ناظران می‌گویند...

اطلاعات خاکستری و هجوم رسانه‌ای در ایران

به روز شده:  17:19 گرينويچ - چهارشنبه 18 دسامبر 2013 - 27 آذر 1392

گزارش نادرست و غیراخلاقی که این هفته از سوی دو رسانه ایرانی حامی حکومت ایران درباره مسیح علی‌نژاد، روزنامه نگار ساکن لندن منتشر شد بار دیگر بحث هایی را درباره هدف و ماهیت این گونه اقدام های رسانه ای مطرح ساخت که به ویژه در چهار سال اخیر به شکل پیوسته و گسترده ای علیه روزنامه نگاران و فعالان مدنی و سیاسی ایرانی به کار برده شده است.

چنین اقدام هایی را می توان به دلیل انتشار اطلاعات از بنیاد نادرست و یا به دلیل ناروایی اخلاقی مطرح کردن اتهام های اخلاقی در رسانه، یا تخلف رسانه ای و کاری غیر اخلاقی نامید اما این توصیف روشنگر کارکرد و هدف و پیامد این اقدام رسانه ای نیست.

برای وارسی دقیق تر شاید بهتر باشد این اقدام بخشی از فرایند انتشار اطلاعات خاکستری نامیده شود.

اطلاعات خاکستری نام فنی است که در دستگاه های امنیتی یا سازمان های هدایت کننده پروپاگاندا برای بازگویی سازمان یافته آنچه در عرف نامیده می شود به کار برده می شود.

این اصطلاح می کوشد ماهیت اخلاقی این رفتار را پنهان سازد یا به تعبیر دقیق تر آن را در سطح تکنیکی مطرح کند که فراتر از نظام ارزش داوری اخلاقی دیده شود. اگر به این پدیده از این منظر نگریسته شود امکان بیشتری برای بررسی کارکردهای دروغ های رسانه ای فراهم می شود.

"از این طریق یک دورغ همیشه سنگ بنای دروغ بعدی است که هدف آن سازمان دادن نگرش تازه است. مجموعه ای از دروغ ها همراه با استنتاج های درست از نظر صوری نظام تازه ای از مفاهیم را شکل می دهد که شبه حقیقت است."

از منظر نظریه کلاسیک ارتباطات، هدف از انتشار اطلاعات یا ایجاد ارتباط اقناع گیرنده اطلاعات یا مخاطب ارتباط است. بر این مبنا هدف از انتشار اطلاعات خاکستری اقناع از طریق انتشار اطلاعات نادرست است.

در فرآیند انتشار اطلاعات نادرست، هدف محدود به ایجاد باور نسبت به اطلاعات نادرست نیست (اگرچه از تکنیک های رایج باور پذیر کردن مانند گفتن های بزرگ که کسی احتمال به آن بزرگی را نمی دهد یا دادن جزییات به ظاهر فرعی که مخاطب احتمال بودن آن را نمی دهد یا دادن اطلاعات درست و مشهور در لابلای اطلاعات نادرست، استفاده می شود) بلکه هدف اصلی مخدوش کردن اطلاعات درست یا آن نگرش یا باوری است که از نظر دستگاه پروپاگاندا ناپسند است.

از نظر روانی لازم نیست مخاطب خبری را باور کند تا بر او اثر کند، شگرد قدیمی همه دروغ گوها این است که فقط روی باور کردن توسط مخاطب حساب باز نمی کنند، آن ها روی اثر فردی و جمعی دروغ حساب باز می کنند.

به تعبیر دیگر اثر یا اطلاعات نادرست فقط باور کردن آن نیست. بدیل های تازه ای در برابر حقیقت در ذهن مخاطب می سازد و از شدت اعتماد مخاطب به حقیقت می کاهد.

از این طریق یک دروغ همیشه سنگ بنای دروغ بعدی است که هدف آن سازمان دادن نگرش تازه است. مجموعه ای از خبرهای همراه با استنتاج های درست از نظر صوری نظام تازه ای از مفاهیم را شکل می دهد که شبه حقیقت است.

نظامی از باورها و نگرش های تازه که صرفا به دلیل جاخوش کردن در ذهن و در نقل رسانه ای، جایگزین نظامی از باورها و نگرش هایی می شود که حقیقت نامیده می شود یا از نظر حرفه ای یا اخلاقی معتبر است.

