ناظران می‌گویند...

از دربار تا بیت رهبری: شعر و قدرت در ایران

به روز شده:  17:40 گرينويچ - شنبه 25 ژانويه 2014 - 05 بهمن 1392

دیدار سالانه شاعران با آیت الله خامنه‌ای از جمله مراسم رسمی سالانه‌ای است که بالا‌ترین مقام سیاسی جمهوری اسلامی نظراتش را درباره ادبيات و شعر در آن مطرح می‌کند.

گاهی با گفتن «طیب الله انفاسکم» شاعری را می‌نوازد و گاهی به شعرخوانی حداد عادل رئیس سابق مجلس و فرهنگستان فارسی ایراد می‌گیرد که کلمه‌ای را نابجا به کار برده و در مقابل توضیح او اصرار می‌کند که شعرش را «حتما عوض کند».

مشابه حلقه شاعرانی که اکنون گرد آیت الله خامنه‌ای گرد آمده‌اند در طول قرنها در دربار شاهان ایرانی خانه داشته اند.

جلسات سالانه شاعران حکومتی با رهبر فعلی جلوه تازه‌ای از رابطه قدرت و شعر را در تاریخ ادبیات ایران به نمایش گذاشته است.

نگاهی کوتاه به رابطه شعر و قدرت حاکم در تاریخ ادبیات ایران از بدو تولد شعر فارسی تا انقلاب مشروطه و از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که سیر این رابطه همیشه به یک شکل و اندازه نبوده است.

تا قبل از انقلاب مشروطه، ارتباط شاعران با دربار جز بدیهیات بود. شاعران بزرگ کلاسیک همه کمابیش با دربار سلطنت دوران خودشان رابطه نزدیکی داشته‌اند.

یکی از وظایف شاعران درباری تضمین محبوبیت و شهرت پادشاهان و ماندگار کردن نام آنان از طریق شعر بود.

نقشی که رودکی برای امیرنصر سامانی یا منوچهری و فرخی برای دربار غزنویان و یا معزی برای دربار سلجوقیان ایفا کردند، از این قاعده مستثنی نیست. رابطه میان شاعران و دربار رابطه‌ای دوطرفه بود.

در برخی دوره‌ها از جمله دوره غزنویان و سلجوقیان و صفویان و حتی قاجار، برخی پادشاهان با تشویق و حمایت مالی شاعران در پیشبرد شعر فارسی نقش مهمی داشتند.

"این رابطه تنگاتنگ میان قدرت حاکم و شعر رابطه‌ای دوگانه بود: از سویی بدون حمایت دربار، تقریبا زندگی معمولی و حرفه‌ای بسیاری شاعران مختل می‌شد و از سوی دیگر، سنت صله‌دهی به شاعران باعث شده بود که برخی از آن‌ها در مدیحه‌گویی و چاپلوسی گوی سبقت را از هم بربایند."

به عنوان مثال، در دوران سلطان محمود غزنوی تکریم شاعران با ایجاد مقام ملک‌الشعرایی در دربار شکل جدی‌تری به خود گرفت.

این رابطه تنگاتنگ میان قدرت حاکم و شعر رابطه‌ای دوگانه بود: از سویی بدون حمایت دربار، تقریبا زندگی معمولی و حرفه‌ای بسیاری شاعران مختل می‌شد و از سوی دیگر، سنت صله‌دهی به شاعران باعث شده بود که برخی از آن‌ها در مدیحه‌گویی و چاپلوسی گوی سبقت را از هم بربایند.

گاهی هم پادشاهان با بی‌انصافی و از سر جهل، به جای پاداش به تحقیر شاعران بزرگ دست می‌زدند.

داستان معروف پشت‌پا زدن محمود غزنوی به شاهنامه فردوسی بعد از سی سال جهد در نوشتن آن مثال خوبی برای این مدعاست. (اسکات میثمی، شعر درباری ایران، ۱۹۸۷، شارلت، سلطنت و شعر در جهان اسلام: تحرک و منزلت اجتماعی در خاورمیانه و آسیای مرکز در قرون میانه، ۲۰۱۱)

دوره‌هایی هم بوده است که قدرت حاکم بر محتوای شعر شاعران تاثیر زیادی گذاشته است.

به طور مثال بعد از روی کار آمدن صفویان و به طور خاص در دوران حاکمیت شاه اسماعیل و شاه تهماسب و رواج مذهب تشیع، قصاید و اشعار مذهبی از سوی دربار مورد استقبال قرار گرفتند و شاعرانی مانند محتشم کاشانی اشعاری ماندگار در کلیک مدح امامان شیعه گفتند.

با ظهور سلسله قاجار و مکتب ادبی بازگشت و در راس آن قاآنی، رابطه میان شعر و دربار بار دیگر اوج گرفت.

