بلوچستان؛ سی و پنج سال پس از انقلاب

سیستان و بلوچستان سرزمین پهناور و نسبتا فراموش شده ای است که همواره در صدر جدول شاخص های توسعه نیافتگی و محرومیت ها پدیدار می شود، و یا کشتارهای مقطعی گروهای خشونتگرا نظر را بسوی آن جلب می کند.

لیست طولانی شاخص های محرومیت نظیر پائین ترین نرخ مشارکت اقتصادی و مدیریتی در کشور، بالاترین میزان بیسوادی و بالاترین نرخهای بیکاری، فقر، اعدام، مرگ و میر مادران و فرزندان، تعداد افراد بی شناسنامه، فقدان امنیت غذایی (علاوه بر فقدان امنیت قضایی) و سوءتغذیه که بیش از دو برابر استان های کشوراست، در کنار کمبود مایحتاج اولیه مثل نان و کپسول گاز مایع و شاخص های نومید کننده دیگر نظیر کمترین ضریب نفوذ اینترنت و مدارس کپری و غیره حاکی از اعمال سیاست های مزمن محرومیت زای دولت های مختلف است.

اقتصاد

طبق آخرین بررسی مرکز آمار ایران نرخ مشارکت اقتصادی در استان سیستان و بلوچستان کمترین در سطح کشور است.

بلوچستان با قرار داشتن بر روی کمربند فلزی و معدنی جهان که از یوگسلاوی تا پاکستان ادامه دارد دارای ذخایر غنی از فلزات و کانسارهای معدنی از قبیل طلا، نقره، کرومیت، مس، منگنز، سرب، روی، قلع، تنگستن می باشد.

سال پیش نیز وجود منابع عظیم انرژی در سواحل دریای بلوچستان مورد تائید قرار گرفت.

علیرغم تبلیغات وسیع دولت های متعدد بخش صنایع و معادن استان با توجه به عدم وجود ساختارهای زیربنایی، تجهیز و به کارگیری نیروی انسانی و عدم رشد تحولات اقتصادی و مالی و پیوند با سایر بخش های توسعه نیافته بخصوص معادن، کشاورزی، صنایع دریایی و شیلات و تجارت مناطق مرزی و آزاد، همچنان از فقدان سرمایه گزاری و عدم توجه دولت رنج می برد.

اگرچه همه اذعان دارند بلوچستان از استعداد و توانمندی های صنعتی و معدنی بالقوه بالایی برخوردار است که باید با اتخاذ تدابیر لازم و برنامه ریزی صحیح این قابلیتها بالفعل درآیند.

متاسفانه حتی معدود طرح های عمرانی و صنعتی پیشرفت فیزیکی بیش از ٤٠ درصد نداشته اند و معمولا بیشتر آنها، به استثنای پروژه های امنیتی و نظامی، نیمه کاره رها می شوند.

چون از همان ابتدا هدف اصلی اخذ تسهیلات بانکی و تخصیص بودجه و اعتبارات دولتی در جهت منافع شخصی و گروهی است و نه توسعه صنعتی به معنای واقعی کلمه.

علیرغم موافقت نامه تبادل شده با قرارگاه خاتم و شرکت ملی گاز ایران، بلوچستان تنها استانی است در کشور که گاز شهری ندارد.

صنایع دستی استان نظیر سوزن دوزی، سکه دوزی، سفال سازی، گلیم بافی و جواهر سازی و غیره نیز نه تنها مورد بی مهری قرار گرفته اند، بلکه مسئولین و مدیرکل های توانمند و دلسوز بلوچ نیز از کار بر کنار شده اند.

این در حالی است که سفال کلپورگان تنها موزه زنده دنیا است، و سوزندوزی و سفالگری بلوچستان شهرتی جهانی و چشمگیر دارد.

صنعت کشاورزی و محیط زیست

در استان سیستان و بلوچستان اراضی کشاورزی بالفعل و قابل کشت ( آبی ، دیم ، آیش ) بیش از نیم میلیون هکتار است که فقط حدود نیمی از آن برای کشت محصولات زراعی و باغی مورد بهره برداری قرار می گیرند.

وانگهی علاوه بر عدم جبران خسارت ها و پرداخت بیمه توسط دولت، کمبود امکانات و برنامه ریزی دراز مدت در جهت سدسازی و مدیریت منابع آبی، خشکسالی و خسارت های ناشی از سیل و زلزله در ٣٥ سال گذشته، بسیاری از زیر ساخت های بخش کشاورزی را تخریب کرده است.

