ناظران می‌گویند...

چرا نباید سازمان‌های غیردولتی افغانستان را نادیده گرفت؟

به روز شده:  20:30 گرينويچ - چهارشنبه 06 نوامبر 2013 - 15 آبان 1392

هشت سال پیش برای یک نهاد خارجی درباره جامعه مدنی افغانستان تحقیق می کردم. کار آسانی نبود اما هر از گاهی اتفاقاتی می افتاد که از سنگینی کار کم می کرد.

از جمله روزی که پرسشنامه ترجمه شده ای به دستم افتاد و خنده ام گرفت. دارالترجمه واژه سویل سوسیاتی(Civil Society) را جامعه ملکی یا غیرنظامی ترجمه کرده بود.

آن زمان از واژه جامعه مدنی به وسعت امروزی استفاده نمی شد. اما هنوز هم بعضی‌ها در مصاحبه های تلویزیونی به آن جامعه معدنی می گویند.

تعریف جامعه مدنی

جامعه مدنی تعاریف گوناگون دارد و شامل مفاهیمی چون مدینه فاضله، بخش سوم، قلمرو عامه و ... می شود.

در افغانستان تعریفی که از جامعه مدنی ارائه شده آن را متشکل از سازمان‌های ثبت شده غیردولتی، شوراهای محلی، انجمن‌های هنری و فرهنگی، سازمان‌های جوانان و زنان، انجمن‌های متخصصان، اتحادیه‌های صنفی، انجمن‌های تجارتی، سازمان‌های مذهبی- دینی، نهاد‌های خیریه و ائتلاف‌ها است.

نابجاست از تعدد مفاهیم و تلفظ‌های نادرست این واژه نتیجه گیری شود که مفهوم جامعه مدنی و ارزش‌های مدنی در افغانستان سابقه ای پیش‌تر از ۲۰۰۱ میلادی ندارند.

سازمان‌های غیردولتی افغانستان در جریان جنگ‌ داخلی از عوامل موثر ارائه خدمات، بهداشت، آموزش و دیگر کمک‌های بشر دوستانه بودند.

در دهه هفتاد میلادی نیز گروه‌های تحصیل کرد‌گان و فعالان اجتماعی پیگیرانه جهت ارتقای آگاهی‌های سیاسی و مدنی جامعه کار می کردند.

"اما از جمله پیش‌شرط‌های جامعه مدنی پویا، موجودیت نظام سیاسی غیراستبدادی است که براساس اراده مردمی تشکیل شده باشد. نهادهای مدنی نه برای براندازی نظام سیاسی بلکه برای تسهیل مشارکت مردمی در تصمیم‌های عمده مردمی فعالیت می کنند."

اشعر – یا گردهمایی داوطلبانه همسایگان برای انجام کاری که از عهده یک خانواده میسر نیست – همیشه در میان مردم به ویژه روستائیان رایج است و در طول تاریخ گروه‌های مردمی در مبارزات ضداستعماری، سیاسی و اجتماعی نقش مهمی داشته اند.

بدین ترتیب، از زمانی که مردم به شکل یک قشر در جامعه حضور داشته اند جامعه مدنی هم به نوعی از انواع وجود داشته است.

مفاهیم امروزی نهاد‌های مدنی به ویژه غیردولتی، غیرانتفاعی و خیرخواهانه بودن آنها ریشه در آداب و رسوم مردم افغانستان دارد.

جایگاه

اما از جمله پیش‌شرط‌های جامعه مدنی پویا، موجودیت نظام سیاسی غیراستبدادی است که براساس اراده مردمی تشکیل شده باشد. نهادهای مدنی نه برای براندازی نظام سیاسی بلکه برای تسهیل مشارکت مردمی در تصمیم‌های عمده مردمی فعالیت می کنند.

همچنان از ویژ‌گی این سازمان‌ها، تقویت ارزش‌های مدنی است. این ارزش‌ها شامل عدالت، صداقت، نظم، برابری در مقابل قانون، روند قضایی یکسان برای همه، حکومت اکثریت اما با احترام به حقوق اقلیت‌ها، و احترام به خود و دیگران می شود.

