ناظران می‌گویند...

اسطوره اعتراض

به روز شده:  11:07 گرينويچ - شنبه 28 سپتامبر 2013 - 06 مهر 1392

واکنش‌های روان‌شناختی مانند گریز، ستیز و تسلیم همچون رفتارهای واكنشی بدن، دارای کارکردهایی برای بهبود وضعيت فیزیکی یا روانی فرد است، اما این‌گونه واکنش‌ها بی‌نیاز از قوه فاهمه انسانی و خارج از اختیار و انتخاب عقلانی شکل می‌گیرند.

به همين جهت نه‌تنها نمی‌توان از آن‌ها برای حل مسائل و مشکلات فردی یا اجتماعی بهره برد، بلکه چه‌بسا عدم آگاهی به حضور آن‌ها در روابط بین انسان‌ها و جوامع و عدم مهار و هدایت آن‌ها در وجود خود، باعث لطمات و عواقب ناگواری برای خود و دیگران شود.

استفاده از افکار اتوماتیک و خودبه‌خودی و رفتار واکنشی در حل مشکلاتی که به راه‌حل‌های اندیشیده شده و انتخاب آگاهانه انسان‌ها نیاز دارد نه‌ تنها مشکلی را حل نمی‌کند بلکه مشکلات را بیش‌تر و پیچیده‌تر می‌کند.

برعکس فرد خودآگاه به محض کشیده شدن به آستانه واکنش با استفاده از توان خود کنترلی می‌تواند واکنش‌های روان‌شناختی و اتوماتیک خود را مدیریت کند؛ کلامی را که می‌خواسته بر زبان جاری کند به سنجد، خشمی را که در حال بروز بود مسیر دهد و دستی‌ را که به خشونت بالا رفته به جای خود بر‌گرداند؛ اینجاست که عقل از زیر بار انبوهی از احساسات منفی یا مثبت انباشته در وجود شخص رهایی می‌یابد.

احساسات، عواطف و هیجانات که می‌رفت تا فرماندهی عملیات واکنش را عهده‌دار شود، جای خود را به عقل وامی‌گذارد. با فروکش کردن احساسات، فرد به مرحله تأمل و اندیشیدن وارد مي‌شود و رفتارهای عقلانی از خود بروز می‌دهد.

"جامعه ما پس از ورود به دوران جدید با اشکال مختلف اجتماعی و سیاسی «اعتراض» آشنا شده است. در این دوران به سبب واپس زدن آن توسط دولت‌ها و دیگر نهادهای اجتماعی، به امر مقدس و اسطوره تبدیل شده است و حلال مشکلات تلقی می‌شود، در حالی‌که اعتراض همچون درد برای بدن است، به رسمیت شناختن آن ضروری است و نباید با مُسکن و یا هر روش دیگر آن را خفه كرد."

بارها شاهد بوده‌ایم که چگونه کسانی از انفعال احساسی و عاطفی و شور و هیجان مرحله واکنش افراد و گروه‌ها به نفع خود بهره‌برداری کرده‌اند.

«اعتراض» غالباً واکنش به رفتار، گفتار، موقعیت و تصمیمات «دیگری» است. ما همواره پر از اعتراضیم؛ در خانواده، محل کار، در حوزه ورزش، سیاست و... اعتراض زیرمجموعه «ستیز» ازجمله واکنش‌های سه‌گانه روان‌شناختی است. اعتراض حالت رفلکسی دارد و به نوعی کار تخلیه روانی را در موقعیت‌های پراسترس انجام می‌دهد.

از این نظر برای سلامت جسمی و روحی فرد و جامعه مفید است. با این حال اعتراض راه حل هیچ مشکلی نیست، چرا که حل مشکلات نیازمند استفاده از ساحت معرفتی و خرد بشری است، درحالی‌که اعتراض مانند دیگر رفتارهای واکنشی، فاقد آن است.

اعتراض راه حل نیست ولی نشانهه مناسبی برای آگاه شدن از وجود مشکل و بحران است. به همین جهت نيز نهادهای توسعه‌یافته راه بروز و دیده شدن اعتراض را می‌گشایند و با شناسایی آن به فکر چاره‌جویی و حل مشکل می‌افتند.

هر نوع سازمان‌دهی حقوقی یا اجتماعی برای منع بروز و ظهور اعتراض، عملاً بستن راه آرامش، تفاهم، شناخت مشکل و حل مشکل است. از همین روست كه به رسمیت شناختن اعتراض عین توسعه‌یافتگی و ممانعت از اعتراض عین خودرأیی و عقب‌ماندگی است.

جامعه ما پس از ورود به دوران جدید با اشکال مختلف اجتماعی و سیاسی «اعتراض» آشنا شده است. در این دوران به سبب واپس زدن آن توسط دولت‌ها و دیگر نهادهای اجتماعی، به امر مقدس و اسطوره تبدیل شده است و حلال مشکلات تلقی می‌شود، در حالی‌که اعتراض همچون درد برای بدن است، به رسمیت شناختن آن ضروری است و نباید با مُسکن و یا هر روش دیگر آن را خفه كرد.

باید از پنهان شدن و به زیر پوست رفتن آن ترسید و نگران شد. از طرف دیگر درد را به جای درمان دیدن نیز خطاست. در جامعه ما، همواره اعتراض به عنوان وسیله و ای بسا تنها وسیله درمان بیماری‌ها و حل مشکلات فرض شده و مطلوبیت پیدا کرده است. گو اینکه در مواجهه با مشکل اگر اعتراض مشکل را حل نمی‌کند تنها باید صدای اعتراض را بلندتر کرد.

