ناظران می‌گویند...

نام گذاری در ایران: از سیاست تا سلیقه

به روز شده:  17:19 گرينويچ - چهارشنبه 29 ژانويه 2014 - 09 بهمن 1392

این روزها بحث لیست جدید سازمان ثبت احوال از اسم های مجاز، دوباره جنجال ساز شده.

در عرض چندین دهه گذشته، انتشار این لیست ها بطور رسمی و غیررسمی، هرچند وقت یک بار دوباره مطرح می شوند و موقعیتی برای اعتراض و نظرات مخالف و موافق.

قانون گذاری و اجبار در مورد اسم، فقط مختص ایران نیست. دولت ترکیه هم مثلا خیلی به این کار علاقه مند است و چندماه پیش خبری منتشر شد که برای اولین بار، دولت ترکیه اجازه ثبت اسامی کردی را صادر کرده.

حتی دولتی مثل دولت فرانسه هم سعی در محدود کردن اسم گذاری دارد و آکادمی فرانسه لیست اسامی مجاز منتشر می کند و سعی در اینکه اسم گذاری ها را قانونی و با فرهنگ فرانسه مانوس کند.

در خیلی کشورهای دیگر هم دولت در بعضی موارد در این مسئله دخالت می کند، نظیر دولت دانمارک که چند سال پیش، جلوی یک مادر را برای گذاشتن نام Christophpher روی فرزندش گرفت.

در اینجا بگویم که با قانون گذاری در اسم مخالفم و فکر می کنم که اسم فرزند، یک مسئله شخصی است و باید آزاد باشد، اما با فرهنگ سازی در این مورد موافقم. اسم گذاری امکان دارد که از حد خارج شود و مایه افراط، اما به هرحال مسئله ایست که به سلیقه پدر و مادر بیشتر از هر عامل دیگری بستگی دارد.

در ایران این مسئله چند وجه پیدا کرده. یکی اصرار دولت به استفاده نکردن از «اسامی خارجی» که در فرهنگ دولتی ایران، یعنی نام های اروپایی.

"در ایران این مسئله چند بعد پیدا کرده. یکی اصرار دولت به استفاده نکردن از «اسامی خارجی» که در فرهنگ دولتی ایران، یعنی نام های اروپایی. دوم، علاقه روز افزون ایرانی هاست به اسم هایی که «ایرانی اصیل» می دانندشان و دوری از اسم هایی که به صورتی با فرهنگ ایران خوانایی ندارد، که در بیشتر مواقع اسم های عربی منظور نظر است."

دوم، علاقه روز افزون ایرانی هاست به اسم هایی که «ایرانی اصیل» می دانندشان و دوری از اسم هایی که به صورتی با فرهنگ ایران خوانایی ندارد، که در بیشتر مواقع اسم های عربی منظور نظر است.

مسئله سوم، محبوبیت اسم های عربی و بخصوص انقلابی است در سال های بعد از انقلاب، با تعداد روز افزون «یاسر» و «مقداد» و «روح الله» و غیره برای پسرها و «سمیه» و «بشری» و «حورا» و چند اسم دیگر برای دخترها.

موضوع آخر هم احتیاج روز افزون ایرانیان خارج از کشور، و حتی بعضی از داخلی ها، برای داشتن اسم هایی که هم ایرانی باشند و هم به زبان کشور میزبان قابل تلفظ.

اصرار دولت به مخالفت با اسامی «خارجی» البته دلایل سیاسی دارد که ایدئولوژی اصلی دولت ایران را تشکیلی می داده و مربوط است به مخالفت با سیاست و فرهنگ اروپایی-امریکایی.

مشکل اینجاست که به دلیل استفاده اشتباه از کلماتی مانند «خارجی» و مشخص نکردن این که منظور از این کلمه چیست، احتمالا به دلیل کم سوادی کسانی که برایشان «خارج» یعنی اروپا و امریکا، این انتقاد پیش میاید که خارج دقیقا یعنی چه، و آیا اسامی «اسلامی» که به زعم بسیاری «عربی» هستند و پس «خارجی»، هم نباید جزو این گروه اسامی «ممنوعه» باشند؟

از این طریق هم است که انتقادهایی که این سیاست را بخشی از استراتژی کلی دولت جمهوری اسلامی برای مخالفت با «ایرانیت اصیل» و ارجحیت دادن به «اسلامیت» می دانند، گسترش پیدا می کند، نظیر شایعاتی مبنی بر این که حتی اسم هایی مانند کورش و داریوش هم «ممنوع» هستند.

