ناظران می‌گویند...

شیفتگان قرائت رسمی جمهوری اسلامی و فداییان خلق

به روز شده:  22:50 گرينويچ - چهارشنبه 15 ژانويه 2014 - 25 دی 1392

"توده کوچک

بی شمشیر و بی گلوله می جنگد

برای نان همه

برای نور و برای سرود.

در گلو پنهان می کند

فریادهای شادی و دردش را ،

چرا که اگر دهان بگشاید

صخره ها از هم بخواهد شکافت."

( یانیس ریتسوس ، برگردان از احمد شاملو )

رضا خجسته رحیمی، سردبیر مجله "اندیشه پویا" در شماره ۱۲ ( آذر- دی ۱۳۹۲ ) این نشریه مطلبی نوشته علیه "چریک های فدایی خلق"، با عنوان "فداییان جهل" ؛ که پیش از هر چیز دیگر نشان دهنده کینه و عصبانیت از فداییان و کل جریان چپ است.

مقایسه لحن و مضمون این نوشته با کتاب "چریک‌های فدایی خلق از نخستین کنش‌ها تا بهمن ۱۳۵۷" به قلم محمود نادری که در سال ۱۳۸۷ توسط دستگاه اطلاعاتی رژیم منتشر شد، این سوال را پیش می‌آورد که آیا هر دو با دیدگاه و هدف واحدی نوشته نشده‌اند؟

به نظرم تحریف حقایق تاریخی در نوشته کوتاه خجسته رحیمی حتی از کتاب قطور "سربازان گمنام امام زمان" آشکارتر صورت گرفته است.

حق شورش

"حق شورش علیه زورگویی و نابرابری و بهره کشی، ساخته و پرداخته مارکسیست‌ها نیست، بلکه یکی از ارکان انکار ناپذیر حقوق بشر است که در تمام اسناد تاریخی و پایه‌ای حقوق بشر، به طور ضمنی یا با صراحت، بر آن تأکید شده است."

نابخشودنی‌ترین گناه پویان و فداییان خلق از نظر رضا خجسته رحیمی، روی آوردن آنها به مبارزه مسلحانه است.

او در نوشته‌اش می کوشد با به کارگیری هر تحریف و توهین و تحقیری دست بردن به سلاح در مقابل دیکتاتوری را جنایت قلمداد کند.

این برخورد آشفته نسبت به مبارزه مسلحانه، آن هم در کشوری که حکومت کنندگان با "ملاء اعلی" و "عرش الهی" در ارتباطند و مرتبا با "امام زمان" جلسه می‌گذارند و خود را "ولی" و قیم مردم معرفی می کنند و حتی مسالمت آمیزترین اعتراض و انتقاد را با سرب مذاب پاسخ می دهند، جز دفاع از تاریخ تازیانه چه معنای دیگری می‌تواند داشته باشد؟

در درستی یا نادرستی مبارزه مسلحانه فداییان خلق در دهه پایانی رژیم پهلوی نظرات مختلفی، از جمله در میان جریان‌های چپ ایرانی، وجود دارد و بعضی‌ از آنها حتی کارآیی مبارزه مسلحانه در پیکار برای آزادی و برابری را به طور کلی زیر سؤال می برند.

برخی نیز چنین مبارزه‌ای را تنها در کمک به اعتراضات توده‌ای مفید می‌بینند.

اما هیچ یک از این ملاحظات نمی‌تواند و نباید به انکار حق قیام (و از جمله قیام مسلحانه ) مردم علیه نظام‌های استبدادی و بهره کشی منجر شود.

در واقع حق شورش علیه زورگویی و نابرابری و بهره کشی، ساخته و پرداخته مارکسیست‌ها نیست، بلکه یکی از ارکان انکار ناپذیر حقوق بشر است که در تمام اسناد تاریخی و پایه‌ای حقوق بشر، به طور ضمنی یا با صراحت، بر آن تأکید شده است.

