ناظران می‌گویند...

آیا موافقنامه دوجانبه امنیتی به نفع افغانستان خواهد بود؟

به روز شده:  10:58 گرينويچ - شنبه 19 اکتبر 2013 - 27 مهر 1392

مقامات افغان و امریکایی گفته اند بر سر پیش نویس توافقنامه دوجانبه امنیتی میان افغانستان و ایالات متحده امریکا به توافق رسیده اند. هنوز جزییات این توافق روشن نیست، اما حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان در کنفرانس خبری خود با جان کری، وزیر خارجه امریکا گفت که تصمیم در مورد صلاحیت قضایی امریکا در رسیدگی به جرائم سربازان امریکایی در خاک افغانستان و سپس تصویب این توافقنامه به لویه جرگه محول شده است.

هنوز پیش از وقت است که بتوان به طور قطع گفت که لویه جرگه این توافقنامه را تصویب خواهد کرد. در قانون اساسی لویه جرگه "بالاترین مظهر اراده ملت" خوانده شده اما اعضای این نهاد انتخابی نیستند و رئیس جمهور نفوذ زیادی بر تصمیم گیری آن دارد.

اما توافقنامه چه تاثیراتی بر آینده سیاسی افغانستان خواهد داشت؟ آیا واقعا این سند به نفع افغانستان است؟ پاسخ به این سوالات را می توان در از دو زاویه کلی بررسی کرد.

اول: دستیابی به ثبات از طریق صلح

شکی نیست که افغانستان برای رسیدن به ثبات به یافتن راه حل پایدار سیاسی با طالبان و پایان دادن به خشونت نیاز دارد. دستیابی به این راه حل سیاسی هزینه هایی دارد که حکومت فعلی یا آینده افغانستان باید آنها را شناسایی، و تاثیرات آن هزینه ها در درازمدت را پیشبینی کند.

مسلما شروط حکومت افغانستان برای صلح با طالبان، یعنی قبول قانون اساسی و دست کشیدن از خشونت، عملی نیست. حکومت افغانستان زمانی می توانست چنین شرایطی را مطرح کند که از هر نظر در مقابل طالبان دست برتر می داشت. درحالی که به وضوح چنین نیست.

"مسلما شروط حکومت افغانستان برای صلح با طالبان، یعنی قبول قانون اساسی و دست کشیدن از خشونت، عملی نیست. حکومت افغانستان زمانی می توانست چنین شرایطی را مطرح کند که از هر نظر در مقابل طالبان دست برتر می داشت. درحالی که به وضوح چنین نیست."

بنابراین، حکومت افغانستان باید به فکر دادن امتیازاتی قابل قبول برای طالبان به منظور تشویق آنها به پیوستن به روند صلح باشد؛ این امتیازات می تواند شامل آمادگی حکومت برای بررسی تغییرات مورد نظر طالبان در قانون اساسی باشد و یا تقسیم قدرت با آنها.

با اینحال، امضاء توافقنامه دوجانبه می تواند دستیابی به صلح با طالبان، حتی با دادن امتیاز به آنها نیز دشوار و حتی ناممکن سازد.. گروههای نظامی و شبه نظامی و حتی حکومتهای افغانستان به طور سنتی به شدت تحت تاثیر تفکرات ایدیولوژیک قرار دارند و به سختی حاضرند دست از تفکر خود بردارند.

طالبان نیز همچون گروههای مجاهدین ایدیولوژی خود را ضامن بقاء خود می دانند. این تفکر دگماتیک زمانی پیچیده تر می شود که با عنعنات و باورهای قبیله ای و فرهنگی تلفیق شود.

طالبان از قبل اعلام کرده اند که تا زمان خروج کامل نیروهای غربی از افغانستان، دست از جنگ نخواهند کشید. این ادعا را با توجه به تجربه هایی که افغانستان از ریشه و عوامل اختلافات و منازعات میان گروههای مجاهدین داشته، باید جدی گرفت.

امضاء توافقنامه دوجانبه امنیتی میان که اساس حضور دوامدار قوای خارجی و بخصوص نیروهای ویژه امریکایی و ادامه عملیاتهای ضدتروریستی آنها در خاک افغانستان است، می تواند طالبان را به ادامه جنگ تشویق کند. دشوار است بتوان دلیلی آورد که شورشیان در چنین شرایطی حاضر به گفتگو با دولت افغانستان باشند.