این البته به بی نظمی در نام گذاری و سلیقه ای بودن و واگذار کردنش به مامور ثبت احوال، که به هرحال حرف آخر را می زند، هم تا حدی مرتبط است.

به هرحال، این قسمت مشکل، بیشتر ناشی است از بی برنامگی و بی نظمی در دستگاه ثبت احوال تا یک سیاست مشخص و حتی با جهان بینی خاص.

مسئله نام های «اصیل» ایرانی، که برای بسیاری از مردم اسامی تاریخی/باستانی هستند، موضوع فرهنگی جالبی است.

البته اسم گذاری تاریخی در همه جای دنیا معمول است و گذاشتن اسم قهرمانان تاریخی روی فرزندان، از جمله طبیعی ترین کارها.

در ایران هم به طور معمول، اسامی ای مانند کورش و داریوش و مهرداد و اردشیر و شاپور و خسرو و پروین و آتوسا، و از طرفی هم پوریا و رستم و سهراب و سودابه و کتایون و آزاده و غیره، معمول بوده، هرچند که بعضی ها در نسل های اخیر، فراموش شده اند یا کم تر محبوب.

در بسیاری از موارد، معنی این اسم ها را کسی نمی داند و مسئله تعیین کننده در آنها، «شخصیت» دارنده اصلی اسم است.

اما در عین حال، اسم هایی که معنی های قابل فهم دارند، اما به شخصیت مهم تاریخی ای تعلق ندارند هم در ایران معمول بوده و هستند، اسم هایی مانند فرزاد یا آریا و پرهام برای پسرها یا شبنم و نسترن و ژاله برای دخترها.

در اینجا یکی از مشکلاتی که به میان میاید، مسئله ریشه سازی است. حقیقت این است که اسم گذاری، مسئله ایست شخصی و باید هم اینطور باشد. مقدار زیادی از این سلیقه شخصی هم خوش آوایی اسم هاست و مثلا همخوانی اش با اسامی خانوادگی.

"سوم، مسئله اسم های انقلابی است. این اسم ها، که اکثرا" (ولی نه لزوما" همه) عربی هستند، در موج انتقاد از سیاست های دولت جمهوری اسلامی در بین اقشار جامعه، بعضا با سیاسیت های اسلامی گرایی و عرب گرایی یکسان دانسته می شوند و حتی به بالاگیری احساسات علیه نام های معمول و مقبول عربی-اسلامی در فارسی هم می شوند."

کسی که اسمش بهرام است، احتمالا دوست دارد اسم پسر یا دخترش هم با «ب» شروع شود و با بهرام «خوانایی» داشته باشد، و امکان استفاده از «بهروز» و «بهرنگ» و «بهاره» و «بهناز» را ترجیح می دهد.

اما دلیل خاصی ندارد که اگر یک «آزاده» دختری دارد به اسم «آزیتا»، در ضمن سعی هم داشته باشد که برای اسم آزیتا ریشه ای «ایرانی اصیل» پیدا کند (که ندارد).

این بخصوص در بین پدر و مادران نسل های جدید که در خیلی مواقع، اسم های خوش آهنگی می سازند که شبیه اسم های دیگر (ایرانی یا غیر ایرانی) است، ولی ریشه خاصی ندارد، معمول شده.

بارها شده که به اسمی برخورده ام که تا به حال نشنیده بودم، و وقتی از صاحب اسم سوال می کنم که معنی اسمش چیست یا از چه زبانی آمده، جواب می شنوم که «اسم اصیل ایرانیه، در ایرانی باستان (کذا) معنی خوشرو و خواستنی می ده»، هرچند که من که کارم با زبان های ایرانی قدیم و میانه است، نه قادر به پیدا کردن معنی برایش هستم نه تا به حال کسی را به این اسم دیده ام یا در متون به آن برخورده ام.

صحبت اینجاست که لزومی ندارد این اسامی «ایرانی اصیل» باشند و حتما معنی دار در یک زبان (ناشناخته) باستانی.

همینقدر که به گوش پدر و مادر خوش آمده و برای فرزند خوشایند است، باید کافی باشد. هرچند که بیشتر اسامی مورد استفاده در ایران، معنی دارند، اما این اجباری نیست و نباید باشد.

