداد اتباع افغانستانی ساکن ایران را ۱،۴۵۲،۵۱۳ نفر ثبت کرده است. (مراجعه کنید به: سایت مرکز آمار ایران، نتایج سرشماری سال ۱۳۹۰) البته در این آمار نیز اشاره ای به وضعیت اقامتی این افراد نشده است.

از این مقدار، ۵۴ درصد مرد و ۴۶ درصد زن هستند. این نکته نشانگر آن است که برخلاف ادعای مقامات ایران مبنی بر اینکه بسیاری از مهاجرین افغانستانی کارگران مجرد اقتصادی هستند که صرفا برای کسب درآمد به ایران آمده اند، اکثریت قریب به اتفاق مهاجران افغانستانی، به صورت خانواده در ایران زندگی می نمایند.

نکته دیگر در این آمار آن است که در سال ۱۳۹۰ حدود پنجاه درصد این تعداد، زیر بیست سال، و هفتاد درصد این تعداد، زیر سی سال سن داشته اند.

به گواه آمار، در حال حاضر اکثریت مهاجرین افغانستانی در ایران، نسل دوم مهاجرین افغانستانی می باشند که در ایران متولد شده، بزرگ شده و اجتماعی شده اند.

سبک زندگی، خصوصیات روحی و روانی، امیال و آرزوها و دنیای فیزیکی و ذهنی آنان به عنوان بشری که دارای حق اولیه یک بشر می باشند، باید در هر گونه تصمیم گیری پیرامون آینده و سرنوشت شان، در نظر گرفته شود.

این نسل دوم مهاجران، پدر و مادر، تابعیت و محل تولدشان را انتخاب نکرده اند، اما حق طبیعی آن ها است تا در تصمیم گیری راجع به آینده خود نقش داشته باشند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 40.

    بايد توجه داشته باشيد که ايران کشور مهاجرپذيری نيست و هيچ گاه هم نبوده است. افغان هايی که در ايران حضور دارند، آواره محسوب می شوند، نه مهاجر يا پناهنده که اين محصول سال ها جنگ و هرج و مرج در افغانستان است. پذيرش اين آوارگان در چند دهه گذشته برای کشوری مانند ايران که خود درگير مشکلات بسيار است، عملی بسيار سخاوتمندانه بوده است. لطفا توجه کنيد که قرار نيست ايران تمام افغان هايی را که به هر دليلی کشورشان را ترک می کنند، بپذيرد و تا ابد جور جنگ های بی پايان افغانستان و کشمکش های درون اين کشور را بکشد.
    همين طور توجه بفرماييد که زندگی هم اينک برای خود ايرانيان نيز دشوار شده، پس چگونه انتظار داريد همه چيز برای آوارگان افغان فراهم باشد؟! اين حقيقت را هم لطفا بپذيريد که افغان ها بايد روزی به کشورشان بازگردند و ممکن است ما هيچ گاه شاهد روزی نباشيم که افغانستان سرزمينی آرام و سرشار از رفاه باشد تا آوارگان به طيب خاطر بازگردند.
    هزينه های سنگين پذيرايی از آوارگان افغان بر دوش ايرانيان سنگينی می کند و زمان بازگشت آنان به خانه فرا رسيده است. نکته آخر هم اينکه ايران و ايرانيان در مقايسه با ساير دول حتی آنان هايی که پناهنده پذير هم هستند، رفتار بسيار خوب و متحملی با آوارگان افغان داشته اند. توجه کنيد به برخورد کشور هايی مانند استراليا يا آلمان با پناهجويان غير قانونی! شرايط به قدری برای ايرانيان پناهجو در کشوری مانند آلمان بد است که مرتب خبر خودکشی به گوش می رسد. شما را به اخبار هفته ها و ماه های گذشته بی بی سی ارجاع می دهم. پس بياييد با انصاف به ايرانيان بنگريد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 39.

