ناظران می‌گویند...

هم‌صدایی با حاکمیت به بهانه مرگ ساناز نظامی

به روز شده:  10:23 گرينويچ - دوشنبه 20 ژانويه 2014 - 30 دی 1392

زنی ایرانی در پی ضرب و شتم همسر ایرانی‌تبارش در امریکا جان می‌بازد. پرستار بیمارستانی که او در آن‌جا بستری است، در زمانی کوتاه، با جست‌وجو در اینترنت خانواده‌ او را هزاران کیلومتر این‌سوتر، در ایران پیدا می‌کند. پرستار پیشانیِ او را به خواست پدر می‌بوسد.

در حالی که همسرش در زندان است و در صورت تایید اتهام قتل غیرعمد احتمالا به ۲۵ سال زندان محکوم می‌شود، رضایت پدر داغ‌دیده و بهت‌زده‌ او از طریق اینترنت زندگی هفت انسان را در آستانه‌ سال نو میلادی در امریکا نجات می‌دهد.

اما آشنایی اینترنتی و مهاجرتش به امریکا در پی ازدواج با شهروندی امریکایی؛ دو اتفاقی است که سایه‌ای سنگین بر تراژدی ِ مرگ ِ این زن، ساناز نظامی، در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های مجازی می‌افکند.

گویی ساناز، صرف نظر از این که به گفته‌ پدرش پذیرش تحصیلی از دو دانشگاه در خارج از ایران داشته، درست یا نادرست، به نمادی از دخترانی تبدیل می‌شود که ازدواج را راهی برای فرار از کشور و رسیدن به زندگی بهتر برمی‌گزینند.

با گوشه‌ ذهن داشتن ِ چرایی ِ پدیده‌ ازدواج از راه دور، راهی که گفته می‌شود تعدادی از دختران ایرانی برای ترک کشور به دنبال آن هستند، می‌خواهم تراژدی مرگ ساناز را در صورتی که در ایران اتفاق می‌افتاد بازخوانی کنم.

"اگر حادثه‌ سهمگین مرگ در پی ضرب و شتم همسر در ایران برای ساناز می‌افتاد، اهدای عضو تنها در صورت وجود وصیت وی مبنی بر اهدا و رضایت ِ همه‌ وارثانش، از جمله همسر، که خود قاتل اوست، امکان‌پذیر بود."

خشونت خانگی هر ساله جان تعداد زیادی زن را در ایران می‌گیرد. تعداد بسیار زیادی از این قتل‌ها از سوی همسران اتفاق می‌افتد. بخشی از این قتل‌ها با پسوند ِ "ناموسی" این شانس را دارند که تخفیف ویژه‌ای در سیستم قضایی ایران بگیرند.

آن دسته از قتل‌ها هم که قتل عمد شناخته می‌شوند، از آن‌جا که دیه‌ زن نصف مرد است، قاتل به پرداخت نصف دیه‌ مرد محکوم می‌شود و در مواردی نیز بنا به کیفیت وقوع جرم و بر اساس نظر قاضی به پرداخت جریمه (به خزانه‌) و مدت کوتاهی زندان محکوم می‌شود.

حال به فرض این که ساناز در ایران و نه در اینترنت با مردی که به گفته‌ پدرش "مسخ او شده بود" آشنا می‌شد. آیا با وجود ممنوعیت‌های شرعی و قانونی برای روابط قبل از ازدواج می‌توانست آن قدر که منجر به شناخت کامل و کافی شود پیش از ازدواج با او باشد؟

اگر ساناز نه با مردی که خود برگزیده بود، بلکه با مردی که به طور سنتی به خواستگاری‌اش می‌آمد ازدواج می‌کرد آیا امکان نداشت آن مرد او را کتک بزند؟ و اگر بعد از ازدواج مکررا مورد ضرب و شتم همسرش قرار می‌گرفت، قانون و قاضی و حتی عرف چه حمایتی از او می‌کردند؟

آیا به راحتی می‌توانست طلاق بگیرد؟ اگر حادثه‌ سهمگین مرگ در پی ضرب و شتم همسر در ایران برای ساناز می‌افتاد، اهدای عضو تنها در صورت وجود وصیت وی مبنی بر اهدا و رضایت ِ همه‌ وارثانش، از جمله همسر، که خود قاتل اوست، امکان‌پذیر بود.