بسیاری از کشاورزان حتی با مشکل تامین معیشت و ارتزاق روبرو هستند.

مرگ غم انگیز دریاچه هامون در سیستان که هفتمين تالاب بين المللي جهان و بزرگ ترين درياچه آب شيرين كشور بود و اکنون تقريباً برای هميشه از روی نقشه جغرافيايی محو شد، باعث آوارگی و بی خانمانی بیش از دهها هزار کشاورز، صیاد و دامدار شده است.

درياچه ای كه سالانه ۱۲ هزار تن ماهی از آن صيد می شد امروز يك بستر خشك و تفتيده در زیر آوار شن های روان خفته است.

نابودی هامون بزرگ ترين پديده پناهندگی و آوارگان زيست محیطی در كشور را رقم زد.

سیستان که به برکت هامون انبار غله ایران تلفی می شد، اکنون بر طبق گزارش خبرگزاری های داخلی با کشاورزی بیگانه می شود.

صادرات گمرکات استان بیش از یک میلیارد و صد میلیون دلار در طی ده ماه بوده است.

بلوچستان علاه بر صادرات ماهی و میگو و فرآورده های دریایی، بزرگترین تولید کننده و صادر کننده خرمای کشور نیز است که بخش وسیعی از آن بنا به دلایلی نامعلوم تحت عنوان "خرمای بم" صادر می شود.

اجحاف گسترده نهادهای دولتی در حق ماهیگیران و کشاورزان استان زبان زده همه است.

بعنوان مثال پیاز کیلویی ٣٥٥ تومان از کشاورزان خریداری می شود و با قیمت بالای ١٥٠٠ تومان در بازار بفروش می رسد.

در مورد نابودی تالاب جازموریان در غرب بلوچستان که زمانی تامین کننده علوفه برای صدها هزار دام، و منبع آب کشاورزی برای بسیاری بود، کمتر نوشته شده است.

علت اصلی مرگ جازموریان، علاوه بر سوءمدیریت و ساختن سدهای کوچک، احداث بزرگترین سد جنوب شرق کشور در مسیر رودخانه هلیل رود در جیرفت بود که بعد از آبگیری آن در دهه هفتاد باعث خشك شدن بخشهاي مهمي از تالاب و ایجاد ریزگردهای نمکی و شوره زار شد، که باعث بی خانمانی تعداد بیشماری از خانواده های بلوچ در بلوچستان و کرمان شد.

اجتماعی و مذهبی

براساس گزارش چکیده نتایج طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای روستایی و شهری سال ١٣٩١ که از سوی مرکز آمار ایران انتشار یافته، پرهزینه ترین مناطق روستایی کشور در استان زنجان و کم هزینه ترین در استان سیستان و بلوچستان است.

این در حالی است که درآمد کلی دولت از استان نسبت به بسیاری از استانهای کشور بالاتر می باشد. اما فقر در حاشیه شهرها و بخصوص مناطق روستایی در بلوچستان بیداد می کند.

دلایل زیربنایی فقر گسترده در استان نیز ارتباط مستقیمی با سیاست های تفوق جویانه و تبعیض گرایانه دولت بر علیه اهل سنت و بلوچها در زمینه های مختلف از جمله اشتغال، آموزش، بهداشت، مسکن، تسهیلات مالی، بانکی و اداری دارد.

بر اساس آخرین نتایج تحقیقات وزارت بهداشت، تهران و گیلان بالاترین و سیستان و بلوچستان پایین‌ترین سن امید به زندگی را دارند.

امید به زندگی یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه سلامت محسوب می‌شود و می‌توان آن ‌را متوسط عمر افراد کشور محسوب کرد.

فاجعه بارتر آنکه شاخص‌ مرگ ‌نوزادان‌ و میزان مرگ‌ و میر مادران‌ ناشی‌ از عوارض ‌بارداری‌ در کل کشور کاهش یافته است، اما در بلوچستان سیری صعودی دارند.

در نظام جمهوری اسلامی مذهب و سیاست بطرز تفکیک ناپذیری در هم تنیده شده اند.

و از آنجایی که اکثریت قاطع مردم بلوچ در بلوچستان و بلوچهای منطقه سیستان ســُـنی مذهب می باشند، فاکتور مذهب بعنوان معیار تعیین کننده و مبنای تصمیم گیری در سیاست های دولتی و نهادهای حکومتی بارز شده است که خود منشا تنش و درگیری و نارضایتی های فراوان بین مردم بلوچ است.

