ناظران می‌گویند...

نتانیاهو و انجماد در گذشته

به روز شده:  13:56 گرينويچ - شنبه 12 اکتبر 2013 - 20 مهر 1392
نتانیاهو

بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل در مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی

نتانیاهو در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل و مصاحبه با بخش فارسی بی بی سی، مواضعی که به شدت بوی کهنگی می داد را تکرار کرد و عدم درک دقیق خود را از تغییر شرایط ایران و جهان نشان داد.

مواضع تندروانه نخست وزیر اسرائیل، نه تنها به روند برقراری روند صلح و آرامش کمک نمی کند، بلکه بر عکس بر وخامت اوضاع افزوده، شخص نتانیاهو و دولت دست راستی این کشور را در مظان اتهاماتی می گذارد که بنیان آنها در کلام خود رئیس دولت اسرائیل شکل گرفته است.

به عبارت دیگر باقی ماندن در گذشته موجد استدلال هایی می شود که در نهایت بنا بر همان دلائل، بانی این شکل از مفاهمه محکوم به پاسخ گویی است.

بارها از نتانیاهو و هواداران او شنیده ایم که دولت ایران قصد نابودی کشور اسرائیل را دارد. این گروه از مخالفان روند عادی شدن روابط ایران با غرب، به ویژه آمریکا، تلاش دارند از صحبت های نابخردانه بخش هایی از رهبران سیاسی تهران بهانه جویی کرده و دلیلی برای مظلومیت خود بتراشند. در این زمینه می توان به معترضان به موضع گیری های دور از عقل در مورد نابودی یک کشور حق داد. اما اگر بتوان به این بهانه کشوری را در مجامع بین المللی مورد حمله قرار داد، چگونه باید در مقابل دولتی که عملاً مانع از تشکیل یک کشور می شود رفتار کرد؟

در حقیقت این سؤال به رفتار دولت دست راستی اسرائیل اشاره دارد که سال ها است بر خلاف خواست بخش بزرگی از جامعه جهانی حاضر نیست تشکیل کشور فلسطین را به رسمیت بشناسد. اگر طرح شعارهای نادرست نابودی کشور اسرائیل به طور بالقوه وجود یک دولت عضو جامعه جهانی را تهدید می کند، رفتار دولت دست راستی اسرائیل در مقابل طرح دو کشور به طور بالفعل وجود کشور فلسطین را انکار کرده است. کشور فلسطین توسط مجمع عمومی سازمان ملل پذیرفته شده است. گروه چهار جانبه صلح خاورمیانه بر ضرورت تشکیل کشور فلسطین برای مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل اصرار دارد. نزدیکترین شریک اسرائیل، یعنی دولت آمریکا، پذیرش کشور و دولت فلسطین را برای تداوم طرح صلح خاورمیانه ضروری می داند، و وجود این کشور را به امنیت جهانی گره می زند.

نتانیاهو اشاره می کند که دولت ایران گروه های حزب الله، جهاد اسلامی و حماس را تجهیز و تشویق می کند تا به کشور اسرائیل و مردم آن سرزمین آسیب برسانند. این انتقادی است که اتفاقاً بخش بزرگی از اپوزیسیون ایران در مقابل دولت ایران مطرح می کنند. بسیاری از مخالفان دولت ایران اعتقاد دارند که فعالیت های ایران در خاورمیانه، علاوه بر آنکه کمکی به منافع ملی ما نمی کند، فرصت را برای افراطیون و گروه های تندرو مهیا می کند و در آینده دور و یا نزدیک به زیان ایران و ایرانیان ختم خواهد شد. اما نقطه مخالفت با نتانیاهو ممکن است از آنجایی شروع شود که سؤال شود چه کسانی فضایی مناسب پدید آورده اند تا افراطیون و دشمنان صلح در درون حاکمیت جمهوری اسلامی در آن فضا امکان مانور بیآبند. کسانی که خشونت را به درستی در کشور ایران رصد می کنند و از دیدن آنچه بر سر ندا و نداها رفت متأثر می شوند، آیا نمی توانند خشونت های گسترده را در اراضی اشغالی ببینند؟ خشونت هایی که از آنها افراطیونی در ایران فرصت می یابند تا با فرافکنی مشکلات داخلی و با بزرگ نمایی مسئله فلسطین، هم به افراطیون حماس و حزب الله پول و اسلحه برسانند و هم آن که خود را در حاشیه امن قرار دهند.

