ناظران می‌گویند...

استبداد انتخاباتی

به روز شده:  13:04 گرينويچ - 17 نوامبر 2013 - 26 آبان 1392

انتخابات در بلاروس

زمانی «انتخابات» به عنوان مهمترین عنصر شکل‌دهنده دموکراسی از چنان قداستی برخوردار بود که هیچ تحلیلگری نمی‌توانست روزگاری را تصور کند که در آن «انتخابات» به پایه و اساس استبداد بدل شود.

تردیدی نیست که هنوز هم دموکراسی‌های واقعی که در ذهن خود داریم بر اساس انتخاباتی شفاف، رقابتی، و دور از هر گونه تقلب شکل می‌گیرند. در چنین ساختاری، سازوکارهایی مشخص برای حفاظت از رای شهروندان پیش‌بینی می‌شود تا حکومت مردم بر مردم و برای مردم محقق شود.

با این حال، تصور سیستمی دور از هر گونه نقص و کاستی که در آن هیچ‌ نوعی از اشکال انتخاباتی وجود نداشته باشد نوعی ساده‌لوحی است ولی سلامت یک دموکراسی در به حداقل رساندن این اشکالات است.

نگاهی به نظام‌های مختلف سیاسی در جهان معاصر نشان می‌دهد که همه اشکال مختلف نظام‌های سیاسی خود را «دموکرات» می‌نامند. از مصر تا روسیه و از فرانسه تا ایران، گفتار سیاستمدارن پُر است از ادعاهایی مبنی بر دموکرات بودن نظام سیاسی که آنها نماینده آن هستند.

دموکراسی به نوعی صفت برتر یا فضیلت سیاسی بدل شده است که مشروعیت واقعی یا کاذب خود را از سازوکاری می‌گیرد که محل مناقشات عظیمی است: انتخابات.

استبداد انتخاباتی چیست؟

"شکل‌گیری این شکل از نظامهای سیاسی استبدادی به پشتوانه انتخابات غیرمنصفانه نوع پیچیده‌ای از مدیریت در جوامع را به رخ کشید که به غایت پیچیده، مبتنی بر مدیریت رضایت افراد، دستکاری پیچیده افکار عمومی، و مشروعیت‌سازی تقلبی بود."

آندریاس شلر، استاد علوم سیاسی و نظریه پرداز بلژیکی که در حوزه استبداد انتخاباتی، اشکال نوین استبداد، و استبداد رقابتی تحقیقات زیادی انجام داده، در کتاب خود با عنوان «استبداد انتخاباتی: پویایی‌های رقابت غیرمنصفانه» به این نکته اشاره می‌کند که اغلب نظامهای سیاسی در کشورهای درحال توسعه شکل خاصی از استبداد است که مبتنی بر انتخاباتی غیرمنصفانه است.

رهبران سیاسی این کشورها مدعی داشتن دموکراسی هستند و مهمترین دلیلی هم که آنها بر این مدعای خود ارائه می‌دهند برگزاری مرتب و پشت سر هم انتخابات است.

شلر به طیف وسیعی از کشورهای در حال توسعه اشاره می‌کند که از آذربایجان تا زیمباوه، از روسیه تا سنگاپور، از بلاروس تا کامرون، و از مصر دوران مبارک تا مالزی را دربرمی‌گیرد.

در این کشورها شکل و شمایل ظاهری دموکراسی در کسوت انتخابات مجلس و قوه مجریه برقرار است اما همزمان با دستکاری سیستم انتخاباتی در مقیاس وسیعی، اصول دموکراتیک انتخابات آزاد و منصفانه در آن مخدوش می‌شود.

ابتدای دهه ۱۹۹۰ میلادی همراه با نوعی خوشبینی مضاف درباره دموکراسی بود چرا که موج جدیدی از دموکراسی‌خواهی در کشورهای مستقل شده از بلوک شرق در اوپا و همچنین در امریکای جنوبی آغاز شده بود.

این موج همراه با نوعی هیجان نظری و آکادمیک بود که شاید بتوان مهمترین محصول آن را ایده «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما دانست که مدعی بود لیبرال دموکراسی به عنوان شکل محتوم تاریخ به عنوان تنها و بهترین راه حل ممکن برای جوامع در حال رسیدن به آخرین منزلگاه خود است.

اما به زودی با برگشت موج دموکراسی خواهی در بسیاری از نظامهای سیاسی، نوعی شک و تردید درباره وضعیت شکل گرفت.