کافی است به اسنادی مراجعه کنید که اصلاً ربطی به کمونیست‌ها ندارند: مثلا "اعلامیه جهانی حقوق بشر" (مصوب ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ مجمع عمومی سازمان ملل) که مهم ترین سند بین المللی حقوق بشر محسوب می‌شود، در مقدمه‌اش (در بند سوم) آشکارا حق "شورش علیه استبداد و ستم" را به عنوان "آخرین راه چاره" به رسمیت می شناسد.

یا اعلامیه استقلال امریکا که در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ با اعلام جدایی ۱۳ ایالت شورشی از بریتانیا، موجودیت ایالات متحد امریکا را بنا نهاد و در واقع نخستین اعلامیه حقوق بشر (به معنای امروزی این کلمه) محسوب می شود، صراحتاً اعلام می کند که انسان ها برابر آفریده شده اند و آفریدگارشان به همه آنها حقوق غیر قابل سلبی اعطاء کرده و حکومت ها تا جایی مشروعیت دارند که این حقوق را رعایت کنند و "هرگاه شکلی از حکومت به نابودکننده این اهداف تبدیل شود، این حق مردم است که آن را تغییر بدهند یا براندازند و حکومت جدیدی تأسیس کنند که بنیادش بر آن اصول باشد ...".

این حق شورش در میان نویسندگان قانون اساسی امریکا چنان مورد تأکید بوده که در متمم دوم قانون اساسی، حق داشتن و حمل سلاح و وجود میلیشیای مردمی، یکی از لوازم "ضروری برای امنیت دولت آزاد" معرفی و غیر قابل نقض اعلام شده است.

گرچه می دانیم که حق مسلح بودن در امریکا به دلائل متعدد و در گذر زمان، خود به مصیبتی تبدیل شده و جریان های راست امریکا به مدافعان اصلی آن تبدیل شده اند.

اما این نباید باعث نادیده گرفتن معنا و اهمیت تاریخی این ماده باشد که تأکید آشکاری بود بر حق شورش علیه زورگویی و ستم گری در "منشور حقوق" (Bill of Rights) یا ده متمم اول قانون اساسی امریکا.

همین حق شورش در "اعلامیه حقوق بشر و شهروند" انقلاب فرانسه نیز، مصوب۲۶ اوت، "مقاومت در برابر ستم" را از جمله "حقوق طبیعی و غیر قابل نفی بشر" اعلام می کند.

دوباره برگردیم به قفس: فدائیان خلق در شرایطی دست به اسلحه بردند که روزنه‌های نفس کشیدن بسته بود و خفقان سیاسی نفس گیر.

بی‌سوادی فداییان

"حضور زنان در سازمانهای چریکی یکی از چیزهایی است که ذهنیت جنسیت‌زده مورخان و روزنامه‌نگاران شیفته جمهوری اسلامی نمی تواند آن را هضم کند و در ۳۵ سال گذشته همیشه دور آن چرخیده اند و درباره اش داستان پردازی کرده اند."

۱ – رضا خجسته رحیمی، رهبران فکری جنبش فدایی و به ویژه امیر پرویز پویان را به بی سوادی و بی خبری از دنیا متهم می کند و آنها را "فداییان جهل" می نامد.

حقیقت این است که ایران دهۀ چهل آشکارا بسته تر از امروز بود و دسترسی به منابع فکری مختلف در آن، بسیار دشوارتر.

بنابراین کسی که نزدیک به پنجاه سال بعد، با معیارهای دنیای ارتباطات کنونی در باره محدودیت منابع فکری روشنفکران دهه چهل ایران داوری می کند، تنها بی انصافی نمی کند، بلکه "جهل" تاریخی خود را به نمایش می گذارد.

حتی نوابغ بزرگ با زمان و مکان زندگی شان محصور می شوند و کسی که این اصل پایه ای علوم اجتماعی را نادیده بگیرد، ناگزیر به خطا می‌رود.