"معلوم نیست همه کسانی که دروغ را می شنوند تکذیب آن را هم بشنوند و یا این که از توانایی تجریه و تحلیل آن برای فهم نادرستی آن برخوردار باشند، این اقدام اثرات مخرب خود را به جای خواهد نهاد."

در سطحی کلی تر، هدف از انتشار این اطلاعات خاکستری استفاده از حساسیت های مخاطب برای شکل دادن به برداشت هایی است که زمینه را برای توجیه پذیرکردن اقدام های دستگاه سازنده پروپاگاندا یا نظام‌واره فراهم می کند.

به زبان نظامی، این ها آتش تهیه توپخانه ای است که پیش از وارد عمل شدن نیروهای پیاده نظام به کار برده می شود.

بر این اساس به نظر می رسد واکنش اولیه کسانی که پس از شنیدن این دروغ ها به آن لبخند می زنند و روی واضح بودن بودن آنان حساب می کنند نوعی خوش بینی است.

صرف نظر از این که معلوم نیست همه کسانی که دروغ را می شنوند تکذیب آن را هم بشنوند و یا این که از توانایی تجریه و تحلیل آن برای فهم نادرستی آن برخوردار باشند، این اقدام اثرات مخرب خود را به جای خواهد نهاد.

بنابر این نشان دادن واکنش صریح، رسمی، حقوقی و عملی در باره این اقدام ها نباید در پشت این نگرش ظاهرا اخلاقی پنهان شود که می پندارد بی اعتنایی یا سکوت ناشی از صبوری می تواند چاره کار باشد.

نوع کاربرد این دروغ ها و زمان استفاده آن نشان می دهد که این اطلاعات خاکستری هر یک اهداف خاصی دارد. مثلا در بسیاری از موارد افرادی نشانه گرفته می شوند که به دلیل برخورداری از مخاطب بسیار ممکن است به سخنگویانی صاحب نفوذ تبدیل شوند.

هدف این دروغ ها گاهی ایجاد زمینه ذهنی منفی یا دامن زدن به زمینه های ذهنی منفی پنهان درباره افراد است. گاهی این اقدام ها می تواند برای حمایت از یک برنامه سیاسی باشد.

مثلا در زمانی که جریانی در داخل ایران سخن از بازگشت روزنامه نگاران به کشور می گوید جریان رسانه ای جناح مقابل به مجموعه ای از اخبار که هدف آن ساختن چهره منفی از همین افراد است دامن می زند.

"این که گروهی از رونامه نگاران و فعالان مدنی و سیاسی ایرانی در خارج از کشور زندگی می کنند و دستشان از پیگیری حقوقی شکایت کوتاه است نمی تواند مجوزی برای نادیده گرفتن حقوق آنان توسط رسانه ای در درون ایران باشد."

تا زمانی که دولت محمود احمدی نژاد و سیاست پیشین آن در ایران مسلط بود شاید سخن گفتن از موضع مدیران رسانه ای در ایران درباره جریان انتشار اطلاعات خاکستری یا دروغ های رسانه‌ای نمی توانست معنای عملی داشته باشد.

علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت حسن روحانی به صراحت گفته است که هدایت بخش های فرهنگی و رسانه ای وزارت ارشاد را دستگاه ها و چهره های امنیتی برعهده داشته اند که به تعبیر او امور را "دیکته" می کرده اند.

اما اکنون که چنین رویه ای از سوی مقام های جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار می گیرد، انتظارها برای واکنش نشان دادن مسئولان رسانه ای کشور نسبت به این جریان سازی یا انتشار اطلاعات خاکستری و بالا گرفته است.

این که گروهی از روزنامه نگاران و فعالان مدنی و سیاسی ایرانی در خارج از کشور زندگی می کنند و دستشان از پیگیری حقوقی شکایت کوتاه است نمی تواند مجوزی برای نادیده گرفتن حقوق آنان توسط رسانه ای در درون ایران باشد.

تاکنون در موارد زیادی دیده شده است که انتشار این اخبار جهت دار و اطلاعات خاکستری تا چه حد توانسته پیامدهای ناگواری بر زندگی و اعتبار حرفه ای افراد داشته باشد.

بنا بر این شاید زمان آن رسیده باشد که روزنامه نگاران و فعالان مدنی و سیاسی از طرق عملی و قانونی بر تلاش خود برای کاستن از این نوع جریان سازی مخرب رسانه ای و امنیتی بیافزایند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
 

نظرات 5 از 16

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.