ناظران می‌گویند...

امنیتی ساختن پرسش کرد در ایران

به روز شده:  13:26 گرينويچ - چهارشنبه 30 اکتبر 2013 - 08 آبان 1392

هنگامی که برای ادامه تحصیل راهی تهران شدم، اولین شب خوابگاه را با جوانی از نواحی مرکزی ایران سپری کردم. در حالی که ساعت ٤ نصف شب بود. اما چراغ اتاق هنوز روشن بود.

بالاخره طاقتم سرآمد و از دوستم خواستم لامپ که اتاق را خاموش کند. اما در مقابل با حالتی از ترس و اضطراب از من پرسید، راست است که کردها سر می برند؟

بیان تجربه مذکور نشان از این دارد که وجود کردها تا آن اندازه امنیتی شده که نه تنها حاکمیت آن را برای خود تهدید می داند، بلکه چنان نشان داده شده که تهدیدی برای شهروندان عادی هم به نظر برسد.

امروز بعد از تقریبا یک دهه و نیم از آن روزها، ایران وارد دوران تازه ای از حیات سیاسی خود می شود. دوره ای که دولت جدید، وزیر اطلاعات محمد خاتمی را مسئول رسیدگی به خواسته هویت‌های سرکوب شده یا قومیت ها می کند. انتخاب علی یونسی اما سئوالات جدیدی را مطرح کرده است.

قبل از هر چیز کردها از خود می پرسند که آیا حیات انسانی و سیاسی ما همچنان در حوزه امنیتی قابل تعریف است؟ آیا نیروهای مرکزنشین همچنان کردها را عاملی ضدامنیتی می دانند؟ آیا هرگونه راهکاری جهت پاسخگوئی به خواسته هویت‌های غیر رسمی باید از دالان‌های وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی عبور کند؟

عمده نظریات مربوط به امنیت در حوزه علوم سیاسی و روابط بین الملل حول مفهوم دولت و ملت شکل گرفته اند. در جائیکه دولت عامل امنیت فرض می شود در مقابل ملت بنای مشروعیتی این امنیت را تضمین می کند. چنین نگرشی دولت و ملت را حول مفهومی به نام " امنیت ملی" گرد هم می آورد.

"قبل از هر چیز کردها از خود می پرسند که آیا حیات انسانی و سیاسی ما همچنان در حوزه امنیتی قابل تعریف است؟ آیا نیروهای مرکزنشین همچنان کردها را عاملی ضدامنیتی می دانند؟ آیا هرگونه راهکاری جهت پاسخگوئی به خواسته هویت‌های غیر رسمی باید از دالان‌های وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی عبور کند؟"

در دنیای امروز که عصر جهانی شدن نام گرفته، هنوز این مفهوم بنای بسیاری از سیاست‌های داخلی و خارجی است. اما فارغ از رهیافت کلاسیک از خوانش امنیت که آنرا حقیقتی همیشگی معرفی می کند، آیا می توان به سازوکار امنیتی ساختن پرداخت؟ به این معنا که آنچه ما بر آن بر چسب امنیتی می زنیم، برخواسته از سازوکاری زبانی است که از این طریق مکانیسم خودی و غیرخودی را تعریف و بازتعریف می کند.

از طرف دیگر می توان اینگونه استدلال کرد که مفهومی به نام امنیت، معنای خارجی ندارد، بلکه تنها رابطه ای میان فرد امنیتی ساز و مخاطبان او است.

با در نظر گرفتن فرض مذکور نگاهی به روند امنیتی ساختن پرسش کرد در ایران خواهیم انداخت تا به این سئوال اساسی جواب دهیم که آیا کردها عامل ضدامینتی هستند یا چنین برچسبی برآمده از بازیگران امنیت ساز است؟

تجربه های شخصی مشترک نشان می دهد که آنچه نیروهای امنیت ساز در صدد اشاعه آن هستند می تواند در کوچکترین سطح جامعه که فرد باشد هم دیده شود.