"شیفت کردن خواستی محدود به خواست‌ها و مطالبات نامحدود و بزرگ و گذر از روشی مسالمت‌آمیز به تقابل تمام‌عیار در جنبش‌های اعتراضی، خود نشانگر فقدان سیستم خود کنترلی و اندیشه‌گی در رفتارها و خواسته‌ها و واکنشی و غیر اختیاری بودن گفتارها و تصمیمات است."

در افکار عمومی اعتراض نکردن به معنای تن دادن به مشکل، واماندگی یا ترس و تسلیم تلقی می‌شود. می‌دانیم معترض دردمند است نه اندیشمند؛ اعتراض فاقد عنصر شناخت و به معنای عدم پذیرش موقعیت است؛ درحالی‌که حل مشکل پیش‌نیازهایی دارد که عبارت‌اند از:

- پذیرش موقعیت (نه به معنای قبول یا تسليم و انفعال در برابر آن)

-خود کنترلی و مدیریت احساسات

- ورود به مرحله اندیشه و معرفت

- شناخت مشکل

- حل مشکل

با توجه به اینکه رفتارها و کنش‌هاي اجتماعی به صورت متقابل و جمعی شکل می‌گیرند، هر عملی بسترساز واکنش متناسب خويش است. اعتراض به یک سیستم، باعث مقاومت آن سیستم متناسب با همان اعتراض می‌شود.

سیستم، حیات خود را در ایستادگی در برابر اعتراض جستجو می‌کند و به جای حل مشکل اغلب موضع تدافعی و مقابله‌جویانه به خود می‌گیرد. عمل اعتراض باعث عکس‌العمل علیه اعتراض می‌شود؛ یعنی اعتراض علیه اعتراض.

راهبرد اعتراضی

اگر اعتراض را واکنش و مقابله با وضعیتی خاص بدانیم در شرایط نابرابر اعتراض با دستان خالی با واکنش و مقابله دستان مسلح روبرو می‌شود (مقابله مشت‌ها و باطوم‌ها). در اين صورت ما همواره در موقعیت تقابل با نتیجه باخت – باخت قرار داريم. حتی اگر در پایان نبرد یک طرف را پیروز میدان و دیگری را شکست‌خورده بنامند، مشکلی که حل آن موضوع اعتراض بود سر جای خود می‌ماند.

چرا که روش اعتراض - تقابل که زیرمجموعه واکنش ستیز است پس از برخورد با مانع (سیستم حافظ نظم موجود) خودِ آن را به عنوان مشکل می‌پندارد و مشکل اصلی را فراموش می‌کند.

برای مثال در مسئله حفاظت از درختان پارک گزی میدان استقلال استانبول، کنار گذاشتن نخست‌وزیر و حزب حاکم از قدرت، جایگزین مخالفت با طرح احداث ساختمان تجاری در پارک شد.

شیفت کردن خواستی محدود به خواست‌ها و مطالبات نامحدود و بزرگ و گذر از روشی مسالمت‌آمیز به تقابل تمام‌عیار در جنبش‌های اعتراضی، خود نشانگر فقدان سیستم خود کنترلی و اندیشه‌گی در رفتارها و خواسته‌ها و واکنشی و غیر اختیاری بودن گفتارها و تصمیمات است. در چنين وضعيتي این شور و هیجان صحنه است که نشان می‌دهد کجا می‌رویم نه طرح و برنامه اندیشیده اولیه.

"به نظر می‌رسد در انتخابات اخیر پس از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی و موضع‌گیری او مبنی بر «نداشتن اعتراض»، در رفتار علاقمندان به حضور ایشان در انتخابات، یک نوع «پذیرش موقعیت» و «خود کنترلی و مدیریت احساسات» به جای «واکنش اعتراض» ایجاد شد."

وقتی اعتراض به عنوان راهبرد اجتماعی (مبارزاتی) مطرح می‌شود و عامدانه تلاش می‌شود همه به صف اعتراض بپیوندند - کاری که سابق مشی آگاهی‌بخشی نامیده می‌شد - شما باید هر روز تصاویر سیاه‌تر و ناامیدکننده‌تر از وضع موجود نشان دهید تا افراد بیشتری به واکنش علیه شرایط موجود تحریک شوند.

باید در ذهن و روان و اعصاب مردم به کمک واژگانی چون: وضعیت دهشتناک، فاجعه‌بار، بن‌بست، غیرقابل تداوم، لبه پرتگاه و ... همواره تصاویری زنده ایجاد کرد تا «جرقه اعتراض و خروش خلق‌های ستمدیده صبح امیدی را نوید دهد». تقابل و نزاع‌هایی که هیچ نوع تناسبی در هزینه – فایده آن‌ها وجود ندارد.

با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می‌رسد در انتخابات اخیر پس از رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی و موضع‌گیری ایشان مبنی بر «نداشتن اعتراض»، در رفتار علاقمندان به حضور ایشان در انتخابات، یک نوع «پذیرش موقعیت» و «خود کنترلی و مدیریت احساسات» به جای «واکنش اعتراض» ایجاد شد.

این وضع امکان ورود به مرحله «اندیشه و معرفت» و «شناخت وضعیت» و سپس تصمیم خردمندانه را فراهم کرد. نتیجه برد – برد پس از سال‌ها دست آورد درخشانی بود که بی هزینه به دست آمد.

حال می‌توان گفت تنها کنش‌های اجتماعی قدرت تغییردهندگی دارند و «پذیرش» خود کنشی موثر و قدرتمند است.

تغییرات اساسی اجتماعی و تمدن سازی‌ها حاصل «پذیرش» همگانی مشکلات و پیدا کردن راه‌حل‌های عقلانی و مشارکت فعالانه جمعی، برای حل آن‌هاست؛ این در حالی است که واکنش‌های روان‌شناختی فاقد قدرت تغییردهندگی هستند.

نظرات

 posting

نخستین اظهار نظر را بفرستید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.