"نخست وزیر اسرائیل زمانی از تهدید ایران گله و شکایت می کند که خود در مظان اتهام است که با دست زدن به اقداماتی عملاً مردم ایران و حتی کشورهای هم جوار ایران را در معرض مخاطرات هسته ای قرار داده است"

نخست وزیر اسرائیل زمانی از تهدید ایران گله و شکایت می کند که خود در مظان اتهام است که با دست زدن به اقداماتی عملاً مردم ایران و حتی کشورهای هم جوار ایران را در معرض مخاطرات هسته ای قرار داده است. ویروس استاکس نت یکی از این نمونه ها است. اگر چه دولت اسرائیل هیچ گاه به طور رسمی در مقابل این اتهامات موضعی اتخاذ نکرده است، اما بسیاری از کارشناسان مطلع در زمینه بدافزارها، معتقدند که دولت اسرائیل در پیدایش ویروس استاکس نت بی تقصیر نبوده است. حال می توان از آقای نتانیاهو، که ظاهرا بسیاری هم به ایرانیان علاقه مند است، پرسید که اگر این ویروس به وظیفه خود به طور کامل عمل کرده بود، چه کسی مسئول جان ایرانیان و غیر ایرانیانی بود که یا نابود می شدند و یا تا سال های سال رنج می بردند.

آقای نتانیاهو در مقابل تغییراتی که به تدریج در حال شکل گیری است چنان دچار سرگیجه و اضطراب است که در تمام طول سخنرانی خود در سازمان ملل به هیچ مسئله ای جز مشکل ایران اشاره نمی کند. او که از دست دادن احمدی نژاد را نمی تواند تحمل کند، تلاش دارد با لفاظی و شبیه سازی، روحانی را مشابه احمدی نژاد قرار داده، مانع از تکامل حرکتی شود که جنین آن تازه شکل گرفته است. او به درستی می گوید که روحانی تاکنون تنها به وعده و حرف بسنده کرده است. اما به این سؤال پاسخ نمی دهد که مگر طرف های مقابل کاری جز این کرده اند؟ فعلاً هر دو طرف تا قبل از جلسه ژنو به قول و خنده بسنده کرده اند.

اوباما مدتها است که فتوای رهبر ایران در مورد حرمت کاربرد سلاح های کشتار جمعی، از جمله سلاح هسته ای، را شنیده است، اما امروز به یک دلیل روشن به آن اشاره می کند. او نمی خواهد در گذشته باقی بماند. او می خواهد با تغییرات روان و بسیار کوچک، حتی اگر در حد حرف باشد، به جلو بیاید. به همین دلیل است که جان کری به درستی می گوید اگر قدم های روشن از سوی ایران دیده شود، حذف و یا حداقل کاهش فشارها بر علیه ایران امکان پذیر است. به همین دلیل است که کاترین اشتون از کنگره آمریکا می خواهد حداقل تا نشست آتی در ژنو طاقت بیاورد. به همین دلیل است که وندی شرمن که مدت ها خود درگیر مذاکرات هسته ای با ایران است، طالب خویشتنداری از سوی قوه مقننه در آمریکا است.

اما دریغ که نتانیاهو با زمان حرکت نمی کند. او به سان افرادی در داخل ایران، هنوز به دنبال تکرار باورهایی است که دیگر نخ نما شده اند و خریداری در بازار افکار عمومی و دیپلماسی عمومی ندارد. این که کسانی در ایران هنوز بی اعتمادی خود به غرب، و در رأس آن آمریکا، را تکرار می کنند، به خاطر آن است که چون نتانیاهو افکارشان در گذشته منجمد شده است. این جمود به حل مسئله نه تنها کمکی نمی کند بر دشواری راه خواهد افزود. کوبیدن بر طبل بی اعتمادی از سوی هر کسی که باشد از حجم و ارتفاع دیوار بی اعتمادی نخواهد کاست.

طبیعی است که هیچ عاقلی حاضر نیست به کلام بسنده کند و عمل را نادیده انگارد. اما اگر عقل سلیمی کلام زشت احمدی نژاد و شرکایش را نمی پسندید، نمی تواند حداقل کلام پسندیده روحانی را نادیده بگیرد. بعید می دانم که در دنیا کسی به عقل و درایت مردم اسرائیل از جمله نخست وزیر این کشور شک و تردید داشته باشد. هم چنان که به عقل و درایت سایر مردم جهان این باور وجود دارد. اما امید این است که این عدم "ساده لوحی" را با نزدن حرف های پوچ اثبات کنیم.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 36.

    در این اتفاقات پیش امده فقط چهره اصلی اسراییل رو شد. درک نمیکنم چرا اسراییل این همه از ایران متنفر است

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 35.