پس جدا از نظام فکری حاکم، افکار عمومی یک کشور هم می تواند به همان نسبت در تعریف و بازتعریف مفهوم امنیتی ساختن از دیگری نقش ایفا کند.

در دوران پهلوی مفهومی از امنیت به جامعه القاء شد که در آن پروژه دولت-ملت سازی از بیشترین نقش برخوردار بود. روند مذکور با انقلاب اسلامی صورتی ایدئولوژیک به خود گرفت.

در واقع روندی که حول دستگاه حاکم در مسیر دولت-ملت سازی سازماندهی شده بود، صورتی مقدس و مذهبی به خود گرفت.

شهروندانی که ایران برای آنها ماهیتی هویتی (به معنای سرزمینی) به خود گرفته بود، با آمدن جمهوری اسلامی صورتی متافیزیکی از سرزمین برایشان معنی شد که ارض موعود ( امام زمانی) است.

با مرور شرایط مذکور نقش نیروهای امنیتی ساز، حول زمینه ای که باید امینتی شود، آشکار می شود. در این میان تنها سوژه امنیتی شده می ماند که در تعامل گفتمان حاکم و جامعه مشخص می شود.

ایران دوران جمهوری اسلامی مملو از نیروهایی است که نقش بارزی در امنیتی ساختن ایفا می کنند. اما زمینه هایی که برچسب امنیتی ساختن صورت کارکردی به خود می گیرد متفاوت است.

به فرض مثال به بسیاری از گروه های مخالف حکومت منافق از خدا بی خبر خطاب می شود. همچنین هویت های سرکوب شده تجزیه طلب و عامل استکبار قلمداد می شوند.

در این میان امکان تسامح و خارج شدن از دایره امنیتی شدن برای گروهای مذکور متفاوت است. برای مثال در انتخابات اخیر بسیاری از نیروهای مخالف حاکمیت به پای صندوقهای رای رفتند و در همان حال رهبر جمهوری اسلامی هم بطور غیر مستقیم امکان گشایش سیاسی را یادآور شد.

اما در مقابل گروهای دیگر سرنوشت مشابهی نداشتند.

توافقنامه احزاب دموکرات و کومله و واکنش جمهوری اسلامی و نیروهای مخالف آن در خارج کشور چنان تند و بی پروا و یکسان بود که گویا هر دو طیف به کردها به عنوان عامل ضدامنیتی نگاه می کنند.

"توافقنامه احزاب دموکرات و کومله و واکنش جمهوری اسلامی و نیروهای مخالف آن در خارج کشور چنان تند و بی پروا و یکسان بود که گویا هر دو طیف به کردها به عنوان عامل ضدامنیتی نگاه می کنند."

پس باید اذعان کرد که بازیگر امنیت ساز در مشخص کردن سوژه امنیتی در داخل و خارج کشور بسیار ماهرانه عمل کرده است.

در این میان حال که علی یونسی سکان رسیدگی به هویت‌های سرکوب شده را در دست گرفته، باید چه انتظاری داشت؟ آیا بازیگر امنیتی ساز در صدد کم رنگ کردن زمینه های امنیتی ساز از هویت‌های مذکور گام برخواهد داشت؟ یا صورت دیگری از سازوکار امنیت سازی را در پیش خواهد گرفت؟

آنچه جمهوری اسلامی در صدد آن است تنها نمونه موجود نیست. اگر نگاهی به عراق دوره صدام یا سوریه امروزی بیندازیم متوجه خواهیم شد که تجربه های فراوانی در منطقه وجود دارد. اما به نظر می رسد که جمهوری سلامی ایران درصدد تجربه راهی است که ترکیه در حال اجرای آن است.

