ناظران می‌گویند...

چرا ایران، سوریه نشده است؟

به روز شده:  16:50 گرينويچ - پنج شنبه 09 ژانويه 2014 - 19 دی 1392

بحران در سوریه به‌قدر لازم شهره شده؛ فاجعه‌ای که تبعات ناگوار آن حدود ۳۰ درصد جمعیت این کشور را به‌شکلی حاد درگیر کرده: بیش از ۱۰۰ هزار قربانی، افزون بر ۴۰۰ هزار مجروح، و حدود ۸ میلیون مهاجر و آواره. و این، مستقل از فقر و ناامنی رو به گسترشی است که دامن اغلب خانواده‌های سوری را گرفته و می‌گیرد.

گزارش‌های رسمی سازمان ملل تاکید می‌کند که با رشد اقتصادی ۵ درصدی، سوریه دست‌کم به سه دهه زمان برای رسیدن به وضع پیش از بحران، نیاز دارد.

در هنگامه‌ کلنگی شدن سوریه، و در زمانه‌ای که تاخت‌وتاز القاعده و گروه‌های همسو، عراق را هم از خود متأثر ساخته، چرا ایران از ناامنی و جنگ داخلی مصون مانده است؟

بدون پاسخی دقیق و واقع‌بینانه به این پرسش، چرخ آسیاب جمهوری اسلامی بر مداری خواهد چرخید که یکی از فرماندهان ارشد بسیج، همین چندی پیش توضیح داد.

آن‌جا که ضمن اشاره به خاطرات خود از روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ و حکایت تلخ شلیک‌های منتهی به مرگ تعدادی از معترضان،گفت: «خوشحالم که با عنایت خدا و فداکاری سربازان ولایت توانستیم حوزه (حوزه ۱۱۷ نینوا ناحیه قدس سپاه تهران) را در روز درگیری حفظ کنیم زیرا آشوبگران با هدف سقوط حوزه و رعب و وحشت بسیجیان حمله کردند و این را می‌دانستند اگر بسیج را از صحنه فتنه حذف کنند عملا می‌توانند بر تهران مسلط شوند؛ و واقعا هم تصور من اینست که اگر آن روز حوزه سقوط می‌کرد و سلاح‌های ما دست آنها می‌افتاد شاید اوضاع مانند سوریه می‌شد.»

آیا این ارزیابی قریب به واقعیت است؟ پاسخ نگارنده البته منفی است.

صرف‌نظر از عوامل مهمی چون:

ـ مواجهه‌ بی‌رحمانه و خشونت بی‌پروای دولت اقتدارگرای اسد علیه مخالفان،

ـ شکاف‌های مذهبی و تعارض‌های قومی ـ قبیله‌ای برجسته و حاد در سوریه،

ـ پانهادن اپوزیسیون سوریه به حوزه‌ی ستیز قهرآمیز و تمسک به مبارزه‌ی مسلحانه،

ـ ورود جدی دولت‌های خارجی به بحران سوریه در اشکال گوناگون (ازجمله حمایت تسلیحاتی)، و

ـ اولویت داشتن مسئله‌ سوریه برای تل‌آویو،

و نیز مستقل از مولفه‌هایی مانند:

ـ ابعاد و توان نظامی، سیاسی و امنیتی دولت اقتدارگرا، سرکوبگر و متکی به شخص در جمهوری اسلامی،

"در هنگامه‌ کلنگی شدن سوریه، و در زمانه‌ای که تاخت‌وتاز القاعده و گروه‌های همسو، عراق را هم از خود متأثر ساخته، چرا ایران از ناامنی و جنگ داخلی مصون مانده است؟"

ـ جنس متفاوت بحران در ایران (برآمده از اعتراض به نتیجه‌ انتخاباتی که نامزدهایش از فیلتر «نظارت استصوابی» شورای نگهبان عبور کرده بودند و جملگی، همراهان حاکمیت سیاسی در سه دهه نخست محسوب می‌شدند، و این‌چنین، سمت‌وسوی اصلی اعتراضی که موسوی و کروبی و حامیان عمده‌ی آنان، هادی اصلی‌اش شدند، اصلاح و تغییر قوه مجریه در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی بود و نه تغییر رأس نظام سیاسی)،

