ناظران می‌گویند...

مذاکرات ژنو، درس هایی برای فعالان منتقد

به روز شده:  16:49 گرينويچ - 10 نوامبر 2013 - 19 آبان 1392

قضاوت در مورد مذاکرات ژنو پیرامون پرونده هسته ایران شاید کمی زود باشد. اما این مذاکرات بر چند نکته تاکیدی دوباره گذاشت و آن ها را روشن کرد:

۱- قدرت های بزرگ نگاه ایدئولوژیک به پرونده هسته ای ایران ندارند و در صورت برداشته شدن گام های عملی در رفع نگرانی جامعه جهانی این امکان وجود دارد که در روندی گام به گام فشاری که بابت مسئله هسته ای بر جمهوری اسلامی ایجاد شده برداشته شود.

همچنین پرونده هسته ای به خودی خود برای بخش عمده ای از کشورها دستاویزی برای تضعیف جایگاه ایران، تجزیه یا مداخله نظامی در ایران نیست و اساسا تئوری های تحت عنوان "کلنگی کردن" و "لیبیائیزه کردن" توضیح دهنده مناسبی برای سیاست های جهانی نیست.

۲- مناسبات جهانی نسبت به زمان جنگ سرد تغییر کرده است. با عینک آن زمان نمی توان مناسبات دنیای جدید را تحلیل کرد. همچنین مناسبات ثابتی در دنیا حاکم نیست و در طول زمان، بنا بر تغییر دولت های حاکم در کشورها، استراتژی آن ها برای حفظ و گسترش منافع ملی شان و... این مناسبات در حال تغییر است.

به عنوان مثال در دوره اصلاحات تیم مذاکره کننده با سرپرستی حسن روحانی با تروئیکای اروپا مناسبات بهتری داشتند تا با آمریکا که جورج بوش رئیس جمهورش بود.

"پرونده هسته ای به خودی خود برای بخش عمده ای از کشورها دستاویزی برای تضعیف جایگاه ایران، تجزیه یا مداخله نظامی در ایران نیست و اساسا تئوری های تحت عنوان "کلنگی کردن" و "لیبیائیزه کردن" توضیح دهنده مناسبی برای سیاست های جهانی نیست."

در حال حاضر می‌بینم که آمریکا آمادگی بیشتری برای رسیدن به راه حل دارد. در حالی که به یک باره کشور فرانسه مانع حصول توافق میشود.

کشوری که هنوز در بخش بزرگی از فعالان سیاسی با سابقه ایران به عنوان کشوری نزدیک به اردوگاه چپ تعریف میشود و جایگاه چندانی برایش در آن چه "نظام سلطه" خوانده می‌شود قائل نیستند.

۳- در این میان مشاهده می کنیم که دولت های ریز و درشتی که بعضا در تحلیل تحلیلگران جایگاه و وزن چندانی برایشان قائل نمیشوند اتفاقا تا چه حد در تعیین سمت و سوی مناسبات تاثیرگذار هستند.

به عنوان مثال می‌توان به مواضع کشورهای همسایه ایران و اصرار و پافشاری پشت پرده آن ها بر فشار غرب به ایران اشاره کرد، که در خاطرات حسن روحانی آمده و اخیرا در رسانه ها توجه بیشتری به آن شد.

اما باز همه این ها به تعریف منافع ملی از سوی هر کشوری بازمی گردد و تلاش هر دولت برای تثبیت و ارتقاء جایگاه خود در مناسبات جهانی.

۴- پیام مهم دیگری که تحولات اخیر در پرونده هسته ای ایران دارد تاثیرگذاری تحریم هاست. چه بخواهیم به این مسئله اذعان کنیم چه نخواهیم از این پس مورد "پرونده هسته ای ایران" در کنار مواردی چون مسئله اتمی لیبی، سیاست جنگ طلبانه صدام در عراق، برمه و آفریقای جنوبی به عنوان نمونه ای موفق و تاثیرگذار تحریم هایِ اقتصادیِ همه جانبه یاد خواهد شد.

البته این به معنای قابل توصیه بودن تحریم برای حل مشکلات موجود و یا حلال همه مشکلات بودن آن نیست.

۵- کمپین های ضدتحریم و ضدجنگ گر چه شاید به لحاظ اخلاقی توجیه پذیر باشد، که در این صورت قابل تقدیر است، اما حداقل تجربه ایران نشان داد که به لحاظ ثمربخشی و تاثیرگذاری بر سیاست های کشورهای دیگر در جایی که که پای منافع و امنیت ملی و امنیت متحدانشان در میان است کارکرد چندانی ندارد.

تاثیرگذاری ای که جامعه مدنی ایران در طول این سال ها بر حاکمیت دیکتاتوری چون جمهوری اسلامی داشت بسیار بیشتر از تاثیرگذاری بر سیاست دیگر کشورها بود.

"پیام مهم دیگری که تحولات اخیر در پرونده هسته ای ایران دارد تاثیرگذاری تحریم هاست. چه بخواهیم به این مسئله اذعان کنیم چه نخواهیم از این پس مورد "پرونده هسته ای ایران" در کنار مواردی چون مسئله اتمی لیبی، سیاست جنگ طلبانه صدام در عراق، برمه و آفریقای جنوبی به عنوان نمونه ای موفق و تاثیرگذار تحریم هایِ اقتصادیِ همه جانبه یاد خواهد شد."

جامعه مدنی ایران با ایستادگی مثال زدنی اجازه نداد دروغ بزرگی چون گره خوردن منافع ملی و حق مسلم مردم با بلندپروازی های نابخردانه هسته ای حاکمان جا بیفتد.