در ترکیه " هاکان فیدان " مسئول اجرای دستور کاری است که حزب عدالت و توسعه جهت پاسخگوئی به پرسش کرد در دستور کار خود قرار داده است. فیدان دارای همان پستی است که قبلا یونسی آن‌را برعهده داشت. اما آیا تجربه مذکور می تواند در ایران جوابگو باشد؟

در ترکیه قبل از آنکه هاکان فیدان وارد عمل شود، نخست وزیر این کشور در صدد برآمد که زمینه‌هایی که سوژه امنیتی را تولید یا بازتولید می کند، تغییر دهد. به عبارتی دیگر صورت گفتمانی دولت-ملت و در نتیجه آن امنیت ملی را تا اندازه ای تغییر داد. پس از این مرحله بود که فیدان به عنوان بازیگر وارد بازی شد تا سازوکار جدیدی را فراهم کند.

اما به نظر می رسد که ایران با بازیگر امنیتی ساز شروع کرده است. به این معنا که صورت گفتمانی که قالب اصلی در امنیتی ساختن است را به کنار گذاشته و بازیگر امنیتی ساز نقش اصلی را ایفا می کند

به هرحال با آمدن روحانی روزنه امیدی جهت گذار از دوران امنیتی ساختن فضای سیاسی پدید آمده است. اما آنچه تا به حال شاهد آن هستیم تنها تغییر گفتمانی است که نقش نیروهای امنیتی ساز در عرصه بین المللی را کم رنگ کرده است.

به قول مصطفی تاج زاده نمی توان فقط در سیاست خارجی از خود "نرمش قهرمانانه" نشان داد و در داخل هیچ گونه اصلاحی انجام نداد.

بخشی از معادله دموکراتیک شدن فضای ایران به هویت‌های سرکوب شده بر می گردد. گذرا دموکراتیک نیاز به تغییر گفتمانی دارد که زمینه های امنیتی ساختن را از بین می برد.

این امر میسر نخواهد شد تا زمانی که هویت های سرکوب شده دینی و قومی از دایره امنیتی شدن خارج شوند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 23.

    جناب فرهاد خان تعریف شما از دموکراسی چیست وکجای تاریخ مبارزات کردها را مطالعه فرموده اید که با این جسارت حرف میزنید .؟ مگر برای سرنگونی رژیم شاه تمامی احزاب کرد متحد خمینی نبودند ؟ ولی همینکه به قدرت رسید به بهانه های واهی اونها رو قلع وقمع کرد ؟ یک شیعه هیچ وقت نباید از دموکراسی حرف بزند چون اعتقاد به ولایت فقیه فقط ایمان به دیکتاتوری محضه نه چیز دیگری..

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 22.

    ما که هر چه تاریخ به قول خودشان مبارزات کردها رو زیر و رو کردیم ،ندیدیم که قدمی در راه آزادی و دموکراسی برای این سرزمین برداشته باشند.هر چه بوده ۲ دلیل داشته ،یا از سر تعصبات مذهبی و یا تحریک خارجی ها برای جدایی. به شرف ایران قسم من خودم کردم و اگه قرار باشه یک وجب از این خاک از دست بره هستی و جانم رو با افتخار فدا میکنم .در ضمن این سخنان شوم هم فقط در بین احزاب ورشکسته و موا جب بگیرشون خریدار داره ،ما که کردیم با کردها زندگی میکنیم از این خبرا نیست.
    هر جا کرد هست ،آنجا ایران است
    مصطفی بارزانی

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 21.