ـ فقدان جمعیت سیاسی یا سازمان ستیزه‌جویی که در داخل ایران، مسلح باشد و باورمند به تغییر نظام سیاسی از طریق مبارزه‌ی قهرآمیز،

ـ سایه‌ سنگین مناسبات رانتی بر سر طبقه متوسط شهری در ایران، فقدان هویت یکسان در لایه‌های اجتماعی تشکیل دهنده‌ی آن، و نیز عدم انسجام تشکیلاتی آن،

که جملگی منازعه‌ی سیاسی در ایران را واجد صورت‌بندی متفاوتی می‌ساخت، باید به جایگاه و نقش و ویژگی‌های طبقه متوسط شهری، به‌عنوان بزرگ‌ترین طبقه اجتماعی در ایران اشاره کرد.

تا آنجا که به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم مربوط است، یکی از مهم‌ترین علل سوریه نشدن ایران، گسترش طبقه مورد اشاره (متوسط مدرن) در ایران است.

خشونت‌پرهیزی و رفتار مدنی این بخش مهم از جامعه ـ به‌مثابه‌ی حامل اصلی جنبش سبز ـ به‌قدر لازم در اعتراض‌های خیابانی پس از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ خودنمایی کرد.

رویکرد و نگاه طبقه متوسط مدرن ـ که از آگاهی بیشتری نسبت به دیگر لایه‌های اجتماعی برخوردار است ـ هم از جهت سبک زندگی و هم در مواجهه با مقوله‌هایی چون حاکمیت، دموکراسی، جامعه مدنی، تغییرجویانه و متمایز از نگاه و رویکرد ایدئولوژیک حکومت است.

این بخش مهم از جامعه‌ تغییرخواه ایران، با «کنش عقلانی» و لحاظ کردن پیوسته‌ «هزینه ـ فایده» در متن واقعیت‌های سیاسی و در بطن اقدام اعتراضی‌اش، می‌کوشید با حداکثر تدبیر و تکیه به خرد جمعی برآمده از شبکه‌های اجتماعی، و نیز با پرهیز از درغلتیدن به دام بازتولید خشونت ـ که مطلوب راست افراطی است ـ خواسته‌های دموکراتیک خود را پیگیری و متحقق کند.

نقش وابستگی‌ها و آمیختگی‌های بوروکراتیک و رانتی شدن بخش مهمی از این طبقه، در کنش پرمحاسبه‌ مزبور، به‌جای خود محفوظ است.

طبقه متوسط شهری در ایران اما حدود سه دهه است که به علل و دلایل گوناگون (از جمله تحمل جنگ و خشونت غریب در دهه ۶۰) رویکردی «انتخابات محور» یافته و از منازعه‌های خشونت‌بار و قهرآمیز، پرهیز کرده و روگردان شده است. این‌چنین، حاملان اصلی جنبش سبز هرچند در برابر سرکوب و خشونت رسمی، ایستادگی و مقاومت کردند اما کوشیدند واکنشی مدنی داشته باشند.

"تا آنجا که به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم مربوط است، یکی از مهم‌ترین علل سوریه نشدن ایران، گسترش طبقه مورد اشاره (متوسط مدرن) در ایران است."

بی‌توجهی به این طبقه و ندیدن واقعیت اجتماعی آن، و درنیافتن ویژگی‌ها و خواسته‌های سیاسی ـ فرهنگی و تغییرخواهانه‌اش توسط حاکمان، یا ارزیابی و تفسیر دور از حقیقت از رویکردها و مطالبات مشارکت‌جویانه‌ آن، شکاف ملت ـ دولت در ایران را تعمیق می‌کند.

به‌ویژه که با وجود تحمل فشارهای معیشتی و تنگناهای اقتصادی و ریزش از این طبقه به بخش نابرخوردار و تحت فشار کشور، هنوز بخش مهمی از جامعه و سمت‌وسوی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن را همین طبقه متوسط شهری تعریف می‌کند.

