ناظران می‌گویند...

بابک زنجانی، محصول یک اقتصاد بیمار

به روز شده:  20:06 گرينويچ - سه شنبه 07 ژانويه 2014 - 17 دی 1392

مشاهده اخبار مربوط به بابک زنجانی در ایران، نشان از یک واقعیت تلخ و تکراری در نهاد جامعه و اقتصادی بیمار دارد.

جامعه ای بیمار که به حسب همان عدم سلامت، نمی توانید انتظار بهره بردن از صداقت رفتاری و وجدان کاری داشته باشید اما بر عکس آن با داشتن مهارت در فریبکاری و مخفی کردن، بی وجدانی کاری و قربانی ساختن همه آنچه ارزش های متمدنانه فرض می شود برای رسیدن به آنچه همه نیاز دارند اما ندارند(منظور در زمینه معیشت و اقتصاد است) و شما نیز بعضا" استحقاق آن را ندارید ظاهرا" به تنهایی، به بلندای امتیازات اجتماعی برسید که یک اجتماع عظیم حسرت رسیدن به آن را دارند.

ما امکان قضاوت نداریم که بابک زنجانی با مُمارست و شم تجاری خود در جامعه ای ناسالم سرمایه اندوزی کرده و یا از ابتدا نقش کارمند یا مأموری را ایفا کرده که تنها سرمایه- اش جسارت عمل در دور زدن قوانین کشور خود و دیگر ممالک بوده است و آنچه ثروت شخصی او جلوه می کند حاصل انباشت شدۀ پورسانت‌ها و پاداشهای عملیات غیر مجاز است و یا گسترش ثروت اولیه او با شم تجاری شخصی گرچه از رابطه ای استثنایی با نهادهای حکومتی.

"ما امکان قضاوت نداریم که بابک زنجانی با مُمارست و شم تجاری خود در جامعه ای ناسالم سرمایه اندوزی کرده و یا از ابتدا نقش کارمند یا مأموری را ایفا کرده که تنها سرمایه- اش جسارت عمل در دور زدن قوانین کشور خود و دیگر ممالک بوده است."

چرخش در مدیریت سیاسی کشور همیشه عامل تعیین کننده ای برای "قربانی" شدن این گونه سرمایه داران بوده، البته نه در جوامعی که روند سرمایه داری بخشی از فرآیند تکاملی آنها بوده بلکه در جوامع غیر صنعتی و غیر توسعه یافته که رشد برخی از سرمایه داران حاصل شراکت در رفتار مجرمانه سیاسی است.

به طبع نیروهایی که با اساس و نهادهای متخلف این نوع جامعه درگیر هستند نه امکانی برای حمایت از این قربانیان جا مانده از قدرتِ کلان سیاسی یا اقتصادی مجرمانه و مستبدانه حکومتی دارند نه الویت آنان است، نه انگیزه و علاقه ای زیرا همیشه به ذهن همگان متبادر می شود.

این افراد امکان لازم و کافی برای حمایت از خود با همه اطلاعاتی که معطوف به دوران شراکت آن ها در قدرت است را دارند.

از امکان استخدام وکیل تا گِرو کِشی اطلاعات ذی قیمت خود از تخلفات دیگران به عنوان مستمسک برای تهدید جناحهای رقیب تا برخورداری از حمایت شرکای باقیمانده در قدرت از ترسِ افشاگریِ این قربانیِ به دام افتاده.

سیاهه سرمایه داران قربانی شده پس از انقلاب یادآورِ تسویه حساب های درون حکومتی و نقش آن سرمایه داران در مشارکت آنان در فعالیتهای اقتصادی ناسالم معطوف به قدرت نامشروع سیاسی است تا حَسد بُردن مردم از چراییِ ثروتمند شدن یک شبۀ فردی موفق با هوشی بسیار بالا در تجارتی پیچیده.

مردم پیش از انقلاب نیزشاهد ثروتمندانِ بسیاری بودند که در کسوت سیاسی، منسوب به همراهان جبهه ملی یا نهضت آزادی می شدند و یا خوشنامی فردی و حُسن شهرت مستقل داشتند، چه در نیکوکاری اجتماعی و یا انجام رفتار انسانی با زیر دستان و همچنین با برخورداری از وجدان و جسارت لازم برای دفاع از منافع ملی که گهگاه هم مغضوب حکومت و یا دربار می شدند و این گروه از سرمایه داران، مورد احترام حتی چپ گرایان آن دوران نیز قرار می گرفتند.

"سیاهه سرمایه داران قربانی شده پس از انقلاب یادآورِ تسویه حساب های درون حکومتی و نقش آن سرمایه داران در مشارکت آنان در فعالیتهای اقتصادی ناسالم معطوف به قدرت نامشروع سیاسی است تا حَسد بُردن مردم از چراییِ ثروتمند شدن یک شبۀ فردی موفق با هوشی بسیار بالا در تجارتی پیچیده."

در مورد سیاهه سرمایه داران دوران شاهنشاهی که قربانی شده(چه جانی و چه مالی) در ابتدای انقلاب بودند، تفاوتی در اصل ماجرا با سیاهه قربانیان پس از انقلاب نداشت یعنی آنچه با عنوانِ: کسب مالِ نامشروع به واسطه همراهی با قدرت نامشروع سیاسیِ شاهنشاهی اتهام تلقی می شد.

آنچه نتیجه آن محاکمات چه حضوری چه غیابی را مخدوش کرده، جایگاه غیر قابل قبول دادستانی و قاضی انقلاب که فاقد استقلال و صلاحیت علمی و تخصصی در امر قضا بودند و تأثرات مستقیم سیاسی مندرج در اتهامات به جای رسیدگی پرونده توسط مرجع ذی صلاح طبق موازین حقوقی بود که تا به امروز باقی است.

به دیگر سخن آن اتهامات همچنان ماندگار است ولی طریقه رسیدگی به آن اتهامات به عنوان مصادیق مجرمانه، قابل طرح برای شکایت در یک دادگاه ذی صلاح است.

ماندگاری آن اتهامات به سرمایه داران پیش از انقلاب از یک سو به دلیل برخورداری آن سرمایه داران از امتیازات ویژه در داشتن اطلاعات اقتصادی و دریافت وامهای غیر متعارف نسبت به رقبا و در صورت عدول از تعهدات، داشتن مصونیت از پیگرد قضایی است.

و از سویی دیگر " ناتوانی قوۀ قضاییه شاهنشاهی در مقابله با شخص شاه و فامیل وی و دیگر نفرات متنفذِ دربار و مقامات ارشد نظامی و امنیتی " غیر قابل انکار است که یکی از "بنیادی ترین ریشه های نارضایتی" آن دوران بود و این عارضه با سبقه ای تاریخی، ضرورتِ بازبینی آن اتهامات را مفید می سازد برای امید به پیشگیری از بازتولید وضعیتی مشابه در آینده.

علیرغم عدم مشاهدۀ چشم اندازی روشن "برای شکل گیریِ قوه قضاییۀ مستقل و مقتدر که بر آمده از اراده و عدالت بر حسب خِرد جمعی باشد و مدافع منافع ملی"، امیدواری به یافتن فرصت برای اِعاده حیثیت آن دسته از سرمایه دارانی که ثروت خود را در چارچوب قوانین جاری آن روز کشور حاصل کرده بودند و تبرئه شدن آنان در دادگاهی ذی صلاح از اتهامات یاد شده، شاید مرهمی باشد بر زخمی کهنه.

Sorry, there has been a problem displaying comments, we are working to fix this.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.