    من از مردم ایران در تعجبم که چرا نظر سوء راجع به اسراییل دارند و اسراییل را متهم می کنند که ایران را تهدید می کند ؟ آیا عده ای از این عزیزان در حال حاضر اصلاح طلب نما و در اول انقلاب حزب اللهی دو آتشه, یادشان رفته که 35 سال پیش روح الله خمینی بود که اسراییل را غده سرطانی معرفی کرد و کبریت آتشی را روشن کرد که الان دامان ما را گرفته ؟ یادشان رفته در نماز جمعه مرگ بر اسراییل مثل نقل و نبات بر لبانشان جاری می شد ؟ پرچم آتش زدن ها را یادشان رفته ؟ چیزی که برای من جالب است اینکه از اینگونه شعار ها در مقابل کشوری مثل عربستان که میلیارد ها دلار به عراق بعثی کمک کرد و نقش مستقیم در کشتار هزاران جوان ایرانی داشت, داده نمی شود, بلکه به سمت کشوری نشانه می رود که در جنگ ایران و عراق از طریق آن به ما سلاح می فروختند. و از آن سوال برانگیزتر اینکه مردم ما به خود زحمت نمی دهند که ببینند چرا و به چه علتی کشور دیگری با ما خصومت دارد ؟ خصومت فعلی اسراییل با ما نتیجه مستقیم اعمال عده ای از خود مردم ماست که بدون فکر کردن به عواقب عملشان, 35 سال پرچم آتش زدند و مرگ بر گفتند و غده سرطانی برکندند و به قدس از راه کربلا رفتند و از صحنه روزگار محو کردند, ولی حالا مدعی صلح و دوستی هستند و اسراییل را متهم به آتش افروزی می کنند.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 34.

    اول از همه به دولت جمهوری اسلامی تبریک می گویم که با 3 دهه تبلیغات ضد اسراییلی, تنها متحد و هم پیمان احتمالی ایران در مقابل اعراب در منطقه بعد از ترکیه را به دشمن تبدیل کرد و بسیار زیرکانه اسراییلی که کاری نه به جمهوری اسلامی و نه به ایران داشت را به عنوان تهدید معرفی کرد و در عوض کاسه داغتر از آش برای اعرابی شد که همواره خطر بالقوه برای ایران چه در زمینه سیاسی - اقتصادی و چه در زمینه نظامی ( کم نبودند فلسطینی ها و دیگر اعرابی که به عراق در جنگ با ایران کمک کردند, چه کمک نظامی و انسانی, چه مالی ) بودند و هستند.
    من از کار دولت ایران در تعجب نیستم, این رژیم همواره به یک لولوی سر خرمن برای به گردن انداختن تقصیرها و تنش آفرینی احتیاج داشته و احتیاج هم خواهد داشت تا کاستی ها و بی برنامگی هایش را به گردن آن بیاندازد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 33.

    ما با ذهنیت سیاست-گزارانی در روابط بین المللی مواجه ایم که که خشونت، تحریم و براندازی را برای مردم نسخه در نسخه می پیچند و جای نـَقدی نیز برای بررسی افکار و پیآمد عملکرد خویش باقی نمی گذارند. کسانی بر طبل تأئید تحریم‌های فلج‌ کننده می‌کوبند که بر سرنگونی نظام و رژیم در ایران اصرار می ورزند؛ اما جسارت ندارند این را با صراحت مطرح کنند. براي رسيدن به دموكراسي و بهبود روابط ایران و اسرائیل، راهي جز راهـبـُرد اصلاحات نيست؛ چرا که تجربه نشان داده است كه روشهاي خشونت آميز هرگز به دموكراسی بلافصل و به گره گشائی از معضلات مـُـنجر نشده اند. شرایط ایجاب می کند که مبارزات مسالمت آمیز را آینه عبرت خویش در امر پیشبـُرد اصلاحات و در سطح روابط خارجی و منطقه ای کنیم.
    اکنون در ایران و بر بستر شرایط سیاسی-اجتماعی در منطقه؛ عقل سلیم حکم می کند که خواستار انقلاب و براندازی نباشیم؛ بلکه بر امر پیشـبـُرد اصلاحات از طریق مبارزات مسالمت آمیز مدنی پای بفشاریم.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 32.

    نویسنده این مقاله فقط یادشون رفت در انتها عبارت روحانی متشکریم رو اضافه کنند .... این همون بیطرفی بی بی سی هست !

 

نظرات 5 از 36

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.