به این ترتیب، نهاد‌های مدنی امروزی افغانستان با آمدن حکومت دموکراتیک پس از طالبان رشد بیشتری کرده اند.

امروزه جامعه مدنی در بحث‌های سیاسی توسعه‌ کشور نقش مهمی دارند. در ماه سرطان سال جاری، مسئولین ارشد کشور‌های کمک‌کننده با همتایان افغانی خود جلسه‌ ای برای بررسی پیشرفت برنامه‌های اجتماعی، اقتصادی و امنیتی در کابل داشتند.

آنچه شاید در سطح منطقه بی‌نظیر باشد، مشارکت نمایندگان نهاد‌های مدنی افغانستان در این جلسات بود.

در حقیقت در طول دوازده سال اخیر از جلسه نخست بن آلمان تا اجلاس اخیر توکیو، هیچ گردهمایی چندجانبه دولت افغانستان و جامعه جهانی نبوده که در آن جامعه مدنی نماینده ای نفرستاده باشد، بیانیه ای صادر نکرده باشد و بر روند و برآیند نهایی تاثیرگذار نبوده باشد.

امروزه جامعه مدنی در تصمیم‌های عمده دولتی نیز دخیل است. اخیراً قانون جدید انتخابات تصریح کرده که در کمیته‌ گزینش نامزدان کمسیون انتخابات باید نماینده جامعه مدنی نیز حاضر باشد.

از گزینش اعضای کمسیون‌های مستقل تا مشارکت در جرگه‌های مشورتی در همه جا نمایندگان جامعه مدنی حضور دارند. سفرا و اعضای پارلمان‌های غربی نیز در سفر‌هایشان به افغانستان، دیدار با نمایندگان جامعه مدنی را از دستور کارشان فرو نمی گذارند.

انتقادات

اما طی این مسیر طولانی و پر پیچ و خم برای جامعه مدنی راحت نبوده است. چه در سطح نظری و چه در سطح عملی سازمان‌های مدنی با انتقاد‌های جدی روبرو هستند.

"نتقادها چندلایه اند اما می توان جمعاً چنین دسته بندی شان کرد: نخست اینکه این موسسات باعث چندگانگی در پروژه‌های عامه شده اند، دوم اینکه موسسات از کمک‌ها به نحو موثر استفاده نکرده اند و سوم اینکه موسسات خودجوش نیستند و ناپایدارند."

در حالی که برخی از این چالش‌ها ریشه در عوامل محیطی غیرقابل مهار دارند، کم‌کاری‌های و روحیه انتفاعی برخی از سازمان‌های غیردولتی در گرم کردن تنور انتقادات بی‌تاثیر نبوده اند.

این نوشته بیشتر به انتقاد‌هایی که متوجه سازمان‌های غیر دولتی می پردازد.

انتقادات زیادند اما می توان چنین دسته بندی شان کرد: نخست اینکه این موسسات باعث چندگانگی در پروژه‌های عامه شده اند، دوم اینکه موسسات از کمک‌ها به نحو موثر استفاده نکرده اند و سوم اینکه موسسات خودجوش نیستند و ناپایدارند.

دسته اول انتقادات نگاه شکاکانه به این موسسات است و اغلب توسط مسئولین دولتی مطرح می شود.

آنها این موسسات را زمینه ساز ضعف دولت مرکزی و رقیب آن در کسب کمک‌های بین‌المللی می دانند. با نقد نحوه گزارش دهی و نوع هماهنگی آنها با دولت، منتقدان سازمان‌های غیردولتی را نوعی حکومت در درون حکومت به شمار می آورند.

به قول یکی از سیاستمداران، "دولت ناکام چیست؟ کشوری که در آن "ان جی او" ها نسبت به حکومت قوی‌تر باشند. امروز افغانستان یک دولت ناکام است".

دسته دوم انتقادات که اغلب توسط مردم عادی مطرح می شود ناشی از نارضایتی آنها از پروژه‌های اجرایی و وجود فساد در این موسسات است. شمار کسانی که می گویند موسسات فند (fund,کمک خارجی) را وند (نوعی بازی قمار) می دانند کم نیست.

