ناظران می‌گویند...

ترجمه و هویت مدرن ایرانی

به روز شده:  11:42 گرينويچ - چهارشنبه 01 ژانويه 2014 - 11 دی 1392

ترجمه اصلی ترین ابزار شکل گیری هویت مدرن ما در دوران معاصر بوده است. تا قبل از آشنایی و تأثیرپذیری گسترده از دنیای غرب، ایرانیان هویت کماکان یکپارچه و مسنجم ایرانی – اسلامی داشتند.

با ورود ترجمه آثار غربی و آشنایی با دنیای غرب، گویی سنگی در آب هویت ما افتاد و لرزه بر پیکره منسجم آن انداخت. آن را از بی تحرکی بیرون آورد و موجی از سوال برانگیخت و هر چه زمان گذشت بر تلاطم آن افزود.

از اواخر دوران قاجاریه، ترجمه آثار ادبی قرون هجدهم و نوزدهم از زبان های اروپایی به فارسی، آشنایی با مظاهر تمدن و سفر به دیار فرنگ همچون پنجره ای به "بهشت زمینی" گروهی از ایرانیان را شیفته دنیای غرب کرد.

این ذهنیت ناشی از آشنایی اولیه با دنیای تمدن همچون خطی از وسط هویت سنتی ما عبور کرد.

با گذشت زمان بر عرض آن اضافه می شد و همچون آینه ای دو سو برخوردی دوگانه را منعکس می کرد: عده ای ضرورت آن را تا جایی که ممکن است نادیده گرفته و تا به امروز به آینه شکنی مشغول بوده اند و سعی داشته اند هویت ما را در بخش اسلامی آن خلاصه کنند، عده ای هم با نگریستن به آینه تنها، کجی و کاستی و ناموزونی در خود یافته اند و در اهمیت این تازه وارد اغراق کرده اند و جایگاهی و رسالتی بس بزرگ برای هویت مدرن قائل شده اند.

"به نظر می رسد که تا اواسط قرن بیستم، جریان ترجمه و روشنفکری ارتباط مستقیمی داشته اند؛ ترجمه توسط روشنفکر و با هدف روشنگری صورت می گرفته است. با این نگاه، مترجم صاحب نظر هم بود (جایگاهی که هنوز هم جامعه کماکان برای مترجم قائل است)."

حل تمام مشکلات را در گسترش هر چه بیشتر آن دیده اند و اهمیت و جایگاه بخشی از هویت سنتی را بشدت به باد انتقاد گرفته اند و ریشه تمام مشکلات را در آن جسته اند.

انکار نیاز به مدرن شدن و یا اغراق در ضرورتش ارسال پیام غلط به کسانی (ترجمان) بوده است که این ابزار را در دست داشته اند.

هر نوع انتقال اندیشه، طرز تفکر، سبک زندگی، تعریف از خود و جهان پیرامون و... از یک محیط به جامعه ای دیگر به هر شکلی و در هر قالبی را می توان نوعی ترجمه دانست.

این ابزار پرقدرت بر تمام جنبه های اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران تأثیر داشته است. نگاه جدید به زندگی در ابتدا تنها از طریق ترجمه نوشتاری و در قالب کتاب ومقالات، وارد جامعه می شد.

به نظر می رسد که تا اواسط قرن بیستم، جریان ترجمه و روشنفکری ارتباط مستقیمی داشته اند؛ ترجمه توسط روشنفکر و با هدف روشنگری صورت می گرفته است. با این نگاه، مترجم صاحب نظر هم بود (جایگاهی که هنوز هم جامعه کماکان برای مترجم قائل است).

از اواسط قرن بیستم گسترش راه های ارتباطی ایران با دنیای غرب، از جمله دوبله فیلم و نیز واردات کالاهای تجاری بر آشنایی طبقه متوسط ایرانی و استقبال از فرهنگ و سبک زندگی غربی تأثیر فراوانی داشت.

بدین ترتیب ابزار شکل گیری هویت مدرن پیچیده تر می شد و انحصار انتقال اندیشه های غربی از طریق روشنفکران پایان می گرفت.

در دو دهه اخیر با ورود ماهواره و سپس اینترنت به خانه های مردم، به نظر می رسد که تأثیر ترجمه نوشتاری بر جریان هویت سازی کم رنگ تر شده است.

