ناظران می‌گویند...

آیا شنیده‌اید کسی از تجربه رابطه جنسی در کودکی به خوبی یاد کند؟

به روز شده:  15:46 گرينويچ - پنج شنبه 06 فوريه 2014 - 17 بهمن 1392

مزاحمت جنسی یکی از بغرنج ترین حوزه های پژوهشی است

می گفت هنوز یادمه وقتی «از اون کارها» با من کرد چه لباسی تنم بود. یک بلوز بنفش و یک شلوار سفید و آبی.

داشتیم با بچه های فامیل تو حیاط بازی می کردیم که یهو دیدم اون هم اومد و پرسید «لیلا جان می خوای گیلاس بچینیم؟»

۹ سالم بود و عاشق بالارفتن از در و دیوار و دار و درخت بودم. سرم رو به علامت تایید تکون دادم.

دستم رو گرفت و بلندم کرد. شروع کردم به جمع کردن گیلاس و ریختم تو سبدی که بهم داده بود.

"چرا ترس و لرز؟ چون زنانی که تجربه مزاحت جنسی دارند بیشتر مواقع مخصوصا در کودکی، خود را بیشتر از مرتکب این عمل مقصر و مسئول می دانند. "

یک لحظه متوجه شدم دستاش جاهای مناسبی نیستند. یکی عقب و یکی جلو. ترسیدم. خیلی ترسیدم.

با صدای نزدیک به فریاد ازش خواستم منو بذاره زمین. تا پاهام برسه زمین خیلی آزارم داد. ولی می ترسیدم.

با وضعیت جدیدی آشنا شده بودم که هیچ شناختی ازش نداشتم. بلافاصله دویدم رفتم آشپزخونه پیش زنها.

به کسی چیزی نگفتم. هیچ نگفتم تا بیست سالگی.»

از او پرسیدم آیا باز هم از طرف همان فرد چنین رفتاری دیدی؟

جواب داد: در سنین مختلفم و به دفعات. پایان ماجرا را از تجربه بیست سالگی اش گفت زمانی که این بار کمی شناخت از موضوع پیدا کرده بود و می توانسته با خانواده که دادگاهی برای این موضوع تشکیل داده بودند در میان بگذارد اما با ترس و لرز.

چرا ترس و لرز؟ چون زنانی که تجربه مزاحت جنسی دارند بیشتر مواقع مخصوصا در کودکی، خود را بیشتر از مرتکب این عمل مقصر و مسئول می دانند.

با طرح دوباره اتهام سوء رفتار جنسی توسط دیلن فارو، دخترخوانده وودی آلن، کارگردان مشهور آمریکایی، این موضوع دوباره به تیتر رسانه‌های آمریکا تبدیل شده است. اتهام‌های دیلن یک بار در سال ۱۹۹۲ توسط روانشناسان و بازپرسان "فاقد وجاهت قانونی" شناخته شد و بسیاری نقش مادرخوانده او، میا فارو، را در این ماجرا مورد توجه قرار دادند، اما این بار دیلن فارو با نوشتن نامه ای سرگشاده به روزنامه نیویورک تایمز، یک بار دیگر از آنچه مدعی است در دوران کودکی بر او گذشته سخن به میان آورده است و گفته حالا "به عینیت خاطراتش" بیشتر واقف شده است. با این وجود، بازپرسان پس از بررسی مجدد ادعاهای دیلن قرار پیگردی برای وودی آلن صادر نکردند و همزمان پسرخوانده او موسی فارو در دفاع از پدرش گفته اختلاف وودی آلن و شریک سابق زندگی اش، میا فارو، می‌تواند نقش مهمی در این نزاع خانوادگی داشته باشد.

مسئول در برابر از هم پاشیدگی روابط خانوادگی و یا انواع مجازاتها و محرومیتها. به عبارتی این گونه آموزش می بینند.

فرایند یادگیری اجتماعی در اغلب جوامع (در اینجا به ویژه جامعه ما) علاقه شدیدی به «انگشت اتهام به سوی قربانی دراز کردن» در موارد مربوط به مزاحمت جنسی دارد.

زمانی که زنی لب به سخن در مورد تجربه مزاحمت جنسی می گشاید دم دست ترین و معمولترین واکنش، متهم شدن خود اوست.

در واقع جای قربانی و مرتکب عوض می شود و همین مانعی اساسی در عدم واکنش زنان در مقابل مزاحمت جنسی است.

پس زن مجبور به سکوت می شود و بار انواع تجربیاتی از این دست را از کودکی در خانه به دوش کشیده و همزمان با بالا رفتن سن و حضور در فضاهای مختلف هر روز به بار او اضافه می شود.

از لیلا پرسیدم در دادگاه خانوادگی واکنش همسر آن فرد خاطی چه بود؟ گفت: اولین جمله اش این بود «اگه راست می گی چرا این همه سال نگفتی؟» و ساکت شد.

درست است که رای دادگاه خانوادگی به نفع لیلا بوده اما دلیل آن این بوده که مردان خانواده احساس کرده اند که ناموس آنها لکه دار شده و نه بدین دلیل که حریم شخصی یک انسان مورد تعدی قرار گرفته و متحمل آسیبهای شدید روانی و حتی جسمی شده است.

در این میان واکنش بخشی از زنان خانواده هم به خودی خود بسیار قابل توجه و محل تامل جدی است.

آنها عمدتا در جبهه مقابل قرار می گیرند چون به آنها نیز یاد داده شده است که این حرفها را باید در پستوی خانه نگه داشت و جهت جلوگیری از هر گونه پایان دهشتناک، جلوی درز آنها به بیرون را گرفت.

