ناظران می‌گویند...

هموفوبی، ترس از دیگری

به روز شده:  17:12 گرينويچ - سه شنبه 04 فوريه 2014 - 15 بهمن 1392

درگیری بین موافقان و مخالفان همجنسگرایی در تفلیس

چندی پیش کریستف که میدانست گه گاهی نقاشی میکنم از من پرسید که به یک سه پایه نقاشی احتیاج دارم؟

در جوابش گفتم که اتفاقا به دنبال نوع بهتری از اینی که الان از آن استفاده میکنم هستم. قرار گذاشتیم که من به نزد آنها بروم و نگاهی به سه پایه آنها بیاندازم.

برای اولین بار بود که به خانه آنها میرفتم، پس از مدتی که راجع به موضوعات مختلف گپ زدیم، پرسیدم که مگر شماها نقاشی میکنید؟

کریستف در جواب گفت نه. این سه پایه متعلق به پسر برادر او بوده است.

و ادامه داد که برادرزاده اش دو سال پیش در سن پنجاه سالگی خود را جلوی قطار سریع السیری پرتاپ میکند و به زندگی اش خاتمه میدهد.

از شنیدن این توضیح آزرده شدم. نگاه نگران کریستف همراه با نشان تمایل توضیح بیشتر در چشمهایش، مرا واداشت تا از او بپرسم، چرا؟

کریستف گفت که هیچکس به درستی علت را نمیداند.

من حدس میزنم که او همجنسگرا بود ولی نمیخواست آنرا بپذیرد.

در ادامه گفت که برادرزاده اش در سنین نوجوانی پدر و مادر خود را از دست داده بود.

"در ۸۳ کشور قوانین علیه همجنسگرایان وجود دارد. در ایران، عربستان سعودی، یمن، سومالی و سودان همجنسگرایان را مجازات مرگ تهدید میکند."

با اینکه توانسته بود از یک سو تحصیل کند و شغل خوبی داشته باشد، و از سوی دیگر در میان همکاران و جمع دوستانش محبوب باشد ولی همیشه ناراضی بود.

خیلی علاقه داشت که خانواده تشکیل دهد ولی من هیچوقت ندیدم که زنی در زندگی او حضور داشته باشد. در مراسم خاکسپاری نیز در جمع دوستان فراوانش تعداد اندکی زن دیده می شد.

پس از بازگشت از نزد آنها با خود فکر میکردم که چگونه میتوان این موضوع را هضم کرد؟ آلمانی باشی، در شهر نسبتا بزرگی متولد شده و رشد کرده باشی، تحصیلات دانشگاهی هم داشته باشی، ولی نتوانی با گرایش جنسی ات کنار بیایی؟

آلمان یکی از پیشگامان مبارزه با هموفوبی است. نه تنها در قوانین بلکه در سیاستها و برنامه های اجرایی اش.

در آماری که موسسه "مرکز تحقیقات پیو" منتشر کرده است ۸۷% آلمانیها در جواب به سوال " آیا جامعه باید همجنسگرایی را بپذیرد؟" با "آری" پاسخ داده اند و در رده دوم پس از اسپانیایی ها (۸۸%) قرار گرفته اند.

پس چگونه است که هنوز با مسائلی از این دست روبرو میشویم؟ چرا هنوز در محیطهای کاری و یا مثلا کلوپهای ورزشی هر نزدیکی دوجنس نوعی وحشت ایجاد میکند؟

به خصوص در جمع هایی مانند کلوپ فوتبال و یا موتورسواری، دوست داران سیگاربرگ و یا ویسکی که جمع هایی مردانه شمرده شده و مردانگی فضای حاکم بر آنان را تعیین میکند، هرشکلی از تردید در تمایلات جنسی، میتواند در شخص و یا در جمع خشم و نفرت از همجنسگرایی تولید کند.

به نظر میرسد که موضوع تنها وجود و پذیرش دگرگونی های گرایش جنسی نیست که مطرح است، بلکه بیشتر قبول یک نوع هویت و به دنبال آن یک سبک زندگی است.

