ناظران می‌گویند...

من چه رنگی‌ام؟ نگاهی به فیلم 'جری و من'

به روز شده:  12:43 گرينويچ - دوشنبه 30 دسامبر 2013 - 09 دی 1392

تعبیری از سرژ دنه، منتقد بزرگ فرانسوی، در میان است، "فیلم‌هایی که نظاره‌گر کودکی ما بوده‌اند"، فیلم‌هایی که شاهد بزرگ‌شدن ما در "کمند یک تاریخ" بوده‌اند.

جری و من، فیلم درخشان ۳۸دقیقه‌ای مهرناز سعیدوفا، استاد کلمبیاکالج شیکاگو، نویسنده‌ کتاب عباس کیارستمی (به همراه جاناتان رزنبام) و سازنده‌ چند فیلم کوتاه دیگر، جری لوئیس را به عنوان موضوع یک دلبستگی شخصی چنان به زمان حال احضار می‌کند تا از آن یک اتوبیوگرافی، یک کندوکاو در گذشته‌ شخصی، یک مرور بر زندگی‌ای زیسته‌شده با سینما و معنا گرفته از آن بسازد.

اما به آن بسنده نمی‌کند و این احضار را چنان معنا می‌کند که گویی با جری لوئیس می‌شود تاریخ معاصر ایرانی را دوباره نوشت، به یادمان می‌آرود که در فضایی که مسئله‌ مواجهه‌ ایران با غرب/جهان مدرن در این سال‌ها موضوع بحث‌های متفاوت فلسفی/جامعه‌شناختی/تاریخی بوده کمتر کسی آن را از زاویه‌ سینما و تأثیرهای پیچیده‌ آن طرح کرده است.

و تازه از این هم فراتر می‌رود و از دل همین امکان بحثی می‌گشاید در تعامل‌های خود "سینه‌فیلیا" (سینمادوستی) با فاصله‌های فرهنگی؛ در این داستان قصه‌ غربتی ابدی می‌بیند و از شکاف میان واقعیت و تصویرها پرسشی از پی "خود" و "هویت" طرح می‌کند.

شاید از این‌روست که جری و من همزمان بسیار چیزهاست؛ طرحی با یک هدف دشوار.

و این البته بازی سینماست و برای فیلمساز/منتقدی دلباخته‌ جری لوئیس نه چندان غریبه (و اینجا شوخی‌ای نه چندان بی‌ربط) که تماشاگر در ورود به جهان جری و من گویی همچون جری لوئیس است در ورودی خانه‌ مرد خانم‌ها(۱۹۶۱).

فیلمی که خود لوئیس کارگردانی‌اش کرده بود و نکته‌ اصلی‌اش شاید خود سینما بود - در گوشه‌ خیابان، دری معمولی، مثل درهای دیگر، باز می‌شد که جری پا به درونش می‌گذاشت اما صبح که بیدار می‌شد، خود را در سرزمینی از امکان‌ها و تصورها و تخیل‌ها می‌دید.

و چرا فیلمی که با شور و شوقی مثال‌زدنی نسبت به جری لوئیس ساخته شده خود دری باز نکند با بی‌شمار امکان‌ها برای تماشاگرش؟

"آمریکا برای او تصویر است، رخ‌دهنده در فیلم‌ها، همچون جری شاد، رها و بی‌خیال. حتی اگر این آمریکا «دوبله» شود، حتی اگر جری در فیلم بی‌نظم منظم «مثل آب خوردنگ» بگوید و حتی اگر جان وین ریو براوو وقت خداحافظی از انجی دیکنسون (بازیگر زن مقابلش) «لا اله الا الله» بگوید، همچنان تصویرهایی در دوردست‌اند. "

امکان‌هایی که بسته به ایرانی یا آمریکایی بودن تماشاگر، "سینه‌فیل" بودن یا نبودن او، و حتی به چه نسلی متعلق بودن او، به گونه‌های متفاوت تجربه می‌شود.

جری و من می‌گوید که بخش مهمی از مسئله در فاصله‌ همین جلو یا پشت در بودن است، در فاصله‌ میان "اینجا" و "آنجا"، می‌پرسد که در مغاک این فاصله‌ها در ذهن تماشاگر چه رخ خواهد داد و خود می‌کوشد بخشی از مختصات آن را ترسیم کند.

بله، این در نگاه نخست نامه‌ای است عاشقانه به سینما و مشخصاً به جری لوئیس. داستان یک دلباختگی است، و همچون هر داستان عاشقانه‌ دیگری، گره‌خورده با شرح آشنایی و اوج و فرود و سکناگزیدنی نهایی در ساحلی امن. (اگر توصیفی بامعنا باشد که نیست)

نخست دختر نوجوانی می‌بینیم در مرکز فیلم، در ایران دهه‌ چهل، غریبه در سرزمین خود، که ترجمانی از این غریبگی را در یک "وصله‌ ناجور" همچون جری می‌یابد و به او پناه می‌برد.