همین سکوت هم باعث شیوع مزاحمت جنسی در جامعه است چرا که مزاحمت جنسی تابوی سنگینی است و طبعا اگر در مورد مساله ای به این جدیت صحبت نشود و آشکارسازی صورت نگیرد پس همچنان به صورت یک مساله حاد رواج داشته و خواهد داشت.

حقیقت این است که مزاحمت جنسی یکی از بغرنج ترین حوزه های پژوهشی است.

"در این میان واکنش بخشی از زنان خانواده هم به خودی خود بسیار قابل توجه و محل تامل جدی است. آنها عمدتا درجبهه مقابل قرار می گیرند چون به آنها نیز یاد داده شده است که این حرفها را باید در پستوی خانه نگه داشت و جهت جلوگیری از هر گونه پایان دهشتناک، جلوی درز آنها به بیرون را گرفت."

ماجرای بالا یکی از نامحدود تجربیاتی است که زنان در طول عمر تجربه می کنند.

کار در این حوزه بعد از سالها هنوز هم برای من پر از شگفتی همراه با ناامیدی ست.

متاسفانه همچنان قربانی، مقصر است.

از طرفی همیشه باید توجه داشته باشیم که قرار گرفتن در هر وضعیت جدیدی نیازمند برخی ملزومات در قالب یک پروسه است٫ پروسه ای که باید طی شود تا به شناخت و درک و چاره جویی و یا هر چیز دیگری برسد.

پس کودکی که مزاحمت جنسی را تجربه می کند به دلیل کودک بودن و عدم آگاهی و آشنایی هیچ واکنش فاعلانه ای نمی تواند داشته باشد مگر اینکه تحت شرایطی آموزش خاصی در ارتباط با این مساله از سوی والدین و یا سیستم آموزشی داشته باشد.

پی نوشت: لطفا نگویید لیلا فقط یک نفر است و نمی توان حرف او را به عنوان مدرک معتبر پذیرفت.

زمانی که دانشجو بودم برای نگارش پایان نامه کارشناسی ارشد مسئله مزاحمت جنسی و تجربیات زنان در فضاهای عمومی را از منظر فمینیستی با روش تحقیق نظریه میدانی‌(مبنایی) بررسی کرده و از طریق مصاحبه با ۵۰ نفر زن از گروههای مختلف پی به مسئله ای تلخ اما واقعی بردم؛ هر پنجاه نفر بدون استثنا تجربه مزاحمت جنسی از کودکی تا بزرگسالی را در مکانهای مختلف (اندرونی-برونی) داشتند.

نظرات

برای این موضوع نمی توان اظهارنظری ارسال کرد

بخش نظرات
 
  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 68.

    تمام هم و غم فمینیست ها، همین تبدیل کردن کل جامعه به دو قبیلهء "زن" و "مرد" و سپس دفاع از قبیلهء زن هاست. اصولا در نگاه فمینیستی توان درک موجودی بنام انسان وجود ندارد. مثلا یک فمینیست را نمی توانید سراغ بگیرید که از مظلومیت مردان و پسران در یک سری موارد صحبتی بکند. این نگاه قبیله گرا، برای همین محکوم به شکست هست چون در ذات اش یک نوع خودخواهی تکبرآمیز جاهلانه وجود داره. درحالیکه تمام مواردی که این نوشتار بر شمرده، نه فقط در مورد "لیلا" صدق می کنه، بلکه در مورد بسیاری پسران صدق می کنه که مورد سواستفاده قرار گرفته اند، ضمن اینکه "سواستفادهء" زنان هم به شکلی کاملا "زنانه" در بستر جامعه و تاریخ جریان داشته و داره که این فمینیست هیچ علاقه ای به افشای آن نداره چون تضعیف کننده ء قدرت قبیلهء زنانهء اوست

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 67.

    من خودم وقتی 12 سالم بود ،پسر 25ساله همسایه باهام رابطه جنسی داشت،اما من چیز زیادی نمیدونستم و تسلیم کارهای اون بودم

  • به این نظر رای دهید
    0

    اظهارنظر شماره 66.

    سپاس از نوشته گران فدر که بی شک نمونه های مشابه ان در پیرامون بسیار است و بسیار شاهد ان ها بوده ام و بسیاری از ان ها نیز توجیه خانوادگی نیز دارد. اما ان قسمت که نویسنده نوشته همچنان قربانی مقصر است زیاد به واقعیت جامعه جور در نمیاید. در این موارد یا اصولن باور بر ان است که خطایی رخ نداده و این رخدادی دردرازنای تاریخ بوده که برخاسته از همان پذیرش وجودی این ستم بر زنان است. در دیگر حالت همان بحث عدم نمایش واکنش به دلیل واهمه از واکنش دیگران، ترس از مزاحم و یا عدم امید به دست یابی به حق است

  • به این نظر رای دهید
    +1

    اظهارنظر شماره 65.

    خانم حسین زاده , این دیوها (مردها) از دامان فرشتگانی چون شما برآمده اند . حتما میدانید که بطور متوسط مادر ٨٠% در تربیت کودک اثر دارد.

  • به این نظر رای دهید
    +1

    اظهارنظر شماره 64.

    تیتر مقاله گمراه کننده است چون شخص تصور می کند مقاله شامل پژوهشی است که شامل تحقیق از کودکانی که با ازدواج و یا رضایت تن به رابطه جنسی داده اند نیز می شود. در ضمن آنکه موضوع آلن را یک تجاوز قطعی در نظر گرفته که از انصاف به دور است.

 

نظرات 5 از 68

 

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.