    بنده از طرف مردم ایران از برادران و خواهران افغان معذرت می‌خوام. این قوانین مهاجرت ایران که مال دوران رضا شاه است مسخره است. کسی‌ که از پدر افغان (و حتا مادر ایرانی‌) سی‌ سال پیش در ایران دنیا اومده ایرانی‌ محسوب نمی‌شه. اما پسر عموی من که تو آمریکا دنیا اومده حتا ایران رو ندیده و یک کلمه فارسی بلد نیست و از ایران متنفره، ایرانی‌ محسوب می‌شه. مگه ایرانی‌ بودن ارث پدری هست که از پدر به پسر منتقل می‌شه. من فکر می‌کنم باید به اکثر افغانهای ایران که مدت مدیدی موندند و مشکلی‌ ایجاد نکردند اقامت دائم و حق شهروندی داده بشه. واقعا مایهٔ تاسف، که صد ساله پیش در هنگامی که آن سوی مرزهای ایران ارامنه قتل‌عام می‌شدند، با ارامنه در آذربایجان مثل هموطن برخورد میشد. گویا ما این صد ساله پس رفت کردیم.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 38.

    مطلب خوب و بجايى است. متاسفانه نظراتى كه برخى از هموطنان من(ايرانى) درباره اين مطلب نوشته اند بسيار غيرمنصفانه و غير مسئولانه است. ساده سازى و شبيه سازيهاى عوام پسندانه هميشه مى تواند ذهن خواننده را از كشف و شناخت واقعيت منحرف كند.
    اينكه در امارات متحده عربى و استراليا و كشورهاى ديگر به پناهندگان ظلم مى كنند ظلم به مهاجرين و پناهندگان افغان در ايران را توجيه نمى كند. در هرجايى كه حق انسانها تضييع مى شود بايد اعتراض كرد. ستم به مهاجرين و پناهندگان افغانستانى در ايران با هيچ منطقى قابل توجيه نيست. گرفتن حق تحصيل از كودكان افغان در ايران با هيچ منطق حقوقى و انسانى قابل دفاع نيست. همان طور كه در مقاله آمده اغلب اين مهاجرين زير سى سال هستند و سالها در ايران زندگى كرده اند و بايد از حقوق شهروندى در ايران برخوردار باشند. ستم و يا دفاع از ستم به افغانها هيچ رابطه اى با ملى گرايى ندارد. ايرانى بودن نبايد باعث توجيه ستم دولت ايران و يا بخشى از ملت ايران به افغانها بشود. كار و زحمات اكثريت افغانها در ايران در جهت سازندگى كشور ما بوده است و آنها را بايد بعنوان بخشى از جامعه ايران برسميت شناخت و از حقوق مسلمشان دفاع كرد. اين گونه برخورد انسانى با افغانهاى مقيم ايران مصداق كامل وطن پرستى ايرانى هم هست..
    محسن نكومنش فرد

  • اظهارنظر شماره 37.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 36.

    زمان زیادی افغانستان جزیی از ایران بود (گر چه در حال حاظر کشوری جدا هستند و تمامیت ارضی آنها محترم است) تا این که به لطف انگللیس و بی عرضگی شاهان قاجار از ایران جدا شد، بنابر این نزدیک ترین مردم به فرهنگ ایران مردم افغانستان هستند و قاعدتا باید محترم ترین مردم نزد ایرانیان باشند اما وقتی افغانی ها به ایران می آیند این قاعده عوض می شود. دلیلش به نظر من تنها حکومت ایران نیست بلکه مردم ایران و فرهنگ نا میمون نژاد پرستی است که نمی دانم از کجا وارد فرهنگ ما شده ولی واقعیت این است که در فرهنگ ما ایرانیان نزاد پرستی وجود دارد حداقل در مورد افعانها. من خودم بارها رفتار نژادپرستانه نسبت به آنها را شاهد بوده ام! و به نظرم از نوع همان نژاد پرستی هاییست که بر علیه اقلیت های قومی مانند لر و ترک و کرد و ... اعمال می شود اما با شدت بیشتر! و این رفتارها باید از فرهنگ ما پاک شود! اما از طرفی ایرانی ها حق دارند نسبت به ورود مهاجران غیرقانونی به کشورشان اعتراض کنند در صورتی که خود ایرانیان از مشکلات زیاد اقتصادی از جمله بیکاری رنج می برند وکشور ایران حق دارد تا وقتی که مشکل بیکاری در خود ایران حل نشده ورود مهاجران و پناهندگان را محدود کند البته حق بی احترامی و اعمال خشونت نسبت به آنها را ندارد! همانطور که کشوری مانند استرالیا حق دارد از ورود ایرانی هایی که که غیرقانونی به آنجا جلوگیری کند اما حق بی احترامی و خشونت نسبت به آنها را ندارد.

 

نظرات 5 از 40

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.