ناظران می‌گویند...

۲۰۱۴ از کابوس تا حقیقت

به روز شده:  18:47 گرينويچ - چهارشنبه 06 نوامبر 2013 - 15 آبان 1392

مردم افغانستان تحت فشار تبلیغات بی مجال رسانه ها، ۲۰۱۴ را سال پایان یک دورۀ نسبتاً آرام و امن در زنده گی خود می دانند.

این دید وقتی قوت می گیرد که مشکلات امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روز افزون از همین حالا راه های پر پیچ و خمی را در برابر سرنوشت آن ها قرار داده است.

انتخابات در پیش رو- تعامل و صف بندی گروه ها و شخصیت های جهادی، جنگ سالار، متنفذین قومی و دینی با تکنوکرات های مدعی دموکراسی و تجدد، در ستادهای انتخاباتی؛ مردم از روی کار آمدن یک دولت کارا، شایسته سالار، پاسخگو و عدالت گستر که مطمئناً در فردای انتخابات ۱۳۹۳ نظام مصلحتی و قوم گرای دیگری را شکل خواهند داد، نا امید و نگران کرده است.

افغانستان پس نزدیک به ۱۳ سال حمایت گستردۀ غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا در عرصه های مختلف با پیامدهای یک دولت ناکام و مدیران بی برنامه دهۀ گذشته، دست و پنجه نرم می کند.

فساد فراگیر و ساختاری، کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر و انسجام دوبارۀ طالبان به عنوان گروه تروریستی بذرهای نامشروع سیاست پردازی های حکومت کابل است که اکنون به ثمر رسیده است.

"افزون بر آن عملکرد های قوم محور، اقتدار طلبانه و منفعت طلبانه صاحبان قدرت بی اعتمادی عمیقی را میان اقشار مختلف مردم و حکومت به وجود آورده که رفع بحران اعتماد با طرح های افغانستان محور به زمان طولانی احتیاج دارد."

جالب اینست که در آستانۀ خروج نیروهای ناتو و انتقال مسئولیت امنیتی به افغان ها، تنها کابل و چند استان بزرگ؛ یعنی هرات، بلخ، ننگرهار، بامیان، قندهار و غور در سایه حاکمیت ضعیف حکومت قرار دارد، در حالی که شاهراه های افغانستان ناامن است و گاهی این حاکمیت لرزان بیش تر از عرض جاده را نمی پوشاند.

در چنین اوضاعی اشرار محلی و تفنگ داران وابسته به جریان های افراطی و تروریستی با سوء استفاده از نبود حاکمیت، شحنه شهر و شهرستان خود می شوند و منطقی است که دیگر خبری از سوژه های چون حقوق بشر، دموکراسی، انتخابات و حقوق زنان که یک مجموعه " فعال جامعه مدنی" در پایتخت و شهرهای بزرگ افغانستان از آن بابت صاحب ثروت های هنگفت شده اند، نیست.

افراطی گری که تا دیروز ویژه افراد خاصی بود و جریان های مشخصی از آن تغذیه می شدند امروز با فعالیت های روز افزون جمعیت اصلاح، حزب التحریر و در تبانی با سایر شبکه های افراطی محلی و منطقه ای بسط و توسعه یافته و ماهانه صدها جوان را در سراسر افغانستان جذب ساختارهای خشونت پرور می کند.

این عوامل روند گذار به دموکراسی را تضعیف و در دراز مدت با چالش های غیر قابل پیش بینی مواجه می کند.

پاکستان و سازمان استخبارات نظامی آن کشور که از گذشته چشم طمع به افغانستان دوخته اند و برپایی یک دولت "دوست" و مطیع که صرفاً "روابط محدود دپیلماتیک با هند" داشته باشد را خواهان اند از این " آرزوهای جاه طلبانه و هژمونیک" دست بر دار نیستند.

آن ها می خواهند دولتی بر سر کار باشد که کمتر افرادی از ائتلاف شمال در آن جای داشته باشد. تمام گفتگو ها در ده سال گذشته با پاکستانی ها در کمک به تامین صلح و ثبات در افغانستان نتیجه مطلوب را نداده است.