امتیازات بهتر این سازمان‌ها در مواردی رشک همتایان دولتی شان را به همراه دارد. در مواردی نیز کارمندان دولتی به خاطر مزایای بهتر کارهایی را در این موسسات انجام می دهند که در آن توانا نیستند.

باوجود اینکه برخی از این دسته انتقادات به دلیل ناآگاهی و عدم تفکیک میان شرکت‌های قراردادی و موسسات است، از سوی دیگر، نبود مکانیزم‌های شفاف حسابرسی این سازمان‌ها مشکل را دو چندان می کند.

دسته سوم انتقادات، بیشتر از بعد نظری جایگاه سازمان‌های غیردولتی در افغانستان را نقد می کند

باور کلی این است که ایجاد جامعه مدنی جزئی از پروژه دولت سازی افغانستان است. از این نگاه، نظام سیاسی کنونی افغانستان و مفاهیمی همچون حقوق بشر و جامعه مدنی مفاهیم غربی است.

از آنجا که اکثریت مطلق وجوه مالی این سازمان‌ها را نهاد‌های بین‌المللی می پردازند، استمرار فعالیت‌های سازمان‌های غیردولتی منوط بر تداوم کمک‌های مالی خارجی است.

همچنین منتقدان باور دارند که اتکا به خارجی‌ها باعث شده تا اهداف تامین کنندگان در پروژه‌های اجتماعی و اقتصادی بیشتر از خواسته مردم اهمیت دارد.

"باور کلی این است که ایجاد جامعه مدنی جزئی از پروژه دولت سازی افغانستان است. از این نگاه، نظام سیاسی کنونی افغانستان و مفاهیمی همچون حقوق بشر و جامعه مدنی مفاهیم غربی است."

در جریان یک دهه اخیر، اکثر فعالیت‌ها در ولسوالی‌های (شهرستان های) خاص ولایات (استان های) خاص متمرکز بوده است.

همچنین به حقوق و احتیاجات اقتصادی شهروندان توجه کافی نشده است. این موسسات نتوانسته اند پای خود را از گلیمی که تعریف کنندگان و تامین کنندگان برای آن ها تعریف کرده اند فراتر بگذارند.

بخش دیگر این انتقادها برمی گردد به این مسئله که فعالیت گسترده سازمان‌های غیردولتی باعث تضعیف روحیه داوطلبانه و بی‌باوری نسبت به توانایی‌های درونی جامعه شده است.

به گفته یکی از منتقدان، در برخی نقاط کشور امروز توقع دارند تا برف بام خانه‌های مردم را هم نهادهای مدنی پاک کنند.

جواب انتقادات

از وسعت این انتقادات چنین برمی آید که گویا سازمان‌های غیردولتی بیشتر به زیان افغانستان بوده اند اما شواهد نشان می دهد که این انتقادات منحصراً متوجه به سازمان‌های غیردولتی افغانستان نیست و تا حدودی هم در آن اغراق می شود.

در اکثر جوامع پس از جنگ، میزان توقع مردم از ادارات دولتی و غیردولتی بالاست و پاسخگویی آن همه توقع در مدت کوتاهی میسر نیست.

سی سال جنگ و تاثیرات مخرب آن بر روی اقتصاد و جامعه را نمی توان با یک دهه بازسازی اعاده کرد. حتی پس از سقوط طالبان، بخش‌های بزرگ کشور همچنان درگیر جنگ و قسمت بزرگتر آن آماج حملات هراس‌افکنانه بوده اند.

افزون بر این، توجه جامعه جهانی و دولت افغانستان بیشتر روی فعالیت‌های امنیتی بوده است تا بازسازی و توسعه کشور.

نیرو‌های آمریکایی روزانه قریب ۱۰۰ ملیون دلار را برای اهداف امنیتی به مصرف می رسانند و اکثریت قاطع بودجه دولت افغانستان به مصارف امنیتی اختصاص داده شده است.