سوم، مسئله اسم های انقلابی است. این اسم ها، که اکثرا" (ولی نه لزوما" همه) عربی هستند، در موج انتقاد از سیاست های دولت جمهوری اسلامی در بین اقشار جامعه، بعضا با سیاست های اسلامی گرایی و عرب گرایی یکسان دانسته می شوند و حتی به بالاگیری احساسات علیه نام های معمول و مقبول عربی-اسلامی در فارسی هم می شوند.

در حالی که اسم های «علی» و «رضا» و «فاطمه» و «زهرا» به هرحال در جامعه ایران محبوب و معمول هستند، استفاده فراوان «سجاد» و «یاسر» و «سمیه» و «راضیه» در نسل های اول انقلاب، و بخصوص خانواده هایی که به صورتی به دستگاه دولتی وابسته بوده اند و هستند، باعث دلزدگی از اسامی «اسلامی-عربی» شده.

این مسئله تا حد زیادی ریشه سیاسی و طبقه بندی اجتماعی دارد، بصورتی که در بین کسانی که به طبقاتی تعلق دارند که وابستگی دولتی در بین آنها بیشتر است، این اسامی معمول ترند و تقریبا" یک نمونه هم «بابک» و «کیارش» و «پانته آ» ندارند و غیر انقلابی ترین اسامی بین شان «امیرعلی» و «لیلا» است.

طبقات غیروابسته به دولت و منتقد، از جمله غیرمذهبی ها، طبقات خاص فرهنگی، برگزیده گان دولت پهلوی که در دوره جمهوری اسلامی محدود شده اند، و نسل جدید مخالف و منتقد، در عوض نه تنها از «مقداد» و «صفورا» دوری می کنند، بلکه حتی با «علی» و «مریم» هم سعی در مخالفت دارند و «دیاکو» یا «پروشات» را ارجح می دانند.

این مسئله، به هر صورت قابل بررسی، باید مقطعی و گذری باشد و با فروکش کردن اختلافات سیاسی، به هرحال جای خود را به ارجحیت در خوش آوا و مانوس بودن بدهد.

مسئله چهارم، موضوع اسامی ایرانیان مهاجر و مقیم خارج از کشور است. تعداد زیاد «سیروس»، «سام» و «یاسمین» در ممالک انگلیسی زبان، «آرمان» در فرانسه زبان ها، «سورن» در اسکاندیناوی، و «آرمین» در آلمان، از نشانه های این مهاجرت است.

شاخصه اصلی این اسم گذاری ها، «شباهت» این اسم هاست با اسامی محلی ای مانند «سایرس»، «سم»، «جزمین»، «آغمان»، «سورن» و «آرمین».

البته اسامی ای مانند «سارا» و «مریم» هم طبیعتا در این دسته هستند، و نام های خلاقانه تری مانند «فاطمه» که در امریکای انگلیسی زبان، Fate (بخت، سرنوشت) است.

شاهین ها هم «شان»Sean/Shawn می شوند و محمد ها، «مو» Moe . در این بین اما بازهم اصرار به پیدا کردن اسامی جدیدتر و غیرمعمول تر است، و مسئله ای شبیه شماره دو این نوشته که علاقه است به پیدا کردن ریشه باستانی برای نام ها.

از این بین، اسم «رایان» از همه فراگیرتر شده، بخصوص در یک دهه اخیر. Ryan البته اسمی است ایرلندی به معنی «شاهانه، مربوط به شاه» که از ریشه Ré در زبان های کلتی (سلتی) آمده.

در پرسیدن از پدر و مادرهایی که این اسم را روی فرزندشان گذاشته اند، بارها با این پاسخ روبرو شده ام که «ایرانی اصیل است، در فارسی باستان معنی شاه می دهد».

"نقش دولت در این بین، نباید و نمی تواند یک نقش اصلی باشد و اقدامات بی برنامه و نامنظم در این زمینه، در اکثر موارد بی نتیجه خواهند بود. اسم ها، چه ایرانی، چه عربی، و چه اروپایی، تابع سلیقه و طبع روز و آوای مطلوب و بعضا" معنی دل نشین هستند."

راستش به عنوان زبان شناس، این مسئله برایم بسیار بغرنج است. حقیقت این است که وجود نداشتن کلمه ای با ریشه «ر» در زبان های ایرانی باستان که به معنی «شاه» باشد، یکی از بزرگترین معماهای زبان شناسی است.