در جامعه‌ای که قانونگذار همه‌ توانش را برای محدود کردن زن به کار می‌گیرد، حق تحصیل و کار و سفر و حضانت فرزند و طلاق را از زنان می‌گیرد، حق تحصیل در رشته‌ دلخواه و شهر دلخواه را برای دختران محدود می‌کند، سعی می‌کند گرفتن پاسپورت را برای دختران مجرد منوط به اجازه‌ کتبی پدر کند، زن را ظرف تولید مثل تصور می‌کند و برای این که بهره‌ بیشتری از تن ِ او ببرد دوران تحصیلات او را نیز محدود می‌کند، به کدام امید ساناز و سانازها باید بمانند و نروند؟

زنان در جامعه‌ ما تحت انواع ظلم، خشونت و اجحاف قانونی، شرعی، عرفی و خانوادگی هستند. فرصت‌های برابر از آنها دریغ می‌شود و نادیده گرفته می‌شوند.

عده‌ زیادی از زنان به قوانین و عرف مردسالار تن می‌دهند. برخی از آنان در عین حال که قربانی نظام مردسالار هستند، مروج آن نیز می‌شوند، عده‌ای که توانمند و آگاه شده‌اند در مقابل آن می‌ایستند و سعی می‌کنند شرایط را تغییر بدهند.

خودسوزی، خودکشی، انواع خشونت خانگی، عرفی و قانونی از جمله اسیدپاشی، ضرب و شتم و نقص عضو و قتل از سوی اقوام و اغلب شوهر، و بی‌دادگری در دادگاه‌های خانواده علیه زنان از جمله مسائلی است که زنان ایرانی کم و بیش با آن مواجه هستند.

غربت درد دارد. تنهایی و دلتنگی و سختی دارد. اما زنان مهاجر در کشورهای غربی در مواجهه با خشونت از حمایت قانون برخوردارند. شاید هنوز کسی نمی‌داند چه شد که ساناز خواست به همسر خشونت‌ورز خود فرصت دوباره دهد؟

"در جامعه‌ای که قانونگذار همه‌ توانش را برای محدود کردن زن به کار می‌گیرد، حق تحصیل و کار و سفر و حضانت فرزند و طلاق را از زنان می‌گیرد، زن را ظرف تولید مثل تصور می‌کند و برای این که بهره‌ بیشتری از تن ِ او ببرد دوران تحصیلات او را نیز محدود می‌کند، به کدام امید ساناز و سانازها باید بمانند و نروند؟"

و آیا در نزاع آخر فرصت ترک خانه را یافت یا نه؟ اما اگر ساناز خانه را ترک می‌کرد، اگر فرصت ترک خانه را می‌یافت، قانون از او در برابر خشونت خانگی حمایت می‌کرد.

و حالا، حالا که در میان ما نیست، قانون از حقوق او و خانواده‌اش در برابر قاتل دفاع می‌کند. و دست کم این حق را به پدر او می‌دهد که بدون دخالت همسر قاتلش، در کمال انسانیت، اجازه دهد اعضای بدنش به هفت انسان بیمار، زندگی دوباره ببخشد.

اینترنت یک وسیله‌ ارتباطی در دنیای کنونی است و مهاجرت حق هر انسانی. زوج‌های بسیاری از طریق اینترنت با هم آشنا می‌شوند و بر اساس این آشنایی به کشور یکدیگر مهاجرت و با هم ازدواج می‌کنند.

این هم یکی از راههای تشکیل زندگی مشترک است و به خودی خود دلیل بر خوشبختی یا شوربختی نیست.

با پررنگ کردن آشنایی اینترنتی و مهاجرت در پی ازدواج در اخبار مربوط به درگذشت ساناز نظامی، با حاکمیت زن‌ستیز همصدا نشویم و بر طبل تهدید زنان نکوبیم.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 168.