افزون بر آن عملکرد های قوم محور، اقتدار طلبانه و منفعت طلبانه صاحبان قدرت بی اعتمادی عمیقی را میان اقشار مختلف مردم و حکومت به وجود آورده که رفع بحران اعتماد با طرح های افغانستان محور به زمان طولانی احتیاج دارد.

"بیم و هراس حضور پایدار آمریکایی ها در منطقه، دورنمای آیندۀ روشن مناسبات دوستانه، سالم و سازنده را با ایران در هاله ای از ابهام قرارمی دهد که حس نیت آشکاری در روابط با افغانستان از خود نشان نداده است."

روابط ما با همسایه غربی نیز، همسانی ها و همگونی های فراوانی با همسایه شرقی دارد.

بیم و هراس حضور پایدار آمریکایی ها در منطقه، دورنمای آیندۀ روشن مناسبات دوستانه، سالم و سازنده را با ایران در هاله ای از ابهام قرارمی دهد که حس نیت آشکاری در روابط با افغانستان از خود نشان نداده است.

آنچه می توانست انجام شود

افغانستانِ پس از سال ها جنگ و منازعه و اقتصاد ضعیف و معلول می توانست با مدیریت صحیح و با بهره گیری از برنامه های اقتصادی راه های خود کفایی و افزایش درآمدها را از طریق وضع مالیات، ترانزیت و استخراج معادن افزایش دهد، که متاسفانه از آرزو های دست نیافتنی باقی ماند.

هر چند تولیدات افغانستان در مقابل هجوم بی رویۀ صادرات خارجی قرار دارد اما دولت کمترین کاری برای حمایت از بازار تولید ملی و حمایت سرمایه گذاران انجام نداد و در نتیجه سبب وابستگی شدید افغانستان به تولیدات خارجی و فقر روبه گسترش در میان مردم شد.

ازین رو مردم نگران ۲۰۱۴ اند؛ آنها به درستی می دانند آنچه برای "حکومت داری خوب" می توانست انجام شود، صورت نگرفت، این ها و دها معضل دیگر، برنامه ریزی و تعهدی می خواهد که راهگشای افغانستان پس از ۲۰۱۴ باشد.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 7.

    با وجود بدبینی های که بعد از 2014 در افغانستان وجود دارد احتمال یک تعادل نسبی بر اوضاع سیاسی و اقتصادی در افغانستان دور از انتظار نیست

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 6.

    مقاله ضعیفی است. با آنکه همه این مباحثی که در این مقاله مطرح شده اند در سطوح متفاوتی واقعیت دارد، اما نویسنده چشم بر خیلی از دستاوردها، فاکتورها و نکات مثبت بسته است. بر خلاف دید نویسنده، می توان به افغانستان درست از زاویه عکس این دیدگاه نگاه کرد:
    اینکه جامعه افغانستان در یک دهه گذشته عمیقا متحول شده و به هیچ وجه آماده برگشت به زیر سلطه طالبان نیست. سطح آموزش و سواد عمومی بالا رفته و گرایش و نگرش اجتماعی افراد حتی در محافظه کار ترین لایه های اجتماعی تغییر کرده است.
    اینکه شبکه درهم تنیده ای از نخبگان سیاسی بر مبنای منافع سیاسی و اقتصادی شکل گرفته و طبعا این نخبگان تمایلی به از دست رفتن وضع موجود ندارند و برای بقای آن تلاش می کنند؛
    اینکه در بخش های آموزش، صحت، بهبود سطح زندگی مردم تغییرات چشمگیر بوده؛
    اینکه طالبان توانایی مانور اندکی برای تبدیل شدن به یک شورش گسترده تر در کشور و به ویژه در مناطق دورتر از خطوط مرزی با پاکستان دارد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 5.

    چه بگویم میدانم نظرم پخش نمی شود ولی میگویم
    اوووووووووووووووووفففففففففففففففففففففففففففففففففففففففف
    هم به میخ می زنید هم به نال

  • اظهارنظر شماره 4.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 3.

    تحلیل بسیار نادقیق.

 

نظرات 5 از 7

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.