از اینرو نمی توان سازمان‌های غیردولتی را که در اغلب موارد نیاز به حمایت امنیتی دولت و کمک مالی بین‌المللی دارند مقصر دانست. اتکای مالی سازمان‌های غیردولتی مشابه دولت افغانستان است.

بیشتر از ۹۰ درصد بودجه توسعه دولت متکی به کمک‌های خارجی است. در کشور‌های توسعه یافته سازمان‌های غیردولتی توسط کمک های ادارات دولتی و خصوصی و مردم تامین می گردد.

تا زمانی که افغانستان در آن موقعیت اقتصادی قرار نگیرد، دشوار است تصور کنیم که سازمان‌های غیردولتی افغانستان مستقل از کمک‌های خارجی بتوانند فعالیت کنند.

"از وسعت این انتقادات چنین برمی آید که گویا سازمان‌های غیردولتی بیشتر به زیان افغانستان بوده اند اما شواهد نشان می دهد که این انتقادات منحصراً متوجه به سازمان‌های غیردولتی افغانستان نیست و تا حدودی هم در آن اغراق می شود."

علاوه بر آن شواهدی وجود ندارد که دال بر قوی تر بودن سازمان های غیردولتی از دولت افغانستان باشد. تامین کنندگان از موسسات همواره خواسته اند پروژه‌های خود را با هماهنگی دولت انجام دهند.

پیش از تامین مالی پروژه، در اکثر موارد تامین کنندگان از سازمان های غیردولتی می خواهد رضایت نامه وزارت مربوطه را اخذ کند.

وزارت خانه‌ها هم در انتخاب سازمان های همکار (سازمان های غیردولتی) اختیارات کامل دارند. در صورت تخلف موسسات آن ها را جریمه می کنند و در مواردی هم جواز کارشان باطل می شود.

افزون بر این از سال گذشته به این سو، نصف کمک‌های بین‌المللی صرف پروژه‌های اولویت دار دولت به مصرف می رسند. همه این موارد نشان می دهد که توانایی سازمان های غیردولتی را نمی توان با ادارات دولتی مقایسه کرد.

این ادعا که اغلب کمک‌های بین‌المللی خرج نهادهای مدنی شده درست نیست. همچنین اشاره به این قضیه که گویا سهمگیری موسسات در تصمیم های ملی باعث ناکام بودن دولت شده اند ریشه در انتظارات دولت های مطلق‌گرا دارد.

امروزه در نظام‌های دموکراتیک، دولت‌ها دیگر تنها کنترل کننده جامعه نیستند. در عوض، تصمیم‌ها در جریان داد‌و‌ستد‌ میان شبکه‌های دولتی و غیردولتی گرفته می شوند. در این میان، سازمان‌های غیردولتی نسبت به سایر بازیگران به منافع مردمی نزدیک‌تر اند.

افزون بر این، تجربه نظام‌های گوناگون در افغانستان که در آن دولت هم کارویژه دولتی را انجام می داد و هم در تصمیم‌های روزانه اقتصادی و اجتماعی شهروندان دخالت می کرد منفی بوده است.

سازمان‌های جامعه مدنی توانسته اند و می توانند مانع روی‌کار‌آمدن دوباره چنین نظام‌هایی باشند.

لازم است برای موثر سازی برنامه‌های توسعه کشور، به برخی از انتقاداتی که سازمان‌های غیردولتی دارند رسیدگی شود. مثلاً، در مورد تاثیرگذاری جامعه مدنی بر تصمیم‌های مهم ملی و بین‌المللی، آنان از جایگاه نمادین خود ناراضی اند.

نقش موثر نهادهای مدنی

"یک هزار و هفتصد سازمان غیردولتی در وزارت اقتصاد ثبت شده است که در عرصه‌های بهداشت، آموزش، زراعت، کمک به گروه‌های آسیب پذیر، فقرزدایی و آگاهی‌های حقوقی و مدنی کار می کنند."

نقش این موسسات در پیشرفت‌های دوازده سال اخیر چشمگیر بوده است. در حالی که اکثریت وزارت خانه‌های کلیدی در مصرف بودجه‌ خود ناکام بوده اند، سازمان‌های غیردولتی نقش موثری در ارائه خدمات داشته اند.