ادامه جنگ و تاثیرات آن بر افغانستان

تداوم شورشها تاثیرات به هم مرتبط پیچیده ای دارد که اولین تاخیر جدی در دستیابی به ثبات سیاسی و عادی شدن وضعیت افغانستان است. ادامه درگیر بودن قوای مسلح افغانستان در جنگی فرسایشی با شورشیان، فرصت تمرکز قوای پولیس و اردو بر وظایف اصلی و نقش اصلی آنها در ساختار یک حکومت را از آنها می گیرد.

تبعات دوام این جنگ بر اقتصاد و سرمایه گذاری در افغانستان را نباید دست کم گرفت؛ علاوه بر آنکه، غیاب جریان مشخص انکشاف اقتصادی در کنار تداوم جنگ فرسایشی به ناامنی ناشی از جنایات سازمان یافته نیز دامن می زند. نمونه های افزایش ناامنی های مرتبط با گروههای جنایتکار را می تواند در هرات و برخی دیگر از ولایات مشاهده کرد.

این وضعیت بخصوص با توجه به اینکه قوای پولیس افغان، به جای تمرکز بر انفاذ قانون و حفظ نظم اجتماعی، مشغول جنگ با شورشیان هستند، می تواند تشدید یابد.

گذشته از آن پاکستان به دلایل مختلف از ادامه حضور نیروهای غربی در افغانستان خشنود نیست. امضاء توافقنامه امنیتی دوجانبه با امریکا می تواند پاکستان را از همچنان از همکاری جدی با افغانستان برای ایجاد ثبات در این کشور بازدارد.

به این صورت می توان استدلال کرد که امضاء توافقنامه امنیتی در کنار نکات مثبت آن، ظرفیت آن را دارد که باعث ادامه چرخه باطل خشونت در افغانستان شود.

بدیل توافقنامه امنیتی

"خروج کامل نیروهای غربی از افغانستان چالشهای فراوانی فراروی این کشور قرار می دهد. اما ظرفیت این را هم دارد که فرصت صلح پایدار را به دست دهد. اگرچه نمی توان کاملا خوشبین بود که خروج کامل قوای خارجی می تواند طالبان را تشویق به صلح کند، اما این واقعیت را نباید دست کم گرفت که در آن صورت بهانه اصلی جنگ طلبی طالبان از بین می رفت."

خروج کامل نیروهای غربی از افغانستان چالشهای فراوانی فراروی این کشور قرار می دهد. اما ظرفیت این را هم دارد که فرصت صلح پایدار را به دست دهد. اگرچه نمی توان کاملا خوشبین بود که خروج کامل قوای خارجی می تواند طالبان را تشویق به صلح کند، اما این واقعیت را نباید دست کم گرفت که در آن صورت بهانه اصلی جنگ طلبی طالبان از بین می رفت.

حکومت افغانستان هم در غیاب نیروهای خارجی در شرایط بهتری از نظر مذاکره با طالبان و بررسی درخواستهای آنها برای صلح قرار می داشت. صلح با طالبان حتی در این شرایط نیز هزینه هایی خواهد داشت، اما بهرحال، درایت و مدیریت صحیح سیاسی می توانست تبعات منفی چنین هزینه هایی را به حداقل برساند و ضامن پایداری صلح باشد.

رسیدن به ثبات سیاسی و اجتماعی درازمدت و واقعی در افغانستان حتی بعد از توافق صلح هم سالها زمان می برد. اما مسیری کم ریسک تر می توانست باشد.

بدیل توافقنامه امنیتی این می توانست باشد که حکومت افغانستان در طول سالهای گذشته ایالات متحده و سایر متحدان غربی و در کل جامعه بین المللی را متقاعد کند که به کمکهای نظامی و انکشافی خود به این کشور ادامه دهند، اما سربازان خود را به طور کامل خارج سازند.

حکومت افغانستان در طول سالهای گذشته باید با مبارزه جدی بر ضد فساد اداری و معرفی مکانیزمهای شفاف چگونگی مصرف کمکهای مالی جهانی به کشورهای کمک کننده ثابت می کرد که قادر است منابع مالی کمک شده را برای بهبود وضعیت زندگی مردم افغانستان و نیز خروج تدریجی این کشور از بحران جنگ و ناامنی مصرف کند.