اما از سوی دیگر، اگر نقدی بر ناموزونی هویت مدرن ایرانی هست، اگر در آن نقص و کاستی و کجی دیده می شود، کیفیت کار مترجمان و میزان درستی تشخیص آنها در انتخاب منابع ترجمه شده زیر سئوال می رود.

پس به نظر می رسد علی رغم گسترش و تنوع راه های ارتباطی با دنیای مدرن هنوز هم بیشترین سنگینی بار مسئولیت شکل گیری هویت مدرن ایرانی بر دوش ترجمه نوشتاری و مترجمان آن است.

حال سئوال این است که چه عواملی در ترجمه یک اثر، اندیشه و طرز تفکر به زبان فارسی باید در نظر گرفته شود؟

تفکر مدرن چه به معنی اندیشه های مدرن باشد چه به معنی مدرن اندیشیدن، پاسخی است به نیازها و سوالات جامعه ای که در آن متولد می شود؛ نیازها و سوالاتی واقعی متأثر از مجموعه عوامل مذهبی، تاریخی، اجتماعی، سیاسی، آداب و رسوم و عادت ها و...

آیا اندیشه ها به عنوان عکس العمل به نیازهای خاص یک جامعه، می توانند از طریق ترجمه وارد محیط دیگری شده و مصرف شوند؟ آیا اندیشه از جنس کالای مصرفی است؟ اگر چنین است آیا بعد از صد سال که از ترجمه آثار اندیشمندان غربی به فارسی می گذرد می توان گفت اندیشیدن ما غربی شده است؟

به نظر می رسد که اندیشه به عنوان پاسخ به نیازی مشخص، برای ورود به محیطی دیگر شرایط و زمینه های خاص خودش را می طلبد؛ همچون دانه ای که برای رشد به بستری مناسب احتیاج دارد.

اگر اندیشه ای مشخص در زمان مناسب بر اساس نیازهای واقعی جامعه ای آماده برای آن اندیشه (طبق تشخیص اندیشمندان آن) کاشته شود، میوه هایی بومی قابل مصرف در آن جامعه به بار خواهد آورد. در واقع جامعه، خود به تولید اندیشه پرداخته است.

"تفکر مدرن چه به معنی اندیشه های مدرن باشد چه به معنی مدرن اندیشیدن، پاسخی است به نیازها و سوالات جامعه ای که در آن متولد می شود؛ نیازها و سوالاتی واقعی متأثر از مجموعه عوامل مذهبی، تاریخی، اجتماعی، سیاسی، آداب و رسوم و عادت ها و..."

اگر هر اندیشه را همچون دارویی بدانیم برای درمان دردی مشخص، اگر بدنه یک جامعه فاقد درد است، یا اگر از دردی دیگر رنج می برد، مصرف داروی نامناسب نه تنها به معنی درمان نیست، بلکه قطعاً عوارضی به دنبال خواهد داشت.

خوراندن اندیشه های نامناسب و بعضاً متناقض، تأثیر عوارض آن ها را چند برابر می کند. بنابراین اندیشه ای که امروز پاسخگوی نیازهای یک کشور اروپایی است الزاماً نمی تواند در بستر جامعه ایرانی رشد کند.

برای رشد اندیشه های مدرن بومی تشخیص نیازها و سوالات واقعی جامعه اهمیت دارد. و زمینه سازی برای پاسخ گویی به آن نیازها ضروری است.

ایجاد نیاز و سوال به طور مصنوعی کارساز نیست. برای پاسخ گویی به نیازها ایجاد شرایط و زمینه های مختلف اقتصادی مذهبی، سیاسی، فرهنگی و ... حتماً لازم است.

بنابراین وارد کردن اندیشه به جامعه بر اساس نیازها و شرایط واقعی آن باید باشد. از سوی دیگر انتخاب و قرض گرفتن اندیشه های مناسب با نیازهای جامعه باید بر اساس شناخت کافی از شرایط شکل گیری آن اندیشه در جامعه مبدا و میزان موفقیت و پاسخ گویی و تأثیرگزاری آن اندیشه باشد.

حال سئوال این است که آیا این میزان از مسئولیت از توان مترجم خارج نیست؟ آیا این توقع (تصور) که مترجم هم در زمینه موضوع مورد ترجمه، هم فن ترجمه و هم در خصوص تشخیص نیازهای جامعه به آثار مورد ترجمه باید صاحب نظر باشد (است) به جاست؟

به طور منطقی وقتی ابزاری هم در مقام تصمیم گیرنده باشد و هم اجرا کننده، میزان کارآیی آن حتماً زیر سوال می رود.

