ناظران می‌گویند...

جمعیت و افق استراتژیک ایران

به روز شده:  17:29 گرينويچ - چهارشنبه 27 نوامبر 2013 - 06 آذر 1392

آیت‌الله علی خامنه‌ای برای چندمین بار جمعیت ایران را ناکافی دانست و خود را در این زمینه مقصر و خطاکار خواند. او بر خلاف اغلب خطابه هایش که سرشار از ایهام و کنایه است، اینبار صریح سخن گفت.

او در پیامی به همایش ملی «تغییرات جمعیتی و نقش آن در تحولات جامعه»، نسبت به پیری جمعیت ایران هشدار داد و گفت سیاست کلی نظام باید بر مبنای افزایش جمعیت باشد و بجای ۷۵ میلیون کنونی، ایران باید ۱۵۰ میلیون جمعیت در خود جای دهد.

پیشتر رییس جمهور سابق ایران محمود احمدی نژاد هم از ایران ۱۲۰ میلیونی سخن به میان آورده بود.

اینکه این اعداد بر چه مبنا و منطقی استوار است مشخص نیست. حتی بین عدد پیشنهادی رییس جمهور و رهبر ۳۰ میلیون نفر اختلاف است که خود ۴۰% جمعیت کنونی ایران است و عدد کوچکی نیست.

نگاهی گذرا بر تغییرات دموگرافیک (جمعیت شناختی) ایران

در سالهای قبل از انقلاب و همسو با برنامه های عمرانی نخستین تلاشها برای مهار رشد جمعیت در ایران انجام شد.

با وجود مشکلات اساسی همچون نرخ بالای بی سوادی زنان و مخالفت سرسختانه روحانیون، پیروزی کوچکی بدست آمد و نرخ رشد جمعیت به ۲.۶% رسید. که برای جمعیت آن روز کشور این یعنی تولد سالانه نهصد هزار نوزاد.

پس از انقلاب سال ۵۷ در ایران، چرخشی ۱۸۰ درجه ای در سیاستهای جمعیتی هم شروع شد. بخصوص با شروع جنگ، این ذهنیت پدید آمد که کشته شدگان در جنگ باید با جمعیت جوان جایگزین شوند تا نقصانی در جمعیت کشور رخ ندهد.

اما فراتر از جنگ یک دلیل اساسی و ایدئولوژیک هم بود. بر اساس آموزه های اسلامی بسیاری از روحانیون اکیدا معتقد بودند که هرنوع پیشگیری از بارداری دخل و تصرف در امر خداست و در نتیجه حرام است.

آنها همچنین به صراحت شاه ایران را بخاطر سیاست کنترل رشد جمعیت، خائن و دست نشانده می خواندند و معتقد بودند او برای کاهش جمعیت شیعیان و مومنین از سوی غرب هدایت می شده.

مجموعه شرایط و عوامل اجتماعی، سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی در آن سالها (پیروزی انقلاب تا پایان جنگ) زمینه را برای یک انفجار جمعیتی فراهم ساخت و رشد جمعیت از مرز ۴% گذشت. یعنی تولد تقریبا دو میلیون نوزاد در سال.

"پس از انقلاب سال ۵۷ در ایران، چرخشی ۱۸۰ درجه ای در سیاستهای جمعیتی هم شروع شد. بخصوص با شروع جنگ، این ذهنیت پدید آمد که کشته شدگان در جنگ باید با جمعیت جوان جایگزین شوند تا نقصانی در جمعیت کشور رخ ندهد. "

جنگ تمام شد اما کم کم عوارض این موج نو رسیده جمعیت، دردسر هایی درست کرد. کلاس های ابتدایی که قبلا ۲۰ نفره بود حالا ۳۰ و ۴۰ نفره هم شده بودند.

جامعه دیگرآن حال و هوای انقلابی و ایدئولوژیک را نداشت و مردم بیشتر به پول و رفاه فکر می‌کردند. با وجود مخالفت شدید و صریح روحانیون سنتی، جناح میانه رو حکومت توانست نخستین برنامه های کنترل باروری را پیاده سازی کند.