شاید بتوان گفت موضوع در حقیقت قبول ارزشهای لیبرالی مدرن است.

وقتی که دوباره به داده های آماری موسسه "مرکز تحقیقات پیو" رجوع کنیم، می بنییم در نیجریه ۹۹% و به دنبال آن در کشورهای اردن، اوگاندا، سنگال و مصر بالای ۹۰% با پذیرش همجنسگرایی مخالفت کرده اند.

به اضافه آن در ۸۳ کشور قوانین علیه همجنسگرایان وجود دارد. در ایران، عربستان سعودی، یمن، سومالی و سودان همجنسگرایان را مجازات مرگ تهدید میکند.

در همه این کشورها عقاید مذهبی نقش اصلی را در اعمال سیاستهایی علیه "عشق به همجنس" را بازی می کنند.

و البته که قدرتمندان این کشورها نیز تلاشی در کمرنگ تر کردن و یا نقض آئین ها و اعقاید مذهبی نمیکنند، چرا که مدارا کردن و یا قبول سبک و روش زندگی که مورد قبول سنت و مذهب رایج و رسمی نیست، خود اوج قبول کثرت گرایی و در نهایت تهدیدی علیه حکومتگران مستبد است.

هر جا که روحانیون نقش کاریزمایی را در جامعه ایفا میکنند، ادعای فوق -مستقل از اینکه چه مذهبی در آن جامعه غالب است- میتواند صادق باشد.

"هنوز هم در جوکهای معمول همجنسگراها در کنار خارجی ها، یهودیان و یا حتی زنان موضوعی برای خندیدن انتخاب میشوند. اگرچه شاید بتوان گفت منظور حتما تسکین خشم، تحقیر و یا اعمال تبعیض محور این جوک ها نیستند ولی میتوان گفت ترس از دیگری ناشناخته و مقاومت لجوجانه در برابر ارزشهای لیبرالی مدرن است که در پس آنها نهفته است."

برای مثال حتی در اروپا ما شاهدیم که ولادیمیر پوتین برای مستحکم کردن پایه های قدرت خود، کلیسای ارتدوکس روسیه را از طریق دامن زدن به فضای هموفوب جامعه خشنود کرده و وارد جبهه خود میکند.

در آلمان و کشورهای اروپای غربی نیز با اینکه هموفوبی به حاشیه رانده شده ولی هنوز میتوان شنید که در مشاجره های لفظی برای توهین به دیگری وی را "همجنسگرا" می خوانند.

هنوز هم در جوکهای متداول همجنسگراها در کنار خارجی ها، یهودیان و یا حتی زنان موضوعی برای خندیدن انتخاب میشوند.

اگرچه شاید بتوان گفت منظور حتما تسکین خشم، تحقیر و یا اعمال تبعیض محور این جوک ها نیستند ولی میتوان گفت ترس از دیگری ناشناخته و مقاومت لجوجانه در برابر ارزشهای لیبرالی مدرن است که در پس آنها نهفته است.

اگر پسر برادر کریستف گرایش جنسی خود را می پذیرفت و به دنبال خوشبختی خود در قبول آنی که بود میبود، شاید الان با همسر و یا همراه زندگی خود در کنار بچه هایش میتوانست به روی عشق و زندگی لبخند بزند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    +1

    اظهارنظر شماره 26.

    به نظر من همجنسگرایی تا زمانی که ازار روحی و جسمی به انسانهایی که فاقد این نوع سلیقه هستند نرسونه کاملا معقول و پذیرفتنی است.که تشخیص این حد و مرز نسبت به جوامع مختلف متفاوته .ولی به طور کلی انها نیز همانند دیگران حق زندگی به سبک و سیاق خود را دارا میباشند.

  • به این نظر رای دهید
    +1

    اظهارنظر شماره 25.