    .... کردها همواره و در همه‌ی زمان‌ها بخش جدایی ناپذیر و اصلی ایران بوده و خواهند بود. این دیگران و بیگانگان سودجو هستند که در پی منافع خویش بر کوس جدایی خواهی می‌کوبند و آن را بزرگ‌نمایی می‌کنند؛ و از سوی دیگر، رژیم جمهوری اسلامی نیز بر این اختلافات دامن می‌زند تا گروه‌های میهن دوست را به بیم تجزیه بیاندازد و اینگونه وانمود کند که اگر روزی در ایران انقلابی به وجود بیاید، به بهای از دست رفتن کیان کشور خواهد بود. اما از ژرفای دل باور دارم و می‌دانم که قلب یک کرد بیشتر از قلب یک فارس برای ایران می‌تپد؛ بارها و بارها دیده‌ام که چگونه یک آذری خود را از تبار و دودمان کورش می‌داند و به آذری بودن و ایرانی بودن خویش می‌بالد و در سوگ سرزمین‌های از دست رفته‌ی قفقاز و اران و شروان و بادکوبه می‌نشیند و آرزوی پیوند دوباره‌ی این سرزمین‌ها را در سر می‌پرورد.
    پس بجای اینکه بازیچه‌ی دست بدخواهان و بیگانگان شوید و با یکدیگر بگومگو کنید، باهم یک دل و یک رنگ باشید و برای بازپس گرفتن حقوق همه‌ی اقوام تلاش کنید؛ و این را بدانید که تا با یکدیگر متحد و همداستان نشویم، خواب آزادی و بازپس گرفتن حقوق پایمال شده‌ی مان را نیز نخواهیم دید.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 20.

    دوستان گرامی؛ چه کسی گفته که کردهای ایران در پی تجزیه طلبی هستند؟ البته در هر جای دنیا گروهای کوچک جدایی خواه که خواسته و یا ناخواسته به سودِ کشورهای سلطه‌جو کار می‌کنند وجود دارند. اما کردهای ایران که بخش جدایی ناپذیر تاریخ و فرهنگ این کشور هستند و با لرها، آذری‌ها و گیلک‌ها هم‌تبار و هم نیا هستند (منظور مادها می‌باشد)، هیچگاه در پی جدایی خواهی نبوده و نیستند. کردهای همه‌ی دنیا پایه‌گذار نخستین شاهنشاهی آریایی در ایران هستند و پایتخت سیاسی و فرهنگی آنان هگمتانه و یا همدان امروزی بوده که در قلب ایران امروزی‌ست. اگر پشتیبانی علمی، سیاسی و جنگاوریِ مادها از کورش نبود، پارسی‌ها هیچ‌گاه نمی‌توانستند شاهنشاهی هخامنشی –  یعنی پدر ایران امروزی  – را پایه‌گذاری کنند. [ادامه دارد]

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 19.

    سروم آقای «علی» (که گویا خطاب به من جمله‌ای نوشتند)، درود بر شما.
    بنده تفاوت قومیت و ملیت را می‌دانم و همچنین سوءاستفاده از واژه‌ی «هویت» برای برساختنِ یک ملت را نیز خوب می‌دانم.
    بنده بسیار باورمندم و که در ایران به کردها ظلم شده (مادر بنده از کردهای سنندج هستند) و به خوبی می‌دانم آنها در شرایط سختی زندگی می‌کنند. بنده باور دارم که کردها و همه‌ی قومیت‌های ایرانی حق دارند که زبان خویش را در مدارس بیاموزند و حق تعیین سرنوشت خودشان را داشته باشند.
    اما ای گرامی! مگر نمی‌بینی که دشمن چگونه از شرایط ناگوار ایران امروز برای ضربه زدن به پیکر این کشور چندین هزار ساله، که اجداد من و تو با کمک یکدیگر آن را ساختند سوءاستفاده می‌کند؟
    بی‌گمانم که اگر در شرایط سیاسی و اقتصادیِ بهتر از این بودیم، همه‌ی کردهای ایران رای به ایجاد کردستان بزرگ و واحد، زیر پرچم ایران را می‌دادند. و همچنین بی‌گمانم که اگر در شرایط سیاسی و اقتصادیِ بهتری بودیم، همه‌ی ترکهای ایران، باز هم رای به ایجاد آذربایجان بزرگ و واحد، زیر پرچم ایران را می‌دادند. چرا که به گواه تاریخ، این نیاکان مشترک ما (مادها و پارسی‌ها و پارت ها) بودند که با همیاری و هم‌زوریِ خویش، کشور ایران را به وجود آوردند و تا به امروز با خون و جان خود، از کیان آن حفاظت کرده‌اند.

 

نظرات 5 از 23

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.