در آغاز به صورت اختیاری و با نام تنظیم خانواده این حرکت شروع شد و کم کم تابلوهای تبلیغاتی با مضمون «فرزند کمتر زندگی بهتر» در خیابانهای شهر پیدا شد.

در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی این برنامه ها با شدت بیشتری ادامه یافت. یک عامل موفقیت این برنامه ها بی میلی خانواده ها به داشتن فرزندان زیاد بود.

همه عواملی که روزی ازدیاد جمعیت را تشویق کرده بودند حالا مردم را به کنترل جمعیت تشویق می کردند. خانواده ها بویژه طبقه متوسط فهمیده بودند بچه هایشان احتیاج به تحصیل، مسکن، شغل و امکانات دارد.

بدین ترتیب یکی از موفقترین پروژه های کنترل موالید جهان به نام ایران ثبت شد و رشد جمعیت از نزدیک ۴% به کمتر از ۲% رسید.

بعد از آن افت و خیز در رشد، هرم جمعیت شکل تازه ای پیدا کرده بود. هرمی با سر و ته نازکتر و شکمی متورم. به اصطلاح یعنی هرم جمعیتی باردار بود.

مثل موجی در وسط یک طناب یا مثل یک سونامی که به سمت ساحل می آید. زایمان این هرم جمعیتی هم زمانی بود که این سونامی جمعیت به بلوغ برسد، شغل بخواهد، دانشگاه بخواهد و بخواهد سرنوشت خود را تعیین کند.

با اندکی تقریب یعنی سالهای ۷۶ تا ۸۸. این اعداد آشنا نیستند؟ دو جنبش بزرگ سیاسی و مدنی ایران در بین این سالها رخ داد. دوم خرداد ۷۶ و اعتراض به نتایج انتخابات سال ۸۸. حکومت ایران در این دهه هزینه هنگفتی برای مهار این موج جمعیتی پرداخت.

سدهای بزرگی چون کنکور، سربازی و منافذی چون مهاجرت تنها بخشی از انرژی این موج را جذب و خنثی کرد. بخش اعظم این موج، تغییرات بزرگ فرهنگی و اجتماعی ایران را رقم زد.

افق استراتژیک جمهوری اسلامی با این ترکیب جمعیتی

این یک حقیقت خیلی ساده است که کشوری که ۷۰% جمعیت جوان و نوجوان دارد روزی هم تقریبا ۷۰% بازنشسته و ناتوان خواهد داشت.

چون اگرچه تخمین هایی وجود داشت که این موج جمعیت، وقتی به سن باروری برسد، موج دوم رشد جمعیت را بسازند (موجی با قدرت کمتر) و هرم جمعیتی را قدری متعادل کنند، اما دلایلی باعث شد همه نوجوانان دیروز والدین امروز نشوند.

دلایلی چون بی ثباتی اقتصادی و سیاسی، مهاجرت گسترده، بیکاری و افزایش سن ازدواج و دهها دلیل ریز و درشت اقتصادی و اجتماعی دیگر. حالا رشد جمعیت کمتر از مقدار پیش بینی هاست و ایران در آینده ای نه چندان دور کشور بازنشسته ها خواهد بود.

این موضوع از چشم سران کشور پنهان نمانده. گرچه خود هیئت حاکمه ایران در این چند دهه تغییرات بزرگی نکرده، اما نگاه و افق استراتژیک آنها بخوبی دگرگون شده که این دگرگونی خود نیز می تواند یکی از آثار این انقلاب جمعیتی باشد.

نوع استدلال سران حکومت نیز تغییرات فاحشی کرده. دیگر پیشگیری از بارداری را «حرام» نمیدانند چون خوب میدانند این استدلال خریداری ندارد.

آن ها یا مانند محمود احمدی نژاد استدلال ریاضی می کنند که هر زوج باید دست کم دو فرزند داشته باشد تا تعداد جمعیت ثابت بماند. یا مانند آیت الله خامنه ای می گویند کشور امکان داشتن ۱۵۰ میلیون جمعیت را دارد.