رهبران فدایی، چه بیژن جزنی، حسن ضیاء ظریفی، بهروز دهقانی و علیرضا نابدل که از نزدیک می‌شناختمشان و چه دیگرانی چون امیر پرویز پویان و مسعود احمد زاده، به شهادت نزدیکان و به شهادت آثارشان علاوه بر حساسیت فوق العاده شان نسبت به سرنوشت زحمتکشان و لگدمال شدگان سرزمین شان، در زمانه خود افراد فرهیخته‌ای بودند.

اتهام جداسازی جنسیتی به فداییان از طرف هواداران جمهوری اسلامی

داستان هایی مانند خودکشی پویان، ممنوعیت عشق میان پسران و دختران گروه، آن هم "مطابق نظریات کمونیستی"، یا تلاش پویان و رفقایش برای "جدا کردن روشنفکران از طبقه تحصیل کرده"، همه محصول جعلیات ساواک و دستکاری های دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی هستند.

مخصوصاً لازم می دانم یادآوری کنم که سازمان چریک های فدایی خلق، نخستین سازمان سیاسی بود که زنان را نیز همپای مردان در خانه های تیمی مخفی سازمان داد و زنان فدایی جسارت ها و شجاعت هایی را به نمایش گذاشتند که تصور ارتجاعی مردسالار از زن را در هم شکست و هنوز هم در جامعه ما مثال زدنی است.

این دقیقاً یکی از چیزهایی است که ذهنیت جنسیت‌زده مورخان و روزنامه‌نگاران شیفته جمهوری اسلامی نمی تواند آن را هضم کند و در ۳۵ سال گذشته همیشه دور آن چرخیده اند و در باره اش داستان پردازی کرده اند.

در سال های اولیه انقلاب، آنها پس از هر حمله حزب اللهی ها به ستادهای فدائیان خلق ( و حتی مجاهدین خلق ) همیشه در باره فساد میان دختران و پسران این سازمان ها و انبوه قرص های ضد بارداری در این ستادها، افسانه سرایی می کردند و بعدها که دریافتند با حربه زنگ زده ای می جنگند، تبلیغات شان را وارونه کردند و این بار درباره ممنوعیت روابط عاشقانه میان پسران و دختران فدایی داستان می پردازند.

در واقع چیزی که رضا خجسته رحیمی دوباره پیش کشیده، همان است که "سربازان گمنام امام زمان" قبلاً در کتاب محمود نادری درباره چریک های فدایی خلق، به آن پرداخته اند.

اما در واقع ذهنیت شریعت‌مدار که نمی تواند حضور فعال زنان در کنار مردان را ( مخصوصاً در "محل های محصور" ) فساد آفرین و گناه آلود نبیند، اگر نشانه‌ای از فساد نیابد، ناگزیر باید درباره ممنوعیت عشق و حتی سر به نیست کردن جوانان عاشق داستان پردازی کند.

رضا خجسته رحیمی برای کوبیدن فدائیان خلق، کسانی را هم که خیال می کند سرمشق های فکری آنها بودند، بی نصیب نمی گذارد.

"جنبش فدایی نیازی نداشت "روح زمانه" (zeitgeist) را از "امثال جلال و شریعتی" بگیرد. در آن زمانه نه افرادی مانند ژان پل سارتر احتیاجی به سفارش "امثال جلال و شریعتی" داشتند و نه افرادی مانند کاسترو و گوارا محتاج تأیید سارتر و امثال او بودند."

ادعای او این است که اگر "امثال جلال و شریعتی" در ستایش سارتر مبالغه نمی کردند، اگر سارتر "یک انسان میان مایه" مانند فیدل کاسترو را "روشنفکر زمان" نمی خواند و اگر پویان خاطرات کاسترو را می خواند و... جنبش فدایی اصلاً به وجود نمی آمد.