باید این دستاورد را دید، به رسمیت شناخت و آن را پاس داشت. دست کشیدن جمهوری اسلامی از این بلندپروازی ها پیش از هر چیز پیروزی نیروهای فعال مدنی و سیاسی منتقد ایران است.

۶- در حالی که جمهوری اسلامی سیاست نرمش در خارج و سخت گیری در داخل را در پیش گرفته، نیروهای منتقد و فعالان مدنی بایستی فکری به حال این مسئله بکنند.

در حال حاضر هزار روز از حصر رهبران جنبش سبز می گذرد، بسیاری از زندانیان سیاسی همچنان در زندان ها به سر می برند، اقلیت های قومی و مذهبی به بهانه های مختلف به زندان های طویل المدت محکوم میشوند و یا اعدام میشوند، مدیران احمدی نژادی هنوز در دانشگاه ها جولان می دهند و فشار بر دانشجویان و اساتید را متوقف نکرده اند، رویه تعطیلی و ایجاد محدودیت برای روزنامه نگاران منتقد متوقف نشده و بازگشایی تشکل های مدنی مثل انجمن صنفی روزنامه نگاران هنوز در محاق است.

همیشه این نگرانی وجود داشته و دارد که دنیا در صورت رفع نگرانی های امنیتی از جانب ایران، حقوق بشر و حقوق مردم را قربانی کند و آن چنان که باید به آن اهمیت ندهد.

خوشبختانه مناسبات در دنیا به گونه ای است که کشورهای دموکراتیک و پیشرفته نمی توانند نسبت به بحث حقوق بشر کاملا بی اعتنا باشند.

باید با ادامه فشار بر اقتدارگرایان، پیگیری و پافشاری بر مطالبات از دولت و حضور فعال در عرصه جهانی این مسئله را هم به سرانجام مطلوب رساند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 21.

    صحبت های جانب دارانه شما دوست عزیز بیش از پیش نشان دهنده این موضوع است که تا اعتماد به قدرت داخلی وجود نداشته باشد امتیاز دادن به بیگانگان امری اجتناب ناپذیر است .
    به امید روزی که قدرت ایران به قدری زیاد شود که هیچ کشوری به خود اجازه باج خواهی از این سرزمین را ندهد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 20.

    تحلیل شما شامل حرفهای درستی است که لابه لای حرفهای نادرست پیچیده شده است ! البته که تحریمها نقشی کمتر در پای میز مذاکره آمدن ایران دارد چرا که ناکار آمدی سیستم با روی کار آمدن احمدی نژاد و تجربه هر آنچه در آرزوی اقتدارگرایان بود به وضوح برای نظام آشکار شد و جریانات مربوط به جنبش سبز و قدرت گرفتن بیش از اندازه سپاه پاسدارن در نهایت با درایت هاشمی رفسنجانی باعث شد تا این دگردیسی نرم شکل بگیرد که ثمرات آن شامل تمام رفتارهای جدید نظام در داخل و خارج از کشور است .

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 19.

    چند یادآوری کوچک:
    با مورد اول مخالفم، چون این جورج بوش بود که هر نوع تفاق در زمینه هسته‏ای را غیرممکن کرد و دستیابی به به فن آوری هسته ای را به یک بحران تبدیل کرد. او دلیل مخالفت صریح خود را با هر نوع تعامل با ایران علاقه به براندازی جمهری اسلامی بیان کرد.
    مورد دوم بسیار قابل تأمل است. کدام یک از سیاسیت مداران بدون توجه به اقتضای مساله به انتخاب متحدین می پردازد؟ دیروز فرانسه متحد ما بود، امروز متحد عربستان و اسرائیل.
    مورد سوم حتی اهمیت پرداختن هم ندارد.
    در سیاست های تحریم عمده فشار به مردم یک کشور فشار منتقل می گردد و نه حکومت و رژیمی که آن را اداره می کنند. بویژه اگر این رژیم از نوع دیکتاتوری باشد و ایدولوژی خاصی را دنبال کند(مثال کره شمالی). بنابراین از برخی دستیابی به 18000 سانفیوژ بسیار مهمتر از زندگی روزمره مردم است. بعلاوه آیا این تحریم ها موجب کاهش سرعت و یا توقف قنی سازی شده است؟ این سوال در انجام مذاکرات پایان نیافته قابل پاسخ نیست.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 18.

    مورد 5 کمی خنده دار است. چیزی به عنوان جامعه مدنی در ایران ( جامعه به عنوان یک گروه اکثریت که به دنبال یک سری هدف واحد باشند. ) وجود خارجی ندارد. باید بپذیریم که تنها و تنها دلیلی که جمهوری اسلامی را به پای میز مذاکره کشاند, ترس از نابودی خود نظام بود, آنهم نه از طرف مردم, بلکه از ترس حمله خارجی.
    دقیقا اگر توافقی حاصل شود, در کسری از ثانیه تمامی فریاد های " مثلا " بشر دوستانه از سوی کشور های غربی متوقف می شود. هیچ کشور ثالثی منافعش را وا نمی گذارد تا دایه عزیزتر از مادر برای مردم دیگری شود که خودشان هم نمی دانند چه چیزی می خواهند. نمونه بحرین مثال خوبیست که ببینید در صورتی که یک رژیم منافع کشورهای خارجی را تامین کند, چقدر راحت بقیه چشم بر حقوق بشر می بندند.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 17.

    http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2013/11/131111_l10_kerry_on_iran_walking_away_from_deal.shtml

    اینهم جواب خوبی به اقای حکیم زاده اینورا هم که ایشان فکر کردند نیست. این دفعه نقش فرانسه توی بازی ایجور نوشته شده بود

 

نظرات 5 از 21

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.