ناظران می‌گویند...

در جستجوی فضیلت

به روز شده:  19:34 گرينويچ - سه شنبه 19 نوامبر 2013 - 28 آبان 1392

سقراط

بشر تنها موجودیست که درک و مفهومی از آینده دارد. باقی مخلوقات همه در زمان حال زندگی می کنند. ولی‌ برای بشر طبیعی نیست که تنها برای امروز زندگی کند. زندگی برای انسانها هر روزش مقوله ای جدید است.

بدین معنی که استقبال بشر از آینده که بر پایه تجربیاتش از دنیا شکل گرفته است، بخشی از آزادی سازنده و مفید او و همچنین ذات پرسشگر او و حرکت بسوی تغییر و عبور از عادتها و قواعد موجودش است.

این حس گشودگی بزرگترین نعمتی است که در اختیار بشر نهاده شده است. این توانمندی خصلتی است که به بشر کمک می کند تا فرای جهان طبیعی و زنده بودن، قدرت تشخیص اینکه چه چیزی به درستی، پاینده و خوب است را داشته باشد.

به این ترتیب انسان سرنوشت خود را در شکل دادن به کیفیت‌های نامشهودی می‌ یابد که از نسلی به نسل دیگر با ما سخن می گوید و ما آن را به عنوان فرهنگ می‌شناسیم .

بالتازار گراسیان، نویسنده اسپانیایی قرن هفدهم در شاهکار خود، "پیش‌گو" فرهنگ را اینگونه شرح می دهد: "انسان بصورت موجودی وحشی به دنیا می آید و با بدست آوردن فرهنگ خود را از حیوان بودن نجات می دهد. بنابراین فرهنگ انسان را می سازد و هرچه فرهنگ او بیشتر شود، شخصیتش والاتر می شود."

مسلما فرهنگ یک ضرورت دائمی برای زندگی روزمره بشر است. همچنین حضور انسان در تاریخ به منزله خود آگاهی‌ مستلزم فرهنگ است.

"بالتازار گراسیان، نویسنده اسپانیایی قرن هفدهم در شاهکار خود، "پیش‌گو" فرهنگ را اینگونه شرح می دهد: "انسان بصورت موجودی وحشی به دنیا می آید و با بدست آوردن فرهنگ خود را از حیوان بودن نجات می دهد. بنابراین فرهنگ انسان را می سازد و هرچه فرهنگ او بیشتر شود، شخصیتش والاتر می شود.""

این همان چیزی است که هگل به آن Bildung یا "روند یادگیری و تعلیم یافتگی " می گوید. این روند تکوینی خود انکشاف یافتگی ذهن به عنوان سیری اجتماعی و تاریخی است.

فرهنگ بخشی از روند زندگی اجتماعی و تاریخی انسان است که در درجه اول از طریق ترویج اطلاعات توسط معلمان بوجود نمی آید بلکه درعوض، از طریق تجربیات بشر در طول تاریخ شکل می گیرد.

دستاورد اصلی این تجربه غلبه برعدم بلوغ و عمق دادن به ذهن از طریق تفکر است.این همان فرایندی است که گراسیان از آن سخن می گوید: تعالی انسان فراسوی آن چه که هست، یعنی‌ بربریت.

این آرمان از فضیلت که در ارتباط با اصالت ذهن است خود پدیده ای دموکراتیک است.

این آرمان ماندگار تمدن بشری است. مفهوم "فضیلت" ممکن است برای بسیاری از افراد مدرن واژه ای کهنه و عجیب باشد اما به نظر می رسد بیشتر از هر زمان دیگری لازم و ضروری است.

به نظر می‌رسد که جوامع بشری در جایی که فضیلت وجود ندارد به حیات خود ادامه می دهند، ولی درجامعه ای که فضیلت از آن دور شده است، تمدن بی معنا می شود و آنچه که باقی می ماند گستره ای متوسط و مبتذل است.

هیچ حس مشترک زندگی جمعی بدون فضیلت امکان پذیر نیست زیرا کیفیت امر با هم زیستن بر پایه کیفیت فضیلت انسان قرار گرفته است.

انسان هابزی، موجودی که خودخواه است و هیچ چیز جز رفاه خودش برایش اهمیت ندارد، انسان جویای فضیلت نیست بلکه تنها موجودیست ددمنش. بنابراین فضیلت قابل به ظهور رسیدن خویشتن حقیقی است.

این آرمان اخلاقی است که با آن تمدن شروع می شود و بوسیله آن زنده می ماند.

بنابر این فضیلت شاخصی برای کرامت انسانی و شایستگی اوست که سقراط زمانی که به دنبال کشف معنای حقیقت و آزادی بود جویایش بود و این فضیلت تا حدی استثنایی و نادر است که اسپینوزا از آن به عنوان بهترین زندگی‌ که به آزادی و حقیقت اختصاص یافته است سخن می‌گوید.

