ناظران می‌گویند...

شبکه‌های اجتماعی و رویکرد دوگانه جمهوری اسلامی

به روز شده:  14:01 گرينويچ - سه شنبه 24 دسامبر 2013 - 03 دی 1392

رابطه بین شبکه های اجتماعی و جنبش های اجتماعی یکی از مباحث مهم در عرصه مطالعات دانشگاهی است.

برخی از نظریه پردازان با رویکردی خوشبینانه به این رابطه، بر تاثیر شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک در توسعه جنبش های اجتماعی تاکید می کنند.

اما برخی دیگر شبکه های اجتماعی را ابزاری در دست حکومت های خودکامه برای کنترل هرچه بیشتر جنبش های اجتماعی می دانند.

آنها که به تاثیر شبکه های اجتماعی بر جنبش های اجتماعی خوشبین هستند بر این باورند که شبکه های اجتماعی و از جمله فیس بوک، ابزاری مفید برای دمکراسی هستند چرا که به کاهش موانع ارتباطات و تسهیل انتشار اطلاعات منجر می شوند.

اما بر اساس رویکرد بدبینانه، رژیم های خودکامه از این شبکه ها برای سرکوب هرچه بیشتر مردم در جنبش های اجتماعی بهره می برند.

نظریه پردازان گروه اول در توضیح ادعای خود مثال هایی از جنبش های اجتماعی اخیر در خاورمیانه می آورند. برای بسیاری از آنها "ایران" نمونه خوبی است.

نانسی اسنو، استاد یار فلسفه و دیپلماسی عمومی در دانشگاه سیراکوس، در مقاله ای در سال ۲۰۱۰ درباره تاثیر شبکه های اجتماعی بر جنبش سبز در ایران می نویسد: "انتخابات ریاست جمهوری در ایران در ژوئن ۲۰۰۹ توسط آنچه که انقلاب توییتر نام گرفت، به صورت مستمر بازنمایی می شد. کاربران توییتر در ایران که در استفاده از وبلاگ و فرستادن اس ام اس توسط تلفن همراه با محدودیت های فراوان از سوی دولت مواجه شده بودند توانستند به وسیله توییتر، محدودیت های ایجاد شده توسط دولت را دور بزنند."

فیس بوک به عنوان یک شبکه اجتماعی برای کاربران ایرانی اهمیت ویژه ای دارد تا جایی که گروه های مختلفی از مردم بخشی از فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود را از طریق این شبکه سازماندهی می کنند.

"استفاده از فیس بوک برای بازنمایی وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹، ایران را به یکی از نمونه های بارز "تاثیر شبکه های اجتماعی بر جنبش های اجتماعی"مبدل ساخت."

فیس بوک همچنین، محبوب ترین شبکه اجتماعی در میان کاربران ایرانی است. به نظر می رسد که فیلترینگ فیس بوک از سال ۲۰۰۹ میلادی، نتوانسته است تاثیر منفی چشمگیری بر استفاده از این شبکه در ایران بگذارد.

درباره انگیزه ها، علائق و روش های استفاده از فیس بوک توسط کاربران ایرانی، منابع چندان زیادی وجود ندارد.

در تحقیقی که الهه شعبانی و سه دانشجوی علوم ارتباطات با نام "انگیزه ها، علایق و استراتژی های کاربران فیس بوک در ایران" در سال ۲۰۱۳ انجام دادند از فیس بوک با نام مکانی برای جدال حکومت و مردم نام برده شده است.

اهمیت فیس بوک در ایران وقتی برجسته می شود که به نقش آن در جریان جنبش سبز اشاره می کنیم.

استفاده از فیس بوک برای بازنمایی وقایع پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹، ایران را به یکی از نمونه های بارز "تاثیر شبکه های اجتماعی بر جنبش های اجتماعی"مبدل کرد.

در بسیاری از تحقیقات دانشگاهی سال های اخیر، ایران در کنار کشورهایی همچون تونس، مصر، سوریه، فیلیپین و لیبی به عنوان نمونه ای از "رابطه مستقیم بین شبکه های اجتماعی و جنبش های اجتماعی" مورد بررسی قرار گرفته است.

مرگ ندا آقاسلطان و بازنمایی آن در شبکه های اجتماعی توسط کاربران ایرانی، از مهمترین وقایعی است که در این بررسی ها مورد توجه قرار می گیرد. به این ترتیب، به باور برخی از محققان، بررسی "جنبش سبز" در ایران بدون بررسی نقش فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی امکان پذیر و منطقی نخواهد بود.