در حال حاضر اما، بعید است جامعه بین المللی حاضر باشد در این زمینه به ظرفیت و توانایی دولت افغانستان اعتماد کند.

دوم: دستیابی به صلح از طریق اقتدار مشروع

در شرایط فعلی، افغانستان چاره ای جز امضاء توافقنامه امنیتی ندارد. چرا که اگر قوای خارجی در نتیجه امضاء نشدن توافقنامه امنیتی از افغانستان خارج شوند، این احتمال به طور جدی وجود دارد که به تعهدات مالی خود عمل نکنند و در نتیجه، افغانستان قادر به پرداخت هزینه های قوای مسلح نباشد؛ موضوعی که می تواند باعث تشدید ناامنی ها و بدتر شدن وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این کشور شود.

اما امضاء توافقنامه نیز به خودی خود باعث بهبود وضعیت امنیتی نخواهد شد. دوام حضور قوای خارجی در افغانستان، در کنار پیامدهای احتمالی منفی خود، فرصتهایی ارزشمند نیز به وجود می آورد. در صورتی که حکومت فعلی و آینده افغانستان بتواند این فرصت ها را شناسایی کند و از آنها برای گسترش اقتدار مشروع دولت حداکثر استفاده را ببرد، می تواند تبعات منفی احتمالی را که ذکر شد خنثی سازد.

حتی دستیابی به صلح پایدار نیز از طریق گسترش اقتدار مشروع حکومت ممکن است؛ حکومت افغانستان باید مبارزه جدی با فساد گسترده اداری را در اولویت خود قرار دهد و از این طریق اعتماد جامعه جهانی و اعتماد مردم را به طور شایسته به خود جلب کند. کاهش فساد رابطه مستقیمی با بهبود اجزا اصلی حکومتداری و انکشاف اقتصادی و حکومتداری بهتر دارد. اینها به خودی خود می تواند در جلب رضایت شهروندان افغان و در نتیجه حمایت آنها از حکومت نقش چشمگیری داشته باشد.

"حتی دستیابی به صلح پایدار نیز از طریق گسترش اقتدار مشروع حکومت ممکن است؛ حکومت افغانستان باید مبارزه جدی با فساد گسترده اداری را در اولویت خود قرار دهد و از این طریق اعتماد جامعه جهانی و اعتماد مردم را به طور شایسته به خود جلب کند. کاهش فساد رابطه مستقیمی با بهبود اجزا اصلی حکومتداری و انکشاف اقتصادی و حکومتداری بهتر دارد."

حضور ناتو در قالب ماموریت جدید این سازمان تحت عنوان "حمایت قاطع" که هدف از آن "آموزش، مشاوره و مساعدت" به قوای مسلح افغانستان است، فرصتی ارزشمند و مهم برای این نیروها جهت ورزیده تر شدن آنهاست. قوای امنیتی افغانستان با استفاده از این فرصتها می توانند فشار نظامی بر روی شورشیان را افزایش دهند.

از سوی دیگر، حکومت افغانستان با برنامه ریزی خوب و عملی ساختن آن می تواند عزم خود برای مبارزه با فساد و بهتر ساختن نظام حکومتداری به نمایش بگذارد. این امر می تواند در جلب کمکهای بیشتر نظامی و اقتصادی موثر باشد.

همه اینها در کنار یکدیگر می تواند اقتدار مشروع حکومت را در افغانستان تقویت کند و آن را در عمل در موضعی برتر نسبت به شورشیان قرار دهد. در آن صورت است که حکومت فعلی یا آینده می تواند با باز گذاشتن گزینه صلح در کنار برتری نظامی و امنیتی، طالبان را وادار کند که به روند صلح بپیوندند.

گذشته از آن، گسترش اقتدار مشروع حکومت، به افغانستان کمک می کند که از جایگاه بهتری در معادلات منطقوی قرار گیرد. در آن صورت است که این کشور می تواند از موضع یک کشور مستقل و نسبتا قدرتمند با همسایگان خود وارد گفتگو شود و از منافع خود دفاع کند.

با آنکه طبیعتا در موافقتنامه حداقل بخشی از خواسته های حکومت افغانستان در نظر گرفته می شود، اما انگیزه اصلی این توافق دوجانبه منافع ملی امریکاست تا منافع ملی افغانستان. این افغانها هستند که باید از فرصتهای ایجاد شده در نتیجه امضاء این موافقتنامه حداکثر بهره را ببرند.

