ناظران می‌گویند...

فرصت‌های جامعه مدنی و تصمیم حاکمیت

به روز شده:  17:23 گرينويچ - جمعه 25 اکتبر 2013 - 03 آبان 1392

تحول خواهان که طیف گسترده ای را تشکیل می دادند، در انتخابات ۸۸ بسیار به یکدیگر نزدیک شدند

بررسی شرایط و فضایی که منجر به حوادث پس از انتخابات ۸۸ و تولد حرکتی مردمی به نام جنبش سبز شد، و هم چنین فضای سیاسی- اجتماعی کشور پس از گذشت مدتی از اعتراضات خیابانی بخش های زیادی از مردم، به طور قطع باعث می شود که در تشخیص فضای سیاسی- اجتماعی کنونی به تحلیل واقع بینانه تری دست پیدا کنیم.

اما در کنار این مهم، می توان میانبری از پیش از ۸۸ به پس از ۹۲ بزنیم و بخش هایی از این مقطع تاریخی را به هزار و یک دلیل چون جعبه های سیاه تصور کنیم.

بخش اقتدارگرای نظام جمهوری اسلامی از زمان دولت خاتمی تصمیم گرفت تا بساط برخی مباحث در سپهر سیاسی- فرهنگی جامعه را برچیند و در این میان، با پس گرفتن آزادی های نیم بندی که در زمان دولت خاتمی با همت بسیاری از فعالان عرصه مدنی ایجاد شده بود، فضای اختناق را هرچه بیشتر به پیش ببرد.

لذا از سالهای ۷۸-۷۹ این پروژه کلید خورد و گاه آرام و خزنده و گاه جهادی و انقلابی، عرصه را بر کوشندگان عرصه مدنی تنگ تر کرد. پس از انتخابات ۸۴ و روی کار آمدن احمدی نژاد، فرصت برای حملات عریان تر فراهم بود و فشار بر فعالان سیاسی- فرهنگی شتاب بیشتری به خود می گرفت.

تحول خواهان که طیف گسترده ای را تشکیل می دادند، در انتخابات ۸۸ بسیار به یکدیگر نزدیک شدند و اکثر قریب به اتفاق به این نتیجه رسیدند که تنها راه چاره برای مقابله با فشار روزافزونی که حاکمیت بر آن ها روا می دارد و تغییر سیاست های نادرست سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بین المللی دولت محمود احمدی نژاد و حاکمیت آیت الله خامنه ای، شرکت در انتخابات است و باید فردی را بر کرسی ریاست جمهوری نشاند که بتواند در امر اصلاح این سیاست ها یاریگر تحول خواهان باشد.

بستر تغییر و اصلاح از طریق انتخابات بار دیگر در بوته آزمایش قرار می گرفت و اینگونه می نمود که همه چیز برای تغییر و تحول آماده است. اما در پی اعتراض گسترده به نتیجه انتخابات و تائید شورای نگهبان بر پیروزی نامزد مورد حمایت حاکمیت، عده ای کشته شدند، حجم وسیعی از فعالان سیاسی- فرهنگی و مردم بازداشت و متحمل احکام سنگین شدند، جمعیت زیادی مجبور به ترک وطن گشتند و دو تن از نامزدهای انتخابات، میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه همسران شان به حصر غیرقانونی خانگی در آمدند.

این روند تقریبا بر همگان آشکار است و نگارنده قصد دادن اطلاعات جدیدی در این مورد را ندارد. اما هدف این است که در یک نگاه کلی اینگونه در نظر بگیریم که حاکمیت جمهوری اسلامی به هر دلیلی تصمیم گرفت تا اجازه ندهد که تحول خواهان بتوانند از طریق انتخابات و صندوق رای سیاست های حاکم را به چالش بکشند و تغییر دهند. در نتیجه زمین بازی را عوض و در این مسیر هزینه های گزافی بر جامعه تحمیل شد.

ضمن آنکه پیش بردن سیاست های نادرست قبلی در زمینه های داخلی و خارجی نیز هر روز زندگی را بر مردم سخت تر و تلخ تر می کرد.

نکته مهم در این میان اما عدم شناخت و تحلیل درست از شرایط میان فعالان جامعه مدنی از یک سو و رهبران جنبش سبز از سوی دیگر بود. صد البته که این سردرگمی و بهت، برای کسانی که هیچ گاه چنین شرایطی را در نظر نگرفته بودند امری طبیعی بود. بسیاری از پیشنهادهای بدون کار کارشناسی به مرحله عمل می رسید.

سازماندهی نیروهای معترض یکی از سخت ترین کارها بود، امری که از حیاتی ترین شرایط پیروزی به شمار می رود. جایگاه رهبران جنبش سبز هر روز با وضعیت متفاوتی رو به رو بود و رهبران جنبش از یک سو خود را رهبر نمی خواندند و از سوی دیگر در موقعیتی متفاوت و منحصر به فرد نسبت به همه کنشگران دیگر قرار داشتند. فعالان جنبش برای معضل تلویزیون و سناریوسازی های آن برای مردم به منظور در دست گرفتن فضای اذهان عمومی و ایجاد جو ترس راه حلی نداشتند و از نظر قدرت رسانه ای در رنج بودند.

مجموع این عوامل که همگی ناشی از عدم تجربه این شرایط بود به همراه عواملی دیگر، باعث شد تا حاکمیت با اعمال خشونت، عرصه را از تحول خواهان تا حدودی پس بگیرد که احساس خطر آنی نکند.