    با سلام.اول باید بگم اگر امکان مهاجرت داشتم حتما اینکاررو میکردم.من هم قربانی این نوع خشونت بودمو پس از سالها هنوز موفق به گرفتن طلاق نشدم ولی با وجود این ؛نگارش چنین مقاله ای رو در چنین رسانه ای درک نمی کنم.
    زیرا :1-این خشونت به هر حال در آنسوی مرز ها اتفاق افتاده و بر عکس تصور من که فکر میکردم اونجا مهد دفاع از زنانه ؛چنین چیزی اتفاق نیفتاده.و الا ساناز زود تر از این حرفا از شر اون به اصطلاح آدم خلاص میشد.
    2-از اردیبهشت امسال میزان دیه زن و مرد برابره
    3- این قتل در امریکا غیر عمده؟!این وحشتناک نیست؟!
    4-در مورد اهدای اعضا،اینکه اون شوهر هم باید رضایت بده در ایران،درسته ولی این دلیل نمیشه که اگر چنین خشونتی در اونجا رخ بده واعضاش بذل و بخشش بشن،خیلی موضوع خوش آیندی باشه!به هر حال لحن مقاله باوجود همه اوضاع افتضاح ایران زمین مغرضانه است.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 167.

    اين مقاله اتفاقا جالبه،
    بخش اول اين مقاله مي خواد بگه: اگر فرض رو بر اين بذاريم كه ازدواج از راه دور و اينترنتي، يكي از بدترين انواع اشنايي براي ازدواج باشد، با مقايسه ازدواج هاي رايج در ايران و حقوق زنان در ايران، اين نوع هم تفاوتي براي زنان ايراني ندارد. چه بسا سودهايي هم دارد. و چندتا مثال بارز از حقوق زنان براي پيش و بعد از ازدواج در ايران زده است. آن دسته از نظر دهندگان كه حقوق زن را در ايران مشابه دنيا - حالا كمي بالا و پايين! - مي بينند، يا به علت مرد سالاري بيش از حد وضعيف و بي زبون بودن زنانشان، مادرانشان و دخترانشان درگير قانون خانواده نبوده اند ويا چون حقي براي زن قايل نيستند، قانون ايران رو كافي مى دانند. و صد البته كسي با همچين روحيه اي، هيچوقت به دانستن قوانين جوامع دموكراتيك علاقه مند نيست. چرا كه اين جوامع از ديد او همگي مظهر فساد، بي بندوباري و حماقت هستند. و كو آن انسان آگاه كه بتواند و بخواهد به دور از پيش قضاوت و علي رغم ديدن تفاوت فرهنگي - من هم لزومي نمي بينم فرهنگ غرب جايگزين فرهنگ ما بشود ولي بحث قانون از فرهنگ جداست - قوانين انساني و دموكرات را مطالعه كند...

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 166.

    با سلام
    واقعا نمی فهمم که چرا بعضی از کاربر ها اینقدر جبهه گرفتند!
    روی صحبتم با کاربران مخالف این مقاله هست:
    اگر ایران اینقدر گلستان بود چرا این همه ایرانی حاضز میشن سوار قایق مرگ بشن و برن استرالیاو...؟؟؟؟
    به نظر میاد این کسانی که اینقدر عصبانی شدن خودشون هیچ دردی مثل اینو نکشیدن! به نظر میاد بعضی هاشون مردانی هستن که با تعصب نسبت به همه چی جبهه میگیرن!!!
    اگر مثل من بودین که دردشو کشیده بودین، اگر مثل من در ایران توسط شوهرتون تهدید میشدین که هلت میدم از پنجره بیرون که مرگ غیرعمد حساب بشه، اگر مثل من عذاب کشیده بودین واسه گرفتن یک طلاق از یک شوهر روانی، اگر مثل من با گوشت و پوستتون قوانین تبعیض آمیز در ایران رو لمس کرده بودین، اینطور نظر نمیدادین.
    به نظر میاد کسانی اظهار نظر مخالف میکنن که هیچ درکی از وضعیت زنها در ایران ندارن!!! شاید مردانی که خودشون هم گهگداری لذتی از این قوانین تبعیض آمیز میبرن متاسفانه!!

  • اظهارنظر شماره 165.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • اظهارنظر شماره 164.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

 

نظرات 5 از 168

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.