"اما نگرانی حاکمیت از چیست؟ چرا کشوری که افق برنامه ریزی در آن حتی ۵ ساله هم نیست نگران افت جمعیت در ۶۰ تا ۹۰ سال دیگر است؟ واقعیت این است که برنامه ریزی جمعیت مستقل از سایر امور کشور نیست. تغییرات جمعیتی میتواند تاثیر مستقیم بر موقعیت ژئوپولتیک و امنیت داخلی و حتی وضعیت اقتصادی کشور داشته باشد. "

اما نگرانی حاکمیت از چیست؟ چرا کشوری که افق برنامه ریزی در آن حتی ۵ ساله هم نیست نگران افت جمعیت در ۶۰ تا ۹۰ سال دیگر است؟

واقعیت این است که برنامه ریزی جمعیت مستقل از سایر امور کشور نیست. تغییرات جمعیتی میتواند تاثیر مستقیم بر موقعیت ژئوپولتیک و امنیت داخلی و حتی وضعیت اقتصادی کشور داشته باشد.

اما ایران از این جمعیت جوان برای گسترش زیرساختهایش و همچنین بهبود موقعیت استراتژیک و ژئوپولتیکش، بدترین استفاده را کرده و حتی رویکرد حاکمیت به این موج جمعیتی رویکردی سرکوبگرانه و امنیتی بوده است.

حالا برنامه ریزی جمعیتی در یک نگاه کلان و استراتژیک به اینجا رسیده که درست است با رسیدن موج جمعیت به میانسالی خطر شورش و انقلاب از سر نظام دور می شود اما نبود جمعیت فعال و جوان موقعیت کشور را در میان همسایگان و سطح منطقه تضعیف خواهد کرد.

در سه دهه گذشته جهان تحولات بزرگی را شاهد بوده. در سایه این تحولات دیگر فقط کشورهای پهناور، ثروتمند و صنعتی نبودند که موقعیت جهانی برجسته بدست آوردند.

قدرتهای نوظهور مانند ببرهای آسیا تنها با برنامه ریزی و مدیریت، بخشی از تقسیم کار جهانی شدند و هرکدام از این کشورهای کوچک اکنون قدرتی در اقتصاد و تولید هستند.

حتی همسایگان ایران هم اغلب شباهتی به وضعیت سی سال قبل خود ندارند. امارات از یک بیابان به چند شهر بزرگ بین المللی تبدیل شده.

قطر یک قدرت مهم در صنعت گاز است و ترکیه در گردشگری و صنایع نساجی نامی شناخته شده در دنیاست.

در این میان جمهوری اسلامی ایران هم در تلاش و تکاپو و مذاکره برای کاهش تحریم هایش. بدیهی است که جمعیتی پیر و بازنشته آخرین چیزی است که این کشور نیاز دارد.

با ادامه همین رشد آهسته جمعیت در ایران ۱۴۲۰، یعنی کمتر از ۳۰ سال دیگر تمامی بخشهای کشور با کمبود نیروی فعال روبرو خواهند شد.

شاید بزرگترین کمبود هم در بخش نگهداری از سالمندان باشد. چون تقریبا ۶۰% جمعیت کشور را سالمندان تشکیل خواهند داد.

هیچ کدام از شهر های ایران حتی پایتخت برای سالمندان طراحی نشده. ساختمانها همین وضعیت را دارند و این شهرها و روستاها در آینده خالی از سکنه و متروکه خواهند بود.

"فلات ایران هیچگاه سرزمین پر جمعیتی نبوده و اگر راه دیگری در توسعه پیش می گرفت شاید میتوانست دو برابر این مقدار جمعیت را در خود جای دهد. اما با این نوع مدیریت کشور و اینگونه استفاده از منابع، زنده و تندرست نگهداشتن همین تعداد هم کار ساده ای نیست."