    باورم نمیشه. چه ستیزی! میخواستم درباره مطلب خانم منیره کاظمی نظر بدم ولی وقتی نظرات را خوندم نقدی که به مطلب خانم کاظمی وارد بود در برابر ستیزی که برخی خوانندگان وارد کرده بودند بسیار کوچک شد. باورم نمیشه چنین ترس و دشمنی ای در برابر همجنسگراها. کسانی که تمایلات ذهنی و جسمی شون مثل شما نیست به شما آزاری نمی رسونند. همجنسگرایی ما به دگرجنسگرایی شما کاری نداره. تقلیل این گرایش به رفتارهای جنسی محض عادلانه نیست. باید باور کنید که فرد همجنسگرا در همه رفتارهاش چه جنسی چه غیرجنسی دنیای امن و آرام و احساسش را در فرد همجنس خودش پیدا میکنه و دوست داره این دنیایی که با همجنس خودش میسازه ادامه دار باشه و براشون سرنوشت مشترکی رقم بزنه. برای دونفری که گرایش جنسی خودشون را انتخاب نکردند بلکه در طبیعت خودشون کشف کردند. باور بفرمایید این موضوع به صورت مطلق به دگرجنسگرایی شما آسیبی نمیرسونه.
    چشمها را باید شست. جور دیگر باید دید.....

  • به این نظر رای دهید
    +2

    اظهارنظر شماره 24.

    متاسفانه چیزی که ما می‌بینیم بیشتر اظهارنظرهای غیرعلمی‌ست در این مورد. کسی همجنسگرا بودنش را انتخاب نکرده. آن روانشناسی که مدعی‌ست همجنسگرایی اکتساببی‌ست یا در دانشگاهش چیزی یاد نگرفته یا اینکه همجنسگراستیز است و نمی‌خواهد واقعیت را قبول کند. حضرات! قبول کنید که سرچ کردن و تحقیق کردن در این خصوص آنقدر مشکل نیست که بخواهید اظهارنظرهایی بکنید که پایه و اساس علمی ندارد. در اینترنت دهها تحقیق و مقاله و پژوهش وجود داره که مدعی‌ هستند همجنسگرایی یک گزینه‌ی انتخابی نیست. بالعکس ادعای همجنسگراستیزان هیچ پایه و اساس علمی ندارد و فقط بر باورهای عرفی و مذهبی و مردسالارانه استوار است.
    همجنسگرایی تبلیغ شدنی نیست.چیزی که تبلیغ می‌شود تا به گوش همجنسگراستیزان برسد این است که همجنسگراها وجود دارند و شما خواهی نخواهی باید آن‌ها را بپذیرید و به حقوق‌شان احترام بگذارید.
    چیزی که در اینجا عیان است اینست که عمده‌ی این اظهارنظرهای همجنسگراستیزانه یا از روی بی‌اطلاعی‌ست یا غرض. پس وظیفه‌ی همجنسگراها در اینجا بلند کردن صدای خود به هر صورت ممکن است. وظیفه‌ی همجنسگراها نشان دادن خود است و بیرون آمدن از پستو تا زمانی برسد که چنین طرز فکر همجنسگراستیزانه‌ای از دنیای امروز ما رخت بر بندد. دنیایی عاری از خشونت، خشم،‌ تنفر و دنیایی که هر دو انسان مختار و آزاد بتوانند بتوانند به دور از قضاوت‌های مغرضانه در صلح و آزادی به هم عشق بورزند.

  • اظهارنظر شماره 23.

    این اظهار نظر حذف شده است زیرا مسئولان صفحه آن را بر خلاف مقررات صفحه تشخیص داده اند . مقررات صفحه.

  • به این نظر رای دهید
    +2

    اظهارنظر شماره 22.

    من فکر میکنم هیچکدام از کاربرانی که اینجا علیه همجنسگرایی کامنت گذاشته اند، اصلا کل مطلب را نخوانده اند. چرا که دقیقا کامنت هایشان مصداق همان لجاجتی است که در متن نوشته آمده است.

 

نظرات 5 از 26

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.