اما این آخرین نمونه از فعالیت تاثیرگذار فیس بوکی ایرانیان بر جنبش های اجتماعی در ایران نبود.

در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۳ میلادی در ایران، فیس بوک به اصلی ترین شبکه اجتماعی برای گروهی از کاربران تبدیل شد که از آن به عنوان "کمپین مجازی" برای تبلیغات حسن روحانی به عنوان کاندیدای محبوب خود استفاده کردند.

حامیان این کاندیدا که در حال حاضر ریاست جمهوری ایران را بر عهده دارد تبلیغات برای او را از طریق موبایل و تلفن و اینترنت آغاز کردند و در مدت زمان کوتاهی انبوهی از پیام های فیس بوکی رد و بدل، انبوهی از استاتوس ها در فیس بوک نوشته شدند تا حامیان روحانی بتوانند مردم را به اهمیت انتخاب او واقف سازند.

پس از انتخابات، حسن روحانی به عنوان رییس جمهور ایران، از فعالیت حامیانش در فیس بوک در دوران تبلیغات برای ریاست جمهوری تقدیر کرد.

رویکرد جمهوری اسلامی درباره فیس بوک

به طور خلاصه، جمهوری اسلامی استراتژی سرسختانه ای را برای کنترل فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی دنبال می کند به گونه ای که در میان ۱۷۹ کشور، ایران از نظر دسترسی به محتوای اینترنت به صورت آزاد، مقام ۱۷۵ را به خود اختصاص داده است.

کاربران ایرانی برای استفاده از اینترنت با محدودیت های فراوان از جمله فیلترینگ فیس بوک و برخی دیگر از شبکه های اجتماعی و نیز برخی از وبسایت ها روبرو هستند.

"برخی از این دستگیری ها از جمله بازداشت ستار بهشتی، وبلاگ نویس ایرانی به مرگ نیز منجر شده است. مرگ او را می توان یک نمونه بحث برانگیز از جدال مردم و حکومت در استفاده از اینترنت عنوان کرد."

به علاوه، در مواردی حتی حکومت ایران به دستگیری افرادی دست زده که مطالبی انتقادی را در وبلاگهایشان منتشر کرده اند.

برخی از این دستگیری ها از جمله بازداشت ستار بهشتی، وبلاگ نویس ایرانی به مرگ نیز منجر شده است. مرگ او را می توان یک نمونه بحث برانگیز از جدال مردم و حکومت در استفاده از اینترنت عنوان کرد.

به نظر می رسد استراتژی جمهوری اسلامی در این زمینه شباهت های فراوان به استراتژی دولت چین دارد.

جسیکا استانکو، استادیار دانشگاه واشنگتن در مقاله ای با عنوان "رسانه های اجتماعی، تحولات سیاسی، و کنترل دولت" که در سال ۲۰۱۳ نوشته است می گوید: "وقتی یک شهروند چینی سانسور حکومتی را برای استفاده از اینترنت دور می زند، حکومت مایل است که او را از طریق بازداشت و زندان، یا کار اجباری مجازات کند."

همچنین رژیم جمهوری اسلامی علاوه بر بازداشت و پیگرد قانونی افرادی که از اینترنت برای انتشار نظرات انتقادی خود علیه حکومت استفاده می کنند، راهکارهای دیگری را نیز برای کنترل اینترنت در ایران به کار می گیرد که بیش از آنکه از استراتژی های حکومت چین پیروی کنند شباهت فراوانی به استراتژی دولت های جمهوری آذربایجان و ازبکستان دارد.

این دولت ها "احساس خودسانسوری" را در کابران اینترنت تقویت می کنند به جای اینکه از مدل های سرکوبگرانه و خشن بهره بگیرند.

بهره برداری جمهوری اسلامی از فیس بوک

به نظر می رسد که گاه رژیم های خودکامه حتی بیشتر از مردم از شبکه های اجتماعی بهره می برند.

در سال ۲۰۰۹ حکومت ایران توانست برخی از سرنخ های مرتبط با مبارزان و منتقدان رژیم را با استفاده از قرارهایی که از طریق شبکه های اجتماعی تعیین می کردند شناسایی کند، این شناسایی ها در مواردی به بازداشت افراد منجر شد.

با اینهمه بسیاری از محققان، این مساله را از ویژگی های کلی استراتژی رژیم های خودکامه در برابر اینترنت و شبکه های اجتماعی نمی دانند.