آیا وقت آن نرسیده است که نگاه سنتی به ترجمه جای خود را به شکل مدرن تری بدهد؟

یکی از راه های عبور از ترجمه سنتی، تشکیل کانون ها و خانه های ترجمه به سرپرستی پیش کسوتان، اساتید و مترجمان با سابقه زبان های مختلف است تا با جذب فارغ التحصیلان جوان دانشگاه ها امکان تربیت مترجمان حرفه ای در رشته های مختلف را بوجود بیاورند. از نتایج چنین اقدامی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- فرایند ترجمه آثار، زیر نظر مترجمان با سابقه و ویراستارانی خبره در رشته های مختلف رشته انجام می شد.

- ارتباط، همکاری و همفکری اعضاء این کانون ها و خانه های ترجمه با اندیشمندان و صاحب نظران از یک سو و برنامه ریزان و سیاستگزاران آموزشی و فرهنگی از سوی دیگر، امکان انتخاب و ترجمه ی آثار متناسب با نیازها واقعی و امکانات فعلی جامعه را فراهم می آورد.

- همکاری ناشران و مراکز نشر با این کانون ها و خانه های ترجمه منجر به نشر ترجمه های خوب، انتخاب شده توسط صاحبنظران و بر اساس نیازهای واقعی جامعه خواهد شد.

یک چنین همکاری باعث بالا رفتن کیفیت آثار منتشره از سوی ناشران و به حداقل رسیدن خطر نداشتن بازار فروش و مخاطب می شود.

"وارد کردن اندیشه به جامعه بر اساس نیازها و شرایط واقعی آن باید باشد. از سوی دیگر انتخاب و قرض گرفتن اندیشه های مناسب با نیازهای جامعه باید بر اساس شناخت کافی از شرایط شکل گیری آن اندیشه در جامعه مبدا و میزان موفقیت و پاسخ گویی و تأثیرگزاری آن اندیشه باشد."

به این ترتیب کارهای خوب هر چند از مترجمانی جوان و گمنام در کنار آثار مترجمان با سابقه وارد بازار می شود. اعتماد به نفس، انگیزه برای تلاش بیشتر، انگیزه برای ترجمه خوب، امید به درآمدزا بودن ترجمه باعث جذب و تربیت بهتر مترجمان خواهد شد.

- البته در این میان تمام مترجمان در خارج از وظیفه شغلی خود، فرصت و امکان ترجمه به روش سنتی و بر اساس علاقه و سلیقه شخصی را همچنان خواهند داشت.

- بنابراین در چنین شرایطی مسئولیت تشخیص نیازهای جامعه و انتخاب آثار متناسب با آنها، تنها بر عهده مترجم نخواهد بود.

مترجم به جای متفکر، صاحب نظر یا سیاست گزار تصمیم نمی گیرد، مترجم تنها بر اساس علاقه و سلیقه شخصی و یا میزان فروش آثار در خارج از کشور یا برنده شدن در جایزه های بین المللی انتخاب نمی کند.

میزان اشتباه در تشخیص نیازهای جامعه به حداقل می رسد. متفکران و برنامه ریزان آموزشی - فرهنگی جامعه حداکثر همکاری و نقش را در انتخاب آثار ترجمه شده خواهند داشت.

- نکته مهم دیگر آن که فرایند ترجمه برنامه ریزی شده و اصولی بر اساس نیازهای تشخیص داده شده توسط صاحب نظران جامعه، امکان رصد کردن تأثیر این ترجمه ها، بازبینی و یافتن ایرادها و اشکالات احتمالی در تعریف نیازهای جامعه را بوجود می آورد و این یعنی داشتن تعریف جدید (تکمیل شده) از نیازهای روز جامعه.

- وظیفه تعریف شده مترجم در این حالت انتقال اندیشه ها از زبان مبدا به زبان مقصد بر اساس تشخیص صاحب نظران و متفکران در هر رشته است نه چیزی بیشتر، اگر چه که مسلماً مترجم در عین حال می تواند محقق و صاحب نظر، سیاستگزار، ویراستار یا ناشر هم باشد.

در آن صورت شاید بتوان ترجمه نوشتاری، این اصلی ترین بخش از ابزار شکل گیری هویت مدرن ایرانی را کارآمد نامید.

Sorry, there has been a problem displaying comments, we are working to fix this.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.