این موسسات از مجریان مهم برنامه "همبستگی ملی" وزارت احیا و توسعه روستاها افغانستان اند. طی اجرای این برنامه، تاکنون یک بیلیون دلار کمک‌های بین‌المللی صرف پروژه‌های زیربنایی، آب رسانی، آبیاری، جاده سازی و برق رسانی شده است.

علاوه بر آن، یک هزار و هفتصد سازمان غیردولتی در وزارت اقتصاد ثبت شده است که در عرصه‌های بهداشت، آموزش، زراعت، کمک به گروه‌های آسیب پذیر، فقرزدایی و آگاهی‌های حقوقی و مدنی کار می کنند.

در حقیقت پروژه‌های که باعث افتخار دولت شده است، همان‌هایی است که در همکاری با این موسسات اجرا شده اند.

در هیاهیوی انتقاداتی که در مورد جامعه مدنی به ویژه سازمان‌های غیردولتی وجود دارد نباید دلایل وجودی نهاد‌های مدنی را فراموش کرد.

نقش مهمی را که جامعه مدنی (مردمی، ملکی، یا هرنام دیگری که رویش بگذاریم) در تقویت حس پاسخ گو بودن دولت داشته انکار ناشدنی است. فقط لازم است افغان‌ها دوازده سال پیش کشور را با حالت فعلی کشور مقایسه کنند تا مزایای این نهاد‌ها را بهتر درک کنند.

با نزدیکتر شدن انتقال سیاسی، امنیتی و اقتصادی، جامعه مدنی افغانستان به همکاری بیشتر دولت افغانستان و دوستان جهانی خود نیاز دارد.

چندی پیش یکی از مسئولین بلندپایه دولتی گفت که طالبان دیگر نمی توانند بر ما مسلط شود زیرا حضور عواملی همچون نهاد‌های مدنی جامعه ما را به نحوی برگشت ناپذیری متحول ساخته است.

اما باید گفت جامعه مدنی به تنهایی نمی تواند پاسخگوی هراس افگنان باشد و یا مشکل فقر جامعه را حل کند. اما جامعه "مدنی" می تواند همچنان یار خوب مردم و یاور خوب دولت باقی بماند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 4.

    از آن جهت که آقای نادر روی واژگان و استفاده نادرست از آنها توجه خاص دارند این را می نویسم. اشعر به معنی موی اندام است. حشر به معنی بر انگیختن و در افغانستان چنانچه شما ذکر کردید، رسمی دیرینه ای وجود دارد که ساکنانی قریه ای یا جای برای یک کار مشترک به صورت رایگان و داوطلبانه به همکاری هم می آیند، اصطلاحن این همکاری را "حاشاری" می گویند که بصورت کتبی آن را حشر می نویسند.
    از این گذشته، پردازش خوبی به وضعیت تغییر در نقش نهادهای مدنی بود اما سطحی و پراکنده.
    با احترام
    خدا قوت

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 3.

    اما آنچه در این نوشته از نظر دور مانده:
    نقش سازمان های غیر دولتی در گسترش و ترویج فساد مالی و اداری و ... چه بوده است، که قطعاً سازمان های غیر دولتی از این امر مستثنی بوده نمی تواند... در تطبیق پروژه های زیربنایی مانند ساخت و ساز سرک ها، سیستم های آبیاری، تقویه تحصیلات عالی، آموزش و پرورش وغیره سازمان های غیر دولتی مستثنی از فساد نبوده است.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 2.

    حشر درست است نه اشعر برادر خوب

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 1.

    از دیدگاه من نارسائی بزرگ نهادهای مدنی این است که در فعالیت های شان مردم عادی را کمتر شریک می سازند. بهتر می بود که فعالیت نهادهای مدنی پایگاه بزرگ مردمی می داشت تا هم جامعه به فعالیت می افتاد و هم تصامیم و مشوره های چنین نهادها بر تصامیم ارگان های دولتی اثر بیشتر می گذاشتند.

 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.