منافع امنیتی ایالات متحده امریکا (و دیگر کشورهایی که در قالب مامویت جدید ناتو باقی خواهند ماند) ایجاب می کند که در افغانستان حضور داشته باشند و هزینه های این حضور را نیز متقبل شوند. اما این سند به خودی خود متضمن امنیت و ثبات افغانستان نخواهد شد.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 5.

    توافقنامه امنیتی در حقیقت سند استعمار افغانستان توسط امریکا خواهد بود. امیدوارم با پایمردی و مبارزه طالبان این سند به سرانجام موفقی نرسد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 4.

    در این بررسی یک واقعیت بسیار مهم ندیده گرفته شده است ، اختلاف نظرها و درگیریهای خشونت باردر افغانستان صرفا سیاسی ویا اایدئولوژیکی نیست ، فراموش نکنید در آمد حاصله از مواو مخدر تولید شده در افغانستان بر حسب قیمت فروش این مواد در بازارهای خارج از این کشور سالیانه سر به صدها میلیارد دلار میزند ، تمام گروهای درگیر در افغانستان چه بخشی از جنگ سالاران افغانی و سیاستمداران با نفوذ افغانی وچه کشورهای خارجی در گیر در این کشور بخصوص پاکستان و عمدتا ارتش پاکستان به این آسانی از پول باد آورده این تجارت مرگبار چشم پوشی نمیکنند ، وقتی سطح زندگی در کشورهای افغانستان و پاکستان را در نظر بگیرید مفهوم ارزش تریاک افغانستان را بخصوص برای ژنرالهای پاکستانی و جنگ سالاران افغانی بهتر درک میکنید ، در سال ۲۰۱۲ نزدیک به ۷۴ در صد تریاک تولیدی جهان در افغانستان تولید شده که بخش بزرگی از آن در پاکستان به هروئین تبدیل شده ، در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۵۰ هزار هکتار زمین در این کشور زیر کشت خشخاش بوده و فراموش نکنیم که افغانستان از تولید کنندگان عمده حشیش نیز هست ، بقیه در گیریها در افغانستان بهانه ای بیش نیست ..

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 3.

    موافقت أفغانستان باامريكا 100% بنفع أفغانستان است ١ دلجمي طالببان از به قدرت رسيدن دوبار ٢ دلجمى پاكستان از خواب ديدن عمق استراتيژيك در أفغانستان ٣ تثبيت جغرافيا يي أفغانستان ٤ دلجمى مردم از جنگ و خانه جنگى ٥ محيا شدن شرائط وفضاى صلح واقعى. ٦ محيا شدن إمكانات باز سازى ٧ مساعد شدن إمكانات تعليم وصدها مسائل ديگر

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 2.

    موافقت نامه امنيتي بين افغانستان و امريكا تحت شرايطي به نفع مردم افغانستان است. شرط اول تعميق دموكراسي در افغانستان است. مردم اگر مطمئن باشند كه كميسيون انتخابات مستقل است و از راي آنها به خوبي پاسداري ميكند، طالبان و يا هيچ نيروي ديگري نميتواند جلوي توسعه افغانستان رابگيرد. انتقال قدرت بايد به شكل مسالمت آميز و قثاوني در افغاسنتان انجام پذيرد. احزاب سياسي با ريشه هاي مردمي و همه گير ( نه مختص اقوام و اقليتهاي بخصوص) بايد در افغانستان ريشه يابند. با وجود همه اينها كه بايد به دست خود افغانها صورت بگيرد در ان صورت پيمان امنيتي امريكا و افغانستان به نفع مردم خواهد بود و گرنه در نهايت چيزي مثل پيمان همكاريهاي نظامي ايران و امريكا 1956 خواهد شد كه عملاً در تحولات داخلي ايران بي تاثير بود.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 1.

    امیدوارم توافقنامه دوجانبه افغانستان و ایالات متحده امریکا به توافق برسد و امیدواریم حکومت افغانستان باید مبارزه جدی با فساد گسترده اداری را در اولویت خود قرار دهد و از این طریق اعتماد جامعه و خدا کند حامد کرزی درمقابل امضاتو افقنامه صرف منافع شخصی و قومی خود را بالای امریکایان بقبولاند
    بفکر من کرزی صرف بفکر قوم پرستی و حزب پرستی است

 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.