حاکمان قاجار بر خلاف حاکمان سلسله پیشین، از شعر عاشقانه و غیرمذهبی هم استقبال می‌کردند. ناصرالدین‌شاه و فتحعلی‌شاه قاجار به ویژه، توجه خاصی به شعر داشتند.(شارلت، ۲۰۱۱)

از آغاز قرن بیستم، شعر به مرور از سایه دربار بیرون آمد و راه تازه‌ای را که بعدها به تولد شعر نو انجامید، در پیش گرفت.

این تغییر همزمان با شروع اصلاحات مذهبی و مشروطه‌خواهی و محدودسازی قدرت دربار اتفاق افتاد. اوج فاصله‌گرفتن شعر از دربار، همزمان با انقلاب مشروطه و دوران بعد از آن به خصوص پس از سقوط رضاخان بود.

کودتای بیست و هشت مرداد و دستگیری و سرکوب روشنفکران و شاعران و دهه‌های پس از آن هم نشانه‌ای از فاصله‌گرفتن شاعران از دربار پادشاهی بود.

شاهان پهلوی هیچ‌وقت تمایلی به شعر نداشتند و چندان اهمیتی به ‌هم‌نشینی با شاعران هم نمی‌دادند. در آستانه انقلاب ۵۷ و بعد از سر کار آمدن حکومت انقلابی اما این گسستگی تغییر کرد.

بر خلاف محمدرضاشاه پهلوی که هیچ وقت به شعر اهمیت نداد، آیت‌الله خمینی که خود نیز دستی در شعر و عرفان داشت و غزل به سبک هندی و عراقی می‌سرود، نقش مهمی در تجدید رابطه شعر و قدرت ایفا کرد.

او گرچه در زمان حکومت ده ساله خود بعد از انقلاب هیچ گاه نشست‌های منظمی با شاعران نداشت ولی در سخنانش از نقش مهم شاعران در انتقال پیام انقلاب به آیندگان بارها سخن گفته بود.

مجموعه شعر او با عنوان «باده عشق» که بعد از مرگش منتشر شد، نشان داد که او بر خلاف دو حاکم قبلی ایران به شعر توجه ویژه‌ای داشته است.

از این جهت، آیت‌الله خمینی قابل مقایسه با پادشاهان دربار غزنوی و سلجوقی و برخی پادشاهان دربار قاجار از جمله فتحعلی‌خان و ناصرالدین شاه است (هانوی، ۱۹۹۷).

اما توجه او به شعر همیشه پابه‌پای پیشبرد و تثبیت باورهای مذهبی و ایدئولوژیکش پیش می‌رفت. با وقوع انقلاب، فصلی جدید در رابطه شعر و قدرت آغاز شد.

علاوه بر شاعران مارکسیست و چپ و مستقل، شاعران مذهبی جوان و سالخورده هم وارد گود شدند و کم کم با روی کار آمدن حکومت جدید و حاکمیت ایدئولوژی اسلامی، به جریان شعری وابسته به قدرت تبدیل شدند و شعر آن‌ها یکی از تریبون‌های مهم ایدئولوژی انقلابی در دوران جنگ بود.

"برخلاف محمدرضاشاه پهلوی که هیچ وقت به شعر اهمیت نداد، آیت‌الله خمینی که خود نیز دستی در شعر و عرفان داشت و غزل به سبک هندی و عراقی می‌سرود، نقش مهمی در تجدید رابطه شعر و قدرت ایفا کرد."

این جریان شعری در مراکز ادبی و فرهنگی وابسته به حکومت از جمله حوزه هنری رشد کرد. این مرکز در تربیت و سازماندهی نسل جدیدی از شاعران نقش داشت که بسیاری از آنان به شاعر حکومتی معروف شدند.

«شاعر حکومتی»، اصطلاحی بود که بعد از انقلاب باب شد و به شاعرانی اطلاق می‌شد که با نهادهای فرهنگی تحت نظارت حکومت همکاری می‌کردند، محتوای شعرشان آمیخته با مفاهیم مذهبی و شیعی بود و با آرمان‌های انقلاب و ارزش‌های اسلامی هم‌گرایی داشتند.

از سال ۶۱، جشنواره‌های شعر انقلاب به راه افتاد و از سال ۶۳-۶۴ دیدارهای منظم و غیررسمی آیت‌الله خامنه‌ای با حلقه شاعران انقلابی مشهد شروع شد.

این جلسات که خشت اول آن در مشهد گذاشته شد، زمینه تشکیل کلیک شب‌ شعرهای منظم و رسمی در دوران رهبری سیدعلی خامنه‌ای بود.

شاید در هیچ دوره‌ای به اندازه دوران بعد از انقلاب و به طور خاص، دوران رهبری سیدعلی خامنه‌ای، شعر رابطه‌ای چنین دوگانه و متضاد با قدرت را تجربه نکرده باشد.