ادعای غریب فرمانده ارشد بسیج مبنی بر سوریه شدن ایران در صورت تصاحب یک پایگاه بسیج، یا پرتاب «بیش از ۶۰۰ کوکتول‌مولوتف» به حوزه نینوا در اعتراض خیابانی مشهور ۲۵ خرداد ۸۸، مستقل از این‌که تحریف حقیقت است و نشر دروغی که هیچ شاهدی برایش نیست، ارزیابی واژگون و دور از واقعیت صاحبان قدرت از مطالبات و رفتار مدنی شهروندانی را نشان می‌دهد که دغدغه‌ گذار دموکراتیک دارند و می‌کوشند خواسته‌های خود را به‌گونه‌ای مسالمت‌جویانه تعقیب کنند.

هرچند انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲، نشانه‌های مهمی از تمکین به تدبیر و ارزیابی واقع‌بینانه توسط کانون مرکزی قدرت را به نمایش گذاشت، اما نگاه راست افراطی و رویکردهای سیاسی ـ امنیتی‌اش، همچنان در ارزیابی تریبون‌ها و رفتار بخش‌های مهمی از ساختار سیاسی قدرت، بازتاب می‌یابد.

امری که تهدیدی پیوسته برای دموکراتیزاسیون در ایران محسوب می‌شود.

ایران تاکنون سوریه نشده است؛ اما راست افراطی در جمهوری اسلامی، اسرائیل و ایالات متحده، پروایی از سوق دادن ایران به وضع اسف‌باری که در سوریه جاری است، ندارند.

بزرگ‌ترین مانع در ایران اما جامعه مدنی و همین طبقه متوسط شهری دغدغه‌دار گذار دموکراتیک است.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • اظهارنظر شماره 90.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 89.

    علاوه بر مواردی که اشاره شد (و همینطور کامنت ها) معادلات و توازن قوای منطقه ای و جهانی و مذاکرات و تعاملات پنهان و پشت پرده مقامات جمهوری اسلامی با قدرت های جهانی و منطقه ای از مواردیست که میتوان ذکر کرد... همه اقدامات جمهوری اسلامی در این گونه موارد بر پایه این اصل موضوعه و هدف است: "حفظ نظام اوجب واجبات است"

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 88.

    نکتهٔ مهمی که به آن اشاره ای نشده عرب نبودن ایرانیان است. شما نگاه کنید که آتشبیار اصلی جنگ سوریه جنگجویان جهادی ارسالی از دیگر کشورهای عرب بودند که با توجه به زبان و فرهنگ مشابه براحتی در میان مردم گم و به کار خود می پردازند. خدا رو شکر این مسئله در مورد ایران صدق نمی کند.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 87.

    ایران بزرگترین قدرت منطقه هستش و شما شانس بیارین انگلیس رو برای شما سوریه نکنه به قول یارو گفتنی ما خودمئن سوریه درست کنیم آمریکا و انگلیس میخوان ایران رو سوریه کنن!!. تمام دنیا حتی روسیه و چین هم پشت سوریه رو خالی کردن ولی آمریکا, اسراییل و عربستان و همپیمانانش از پس ایران بر نیومدن. شما فکر کردین آمریکا اگر قدرت مقابله با هزینه های جنگ با ایران رو داشت به ایران حمله نمیکرد؟ شما فکر کردین روسیه به میل خودش داره از سوریه طرفداری میکنه؟ نخیر با فشار ایران داره این کار رو میکنه. این رو هم بدونید اگر ایران واقعا نیرو به سوریه بفرسته یک هفته ای سوریه رو پاکسازی میکنن.
    مطمئن باشید روزی تمام این کشورها که در این جنایات سوریه ,عراق و افغانستان و لیبی دست دارن سزای اعمال ننگینشون رو میدن.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 86.

    ایران کاملا متفاوته همه چیش از بالا تا پایین با سوریه تفاوت داره
    این دوتا قابل قیاس نیستن اصلا

 

نظرات 5 از 90

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.