ناظران می‌گویند...

راهی برای توافق هسته‌ای ایران و آمریکا

به روز شده:  14:13 گرينويچ - سه شنبه 08 اکتبر 2013 - 16 مهر 1392

موضوع مذاکره بر سر مسئله هسته‌ای ایران برای اولین بار در دوران جورج بوش، رئیس‌جمهور سابق آمریکا مطرح شد. در آن زمان دولت بوش پیش شرط هرگونه مذاکره‌ای را توقف برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران قرار داده بود. در سال ۲۰۰۸، یعنی پنج سال پس از آشکار شدن برنامه هسته‌ای ایران، آمریکا تقریبا به این نتیجه رسیده بود که اهرمی برای اعمال فشار به ایران ندارد.

در ماه می سال ۲۰۰۸، وزیر دفاع وقت آمریکا، رابرت گیتس، که در زمره استراتژیست‌های برجسته آمریکا نیز به شما می‌رود، گفت: "[ما باید] راهی برای ایجاد یک اهرم [فشار] پیدا کنیم...و پس از آن بنشینیم و با آنها [ایران] صحبت کنیم." آنچه که از آن تاریخ، توسط آمریکا پیگیری شد پیروی از این نظریه بود.

اکنون تحریم‌های سازمان ملل و در پی آن تحریم‌های یک جانبه آمریکا و اروپا اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده اند. بدون شک، در کنار نارضایتی بخش وسیعی از طبقه متوسط شهری از تسلط هشت ساله اصولگرایان تندرو در دوران احمدی نژاد، رفع تحریم‌ها و کاهش فشار اقتصادی نیز یکی از دلایل عمدۀ روی آوردن مردم به حسن روحانی در انتخابات امسال بود.

"آمریکا اصرار دارد که طبق مصوبه های سازمان ملل، که ایران عضوی از آن است، آن کشور باید تا جلب اعتماد جامعه جهانی و پاسخ دادن به ابهامات در مورد برنامه هسته ای اش غنی سازی را متوقف کند"

روحانی در دوران مبارزات انتخاباتی‌اش به نحوی روشن به این مسئله پرداخت. وی گفت: “سانتریفیوژ‌ها باید بچرخد ]اما[ چرخ کارخانه‌ها هم باید بچرخد”.

برای تحقق این امر سدّ بزرگی وجود دارد که ناشی از برخورد دو دیدگاه متضاد در ایران و آمریکاست.

موضع دولت روحانی این است که داشتن فن آوری هسته ای صلح آمیز طبق پیمان‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (اِن پی تی) حق ایران است. موضوع پر مناقشه غنی سازی اورانیوم در مرکز این خواسته قرار دارد. جواد ظریف در مصاحبه چند روز پیش خود با اِ بی سی گفت: "گفتگوها برای بحث در مورد جنبه های مختلف برنامه غنی سازی اورانیوم برگزار خواهند شد. (اما) حق ما برای غنی سازی جای مذاکره ندارد." معنای این سخن، با توجه به انبوه اظهار نظر های دیگری که از سوی مقامات دیگر ایران از جمله شخص آقای روحانی به عمل آمده، این است که ایران حاضر است سطح غنی سازی اورانیوم را محدود کند (مثلا به ۵ درصد)، اما قطع کامل غنی سازی قابل مذاکره نیست. قبول توقف غنی سازی زیر فشار آمریکا، و فراتر از آن اسرائیل، ضربه غیر قابل جبرانی به گفتمان انقلاب و رهبری آن که منادی نفی سلطه خارجی بر مقدرات کشور است خواهد زد. این یک سوی قضیه است.

از سوی دیگر آمریکا اصرار دارد که طبق مصوبه های سازمان ملل، که ایران عضوی از آن است، آن کشور باید تا جلب اعتماد جامعه جهانی و پاسخ دادن به ابهامات در مورد برنامه هسته ای اش غنی سازی را متوقف کند.

منطقی که در پشت این تقاضا وجود دارد چندان قوی نیست. اگر بی اعتمادی به ایران ناشی از پنهانکاری های گذشته است، اینکه دو تاسیسات فردو و نظنز بسته باشند تاثیری در اصل قضیه ایجاد نمی کند. چرا که اگر ایران هم چنان به دنبال فعالیت های پنهانی باشد تعطیلی سایت های غنی سازیِ علنی مانعی برای فعالیت های پنهانی نخواهد شد.

تجربه مذاکرات ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ بر سر مسئله هسته ای ایران نشان می دهد که این فرمول، یعنی توقف سازی تا جلب اعتماد قدرت های جهانی، نهایتا به شکست می انجامد. در آن دوران توقف داوطلبانه غنی سازی توسط ایران، به منظور اعتماد سازی، نزدیک به دو سال به طول انجامید و در حالی که انتهائی برای آن متصور نبود ایران از توافق مزبور خارج شد.