بخش عمده‌ای از این شک و تردید ناشی از این امر بود که بسیاری از کشورهای استبدادی با تغییراتی غیرقابل‌ تصور به همان شکل و سیاق استبدادی خود باقی ماندند.

نمونه بارز این کشورها «چین» بود که با پذیرش اقتصاد بازار به آزادسازی گسترده اقتصادی تن داد اما از منظر سیاسی همچنان استبدادی و تک‌حزبی و تک‌صدایی باقی ماند.

به همین ترتیب، بسیاری از کشورهای استبدادی با تکیه بر نیروی نظامی به سرکوب گسترده مخالفان خود پرداختند و توانستند نظام سیاسی غیرآزاد خود را حفظ کنند.

و در نهایت، شکل سومی از حفظ نظام سیاسی استبدادی در جامه «انتخابات» غیردموکراتیک به بقای این نظامهای سیاسی منجر شد.

شکل‌گیری این شکل از نظامهای سیاسی استبدادی به پشتوانه انتخابات غیرمنصفانه نوع پیچیده‌ای از مدیریت در جوامع را به رخ کشید که به غایت پیچیده، مبتنی بر مدیریت رضایت افراد، دستکاری پیچیده افکار عمومی، و مشروعیت‌سازی تقلبی بود.

سازوکارهای برقرای استبداد انتخاباتی

"آنچه به عنوان تفاوت میان کاندیداها یا رقابت بین دیدگاهها ارائه می‌شود در اصل تفاوت‌های اندکی است که به هیچ وجه طرفین را در مقابل هم قرار نمی‌دهد. این تفاوت‌ها به شدت ظاهری هستند. دو کاندیدای رقیب بیش از آنکه دو دیدگاه مختلف را نمایندگی کنند نمایش‌دهنده یک دیدگاه واحد هستند."

اگر به گفتار حاکم بر جمهوری اسلامی نگاه کنیم به کرات با تکرار این گزاره روبرو می‌شویم: «۳۴ انتخابات در ۳۴ سال حیات انقلاب اسلامی». این نظام سیاسی مدعی ساختاری مردمسالارانه است که بطور میانگین در حیات سیاسی خود هر سال یک انتخابات برقرار کرده است.

اما این شکل از تاکید بر کمیت و تعداد انتخابات چه نسبتی با کیفیت انتخابات دارد؟ آیا می‌توان صرف برقراری انتخابات را نشانه دموکرات بودن دانست؟

بی‌تردید جواب منفی است. همانگونه که شلر به درستی بیان می‌کند استبداد انتخاباتی تلاش می‌کند که انتخابات را به ویترین سیاسی خود تبدیل کند.

در پشت این ویترین چیزی جز استبداد نخوابیده است چرا که استفاده ابزار از انتخابات در شکل غیرشفاف، غیررقابتی، و غیرمنصفانه با اصول اصلی دموکراسی ناسازگار است.

در این ساختار سیاسی هر کسی امکان و شانس شرکت در رقابت سیاسی ندارد و از این رو، این ساختار به طرد و کنارگذاشتن بخش عمده‌ای از پتانسیل‌های سیاسی اقدام می‌کند.

بنابراین، هدف از برگزاری انتخابات در این نظامهای سیاسی تنها «بازتولید نظام حاکم» است.

بنابراین کمترین میزان تکثر را می‌توان در این نظامهای سیاسی سراغ گرفت. آنچه به عنوان تفاوت میان کاندیداها یا رقابت بین دیدگاهها ارائه می‌شود در اصل تفاوت‌های اندکی است که به هیچ وجه طرفین را در مقابل هم قرار نمی‌دهد.

این تفاوت‌ها به شدت ظاهری هستند. دو کاندیدای رقیب بیش از آنکه دو دیدگاه مختلف را نمایندگی کنند نمایش‌دهنده یک دیدگاه واحد هستند.

دستکاری در افکار عمومی بخش مهمی از این سازکار سیاسی است. نتایج انتخابات برای ترتیب‌دهندگان انتخابات از قبل مشخص و قابل پیش‌بینی است و سعی می‌شود که امکان بروز هرگونه وضعیت غیرمنتظره به حداقل رسانده شود.

بنابراین سعی می‌شود که مخالفان واقعی از رقابت انتخابی خارج شوند و در مواردی که امکان خارج کردن مخالفان وجود ندارد با توسل به تبلیغات رسانه‌هایی که در اختیار حاکمیت است به تخریب مخالفان اقدام شود.