این ادعاها نیز جهل و تحریفی آشکار را به نمایش می گذارند و محصور بودن ذهن نویسنده در منظری محلی/بومی و عدم اشراف به رخدادهای جهانی.

حقیقت این است که جنبش فدایی جزئی از مجموعه جنبش های جوانان معترض دهه ۱۹۶۰ بود که تقریباً در سراسر جهان خود را نشان می دادند؛ جنبش هایی که بعضی از ارزشمندترین عناصر فرهنگی و اجتماعی دنیای امروز را مدیون آنها هستیم.

بنابراین جنبش فدایی نیازی نداشت "روح زمانه" (zeitgeist) را از "امثال جلال و شریعتی" بگیرد.

در آن زمانه نه افرادی مانند ژان پل سارتر احتیاجی به سفارش "امثال جلال و شریعتی" داشتند و نه افرادی مانند کاسترو و گوارا محتاج تأیید سارتر و امثال او بودند.

امروز هم منابع مختلف برای شناختن فیدل کاسترو و چه گوارا گسترده تر از آنست که جوانان ایرانی احتیاجی به خاطرات قلابی مورد توصیه رضا خجسته رحیمی داشته باشند.

کتابی که او به عنوان خاطرات کاسترو از آن استفاده کرده است در واقع کتابی است که نوربرتو فوئنتس، یکی از مخالفان کاسترو درباره او نوشته و عنوان خاطرات را برای جذاب شدن کتاب به کار برده است.

رژیم تک حزبی کاسترو در کوبا به هیچ وجه قابل توجیه نیست؛ اما ضربه ای که انقلاب کوبا بر سیستم سلطه امپریالیسم امریکا در سراسر امریکای لاتین وارد کرده، یکی از بزرگ ترین دستاوردهای دموکراتیک جهان ماست که اکنون ثمراتش را در نظام بهداشت و آموزش این کشور قابل رویت است.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • اظهارنظر شماره 25.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 24.

    گاهی آدم فکر می کند چه بهتر که رژیم سیاهی بر سرکار آمد تا اندیشه سیاه تری نظیر منطق آقایان و خانم های چریک را از میان ببرد.دست و پایی که استدلال آقای محمدرضا شالگونی برای دست به اسلحه بردن فداییان می زند؛باید ثبت در تاریخ شود.فداییان جهل حقیقتا عنوان جانب دارانه ای است؛وگرنه عناوین گویاتری سزاوار این منطق است

  • به این نظر رای دهید
    +1

    اظهارنظر شماره 23.

    این چه طرز استدلال است. مگر هر چیزی را که بر فرض وزارت اطلاعات منتشر کرده حتما باید غلط باشد؟فداییان غلط ترین غلط تاریخ معاصر ایران بوده اند و با خواندن تاریخ فداییان و شناختن آن خشونت وحشتناک به نام عدالت می توان بخوبی قضاوت کرد که رژیم شاه و ماموران امنیتی اش به مراتب از امثال حمید اشرف و غلامیان لنگرودی و تقی شهرام و .... انسان تر و حتی شریف تر بوده اند. چه لزومی دارد که پس از 33 سال و پس از کنار رفتن پرده ها باز هم اسیر دگم های برساخته ذهن خودمان و دیگران باشیم.؟

  • به این نظر رای دهید
    +1

    اظهارنظر شماره 22.

    با احترام به نظر همه من فقط یک سووال دارم چرا مبارزان علیه سیستم سلطه امپزیالیسم آمریکا و تحسین کنندگان حکومتهای ایدولوژیک مانند کوبا همه در کشورهایی با روش جکومتی مخالف زندگی و مبارزه میکنند؟

  • به این نظر رای دهید
    +1

    اظهارنظر شماره 21.

    امروز نامی از فداییان خلق نیست چون مردم ایران جواب آنها را دادند
    دیکتاتوری در کشوری که هر کس حتی از طریق صدا و سیما و نشریات انتقادات خود را بیان می نماید معنایی ندارد

 

نظرات 5 از 25

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.