پس از گذشت چهار سال از انتخابات ۸۸ و حوادث تلخ آن، بار دیگر حاکمیت جمهوری اسلامی تصمیم گرفت تا از شدت فضای سرکوب و اختناق کم کند. شاید در اولین نگاه لازم باشد تا ساعت ها در مورد دلایل این عقب نشینی، صحت و سقم آن، اندازه و ابعادش به بحث بنشینیم و تحلیل کنیم اما فارغ از نتایجی که بسیاری از کنشگران مدنی و سیاسی گرفته اند که گاه متناقض و متضاد هم هستند و بدون خدشه ای به کلیت موضوع، این بخش از بحث را در جعبه سیاه می گذاریم و اینگونه تصور می کنیم که نظام جمهوری اسلامی و آیت الله خامنه ای "به هر دلیلی" تصمیم گرفته است تا در سیاست های داخلی و خارجی اش تغییری رخ دهد. پرسش مهم اما این است که پس از این تصمیم و نتایج حاصل از آن، کوشندگان جامعه مدنی می بایست به چه مواردی دقت کنند؟به عقیده نگارنده، مهم ترین کاری که جامعه مدنی در فضای کنونی باید به آن بیندیشد، سازماندهی نیروهای تحول خواه و تقویت سازمانی جامعه مدنی است. به گواهی تاریخ، هیچ امری برای ایجاد تغییر سودمند تر از داشتن سازماندهی و تشکیلات منسجم نبوده است.

از ویژگی های یک تشکیلات قوی این است که با داشتن تحلیلی درست از شرایط و با استفاده از حداکثر خردگرایی، حداقل هزینه را تحمل کند و بهترین نتایج را با کمترین هزینه بگیرد.

اما در این میان یادآوری یک نکته ضروری است. همانگونه که تاریخ نظام جمهوری اسلامی تا کنون نشان داده است، فضای سیاسی- اجتماعی کشور و حال و روز جامعه مدنی، بسیار متاثر از تصمیم های نظام بوده است.

همانطور که زمانی نظام به هر دلیلی تصمیم گرفت تا خشونت را معنایی جدی ببخشد، طبیعتا دور از ذهن نیست که همین نظام، پس از تصمیم اخیر برای تلطیف فضای امنیتی، تصمیم بگیرد تا بار دیگر کشتیبان را سیاستی دگر بیاید و به فکر پس گرفتن هر آنچه باشد که برای مدتی جامعه مدنی به دست آورده است.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 4.

    سران جمهوری اسلامی تصمیم گرفته اند که دست از شعار مرگ بر آمریکا بردارند و به هویت ضد آمریکایی خود پایان دهند ولی همچنان هویت ضد اسرائیلی خود را حفظ کنند (مانند بسیاری از کشورهای عربی) از این جهت حکومت اسلامی در یک پیچ تغییر استراتژیک قرار دارد و تمام مخالفین سرنگونیش مانند "اصلاح طلبان" که بعضیهاشان از طنز روزگار خود را چپ یا سابقا چپ می نامند، کلی دعا و نذر کرده اند که جمهوری اسلامی به سلامت از این پیچ بگذرد و سرنگون نشود. این ساده لوحیست اگر اینک که جمهوری اسلامی در بدترین دوران حیات ننگینش قرار گرفته، فشار و توقعات را از روی رژیم کم کرد تا مبادا به امثال "رئیس جمهور با تدبیر" بر نخورد. جمهوری اسلامی زمانی حاضر به امتیاز دادن است که مجبور شود. پس هرگروه ویا فرد سیاسی که ریگی به کفش نداشته باشد و واقعا خواهان آزادی سیاسی در ایران باشد، توقعات و فشار را بر سران نظام افزایش می دهد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 3.

    با تشكر از راهنماييهاي جنابعالي ،نا گفته نماند نظام حاكم از همه اين ترفند ها به خوبي آگاه است.نيروي معترض هيچگاه مجال آن انسجام مورد نظر را نخواهد داشت و تنها به اعتراضات پراكنده و البته آسيب خور متوسل است نظام دانش سركوب چين و روسيه را در پرونده دارد بعلاوه تجربه اي كه خود اندوخته ،آن كشورها با داشتن مثلا دموكراسي نيم بند ميتوانند جامعه خود را كنترل كنند ،ما كه جاي خود داريم.اين گونه اظهار نظر هاي دور از واقعيت ديگر ملال آور شده

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 2.

    جای بسی خوشحالی است که نوشته ای بسیار متقن و منطقی در بی بی سی فارسی بدون اشتباهات املایی و انشایی بوسیله نویسنده ای از یک دانشگاه صنعتی انتشار میابد. در حالیکه بزرگانی چون آقایان علیزاده طوسی ومسعود بهنود - که با قلم او از زمانیکه در فردوسی مینوشت آشنا بوده ام - مطالبی دارای غلط چاپ میشود. چه خوب بود اگر آقای بهنود بررسی روزنامه های امروز را مرور دوباره میکردند! مرحبا آقای ترکاشوند. اگر دانشگاه های ایران چنین دانش آموختگانی تربیت میکنند - حتا یک درصد - به اینده ایران میتوان امیدوار بود.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 1.

    کاملادورازذهن هست که اگرتصورکنیم که روزی روزگاری حاکمیت ج ا(برای تلطیف فضای امنیتی، تصمیم بگیرد تا بار دیگر کشتیبان را سیاستی دگر بیاید و به فکر پس گرفتن هر آنچه باشد که برای مدتی جامعه مدنی به دست آورده است.)
    کاکو؛جان برادراین حکومت الله برزمین هست برگ چغندرکه نیست

 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.