کل ساختار سیاسی در دوره‌های انتخاباتی بسیج می‌شود که با بکارگیری منابع مالی و غیرمالی به شکل نظام‌مندی به حمایت از کاندیدای موردنظر حاکمیت بپردازد.

محصول چنین وضعیتی عبارتست از «استبداد رقابتی» یا «استبداد انتخاباتی» که نوعی بازی سیاسی از قبل طراحی‌شده است؛ شکلی از بازی سیاسی که طرفین با داور بازی دست به یکی کرده‌اند تا نتیجه واحدی را رقم بزنند.

این ساختار سیاسی بیش از هرچیزی بر «فرم» استوار است چرا که محتوای آن از قبل مشخص و معین است.

به عبارت دیگر تمام تلاش نظام سیاسی در این کشورها برگزاری انتخاباتی «پرشور» است که در آن «صف‌های طویل» رای دهندگانی که از «اول صبح» به پای صندوق‌ها آمده‌اند کلیشه رایج و همه‌جا حاضر است.

"گرچه نظام‌های استبدادی تمام سعی و تلاش خود را بکار می‌بندند تا بازی را به شکل کنترل‌شده‌ای به انجام برسانند اما در موارد خاصی در محاسبات خود اشتباه می‌کنند و این امر سبب شکل‌گیری اعتراضاتی می‌شود که از دلِ همان صندق‌های رای سر بر آورده‌اند."

در همین نظامهای سیاسی مبتنی بر استبداد انتخاباتی است که اغلب مشارکت رای‌دهندگان در انتخابات بیشتر از تثبیت‌شده‌ترین نظامهای دموراتیک جهان است؛ به عنوان مثال در کشوری مثل بلاروس و در انتخابات ریاست جمهوری میزان مشارکت رای‌دهندگان در سال ۲۰۰۴ برابرِ ۹۲.۹۴%، در سال ۲۰۱۰ برابر ۹۰.۷% اعلام می‌شود.

جایگاه استبداد انتخاباتی در طیف نظامهای غیردموکراتیک

با تمامِ کاستی‌ها و نقدهایی که به درستی بر این شکل از سلطه سیاسی وارد است، اگر نظامهای غیردموکراتیک را بر روی طیفی قرار دهیم که میران غیردموکراتیک بودن آنها را نشان می‌دهد، استبداد انتخاباتی نسبت به موارد مشابه آن مانند نظام‌های پادشاهی یا استبدادی مطلق وضعیت امیدوارکننده‌تری دارد.

بر همین اساس است که برخی از نظریه‌پردازان سعی در نگاهی امیدوارانه به این شکل از نشامه‌های سیاسی دارند. آنها معتقدند که امکان اینکه از نظام مبتنی به استبداد انتخاباتی به نظامی دموکراتیک رسید بسیار بیشتر از همتایانی مانند نظام پادشاهی است.

دلایل عمده‌ای که بر این مدعا ذکر می‌شود عبارتست از اینکه اولاً گرچه استبداد انتخاباتی نوعی بازی از پیش‌تعیین شده است که قواعد آن نیز از قبل به دقت مشخص شده است اما افراد در دل همین ساختارِ معیوب نیز به تمرین دموکراسی و دموکراسی‌خواهی می‌پردازند و به نوعی فرهنگ سیاسی خود را غنا می‌بخشند.

دومین دلیل در این راستا مدعی است که همین انتخابات غیردموکراتیک محملی برای شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی گسترده‌تری است که نمونه‌های بارز آن را می‌توان در انقلاب نارنجی اوکراین یا جنبش سبز مردم ایران مشاهده کرد.

به عبارت دیگر، گرچه نظام‌های استبدادی تمام سعی و تلاش خود را بکار می‌بندند تا بازی را به شکل کنترل‌شده‌ای به انجام برسانند اما در موارد خاصی در محاسبات خود اشتباه می‌کنند و این امر سبب شکل‌گیری اعتراضاتی می‌شود که از دل همان صندق‌های رای سر بر آورده‌اند.

در چنین وضعیتی، مردم به عنوان نیرویی قدرتمند وارد بازی می‌شود که تجربه کشورهای مختلف گرفتار در استبداد انتخاباتی از جمله اوکراین و گرجستان نشان می‌دهد که در چنین مواردی خواست اصلی مردم همانا برهم زدن کل بازی است.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.