او در کتاب اخلاق خود اثبات می‌کند که فضیلت می تواند تنها از طریق حکمت و عقل بدست آید.

جستجو برای این حکمت و حفاظت از آن در زمان بحران، وظیفه ای است که سقراط به فیلسوفان اختصاص داد.

"انسان هابزی، موجودی که خودخواه است و هیچ چیز جز رفاه خودش برایش اهمیت ندارد، انسان جویای فضیلت نیست بلکه تنها موجودیست ددمنش . بنابراین فضیلت قابله به ظهور رسیدن خویشتن حقیقی است."

سقراط با تکیه بر اینکه فیلسوف عاشق حکمت و خرد است و حکیم و فیلسوف به دنبال فضیلت است، این موضوع را تبدیل به امری جهانشمول کرد. و این دقیقا فیلسوف است که وظیفه دارد تا صادقانه، عادلانه و منصفانه عمل کند.

ولی‌ در دنیای تکنولوژیکی و سرما‌یه داری پیشرفته و جهانی‌ شده که موفقیتهای مالی و قدرتهای سیاسی بالاترین ارزشها و توانمندیهای بشر را رقم زده اند، فضیلت مسکوت مانده است و به یکی از تابوهای بزرگ جامعه امروز تبدیل شد.

تکنولوژی ممکن است مذهب جدید بشریت شده باشد اما همه کس به این اطمینان ساختگی و ظاهری اعتماد نمی کنند و باور ندارند که سعادت و خوشبختی‌ از آن مشتق می شود.

مونتسکیو در روح القوانین خود بازتابی به شرح زیر را ارائه می دهد: "سیاستمداران یونانی که تحت دولت مردمی و محبوب زندگی می کردند به این تشخیص رسیده بودند که هیچ نیروی دیگری برای پایداری و ثبات، بهتر از پرهیزکاری و فضیلت نیست.

اما چیزهایی که امروزه اهمیت پیدا کرده اند، تولید، تجارت، مسایل مالی، رفاه و حتی تجمل گرایی است."

با گسترش محافظه کاری و ابتذال و قناعت به کمترین اخلاق و به بیشترین مال و قدرت در دنیای امروز ما، جست و جوی فضیلت به پدیده ای فوق العاده منحصر به فرد و کمیاب تبدیل شده است.

فضیلت نمی تواند یک قدرت باشد بلکه می تواند برای ما تسلی بخش باشد- نه به آن معنا که بگوید زندگی خوب است؛ که می تواند دروغ باشد؛ بلکه به این صورت که به ما هنر به چالش کشیدن امر مسلم و یقین را یاد بدهد.

همانطور که سنکا می گوید: "زندگی به مثابه یک نمایش است، طول آن مهم نیست، بلکه شایستگی بازی مهم است."

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 6.

    داده هاى علمى ثابت شده در زمينه جنين شناسى نشان مى دهد انسان در مرحله جنينى هم قابل پذيرش آموزش هاى خاص است بنابراين خام و جدا از دنياى بيرون رحمى نيست و نسبت وحشى دادن به جنين را درك نمى كنم. تعريف فضيلت هم خيلى سطحى و مبهم تعريف شده البته منظورم از درك نكردن چند كلمات علمى شما نيست بلكه پراكندگى مطالبتان، منظورتان را براى من خواننده روشن نمى كند. با تشكر از شجاعت شما

  • اظهارنظر شماره 5.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 4.

    خيلى خوب بود و خيلى هم خوبتر ميشه كه بطور موازى در كنار مقاله هاى اجتماعى و سياسى مقالاتى هم از اين قبيل در بخش " ناظران ميگويند" بگنجانيد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 3.

    یکم آسون تر بنویسن خیلی خوب میشه. من هر جمله رو دو، سه بار میخونم تا مفهوم جمله رو کامل بفهمم. البته شاید مشکل از من باشه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 2.

    با جمله اول که انسان یگانه موجودی ست که درک و مفهومی ار آینده دارد میشود مخالفت کرد چرا که این انسان است که برای انسان های دیگر درک خود را از جهان باز گو میکند آیا می توان به یقین اثبات کرد که یگانه دنیای معقول و متفکر متعلق به انسان است ؟
    این نوع تفکر که محور کاینات و خاقت بشر است و تمام عالم برای او آفریده و ایجاد شده این روزها با تردید روبرو شده ......
    اما به هر حال بحث فضیلت بحث دلگرم کننده و آموزنده ای بود.متشکرم

 

نظرات 5 از 6

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.