با این روند فعلی گرایش به شهر نشینی، کشاورزی و دامداری ایران و در نتیجه تولید غذا با مشکل روبرو خواهد شد.

ادامه این وضعیت یک تهدید موجودیتی را متوجه هستی نظام جمهوری اسلامی می کند. چون وضعیت همسایگان کاملا متفاوت است. پس میتوان فهمید این نگرانی رهبران حکومت و اصرار بر افزایش موالید از کجاست.

راه چاره چیست؟

شاید بهترین راه چاره تغییر نگاه سردمداران به مردم و به نقش انسان در دنیای مدرن باشد. پذیرفتن نیازها و خواسته های انسان به عنوان یک حقیقت.

اینکه بیشتر همیشه بهتر نیست. امروزه بنگاههای تولیدی و اقتصادی هم خوب میدانند که ده کارگر کارآزموده و متخصص با مجموعه ای از ماشین آلات مدرن به مراتب بیشتر و بهتر از صدها کارگر بی تجربه و ماشین آلات قدیمی بازدهی دارند.

این رویکرد باید شامل برنامه ریزی کلان و راهبردی جمعیت کشور هم بشود. یعنی تمرکز بر جمعیت با کیفیت نه جمعیت بیشتر.

در دهه های اخیر تخریب گسترده محیط زیست و سو مدیریت منابع آب، کشور را دچار بحران جایی برای زندگی کرده است. آلودگی های تهران و از پی آن دیگر شهر های ایران هم در امتداد این بحران است.

فلات ایران هیچگاه سرزمین پر جمعیتی نبوده و اگر راه دیگری در توسعه پیش می گرفت شاید میتوانست دو برابر این مقدار جمعیت را در خود جای دهد. اما با این نوع مدیریت کشور و اینگونه استفاده از منابع، زنده و تندرست نگهداشتن همین تعداد هم کار ساده ای نیست.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 25.

    آقای خامنه ای در فکر اینه که تنها کشور شیعه در جهان با کمبود نیروی انسانی مواجه نشه، ولی فکر اینو نمی کنه که همین نیروی انسانی آموزش، شغل، بهداشت، خوراک، مسکن و.. می خواد.
    نکته دیگه اینه که مدرنیته انسانها رو فردگراتر می کنه من خیلی ها رو می شناسم که حتی حاضر نیستن خودشون رو اسیر ازدواج بکنن در صورتی که در گذشته تا طرف می خواست ببینه دنیا درست کیه می دید زن براش گرفتن و چند تا بچه دور برشه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 24.

    از آنجا که آقای خامنه‌ای خودش را رهبر مسلمانان جهان می‌‌داند بهتر است به جای ایجاد تورم در جمعیت شیعه‌ی ایران، مسلمانان اندونزی را تشویق به تشیع و سپس به ایران وارد فرماید. اینطوری: یک... دو... سه... کن فیکونٔ! ‌ای بنازم به کرامت‌اش! هفتصد میلیون گوینده‌ی یا علی‌! بالانس تسنّن به هم ریخت! حالا چطور به اینهمه شیعه‌ی وارداتی، عربی‌ خراسانی بیاموزد!

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 23.

    بسیار متعجبم چرا تا کنون کسی متوجه نشده که دلیل اصرار رهبری بر افزایش جمعیت فقط به احتمال وقوع جنگ و نیاز ایران به داشتن جوانان زیاد است. مسلما خوانواده ای که فقط یک پسر دارد هرگز اجازه اعزام ایشان به جبهه را نمی دهد، اما والدینی که سه یا چهار پسر دارند با فرستادن یکی یا دو تا از آنها به جبهه جنگ موافقت می کنند. این تنها دلیل اصرار ایشان است، چون شکی ندارد که نهایتا در سالهای آینده مانند 10 سال دیگر جنگ اجتناب ناپذیر است و نیروی جوان لازم و ضروری.

  • اظهارنظر شماره 22.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • اظهارنظر شماره 21.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

 

نظرات 5 از 25

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.