در زبان های مربوط به خانواده زبان های ایرانی (که بطور معمول خانواده کلان زبانی هندو-اروپایی نامیده می شوند)، بیشتر زبان های چنین ریشه ای دارند (Rex در لاتین یا Raja در سانسکریت).

اما در زبان های ایرانی، از اوستایی و فارسی باستان گرفته تا کردی و پشتو، چنین ریشه ای وجود ندارد.

بسیاری از دوستان ایرانی ولی به نظر میاید که یک تنه، چنین ریشه ای را پیدا کرده اند و اسم خوش آهنگ، و البته صد در صد ایرلندی، «رایان» را در بین ایرانیان خارج از ایران، و اینطور که شنیده ام حتی داخل ایران، معمول ساخته اند.

در آخر، بازهم صحبت این جاست که معیار نامگذاری، سلیقه و علاقه پدر و مادر و مسئله ایست شخصی.

نقش دولت در این بین، نباید و نمی تواند یک نقش اصلی باشد و اقدامات بی برنامه و نامنظم در این زمینه، در اکثر موارد بی نتیجه خواهند بود.

اسم ها، چه ایرانی، چه عربی، و چه اروپایی، تابع سلیقه و طبع روز و آوای مطلوب و بعضا معنی دل نشین هستند.

با خواندن کتابی محبوب و دیدن فیلمی لذت بخش، ممکن است اسم «آناستازیا» یا «هرمایونی» محبوب شود، و چه بسا «خوزه» و حتی «خرم سلطان» هم.

کسی نمی تواند و نباید جلوگیر این مسئله باشد، و حتی می توان تصور کرد که اسم های محبوب هرنسل، نشان‌دهنده گذار تاریخی این بخش از سرگذشت اجتماعی مملکت هستند و همانطور که «مقداد» و «بشری» دهه های ۶۰ و ۷۰ را نشانه گذاری کرده اند، امروزه هم «رایان» و «گیوا» این نقش را بازی می کنند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 27.

    بین این اسامی یکی که تازگیها خیلی مد شده "بِنیتا" است اولین بار که شنیدم فکر کردم اسم اسپانیاییه و پرسیدم مادرشون گفتن اسم اصیل پارسی به معنی "دختر زیبای من". در حالیکه هیچ رفرنسی نداشت. این اسم همان "بُنیتا" Bnita است که در زبان اسپانیایی و پرتقالی به معنی دختر زیبا است.
    متاسفانه ایرانی ها به دلیل اعتماد به نفس پایینی که دارن سعی دارن مثل اروپاییها بشن و اسامیشان شبیه آنها باشهضمن اینکه دوست دارن ایرانی هم باشن پس راهی که اختراع شده استفاده از اسامی اروپایی با جعل یک معنی فارسی است و بهترین بهانه برای توضیحات بی منبع همان اکتفا به پارسی باستان و اوستایی و پهلوی و.. است.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 26.

    حکومت فعلی ایران به هویت افراد،مکان هاوچیزهای دیگر خیلی اهمییت می دهد.برای تهی ساختن هر چیز ازمحتوای آن بهترین کارتغییراسم است.سنگسررا میکنند مهدیشهر وبه مجاهدین می گویند منافقین!ازاین نمونه هابسیاراست نام گذاری درثبت احوال که جای خود دارد.اسامی بسیاری از شهرها،خیابانها،میادین ومراکز فرهنگی وهنری و...دستخوش تغییر شده است.انقلاب فرهنگی یعنی همین.......

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 25.

    به پدر و مادرها اجازه می دهند که هر اسم عربی که می خواهند روی بچه ها بگذارند، ولی ثبت احوال به پدر من اجازه نداد اسم من را رکسانا بگذارد چون آن موقع ادعا می کردند که رکسانا اسم ایرانی نیست!!

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 24.

    در پاسخ به سام باید بگویم ترکمنها از نسل مغول نیستند و از طرفی نسل آریایی از بین رفته بجز کردها بقیه از نژاد آریایی نیستند.

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 23.

    در مورد نام "رایان" بر خلاف نظر نویسنده کسی‌ مدعی نشده در فارسی به معنای "شاه" است، بلکه ادعا می‌‌شود رایان نامی فارسی است و به معنای اندیشمند که از واژه اوستایی "رینت/Raonat" می‌آید.

 

نظرات 5 از 27

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.