به باور آنها، استراتژی کلی این حکومت ها در برابر اینترنت و شبکه های اجتماعی شامل فیلترینگ و بلاک وبسایت ها، سانسور، بازداشت و دستگیری است.

در این میان، حکومت ایران نه فقط از استراتژی رایج حکومت های خودکامه پیروی می کند بلکه عملکرد آن درباره شبکه های اجتماعی کم و بیش به شکل دیگری، ادعای نخست را تایید می کند: بهره بردن از شبکه های اجتماعی به اندازه مردم و حتی بیشتر از آنها.

وقتی دفتر آیت الله خامنه ای صفحه ای را به نام او در فیس بوک به راه انداخت جنبه دیگری از رویکرد رژیم ایران درباره شبکه های اجتماعی نمایان شد.

این جریان در دولت جدید به اوج خود رسید.

تعدادی از اعضای کابینه آقای روحانی در آگوست ۲۰۱۳ و تنها کمی بعد از انتخابات ریاست جمهوری به فیس بوک پیوستند و علاوه بر صفحه رسمی دولت، به افتتاح صفحه های شخصی هم دست زدند.

پیش از این نیز اکبر هاشمی رفسنجانی درباره اهمیت شبکه های اجتماعی و اینترنت گفته بود: "ما می بینیم که یک صفحه فیس بوکی بدون هیچ هزینه ای جایگزین چندین کانال تلویزیونی و رادیویی شده است. و می بینیم که مردم چطور با استفاده از گوشی های تلفن همراه خود اخبار را به دیگر نقاط جهان منتقل می کنند. من فکر می کنم این یک اتفاق خوشایند برای همه جهان است."

آغاز به کار صفحه آقای خامنه ای در فیس بوک بحث های بسیاری برانگیخت. آدمین این صفحه که دفتر رسمی نهاد رهبری است، مطالبی را به زبان های فارسی، عربی و انگلیسی در این صفحه منتشر می کند. گاه عکس هایی که در این صفحه به اشتراک گذاشته می شوند توسط ۱۰۰۰نفر لایک می خورند.

بخش زیادی از مطالب این صفحه به مباحث سیاسی و مذهبی اختصاص دارند، به ویژه درباره رابطه ایران و امریکا می توانیم مطالب بسیاری در آن پیدا کنیم.

در مواردی هم می توانیم مطالبی را با محتوای روانشناختی و فرهنگی و اجتماعی در صفحه آقای خامنه ای پیدا کنیم.

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران از رهبر اسران در فیس بوک محبوب تر است. او اغلب هر روز مطالبی را درباره وقایع مهم در سیاست خارجی ایران و گزارشی از سفرهایش منتشر می کند.

مطالب او گاه شبیه دست نوشته هایی از یک دفترچه خاطرات روزانه هستند. آقای ظریف در طول سفرش در نیویورک، گزارش هایی مرتب و روزانه از ملاقات با مقامات سایر کشورهای جهان در صفحه اش می نوشت و این نوشته ها با استقبال فراوان کاربران مواجه می شدند.

"در یکی از یاداشت های ظریف در ۴ اکتبر ۲۰۱۳ هنگامی که او در هواپیما بود و به ایران بازگشت می خوانیم: ساعت هشت و نیم به وقت نیویورک و ۴ بعد از ظهر به وقت ایران عزیز ما است. نمی دانم که دقیقا کجا هستم. در نظر داشتم که وقتی به تهران رسیدم برایتان مطلبی بنویسم اما متوجه شدم که در هواپیما می شود از اینترنت استفاده کرد…کامنت یکی از کابران که برای این پست ظریف نوشته بود خواندنی است: دکتر! با تلفن همراهت در فیس بوک آنلاین شو. اگر فیلتر بود بدون که در تهران هستی!"

در یکی از یاداشت هایش در ۴ اکتبر ۲۰۱۳ هنگامی که او در هواپیما بود و به ایران بازگشت می خوانیم:

ساعت هشت و نیم به وقت نیویورک و ۴ بعد از ظهر به وقت ایران عزیز ما است. نمی دانم که دقیقا کجا هستم. در نظر داشتم که وقتی به تهران رسیدم برایتان مطلبی بنویسم اما متوجه شدم که در هواپیما می شود از اینترنت استفاده کرد…

کامنت یکی از کابران که برای این پست ظریف نوشته بود خواندنی است:

دکتر! با تلفن همراهت در فیس بوک آنلاین شو. اگر فیلتر بود بدون که در تهران هستی!