مردم از مذهب خویش به مثابه سپر در مقابل هجمه های فرهنگی و تضییعات سیاسی دولت حمایت می کنند. بلوچستان بیشترین تعداد سرانه مساجد نسبت به جمعیت در جهان را دارد.

در نتیجه نقش فربه و برجسته اقتصادی، پایگاه مرغوب اجتماعی، و جایگاه سیاسی برخی از رهبران مذهبی بلوچ نسبت به قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست.

برخی از آنها مانند مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی بدون ملاحضات شخصی از این جایگاه برای دفاع از حقوق مذهبی و سیاسی بلوچها و مطالبات اهل سنت ایران بخوبی استفاده می کنند، و تعدادی نیز با فرصت طلبی مثال زدنی از آن برای سهم خواهی و رانت خواری سوءاستفاده می کنند.

علما مردم را به ساخت مسجد و کمک به مدارس دینی و نهادهای مذهبی تشویق می کنند در حالی که فرزندان همان مردم در مدارس کپری بسیار ابتدایی تحصیل می کنند.

فرهنگی

از نظر فرهنگی نیز بخش وسیعی از فعالان ادبی و فرهنگی بلوچ ناچار به سکوت شده اند.

زیرا اغلب فعالیت های فرهنگی، هنری و ادبی از پشت عینک های مقامات امنیتی و اطلاعاتی مورد قضاوت قرار می گیرند و کوچکترین اعتراض و یا حتی درخواست ممکن است حکم محاربه را داشته باشد.

زیرا حکومت ادعای وجود فقر و تبعیض در بلوچستان را تبلیغات دشمن می داند.

اخیرا علی یونسی دستیار ویژه رییس جمهور در امور اقوام و اقلیت های دینی درباره تحقیقات در مورد تدریس به زبان مادری که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز تصریح شده است، سخن گفته بود.

این موضع ایشان بلافاصله توسط اکثریت اعضاء فرهنگستان زبان و ادب فارسی مورد نکوهش قرار گرفت.

این در حالی است که آموزش به زبان مادری به عنوان یک حق در بسیاری از اسناد و معاهدات حقوق بشری مانند منشور زبان مادری، اعلامیه جهانی حقوق زبانی، بندهای ۳ و ۴ ماده ۴ اعلامیه حقوق اشخاص متعلق به اقلیت‌های قومی، ملی، زبانی و مذهبی، ماده ۳۰ کنوانسیون حقوق کودک، ماده ۲۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، و اصل ١٥ قانون اساسی جمهوری اسلامی مورد تاکید قرار گرفته است.

نقش و جایگاه زنان در بلوچستان

علیرغم ساختار سنتی بلوچستان و فربه شدن مذهب، سیستان و بلوچستان شاید جزو محدود استانهایی است که نماینده زن در مجلس و شهردار زن و اعضای زن در شوراهای شهری و روستائی و همچنین معاونین مدیران کل دارد؛ و احتمال فرمانداران زن برای بعضی از شهرهای استان نیز بعید بنظر نمی رسد.

علیرغم بیشترین رقم سرانه بیسوادی در مقایسه با بقیه نقاط کشور و فقدان مشوق های نهادهای حکومتی از قبیل بورس تحصیلی، وام دانشگاهی، فرصت اشتغال و غیره و کمبود زیرساختارهای لازم، هزاران زن فارغ التحصیل دانشگاهی بلوچ و سیستانی خواهان مشارکت فعال در زندگی اجتماعی، فرهنگی، هنری، اقتصادی و سیاسی استان هستند.

حکومت نیز در راستای به حاشیه راندن جامعه تحصیلکرده بلوچ اعم از زن و مرد، در بر جسته کردن فرهنگ مردسالارانه و نقش نهادهای سنتی نظیر ریش سفیدان، سران قبایل و عشایر و رهبران مذهبی و بسیج عشایری مردان تلاش می کند تا نقش زنان را که از تبعیض مضاعف و حتی چندگانه رنج می برند تحدید کند.

اما انتخاب زنان به عنوان نماینده مجلس در شمال استان و انتخاب بخشدار و شهردار و اعضای شورای شهر و روستا در بسیاری از شهرهای جنوبی و میانه ای استان حکایت از عزم اجتماعی جدیدی برای برون رفت از پوسته بدوی و سنتی جامعه و منسوخ شدن نگاه تبعیض آمیز نسبت به زنان دارد که نیروهای واپسگرای حکومتی و محلی برای بقای آن اتحادی نانوشته و نامیمون دارند.