خواست دولت روحانی مشخصا کاهش تحریم ها و در نهایت حذف همگی آن ها است. اما با وجود موضع کنگره آمریکا و مشکلات بوروکراتیک در آن کشور لغو قوانین تحریم آمریکائی، که فشار قابل توجهی را بر اقتصاد ایران می آورد، بسیار مشکل به نظر می رسد. از طرفی آمریکا می خواهد مطمئن باشد که ایران در جریان فعالیت های هسته ای خود به سمت ساخت سلاح منحرف نمی شود.

راه حل میانه ای که می تواند نقطه شروعی برای تحقق خواسته های دو طرف تلقی گردد این است که رئیس جمهور آمریکا از اختیارات خود، که در قوانین مربوط به تحریم ها پیش بینی شده و قابل تمدید هم هستند، استفاده کرده و آن ها را برای مدت محدودی به حالت تعلیق در آورد.

در مصاحبه ای که نویسنده این مقاله در ماه ژوئیه با کنث کتسمن، تحلیلگر ارشد کنگره آمریکا و متخصص مسائل ایران، انجام داد از وی در مورد اختیارات رئیس جمهور برای اعمال معافیت در مورد تحریم ها سئوال کردم. کتسمن پاسخ داد که رئیس جمهور تقریبا در مورد تمام قوانین مربوط به تحریم ها حق در نظر گرفتن معافیت موقت دارد.

"راه حل میانه ای که می تواند یک نقطه شروع تلقی گردد این است که رئیس جمهور آمریکا از اختیارات خود، که در قوانین مربوط به تحریم ها پیش بینی شده و قابل تمدید هم هستند، استفاده کرده و آن ها را برای مدت محدودی به حالت تعلیق در آورد"

این دوران کنار گذاشتن موقت برخی از تحریم ها، همانگونه که در پاره ای از لوایح تحریمی نیز پیش بینی شده، می تواند ۱۲۰ روز باشد. در این مدت ایران می تواند چارچوبی را برای نظارت دقیق بر فعالیت های هسته اش ارائه کند و به اجرا در آورد و در عین حال برای همین مدت کوتاه فعالیت های غنی سازی خود را به حالت تعلیق در آورد.

حکومت ایران و آقای روحانی به این ترتیب قادر خواهند بود که حسن نیت خود را به کشور های جهان و شاید مهمتر از آن به مردم ایران نشان داده و ثابت کنند که با اتخاذ یک "نرمش قهرمانانه" قدم مهم و مثبتی را برای حل بحران برداشته اند.

در صورت موفقیت این طرح کوتاه مدت، دو طرف می توانند برای یافتن راه حل های با دوام و طولانی با یکدیگر مذاکره کنند. از سوئی، از آنجا که این اقدام، موقتی و تنها برای باز کردن باب فرآیند اعتماد سازی بین دو طرف است، در صورت نتیجه بخش نبودن، طرفین می توانند به مواضع گذشته باز گردند.

برای ادامه خصومت همیشه وقت هست، اما فرصت های تاریخی صلح ماندگار نیستند.

*شهیر شهیدثالث روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی ساکن کاناداست که مطالبش در رسانه‌هایی چون المانیتور و الشرق الاوسط منتشر شده است.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 1.

    شايد براي اولين بار در تاريخ روابط ايران و غرب شرايطي فراهم شده كه ميتوان به اتخاذ تدابيري براي مصالحه اميدوار شد. هر دو طرف تجربيات تلخي از انعطاف تاپذيري هم دارند. در سال 1332 ، نه حكومت وقت ايران و نه دول غربي و مشخصا امريكا و انگليس از مواضعشان كوتاه نيامدند. در خرداد سال 1342 دول غربي حادثه 15 خرداد را كه يك قتل عام فجيع بود محكوم نكردند. و سرانجام با شروع اولين جرقه هاي انقلاب اسلامي هيچ دولت غربي انقلابيون را در اول كار جدي نگرفت.
    ايران و غرب در حالي سعي در پيدا كردن راه حلي براي مشكل هسته اي ايران دارند كه تاكنون هيچ سنتي بين دو طرف موجود نبوده است. شايد ادامه ناآرامي هاي مصر ، تير و تار بودن افق حل مسالمت آميز بحران داخلي سوريه و سرانجام نظر مثبت مقامات عربستان نسبت به حكومت دكتر روحاني و نهايتاً گشايش قابل ملاحظه اي در روابط ايران و انگليس ، شايد باعث بشود غرب و ايران ديگر از ادامه كشمكش هاي يك صد سال اخير خسته بشوند و به مصالحه اي كه هر دوطرف را راضي كند تن بدهند.

 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.