همانگونه که از لحن طنازانه این کامنت نویس برمی آید، رویکرد رژیم جمهوری اسلامی به فیس بوک و شبکه های اجتماعی متناقض است.

این تناقض را حتی کلیک جک دورسی، مدیرعامل توییتر به حسن روحانی یادآوری کرد و نوشت:

عصر به خیر آقای رییس جمهور؛ آیا شهروندان ایرانی می توانند توییت های شما را بخوانند؟!

اگرچه در توییتر منسوب به رئیس جمهور در پاسخ به او اظهار امیدواری شد که همه مردم بتوانند به اطلاعات جهانی به راحتی دسترسی پیدا کنند اما رژیم جمهوری اسلامی هنوز تمایلی به از میان برداشت فیلترینگ فیس بوک و سایر شبکه های اجتماعی در ایران از خود نشان نمی دهد.

بر اساس همین واقعیت، وضعیت شبکه های اجتماعی در ایران یک وضعیت پیچیده است و رویکرد دوگانه رژیم نیز بر این پیچیدگی دامن می زند.

محبوبیت بالای فیس بوک در بین کاربران ایرانی، تاثیر آن بر جنبش های اجتماعی، فیلترینگ آن توسط رژیم، و نیز فعالیت مقامات حکومتی در این شبکه اجتماعی، جنبه های مختلف و متناقضی از "فیس بوک" را در ایران به نمایش می گذارند.

به عبارت دیگر، فیس بوک علاوه بر تاثیری که بر جنبش های اجتماعی دارد، و نیز محبوبیت آن در بین کاربران جوان ایرانی، به وسیله ای برای پروپاگاندای رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده؛ وسیله ای که گاه می تواند توسط حکومت برای کنترل هرچه بیشتر مردم مورد استفاده قرار بگیرد.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 4.

    رویکرد دوگانه ج . ا. فقط محدود به شبکه های اجتماعی مجازی نیست بلکه ریشه در دکترین " خودی و غیر خودی " شخص آیت الله خامنه ای دارد . که متاسفانه مستدل به " تولی و تبری " است . ولی واقع این است که مضرترین عقیده و روش برای اتحاد یک ملت ترویج برتری "خودی" در برابر "غیر خودی" است. البته تفکر مبتنی بر "امت" در برابر تفکر مبتنی بر"ملت" کار را به اینجا می کشاند. آنگاه به خودی اجازه داده می شود که هر کاری بکند چون خودی است ! اما غیر -خودی اجازه ندارد حتی آه بکشد و ایکاش کند ! خودی می تواند بدون مجوز وب سایت و وبلاگ داشته باشد یا عضو توییتر و فیس بوک و ... باشد اما غیر خودی نه ! خودی می تواند دیش ماهواره و رسیور داشته باشد اما غیرخودی نه! خودی می تواند پول خود را در اسپانیا و کانادا و برزیل و... خرج کند اما غیر خودی نه ! خودی می تواند بدون ضابطه پول های میلیاردی از کشور خارج کند اما غیر خودی نه ! خودی می تواند هر چه از دهانش در می آید فحاشی و هتاکی و افترا بزند اما ... این لیست پایان ندارد هیهات !

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 3.

    مسئولان نظام خوب می کنند شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک بیشتر سیاست های غرب رو تو جامعه پیاده می کنند

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 2.

    حاکمان نظام غیرخودی جمهوری اسلامی می دانند که اکثریت ایرانیان دنبال فرصتی می گردند که این رژیم را به زباله دانی تاریخ بیندازند. برای همین هر گونه تلاش برای سازماندهی مخالفان را در نطفه سرکوب می کنند. برای من تعجبی ندارد که بعضی اشخاص حتی در ایران بر علیه حکومت حرف می زنند و حکومت با آنها (حداقل به ظاهر) برخوردی نمی کند. چیزی که طومار نظام غیر خودی جمهوری اسلامی را در هم خواهد پیچید سازماندهی مخالفان است. برای همین حکومت از شبکه های اجتماعی که می توانند این نقش را ایفا کنند هراس دارد.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 1.

    نمي توان گروه ،سازمان يا دولتي را از استفاده از تكنولوژي محروم كرد.به خصوص دولت ها را كه إمكانات نامحدودي در اختيار دارند.ويكيليك و اسنودن مثال هاي زنده اي هستند از ان چه دولت ها انجام ميدهند.اين جنگ و گريز بين دولتها(و به خصوص دولتهاي ديكتاتور)و ملتها آدامه خواهد يافت و مبارزه ملتها براي ازادي.

 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.