گسست میان شاعران مستقل با حکومت همزمان با پیوند شاعران حکومتی با بیت رهبری روز به روز تشدید شده است.

سیدعلی خامنه‌ای که در حلقه‌های روشنفکری و شعر قبل از انقلاب هیچ وقت به عنوان شاعری جدی مطرح نشده بود، برای اولین بار بعد از به دست گرفتن قدرت، به صورت جدی تصمیم گرفت که حلقه‌ شعری خاص خودش را ایجاد کند.

کلیک در این جلسات، که با قرائت قرآن شروع می‌شود و با حرف‌های رهبر درباره شعر و شاعری تمام می‌شود، او وظیفه خود می‌داند که درباره «شعر اخلاقی» و «معنوی» حرف بزند و نظر انتقادی خود را درباره «شعر فاسد» و «بی‌اخلاق» بیان کند.

در دهه هفتاد خورشیدی، کم کم گعده‌های غیررسمی شاعران با سیدعلی خامنه‌ای که حالا جای خالی روح‌الله خمینی را پر کرده بود، تبدیل به نشست‌های رسمی سالانه شدند.

کار از دعوت شخصی شاعران فراتر رفت و مدعوان طی روند بوروکراتیک و گزینشی پیچیده‌ای انتخاب می‌شوند. حوزه هنری به عنوان مهم‌ترین نهاد فرهنگی و ادبی انقلاب، مسئولیت انتخاب و گزینش شاعران را عهده دار است.

نحوه حضور و محتوای اشعاری که در این جلسه‌ها قرائت می‌شوند، مطابق با «شئونات اسلامی» و «ارزش‌های انقلابی» بود.

زمان‌بندی برگزاری جلسات بر اساس تقویم اسلامی صورت می‌گیرد و سال‌هاست که در نیمه ماه رمضان برگزار می‌شود.

"کتاب «شب شاعران بیدل» یکی از این کتاب‌هاست که به همراه سی‌دی به بازار عرضه شده است و به نوبه خود، شکلی از تاریخ‌نگاری درباری را عرضه می‌کند که در پاورقی‌های آن جزء به جزء کلماتی که از دهان رهبر در تحسین شاعران ادا می‌شود به دقت ثبت شده است. گاهی عبارت «خیلی‌خوب»، «احسنت»، «طیب‌الله انفاسکم» به جای یک بار، هفت تا ده بار پشت سر هم تایپ شده‌اند تا چیزی از گزارش این مراسم جا نیفتاده باشد."

کیفیت صعودی ویدئوها و عکس‌های موجود از این نشست‌ها در دهه اخیر نشان از حرفه‌ای شدن نحوه برگزاری جلسات و مجهز شدنشان به تیم فیلم‌برداری و عکس‌برداری حرفه‌ای دارد با این هدف که شب شعر با رهبر، رفته رفته به یک برنامه تلویزیونی و مناسبت ادبی ملی تبدیل شود و شاعران این نشست‌ها هم به عنوان جریان اصلی شعر در سطح کشور شناخته شوند.

این مراسم، هر سال توسط تلویزیون و وبسایت رسمی رهبر و وبسایت‌های وابسته و حامی حکومت مثل فارس‌نیوز، پوشش داده می‌شود و محتوای آن به صورت کتاب و سی‌دی به بازار عرضه می‌شود.

کتاب «شب شاعران بیدل» یکی از این کتاب‌هاست که به همراه سی‌دی به بازار عرضه شده است و به نوبه خود، شکلی از تاریخ‌نگاری درباری را عرضه می‌کند که در پاورقی‌های آن جزء به جزء کلماتی که از دهان رهبر در تحسین شاعران ادا می‌شود به دقت ثبت شده است.

گاهی عبارت «خیلی‌خوب»، «احسنت»، «طیب‌الله انفاسکم» به جای یک بار، هفت تا ده بار پشت سر هم تایپ شده‌اند تا چیزی از گزارش این مراسم جا نیفتاده باشد. (شب شاعران بیدل، چاپ اول، تابستان ۹۱)

یکی دیگر از شباهت‌های نقش شعر در دوره دربار و حاکمیت فعلی حضور چهره‌های ثابت در شعرخوانی‌هاست.

در دوران فعلی، حضور ثابت چهره‌هایی از جمله حمید سبزواری، علی معلم، مرتضی امیری اسفندقه، علیرضا قزوه، علی موسوی گرمارودی، یوسفعلی میرشکاک و قادر طهماسبی که به عنوان پیشگامان شعر انقلابی شناخته می‌شوند، یادآور نقش ندیمان و ملک‌الشعراهای دربار است.