برای او جری هر چیزی هست جدا از پیرامونش، و مهمتر از همه، "آمریکا"ست. آمریکا برای او تصویر است، رخ‌دهنده در فیلم‌ها، همچون جری شاد، رها و بی‌خیال.

حتی اگر این آمریکا "دوبله" شود، حتی اگر جری در فیلم بی‌نظم منظم "مثل آب خوردنگ" بگوید و حتی اگر جان وین ریو براوو وقت خداحافظی از انجی دیکنسون (بازیگر زن مقابلش) "لا اله الا الله" بگوید، همچنان تصویرهایی در دوردست‌اند.

اما فیلم نشان‌مان می‌دهد که داستان به تدریج پیچیده‌تر می‌شود چرا که خود واقعیت هم شروع می‌کند به دوبله‌شدن به زبانی دیگر – تصویرهای می‌بینیم از جشن‌های دو هزار و پانصدساله که همچون یک محصول عظیم هالیوودی عرضه می‌شود؛ بعدتر تصویرهایی می‌بینیم از ایران پیش از انقلاب؛ این "مدرنیته" ایرانی تا چه اندازه واقعیت بود، تا چه اندازه تنها تصویری دوبله بود از چیزی در دوردست؟

اما مسئله بعدی دیگر هم دارد، جری دوبله‌شده در ایران و برای مهرناز نوجوان بدل می‌شد به آمریکا، در حالی که خود آنجا، در واقعیت خود، در آمریکا، یک وصله‌ای ناجور بود، تصویر یک غریبه برای آمریکایی‌ها؛ و شاید این راز همان بود که بیشتر فرانسوی‌ها و نه آمریکایی‌ها بودند که دوستدار فیلم‌های لوئیس می‌شدند.

مسئله در همان فاصله‌هاست؛ اینجا یا آنجا؟ چه‌کسی در کجا مخاطب تصویرهاست؟

"فیلم نشان‌مان می‌دهد که داستان به تدریج پیچیده‌تر می‌شود چرا که خود واقعیت هم شروع می‌کند به دوبله‌شدن به زبانی دیگر – تصویرهای می‌بینیم از جشن‌های دو هزار و پانصدساله که همچون یک محصول عظیم هالیوودی عرضه می‌شود؛ بعدتر تصویرهایی می‌بینیم از ایران پیش از انقلاب؛ این "مدرنیته" ایرانی تا چه اندازه واقعیت بود، تا چه اندازه تنها تصویری دوبله بود از چیزی در دوردست؟"

و برای جری و من این تنها از سر تصادف نیست که سینمای جری لوئیس چه در درون خود (همچون پرفسور نابغه، ۱۹۶۱، یا کاراکتر اصلی خردوخاکشیر۱۹۸۳) و چه در بیرون خود (پاسخ‌های متضاد تماشاگرها در فرهنگ‌های مختلف) بیش از همه در باب دگرگونی‌ها و چهره‌ عوض‌کردن‌‌هاست.

فیلم سعیدوفا این ایده را همچون خمیری اولیه به کار می‌گیرد و در جنبه‌های مختلف تماتیکش ورز می‌دهد.

اینجا یا آنجا؟ تصویر یا واقعیت؟ زمانه عوض می‌شود، ایران با انقلاب ۵۷ دگرگون می‌شود، جری شاد و بی‌خیال جای خود را در سینماهای شهر به فیلم‌های هنری با مضامین انقلابی می‌دهد.

برای مهرناز مکان‌ها عوض می‌شوند، آمریکای جری برای آن دختر نوجوان سال‌های دور به آمریکای واقعی بدل می‌شود که حالا دیگر ایران را همچون تصویری در دوردست خود دارد، با واقعیت روزمره‌ای که تصویرهای امروزش پر شده‌اند از بمباران عراق و افغانستان.

این خود جری لوئیس بود که در خردوخاکشیر ابعاد روانی این آمیختگی تصویرها و واقعیت را نشانمان داده بود. داستان جدا افتادگی را و داستان این غریبگی را.

سینما (آن سینمایی که سعیدوفا بدان باور دارد) و "سینه‌فیلیا" همیشه با غربت گره خورده است، چه اینجا باشد، چه آنجا، همیشه خارجی است، همیشه غریبه، همیشه وصله‌ ناجور – منتقدی چون سرژ دنه قبل‌تر این را خوب بیان کرده بود.

اما بعید است هیچ فیلم دیگری تا پیش از جری و من ابعادی همزمان چنین شخصی و چنین عمومی از آن را ترسیم کرده باشد؛ فیلمی که گشاینده‌‌ افق‌هایی تازه است هم برای طرح مسئله‌ سینما و مخاطبش و هم برای مسئله‌ "ایران" و تصویرهای "مدرن"اش. ‌

من چه رنگی ام: دیالوگی از گفتگوی کارگردان با پسر خردسالش در فیلم.

مهرناز سعیدوفا همراه خانواده اش در تهران دهه چهل خورشیدی


نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
 
 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.