از طرفی در هر دو دوره تاریخی، شعر، به عنوان عامل مهمی در تحرک و منزلت اجتماعی و ارتقاء شغلی در دستگاه قدرت نقش داشته است.

با این تفاوت که در شعر درباری بیشتر مهارت در فن فصاحت و بلاغت مهم بود اما امروز همخوانی شعر با آنچه رهبر آن را «اصول انقلاب و اسلام» می داند از فن فصاحت و بلاغت پیشی گرفته است.

در کنار شب‌های شعر سالانه، طی دهه اخیر، شب‌های شعر جداگانه‌ای هم تحت عنوان «شب‌های شعر آئینی» هر ساله برگزار می‌شود که هدف اصلی از برگزاری آن رواج شعر آئینی (شعر مذهبی) و کمک به ترویج صنعت مداحی است.

مداحان بیت در این جلسات حضور پیدا می‌کنند و شعرها و نوحه‌های خود را نزد رهبر می‌خوانند. گاهی بخشی از مراسم به مداحی کشیده می‌شود و شکل روضه‌خوانی به خود می‌گیرد.

شعر حکومتی و در قلب آن تفکر عاشورایی و شهادت طلبی در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق کمک زیادی به پیشبرد ایدئولوژی جنگ و انقلاب کرد.

اما در دوران بعد از جنگ، همواره این نگرانی از سوی حاکمیت وجود داشته است که گفتمان انقلاب که با جنگ، شهادت و تشیع پیوندهای عمیقی دارد، به مرور کمرنگ شود و از همین رو، شعر آئینی اهمیت زیادی نزد حاکمیت فعلی دارد.

"جشنواره‌های شعر متعدد و سکه‌های طلایی که تعدادشان در دوران احمدی‌نژاد به ۱۸۰۰۰ رسید دامنه تلاش برای گسترش شعر حکومتی را به خوبی نشان می‌دهد. این‌که آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های اخیر این همه بر ایجاد حلقه‌های شعری تحت حمایت حکومت و رشد جوایز و جشنواره‌های شعر مذهبی و حکومتی اصرار داشته است هم در جهت همین هدف است."

جشنواره‌های شعر متعدد و سکه‌های طلایی که تعدادشان در دوران احمدی‌نژاد به ۱۸۰۰۰ رسید دامنه تلاش برای گسترش شعر حکومتی را به خوبی نشان می‌دهد.

این‌که آیت‌الله خامنه‌ای در سال‌های اخیر این همه بر ایجاد حلقه‌های شعری تحت حمایت حکومت و رشد کلیک جوایز و جشنواره‌های شعر مذهبی و حکومتی اصرار داشته است هم در جهت همین هدف است.

شب‌های شعر بیت رهبری دربرگیرنده نگاهی نوستالژیک به رابطه شعر و قدرت در دوران پیشامدرن است، نگاهی که لزوما ربطی به مذهب و ایدئولوژی مذهبی ندارد، بلکه به نظر می‌رسد در پی احیای کلیه اشکال یک مدل حاکمیت آرمانی است که در نظر حاکمان جمهوری اسلامی این مدل ایده‌آل، مدل درباری پیشامدرن (چیزی شبیه به دربار عباسیان یا صفویان) است که در آن حاکم به عنوان یگانه منجی جامعه و موجد تغییرات عمیق و عمده اجتماعی ایفای نقش می‌کند و از همه ابزارها از جمله شعر و ادبیات برای تثبیت قدرتش استفاده می‌کند.

احیای پیوند میان شعر و قدرت و به طور خاص استقبال از ژانرهای کلاسیکی مثل غزل، قطعه، رباعی و قصیده توسط رهبر جمهوری اسلامی را باید در جهت روند مشروعیت‌بخشی به ساختار حاکمیت و تقویت ساختار قدرت بررسی کرد.

بیش از یک دهه از زمانی که شب‌های شعر رهبر جمهوری اسلامی شکل رسانه‌ای و رسمی به خود گرفت، می‌گذرد.

شاید سال‌ها پس از این دوران، مورخان ادبیات از‌ شب‌های شعر بیت رهبری در ایران بعد از انقلاب، به عنوان پدیده‌ای کمیاب یاد کنند که یک قرن بعد از چند دهه گسست قدرت از ادبیات و به طور خاص از شعر و شاعران در ایران اتفاق افتاد و تا حدود زیادی یادآور ساختار شعر درباری در دوران قبل از انقلاب مشروطه بود، با این تفاوت که کیفیت ادبی شعر در دوران سلطنت دربار هیچ‌گاه در دوره فعلی تکرار نشد.

حاکمیت با تمام تلاش سی و پنج‌ساله خود هنوز نتوانسته است شاعران بزرگی در حد برخی شاعران برجسته درباری تربیت کند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
 

نظرات 5 از 41

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.